دکتر حمید شاه آبادی با اعلام این خبر گفت: با توجه به شرایط موجود کشور و تعطیلی اجتماعات و مراسم از جمله مراسم معنوی اعتکاف بعلت بیماری کرونا، امسال مراسم اعتکاف در منازل به همراه رادیو برگزار می شود تا مومنین فرصت ایام البیض را برای نیایش و ارتباط با خدا از دست ندهند.
شاید بتوان گفت رادیو اعتکاف، جایگزین مناسبی برای مراسم اعتکاف در شرایط کنونی باشد و شعار " هر خانه یک مسجد" را برای ارتباط با خدا، دعا و نیایش جهت رفع گرفتاری ها محقق کند.
معاون صدا تصریح کرد: این رادیو مانند دیگر رادیو های مناسبتی از طریق فرستنده ها در سراسر کشور بر روی طول موج اف ام ردیف ۹۵/۵ مگاهرتز پخش خواهد شد.
برنامه های این رادیو از اذان مغرب روز شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۸ شروع و تا پایان روز سه شنبه بیستم اسفند سال جاری، همزمان با ایام البیض ( روزهای ۱۵،۱۴،۱۳ ماه رجب المرجب ) ادامه خواهد داشت.
دکتر شاه آبادی یادآور شد با توجه به عدم برگزاری مراسم اعتکاف در مساجد کشور شنوندگان بسیاری از سراسر کشور خواستار تدارک برنامه های مناسب از طریق رادیو شده بودند.
وی خاطر نشان کرد: برنامه های رادیو اعتکاف در بخش های ۴ ساعته ارائه خواهد شد که در هر نوبت سخنرانی های متناسب با این ایام و ماه رجب بصورت زنده و تولیدی پخش می شود. همچنین بخش هایی از آن به پخش تلاوت ترتیل و تحقیق کوتاه اختصاص خواهد یافت.
دکتر شاه آبادی در ادامه گفت: پخش ادعیه و مناجات بویژه دعاهای وارد شده در این ایام ، از بخش های مهم این رادیو است.
تهیه گزارش و نیز پخش تماس ها و تلفن های مردمی، همراه با بیان آداب و اعمال روز و نیز گزیده بیانات بزرگان و علما از قسمت های دیگر هر یک از نوبت های چهارساعته این رادیو است.
بر اساس برنامه ریزی صورت گرفته شنوندگان خداجوی می توانند هر روز بطور زنده از بیانات وعاظ و خطبای توانا از طریق این شبکه بهره مند شوند.
پخش زنده اعمال ام داوود از یکی از اماکن مذهبی نیز در این رادیو پیش بینی شده است.
معاون صدای جمهوری اسلامی اظهار امیدواری کرد که راه اندازی و تولید و پخش این رادیو، فضای مناسب معنوی و مناجات برای آحاد مردم دیندار و علاقمند کشور فراهم آید.
کسانی که دل در گرو محبت خدا نهادهاند، لحظهشماری میکنند تا با ورود به ماه رجب و بهرهمندی از برکات آن، به درک فیوضات ماه عظیم شعبان موفق شوند و پس از آن بتوانند مدال لیاقت ورود به ضیافت الهی در ماه رمضان را دریافت کنند.
رعایتکنندگان حرمت ماه رجب و عاملان به اعمال آن را «رجبیون» مینامند. همانا که در قیامت فرشتهای ندا میدهد: «أین الرجبیون» کجایند افرادی که ماه رجب را محترم شمرده و اعمالی از آن را انجام دادهاند.
مشروح تقویم و اعمال ماه رجب بنا بر منابع دینی به این شرح است:
روز اول: مطابق بعضی از روایات، روز ولادت امام محمد باقر (ع) در سال ۵۷ هجری
روز سوم: روز شهادت امام علی النقی (ع) در سال ۲۵۴ هجری
روز دهم: روز ولادت امام محمد تقی (ع) طبق بعضی از روایات
روز سیزدهم: روز ولادت امیرمومنان علی بن ابی طالب (ع) در داخل کعبه؛ ۱۲ سال قبل از بعثت رسول خدا (ص)
روز پانزدهم: مطابق برخی از نقلها، روز وفات حضرت زینب کبری (س) در سال ۶۳ هجری
روز هجدهم: روز وفات جناب ابراهیم، فرزند رسول خدا (ص)
روز بیست و پنجم: روز شهادت امام موسی بن جعفر (ع) در سال ۱۸۳ هجری
روز بیست و ششم: مطابق روایتی، روز وفات حضرت ابوطالب (ع)
روز بیست و هفتم: بعثت پیامبر گرامی اسلام (ص)
ماه رجب و ماههای شعبان و رمضان، از ماههای بسیار پرفضیلت هستند و از تعبیرات بعضی از روایات اینگونه برمیآید که ماه رجب در میان این سه ماه، امتیاز خاصی دارد تا آنجا که ماه رجب «ماه خدا» نامیده شده و ماه شعبان «ماه پیامبر(ص)» و ماه مبارک رمضان «ماه امت».
***اعمال مشترک این ماه
تعداد این اعمالی که مخصوص روز معینی نیست، بلکه در تمام ماه انجام میشود، زیاد است از جمله:
در تمام ماه رجب، این دعا را بخواند: یا مَنْ یَمْلِکُ حَوآئِجَ السّآئِلینَ، ویَعْلَمُ ضَمیرَ الصّامِتینَ، لِکُلِّ مَسْئَلَة؛ ای که مالک حاجات خواستارانی و ای که نهاد خاموشان دانی برای هر خواستهای، مِنْکَ سَمْعٌ حاضِرٌ وَجَوابٌ عَتیدٌ. اللّهُمَّ وَمَواعیدُکَ الصّادِقَةُ واَیادیکَ الفاضِلَةُ؛ از جانب تو گوشی شنوا و پاسخی آماده است خدایا به حق وعدههای راستت و نعمتهای بسیار، وَ رَحْمَتُکَ الواسِعَةُ فَاَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّد وَآلِ محمد؛ و رحمت وسیعت از تو خواهم که درود فرستی بر محمّد و آل محمد، واَنْ تَقْضِیَ حَوائِجی لِلدُّنْیا وَالاْخِرَةِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء قَدیرٌ؛ و حوایج دنیا و آخرتم را برآوری که به راستی تو بر هر چیز توانایی.
همچنین رسول خدا (ص) فرمودهاند: هر کس در ماه رجب ۱۰۰ مرتبه بگوید «أَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذِی لا إلهَ إِلاّ هُوَ، وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و در پایان صدقهای بدهد، خداوند کارش را به رحمت و مغفرت پایان دهد و هر کس ۴۰۰ مرتبه آن را بگوید فضیلت شهیدان را دارد.
همچنین ایشان فرمودند: کسی که در ماه رجب هزار مرتبه «لا اِلهَ اِلاَّ اللّه» بگوید، خداوند برای او حسنات فراوانی مینویسد.
در روایتی آمده است: «هر کس در ماه رجب، در وقت صبح، ۷۰ مرتبه و شبانگاه نیز ۷۰ مرتبه بگوید اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ اِلَیْهِ و پس از آن، دستها را بلند کند و بگوید أَللّهُمَّ اغْفِرْ لی وَ تُبْ عَلَیَّ اگر در همان ماه رجب بمیرد، خداوند از او راضی خواهد بود...».
در طول این ماه هزار مرتبه بگوید «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ ذَاالْجَلالِ وَ الاْکْرامِ مِنْ جَمیعِ الذُّنُوبِ وَالاْثامِ» تا خداوند رحمان وی را بیامرزد.
«سیّد بن طاووس» در «اقبال» فضیلت فراوانی برای خواندن سوره «قل هو الله احد» در ماه رجب نقل کرده است. از جمله از رسول خدا (ص) روایت کرده است که هر کس با نیت پاک در ماه رجب، ۱۰ هزار مرتبه سوره «قل هو الله احد» را بخواند، وارد عرصه قیامت شود در حالی که از گناه پاک باشد مانند روزی که از مادر متولد شده است و ۷۰ فرشته به استقبال او میآیند و به وی بشارت بهشت را میدهند.
همچنین آن حضرت برای هزار بار خواندن سوره «قل هو الله احد» در این ماه و حتی ۱۰۰ بار نیز پاداش زیادی ذکر کرد.
در روایتی از رسول خدا (ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود: «هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد و چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت با یک سلام) و در رکعت اول ۱۰۰ مرتبه «آیةالکرسی» بخواند و در رکعت دوم ۲۰۰ مرتبه «قل هو الله احد»، پیش از مردن جای خود را در بهشت میبیند و یا دیگری جای او را ببیند (و برای او توصیف کند).
لیلة الرّغائب
اولین شب جمعه ماه رجب را «لیلة الرّغائب» گویند. رسول خدا (ص) در روایتی که فضیلت ماه رجب را بیان میکرد، فرمودند: «از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید که فرشتگان آن را «لیلة الرغائب» نامیدند.»
آنگاه رسول خدا (ص) اعمالی را برای آن شب به این کیفیت بیان فرمود: «روز پنجشنبه اول ماه را روزه میگیری. چون شب جمعه فرا رسید، میان نماز مغرب و عشاء ۱۲ رکعت نماز میگزاری (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت از آن، یک مرتبه سوره «حمد» و سه مرتبه «إنا انزلناه» و ۱۲ مرتبه «قل هو الله احد» را میخوانی. پس از اتمام نماز ۷۰ مرتبه میگویی: أللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد النَّبِیِّ الاُْمِّیِّ وَ عَلی آلِهِ آنگاه به سجده میروی و ۷۰ بار میگویی: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ» سپس سر از سجده برمیداری و ۷۰ بار میگویی: «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ، إِنَّکَ أنْتَ العَلِیُّ الاْعْظَمُ» بار دیگر نیز به سجده میروی و ۷۰ مرتبه میگویی: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ» آنگاه حاجت خود را میطلبی که انشاءالله برآورده خواهد شد.
رسول خدا (ص) در فضیلت این اعمال فرمود: «کسی که چنین نمازی را بخواند، خداوند همه گناهانش را بیامرزد...»
عمره رجبیه
انجام «عمره» در ماه رجب فضیلت فراوان دارد. طبق روایات اهل بیت (ع) «عمره» در ماه رجب فضیلتی همردیف حج (تمتع) دارد.
در روایتی از امام صادق (ع) آمده است: «اَفْضَلُ الْعُمْرَةِ، عُمْرَةُ رَجَب؛ با فضیلتترین عمره، عمره در ماه رجب است.»
شب اول ماه
انجام اعمالی در این شب با ارزش، مورد سفارش است.
اول: از رسول خدا (ص) نقل شده است که به هنگام رویت هلال ماه رجب، این دعا را میخواند: اَللّهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَیْنا بِالاَْمْنِ وَ الاْیمانِ، وَ السَّلامَةِ وَ الاِْسْلامِ، رَبّی وَ رَبُّکَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ؛ خدایا این ماه را بر ما نو کن به امنیت و ایمان و سلامت و دین اسلام پروردگار من و پروردگار تو (ای ماه) خدای عزوجل است.
همچنین از آن حضرت نقل شده است که وقتی هلال ماه رجب را میدید، میفرمودند: اَللّهُمَّ بارِکْ لَنا فی رَجَب وَ شَعْبانَ، وَ بَلِّغْنا شَهْرَ رَمَضانَ، وَ اَعِنّا عَلَی الصِّیامِ وَ الْقِیامِ، وَ حِفْظِ اللِّسانِ، وَ غَضِّ الْبَصَرِ، وَ لا تَجْعَلْ حَظَّنا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ؛ خدایا برکت ده بر ما در ماه رجب و شعبان و ما را به ماه رمضان برسان و کمکمان ده برای گرفتن روزه و شب زندهداری و نگهداری زبان و پوشیدن چشم و بهره ما را از آن ماه تنها گرسنگی و تشنگی قرار مده.
دوم: غسل کردن؛ مرحوم «سیّد بن طاووس» میگوید در کتب «عبادات» روایتی از رسول خدا (ص) یافتم که آن حضرت فرمود: «هر کس درک کند ماه رجب را و در اول، وسط و آخر آن، غسل کند همانند روزی که از مادر متولد شده، از گناهان خارج گردد (و پاک شود.»)
سوم: زیارت امام حسین (ع) در این شب فضیلت بسیار دارد.
چهارم: بعد از نماز مغرب، ۲۰ رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یکبار سوره «حمد» و یکبار سوره «توحید» بخواند. رسول خدا (ص) در پاداش این عمل فرمود: هر کس چنین کند، به خدا سوگند خودش، خانوادهاش، مالش و فرزندانش محفوظ بمانند و از عذاب قبر پناه داده شود ... و در قیامت به سرعت از صراط بگذرد.
پنجم: بعد از نماز عشاء، دو رکعت نماز بهجا آورد، در رکعت اول «حمد» و «الم نشرح» را یک مرتبه و سوره «قل هو الله احد» را سه مرتبه بخواند و در رکعت دوم، سورههای «حمد»، «اَلَم نشرح»، «قل هو الله احد» و «معوّذتین» (سورههای ناس و فلق) را یکبار بخواند و پس از سلام ۳۰ مرتبه بگوید: «لا اله الاّ الله» و ۳۰ مرتبه «صلوات» بفرستد.
رسول خدا (ص) فرمود: کسی که این عمل را انجام دهد، خداوند گناهانش را میآمرزد و از گناه پاک میشود.
ششم: ۳۰ رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت به یک سلام) در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و یک مرتبه «قل یا ایّها الکافرون» و سه مرتبه «قل هو الله احد» را بخواند. در روایتی رسول خدا (ص) فرمود: هر مرد و زن مومنی چنین کند، خداوند تمام گناهان کوچک و بزرگ وی را میآمرزد و تا سال بعد، خداوند نامش را در فهرست «نمازگزاران» مینویسد و از نفاق پاک میشود.
هفتم: احیای شب اول ماه؛ «شیخ طوسی» در «مصباح المتهجّد» از امام صادق (ع) از جدش از امیرمؤمنان علی (ع) نقل کرده است که آن حضرت دوست داشت که در چهار شب از شبهای سال، فارغ از هر چیز، به عبادت بپردازد. شب اول ماه رجب، شب نیمه شعبان، شب عید فطر و شب عید قربان.
در حدیثی دیگر، از امام صادق (ع) نقل شده است که: «تا میتوانی بر احیای شبهای عید فطر، عید قربان و... شب اول رجب مراقبت کن.»
هشتم: خواندن دعایی که از امام جواد (ع) نقل شده است که فرمود: مستحب است انسان، در شب اول رجب، با این کلمات، دعا کند: اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاَنَّکَ مَلیکٌ، وَاَنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْء مُقْتَدِرٌ، وَاَنَّکَ ما تَشآءُ مِنْ أَمْر یَکُونَ، خدایا از تو خواهم بهواسطه آنکه تو فرمانروایی و تو بر هر چیز توانایی و تو هر کاری را بخواهی میشود.
اَللّهُمَّ اِنّی اَتَوَجَّهُ اِلَیْکَ بِنَبِیِّکَ مُحَمَّد نَبِیِّ الرَّحْمَةِ، صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، خدایا من بسویت رو کنم بهوسیله پیامبرت محمد پیامبر رحمت درود تو بر او و آلش.
یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ اللهِ، اِنّی اَتَوَجَّهُ بِکَ اِلَی اللهِ رَبِّکَ وَرَبِّی لِیُنْجِحَ بِکَ طَلِبَتی، ای محمد ای رسول خدا براستی من به تو رو آوردهام برای رفتن به درگاه خدا پروردگار من و تو تا بلکه بوسیله تو حاجت روا گردم...
شب سیزدهم
امام صادق (ع) فرمود: «خداوند به این امت سه ماه ارزشمند عطا کرد که به امتهای قبل نداده بود و آن ماهها، رجب، شعبان و ماه رمضان است و سه شب نیز به این امت عنایت کرد که به امتهای پیشین نداده بود و آن شبهای سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه است و همچنین سه سوره (بافضیلت و پرمحتوا) به این امت عطا کرد که به امتهای سابق نداده بود و آن سورههای «یس»، «مُلک» و «توحید» است، از این رو هر کس که میان این سه فضیلت جمع کند، میان بهترین عطاهای این امّت جمع کرده است.»
از امام (ع) سوال شد: «چگونه میتوان میان آنها جمع کرد؟»، فرمود: «در لیالی بیض (سه شب مزبور) در این سه ماه نماز بخواند. به این نحو که «در شب سیزدهم، دو رکعت نماز بگزارد و در هر رکعتی پس از سوره «حمد» این سه سوره (یس، ملک و توحید) را بخواند و در شب چهاردهم، چهار رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعتی «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند و در شب پانزدهم، شش رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام) و همان سورهها را در هر رکعت بخواند».
امام (ع) در فضیلت این نمازها فرمود: «هر کس چنین کند فضیلت این سه ماه را به دست آورده و خداوند همه گناهانش را جز شرک میآمرزد.»
روز سیزدهم ماه
روز سیزدهم ماه رجب مصادف با ولادت امیرالمؤمنین علی (ع) است و اولین روز از ایام البیض است. روزه گرفتن در این روز، و دو روز بعد، ثواب فراوانی دارد و هر کس که بخواهد عمل «امّ داوود» را بجا آورد باید این روز را روزه بگیرد.
روز چهاردهم ماه
روزه گرفتن در این روز پاداش فراوانی دارد. در روایتی از رسول خدا (ص) میخوانیم: «هرکس که روز چهاردهم ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند پاداشی به وی عنایت کند که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه بر قلبی خطور کرده باشد...»
شب نیمه ماه
این شب، شب ارزشمندی است که چند عمل در آن وارد شده است:
اول: غسل
دوم: احیای آن شب به عبادت که فضیلت بسیار دارد.
سوم: زیارت امام حسین (ع) که زیارت آن حضرت در شب و روز نیمه رجب مورد تأکید قرار گرفته است.
چهارم: شش رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت با یک سلام) و در هر رکعتی «حمد» و «یس» و «ملک» و «توحید» را بخواند.
پنجم: بجا آوردن ۳۰ رکعت نماز که در هر رکعت یک مرتبه «حمد» و ۱۰ مرتبه سوره «توحید» را بخواند، در روایتی از رسول خدا (ص) پاداش فراوانی برای این نماز ذکر شده است.
ششم: ۱۲ رکعت نماز (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک بار «حمد» و یک بار «سوره» را میخوانی و پس از پایان نمازها هر یک از سورههای «حمد»، «فلق»، «ناس»، «توحید» و «آیة الکرسی» و همچنین سوره «قدر» را چهار مرتبه میخوانی و پس از آن، چهار مرتبه میگویی: سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لاَ اِلهَ إِلاَّ اللهُ وَاللهُ اَکْبَر، سپس میگویی: أللّهُ أللّهُ رَبِّی، لا أُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً، ما شاءَ اللهُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ.
روز نیمه رجب
روز مبارکی که در آن چند عمل وارد شده است:
۱- غسل کردن.
۲- زیارت امام حسین (ع)؛ در روایتی از محمد بن ابی نصر نقل شده است که از امام رضا (ع) سوال کردم: «در چه ماهی زیارت امام حسین (ع) بهتر است؟» فرمود: «در نیمه رجب و نیمه شعبان».
۳- بجا آوردن نماز جناب سلمان (همان گونه که در اعمال روز اوّل ماه رجب گذشت.)
اعمال امّ داوود
از مهمترین اعمال روز نیمه رجب، عمل «امّ داوود» است که به گفته علاّمه مجلسی: «شیخ صدوق»، «شیخ طوسی» و «سیّد بن طاووس» (ره) به سندهای معتبر آن را نقل کردهاند. این عمل برای برآمدن حاجات و رفع اندوه و غم، حل مشکلات و دفع ظلم ستمگران بسیار مؤثر است. (و به گفته «علامه مجلسی»، در کتاب «زاد المعاد»، بارها تجربه شده است.)
شب بیست و هفتم ماه رجب (شب مبعث)
شب مبعث از شبهای مهم سال و بسیار ارزشمند است و اعمالی برای این شب نقل شده است:
اوّل: غسل کردن در این شب مستحب است.
دوم: «شیخ طوسی» در کتاب «مصباح المتهجّد» روایتی را از امام جواد (ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «در ماه رجب، شبی است که از تمام آنچه که خورشید بر آن میتابد بهتر است و آن شب، شب «بیست و هفتم» ماه رجب است که در صبح این شب، رسول خدا(ص) به رسالت مبعوث گردید و از شیعیان ما هر کس در آن شب عملی را انجام دهد، پاداش آن به اندازه عمل ۶۰ سال خواهد بود.»
از آن حضرت سوال شد: چه عملی در آن شب بهتر است؟
فرمود: پس از نماز «عشا» وقتی که خوابیدی، پیش از نیمه شب، یا پس از نیمه آن از خواب برمیخیزی و ۱۲ رکعت نماز میخوانی، در هر رکعتی، سوره «حمد» و یک سوره از سورههای کوچک مفصل را میخوانی. آنگاه در هر دو رکعتی که سلام نماز را دادی، مینشینی و هفت مرتبه سوره «حمد» و هفت مرتبه «معوّذتین» (سوره فلق و ناس) و سورههای «توحید» و «کافرون» و سوره «قدر» و «آیة الکرسی» را هر کدام هفت مرتبه میخوانی. آنگاه هر حاجتی که داری از خداوند طلب کن.
سوم: ۱۲ رکعت نماز است که نحوه آن در اعمال شب نیمه رجب بیان شد.
چهارم: زیارت حضرت امیرمؤمنان علی (ع) در این شب، از افضل اعمال است. برای آن حضرت، در این شب سه زیارت نقل شده است.
روز بیست و هفتم ماه
بیست و هفتم رجب، روز مبعث است که روز بسیار شریف و با ارزشی است.
در روایتی از امام صادق (ع) روز مبعث به عنوان شریفترین اعیاد یاد شده است. در هر حال بزرگان برای این روز، اعمالی ذکر کردهاند:
اول: غسل کردن در این روز مستحب است.
دوم: روزه. این روز در میان روزهای سال یکی از چهار روزی است که روزه گرفتن آن فضیلت بسیار دارد و پاداش فراوانی برای آن نقل شده است. در روایتی از امام صادق (ع) میخوانیم: «هر کس در روز بیست و هفتم رجب روزه بگیرد، خداوند برای او پاداش روزه ۷۰ سال را مینویسد».
سوم: زیاد صلوات فرستادن. در روایتی از امام صادق (ع) نقل شده است که: «در این روز روزه میگیری و بر محمد و آلش زیاد صلوات میفرستی.»
چهارم: زیارت رسول خدا و امیر مؤمنان (علیهما السلام) است.
پنجم: ۱۲ رکعت نماز است. از «ریّان بن صلت» نقل شده است که هنگامی که امام محمد تقی (ع) در بغداد بود، روز نیمه رجب و روز بیست و هفتم رجب را روزه میگرفت و همه ملازمان و یاران آن حضرت نیز روزه گرفتند. آنگاه به ما فرمودند، ۱۲ رکعت نماز بجا آوریم (هر دو رکعت به یک سلام) که در هر رکعت، «حمد» و «سورهای» بخوانیم و هنگامی که نمازها به پایان رسید، هر یک از سورههای حمد، توحید و معوّذتین (فلق و ناس) را چهار مرتبه بخوانیم، آنگاه چهار مرتبه گفته شود: لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ واللهُ اَکْبَرُ، وَسُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ، وَ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ; و چهار مرتبه: اَللهُ اَللهُ رَبِّی لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً و چهار مرتبه: لا اُشْرِکُ بِرَبّی اَحَداً.
ششم: ۱۲ رکعت نماز دیگر. «شیخ طوسی» از حسین بن روح (رحمه الله) روایت کرده است که در این روز ۱۲ رکعت نماز بجا میآوری و در هر رکعت حمد و هر سورهای که خواستی میخوانی و پس از هر دو رکعت و سلام نماز، میخوانی: اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فی الْمُلْکِ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ، وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً، یا عُدَّتی فی مُدَّتی یا وَلیّی فی نِعْمَتی، یا غِیاثی فی رَغْبَتی، یا نَجاحی فی حاجَتی یاحافِظی فی غَیْبَتی، یاکافِیَّ (کافِیَ) فی وَحْدَتی، یااُنْسی فی وَحْشَتی اَنْتَ السّاتِرُ عَوْرَتی فَلَکَ الْحَمْدُ، وَ اَنْتَ الْمُقیلُ عَثْرَتی فَلَکَ الْحَمْدُ وَاَنْتَ الْمُنْعِشُ صَرْعَتی فَلَکَ الْحَمْدُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاسْتُرْ عَوْرَتی، وَ آمِنْ رَوْعَتی، وَ اَقِلْنی عَثْرَتی، وَ اصْفَحْ عَنْ جُرْمی، وَتَجاوَزْ عَنْ سَیِّئاتی فی اَصْحابِ الْجَنَّةِ، وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذی کانُوا یُوعَدُونَ.
وقتی که نماز و دعا پایان یافت، هر یک از سورههای حمد، اخلاص، معوّذتین، کافرون، انّاانزلناه و آیة الکرسی را هفت مرتبه میخوانی. سپس هفت بار میگویی: لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ واللهُ اَکْبَرُ، وَسُبْحانَ اللهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ و آنگاه هفت مرتبه میگویی: اَللهُ اَللهُ رَبِّی لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً. پس از آن، هرچه از خدا میخواهی طلب نما.
هفتم: دعایی است که وقتی امام موسی بن جعفر (ع) را در روز ۲۷ رجب سال ۱۷۹ هجری از مدینه به سوی بغداد حرکت دادند، آن را خواند: یا مَنْ اَمَرَ بِالْعَفْوِ وَالتَّجاوُزِ، وَضَمَّنَ نَفْسَهُ الْعَفْوَ وَالتَّجاوُزَ، یا مَنْ عَفی وَتَجاوَزَ، اُعْفُ عَنّی وَتَجاوَزْ یا کَریمُ، اَللّهُمَّ وَقَدْ اَکْدَی الطَّلَبُ، وَاَعْیَتِ الْحیلَةُ وَالْمَذْهَبُ، وَدَرَسَتِ الاْمالُ، وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ اِلاَّ مِنْکَ، وَحْدَکَ لا شَریکَ لَکَ...
روز آخر ماه
در این روز، نماز جناب سلمان را بجا میآوری. همچنین روزه نیز در این روز پاداش فراوان دارد، امام رضا (ع) فرمود: «هر کس روز آخر ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند گناهانش را میآمرزد».
***در فضیلت کلی ماه رجب
ماه رجب یکی از ماههای حرام است که آغاز و ادامه جنگ در آن با دشمنان اسلام حرام است (مگر جنگ دفاعی) و جنایات نیز در این ماهها (ماههای حرام) دیه سنگینتری دارد.
پیغمبر اکرم (ص) ماه رجب را «ماه أصَبّ» نامیدهاند زیرا رحمت خدا در این ماه بر امت فرو میریزد.
از روایات متعددی که درباره روزههای ماه رجب حتی یک روز از آن وارد شده است، اهمیت فوقالعاده این ماه و عبادت و خودسازی در آن کاملا روشن میشود که در اینجا به گوشهای از آن اشاره میشود:
۱- مرحوم «شیخ صدوق» به سند معتبر از امام صادق (ع) نقل میکند که یکی از یاران آن حضرت در اواخر ماه رجب خدمتشان رسید. چون نظر مبارک امام (ع) به او افتاد، فرمودند: آیا در این ماه روزه گرفتهای؟ عرض کرد: نه. فرمودند: آن قدر ثواب از تو فوت شده است که اندازه آن را کسی جز خدا نمیداند. این ماه، ماهی است که خداوند آن را بر سایر ماهها برتری بخشیده و احترام آن را عظیم شمرده و برای روزه داشتن آن، پاداشهای مهمی قرار داده است. آن مرد عرض کرد: آیا اگر در بقیه این ماه روزه بدارم، به بخشی از ثواب میرسم؟ امام (ع) فرمودند: آری. سپس ثوابهای مهمی برای کسی که فقط روز آخر ماه یا دو روز آخر ماه یا سه روز آخر ماه را روزه بدارد، بیان فرمودند؛ مانند نجات از سکرات مرگ، عذاب قبر و لغزش بر صراط و شداید قیامت و نایل شدن به برائت و رهایی از آتش دوزخ.
۲- در حدیث دیگری آمده است: «رجب» نام نهری است در بهشت، از شیر سفیدتر و از عسل شیرینتر. هر کس یک روز از این ماه را روزه بدارد، از آن مینوشد.
۳- در حدیث دیگری از رسول خدا (ص) میخوانیم که هر کس یک روز از این ماه را روزه بگیرد، خشنودی عظیم خدا را به دست آورده است، خشم الهی از او دور میشود و درهای جهنم به روی او بسته خواهد شد.
۴- هر کس سه روز از این ماه را که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد، فضیلت بسیار دارد و همچنین در سایر ماههای حرام. در روایتی از رسول خدا (ص) آمده است: هرگاه کسی نتواند در این ماه روزه بگیرد، هر روز ۱۰۰ مرتبه این تسبیحات را بخواند، تا ثواب روزه آن را دریابد: «سُبْحانَ اللهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبیحُ اِلاَّ لَهُ، سُبْحانَ الاَْعَزِّ الاَْکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّةَ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ منزه است خدای بزرگ، منزه است آن که تنزیه و تسبیح جز برای او شایسته نیست، منزه است خدای برتر و کریمتر، منزه است آنکه لباس عزت در بر دارد و شایسته آن است.»
از مجموع احادیث بالا و دیگر احادیث به خوبی روشن میشود که این ماه، ماه تهذیب نفوس و خودسازی و آغاز یک دوره جدید سیر و سلوک الی الله است که از ماه رجب آغاز و به ماه مبارک رمضان منتهی میشود. خوشا به حال آنان که قدر و منزلت این سه ماه را بدانند و از آن بهره کافی ببرند.
آن حضرت هنگامی که فضیلت ماه رجب را برای اصحاب خود بیان میکردند، در باره ی « لیلة الرغائب» فرمودند:« از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید که فرشتگان آن را« لیلة الرغائب» نامیده اند.»
اعمال شب لیله الرغائب
مهم ترین عمل «لیلة الرغائب» به جای آوردن 12 رکعت نماز است. رسول خدا (ص) درروایت فضیلت ماه رجب ،خطاب به یاران خود درباره اعمال «لیلة الرغائب» می فرمایند: روز پنج شنبه اول ماه را روزه می گیری چون شب جمعه فرارسید بین نمازمغرب وعشا12 رکعت نماز می گزاری (6نمازدورکعتی) ودرهررکعت ازآن پس ازحمد سه مرتبه سوره قدر(اناانزلنا)و 12مرتبه سوره توحید می خوانی وپس ازاتمام نماز،
70مرتبه می گویی :«اللهم صل علی محمد النبی الامی وعلی آله » آن گاه به سجده می روی
و 70 مرتبه می گویی :«سُبُّوح قُدُّوس رَبُّ المَلائِکةِ وَالرّوح»سپس سر از سجده برمی داری
و70مرتبه می گویی :«رَبِّ اغفِر وَارحَم وَ تَجاوَز عَمّا تَعلَم اِنَّک اَنتَ العَلِیُّ الاَعظَم» باردیگر به سجده می روی
و 70 مرتبه می گویی:« سُبُّوح قُدُّوس رَبُّ المَلائِکةِ وَالرّوح » آن گاه حاجت خود را ازخدا می خواهی ان شاءا...که برآورده می شود.
ثواب اعمال شب لیله الرغائب
پیامبر اکرم(ص) پس ازبیان این عمل ، پاداش آن را چنین برمی شمارند:«کسی که چنین نمازی بخواند خداوند همه گناهانش رابیامرزد ودرقیامت درباره 700نفرازخاندانش شفاعت کند وچون شب اول قبر فرارسد خداوند پاداش این نماز را به نیکوترین چهره با رویی گشاده ودرخشان وزبانی فصیح وگویا به سوی قبراو می فرستد .
آن چهره نیکو به وی می گوید :ای حبیب من ! برتوبشارت باد که از هر شدت وسختی نجات یافتی.ازآن چهره نورانی می پرسد توکیستی؟ من تاکنون چهره ای ازتوزیباتر ندیده ام وبویی ازبوی توخوش تربه مشامم نرسیده است؟ آن چهره نیکو پاسخ می دهد :ای حبیب من !من پاداش آن نمازی هستم که تودرفلان شهر،فلان ماه ودرفلان سال به جا آوردی.من امشب نزد تو آمده ام تا حقت را ادا کنم ومونس تنهایی توباشم ،وحشت راازتو برطرف کنم (همواره درکنارت باشم) وتازمانی که همگی درروزقیامت برخیزند، برسرت سایه بیفکنم.».
محمد رهنما، رئیس دفتر آیتالله رحمتی سیرجانی در سیرجان در پی بستری شدن این مرجع عالیقدر تقلید در یکی از بیمارستانهای شهر مقدس قم، در گفتوگو با عترتنا درباره علت بستری شدن ایشان گفت: آیتالله رحمتی سیرجانی روز پنج شنبه ۱۶ بهمن ماه به علت فشار خون بالا در دفتر قم حالشان بد شده که با انتقال فوری به بیمارستان متاسفانه ایشان به کما رفته و بیهوش می شوند.
وی ادامه داد: خوشبختانه با عنایت الهی و دعای مؤمنین و تلاش تیم پزشکی خوشبختانه از ساعت ۲۳ دیشب وضعیت ایشان مناسب شده و تا این لحظه وضعیت ایشان نسبت به دیروز الحمدالله بهتر است. و انشاءالله با دعای مؤمنین وضعیت ایشان کاملا مساعد شده و از بیمارستان مرخص شوند.
گفتنی است، آیتالله محمد رحمتی سیرجانی از مجتهدین و مدرسین حوزه علمیه قم است که در حوزه علمیه نجف درس خوانده اند و از شاگردان مرجع عالیقدر آیتالله سید محمود شاهرودی هستند، و دروس خارج ایشان در شهر مقدس قم تشکیل می شود.
مدیر داخلی انتشارات هادی مجد درباره حذف بخشهایی از زیارت عاشورا در مفاتیحالجنان چاپ شده توسط این ناشر گفت: این اتفاق یک اشتباه چاپی بود که نسخههای دارای اشتباه فوراً جمعآوری و اصلاح شد.
طی چند روز اخیر تصاویری از انتشار کلیات مفاتیح الجنان در فضای مجازی دست به دست میشود که در آن بخشهایی از زیارت عاشورا حذف شده است.
ابوذر پورمند مدیر داخلی انتشارت هادی مجد که این مفاتیح را به چاپ رسانده در گفتگو با فارس این موضوع را یک اشتباه در چاپ عنوان کرد و گفت: متأسفانه این اشتباه هنگام چاپ مفاتیح رخ داده و ما به محض اطلاع همه نسخههای چاپ شده را جمع آوری کردیم.
وی ادامه داد: متأسفانه این اشکال از چشم ما مغفول ماند و به محض اطلاع کار جمعآوری را آغاز و بلافاصله پس از جمعآوری، نسخههای دارای اشتباه اصلاح و بخشهای حذف شده مجدداً الصاق شد.
رسول اکرم (ص) فرمودهاند: «رجب ماه بزرگ خداست و هیچ ماهی در حرمت و فضیلت به پایه آن نمیرسد و قتال با کافران در این ماه حرام است. آگاه باشید که رجب ماه پروردگار است و شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است و اگر کسی در ماه رجب حتی یک روز روزه بدارد، خدا را از خود خشنود ساخته و خشم الهی از او دور میگردد.»
یکی از برترین شبهای رجب، لیله الرغائب است. از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است که فرمود: از نخستین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید؛ زیرا ملائکه و فرشتگان خداوند به آن شب، لیلةالرغائب میگویند و علت نامگذاری این است که، چون یک سوم از شب میگذرد تمامی فرشتگانی که در آسمانها و زمین هستند، در کعبه و اطراف آن جمع میشوند. در این هنگام خداوند آنان را مورد خطاب خویش قرار میدهد و میفرماید: «ای فرشتگان من! هر چه میخواهید از من بخواهید.»
فرشتگان عرض میکنند: «خداوندا! خواسته ما از تو این است که گناهان کسانی را که در ماه رجب روزه میگیرند، ببخشایی و آنان را مورد آمرزش خویش قرار دهی.» خداوند تبارک و تعالی میفرماید: «این کار را انجام دادم.»
شایسته است کسی که این حدیث را میشنود، در لیلة الرغائب، بر فرشتگان زیاد سلام و درود بفرستد تا تکلیفی را که آیه تحیت بر عهده ما گذاشته (و إذا حییتم بتحیّة فحیّوا بأحسن منها اوردوها)؛ «هرگاه به شما تحیّت گویند، پاسـخ آن را بهتر از آن بدهید، یا (لااقل) به همانگونه پاسـخ گویید.) ادا کرده باشد.
از جمله اعمال این شب نمازی است که گناهان بسیار به سبب آن آمرزیده شود و هر که این نماز را بگزارد، چون شب اول قبر او شود، حق تعالی بفرستد ثواب این نماز را به سوی او به نیکوترین صورتی با روی گشاده و درخشان و زبان فصیح.
پس آن صورت نيكو با وی گوید: ای حبیب من بشارت باد ترا که نجات یافتی از هر شدت و سختی. فرد درگذشته گوید تو کیستی، به خدا سوگند که من رویی بهتر از روی تو ندیدم و کلامی شیرینتر از کلام تو نشنیده ام و بویی بهتر از بوی تو نبوییدم.
آن بشیر گوید: من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. آمدم امشب به نزد تو تا حق تو را ادا کنم و مونس تنهایی تو باشم. وحشت را از تو بردارم و، چون در صور دمیده شود، من سایه بر سر تو خواهم افکند در عرصه قیامت. پس خوشحال باش که خیر از تو هرگز معدوم نخواهد شد.
رسول خدا همچنين میفرماید: «هرکس اولین پنج شنبه ماه رجب را روزه بگیرد، سپس بعد از نماز مغرب و عشا، دوازده رکعت نماز بخواند، در هر رکعت «حمد» یک مرتبه و «إنا أنزلناه» سه مرتبه و «قل هو الله أحد» دوازده مرتبه و سپس حاجت خود را از خداوند بخواهد، إن شاء الله برآورده خواهد شد.»
تاریخ و روز دقیق شب آرزوها یا لیلة الرغائب سال 99
30 بهمن 1399 شمسی روز پنجشنبه
6 رجب 1442 قمری
18 2021February میلادی
امشب جمعه ۲۴ بهمنماه برابر است با شب اول ماه رجب و فردا اول رجب سال ۱۴۴۲ هجری قمری است.
در فضیلت این ماه پیامبر (ص) فرمودند: رجب ماه خدا، شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است و در این جنگیدن حتی با کفار هم حرام است.
همچنین امام کاظم (ع) در فضیلت ماه رجب میفرمایند: هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یک سال از او دور میشود و هر کس ۳ روز از آن را روزه بگیرد، بهشت بر او واجب میشود.
دعای ماه رجب با صدای مرحوم موسوی قهار
اعمال شب اول ماه رجب
در روایات از پیامبر (ص) آمده است که هنگام رؤیت هلال ماه رجب، این دعا را بخوانید: «اَللّـهُمَّ اَهِلَّهُ عَلَیْنا بِالاْمْنِ وَالاْیمانِ وَالسَّلامَةِ وَالاْسْلامِ رَبّى وَرَبُّکَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ»؛ خدایا این ماه را بر ما به امنیت و ایمان و سلامت و دین اسلام نو کن، پروردگار من و پروردگار تو (اى ماه) خداى عزوجل است.
نقل است وقتى پیامبر (ص) هلال ماه رجب را میدید مىفرمود: «اَللّـهُمَّ بارِکْ لَنا فى رَجَب وَشَعْبانَ، وَبَلِّغْنا شَهْرَ رَمَضانَ، وَاَعِنّا عَلَى الصِّیامِ وَالْقِیامِ، وَحِفْظِ اللِّسانِ، وَغَضِّ الْبَصَرِ، وَلا تَجْعَلْ حَظَّنا مِنْهُ الْجُوعَ وَالْعَطَشَ»؛ خدایا برکت ده بر ما در ماه رجب و شعبان و ما را به ماه رمضان برسان و کمکمان ده براى گرفتن روزه و شب زندهدارى و نگهدارى زبان و پوشیدن چشم و بهره ما را از آن ماه تنها گرسنگى و تشنگى قرار مده.
غسل کردن و زیارت امام حسین (ع)
سیّد بن طاووس مىگوید در کتب «عبادات» روایتى از رسول خدا (ص) یافتم که آن حضرت فرمود: هر کس ماه رجب را درک کند و در اول، وسط و آخر آن، غسل کند همانند روزى که از مادر متولد شده، از گناهان خارج شود. همچنین زیارت امام حسین (ع) در این شب فضیلت بسیار دارد
نماز شب اول ماه رجب
بعد از نماز مغرب، ۲۰ رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت به یک سلام) و در هر رکعت یک بار سوره «حمد» و یک بار سوره «توحید» بخواند، رسول خدا (ص) در پاداش این عمل فرمود: هر کس چنین کند، به خدا سوگند خودش، خانوادهاش، مالش و فرزندانش محفوظ بمانند و از عذاب قبر پناه داده شود... و در قیامت به سرعت از صراط بگذرد.
بعد از نماز عشا، دو رکعت نماز به جا آورد، در رکعت اول «حمد» و «الم نشرح» را یک مرتبه و سوره «توحید» را سه مرتبه بخواند و در رکعت دوم، سورههاى «حمد»، «الم نشرح»، «توحید» و «معوّذتین» (سورههاى ناس و فلق) را یک بار بخواند و پس از سلام ۳۰ مرتبه بگوید: «لا اله الاّ الله» و ۳۰ مرتبه «صلوات» بفرستد، رسول اکرم(ص) فرمود: کسى که این عمل را انجام دهد، خداوند گناهانش را مىآمرزد و از گناه پاک مىشود.
متن دعای ماه رجب
بسم الله الرحمن الرحیم
یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ
ای که برای هر خیری به او امید دارم
وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ
و از خشمش در هر شری ایمنی جویم
یا مَنْ یُعْطِی الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ
ای که می دهد (عطای ) بسیار در برابر (طاعت ) اندک
یا مَنْ یُعْطی مَنْ سَئَلَهُ
ای که عطا کنی به هرکه از تو خواهد
یا مَنْ یُعْطی مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ
ای که عطا کنی به کسی که از تو نخواهد
وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ
و نه تو را بشناسد
تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَهً
از روی نعمت بخشی و مهرورزی
اَعْطِنی بِمَسْئَلَتی اِیّاکَ
عطا کن به من به خاطر درخواستی که از تو کردم
جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَجَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَهِ
همه خوبی دنیا و همه خوبی و خیر آخرت را
وَاصْرِفْ عَنّی بِمَسْئَلَتی اِیّاکَ
و بگردان از من به خاطر همان درخواستی که از تو کردم
جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَشَرِّ الاْخِرَهِ
همه شر دنیا و شر آخرت را
فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ
زیرا آنچه تو دهی چیزی کم ندارد (یا کم نیاید) و
وَزِدْنی مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ
بیفزا بر من از فضلت ای بزرگوار
یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ
ای صاحب جلالت و بزرگواری
یا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ
ای صاحب نعمت و جود
یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتی عَلَی النّارِ
ای صاحب بخشش و عطا حرام کن محاسنم را بر آتش دوزخ
کتاب «قرآن در نگاه عقل و علم» با ترجمه محمدباقر شریعتی سبزواری چاپ و منتشر شد.
به باور نویسنده این اثر، قرآن در نگاه عقل و علم از ویژگیهای خاصی برخوردار است. ابتکار و خلاقیت، نوآوری، کیفیت عرضه خوب، اجتناب از تکرار مکررات و روزآمدسازی با عنایت به فرهنگ زمان از جمله این ویژگیها است.
برای بشر امروزی مسئلهای غامض در قرآن نیست، مگر آنکه با رویکردی عالمانه، موشکافانه و روشمند بتوان آن مسئله را به نیکی حل کرد. از نظر قرآن هم بن بستی در کار نیست و هر کس در راه خداوند بکوشد و در پی مقصد راستین باشد، قطعاً خداوند راههای صحیح را نشانش میدهد. نمونههای این امر فراوان است که در این کتاب بدان اشاره شده است.
مؤلف کتاب «قرآن در نگاه عقل و علم»، در پیشگفتار اثر مذکور آورده است: در این اثر، فصلی به آیات مشکل قرآن اختصاص دادم، که به گمان بنده مفسران حل نکردند، تا بتوانم راز و رموز آن را روشن سازم. برای حل بعضی از آیات که از نظر قرآن شناسان جزو آیات مشکل یا متشابه نیست، ولی شبهه انگیز است، ماهها دقت کردم و سرانجام شخصاً معنای معقول و مقبول آن را نگاشتم تا قشر تحصیل کرده و جوان جذب شوند.
در این اثر، به ۹ مبحث اعم از «قرآن اعجاز ماندگار»، «قرآن، اعجاز تمام عصرها و نسل ها»، «شاخصه های آیات قرآن»، «تفسیر و تأویل قرآن»، «اعجاز در مقرّرات حقوقی قرآن»، «اعجاز ادبی قرآن»، «اعجاز باطنی و معارف معنوی»، «اعجاز ماندگار اسلام» و «شبهات اخباریون در عدم حجیت ظواهر قرآن و پاسخ اصولیون» پرداخته شده است.
این اثر در ۳۳۶ صفحه و به قیمت ۶۰ هزار تومان و در قطع رقعی با شمارگان ۵۰۰ نسخه به همت مؤسسه بوستان کتاب (مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی) منتشر و روانه بازار نشر شد. علاقهمندان با خرید اینترنتی این کتاب از طریق نشانی www.bustaneketab.com میتوانند از تخفیف ۲۰ درصدی اثر مذکور بهرهمند شوند.

کتاب «مرجع امنیت در فقه امامیه و حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران» منتشر شد
کتاب «مرجع امنیت در فقه امامیه و حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران» به قلم هادی حاجزاده و به همت پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی منتشر شد.
«مرجع امنیت» به عنوان نقطه کانونی ملاحظات امنیتی، نقشی تعیینکننده در ترسیم منظومه «امنیت، مصلحت و ضرورت» ایفا میکند. لذا بازشناسی آن با توجه به مبانی فکری و ایدئولوژیک هر نظام سیاسی، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
این کتاب ضمن جمعبندی مطالعات درباره تعاریف، ابعاد، موضوعات و سطوح امنیت به بررسی مبانی فقهی و حقوقی «مرجع امنیت» در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران پرداخته و سعی کرده است تصویری کلان و نمایی کلی از منظومه امنیتی در این نظام را با توجه به آموزههای فقه شیعه ارائه کنند.
مبنای اولیه این کتاب بر مطالعه متون فقهی استوار گشته و در ذیل هر بحث فقهی، به ثمرههای قانونی آن نیز اشاره شده است تا روشن گردد که ماده یا موادی از قانون، از چه خاستگاهی نشأت میگیرد و بر چه مبنایی رشد کرده و از چه مؤلفههایی تغذیه نموده است.
در تحلیل موضوعات امنیت، به نظریه علل اربعه (علت مادی، صوری، فاعلی و غایی) به عنوان چارچوب نظری، تمسک جستهایم و از آنجا که هدف از این پژوهش، نه شناختن همه ابعاد و زوایای امنیت، بلکه صرفاً بازشناسی «مرجع امنیت» (علت غایی) بوده است و نیز به دلیل آنکه به اعتقاد فلاسفه، علت غایی و علت فاعلی، پیوستگی تامّی با یکدیگر دارند و هر یک از جهتی بر دیگری فاعل است و از جهتی غایت، در ذیل هر فصل به بیان علت فاعلی (عوامل ایجاد امنیت در آن سطح/ موضوع) و علت غایی (مرجع امنیت در آن سطح/ موضوع) اکتفا گردیده و در ادامۀ آن، شواهد حقوقی و میزان توجهی که به هر موضوعِ امنیت در منابع حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران شده، مورد مطالعه قرار گرفته، سپس به تبیین تزاحمات هر موضوعِ امنیت با سایر موضوعات به عنوان یکی از مهمترین ابزارها در بازشناسی مرجع امنیت در آن موضوع پرداخته شده است.

به همت سازمان قرآن و عترت بسیج جمعی از اهالی قرآن کشور شب گذشته در حسینیه فاطمه الزهرا (س) پادگان ولیعصر (عج) گرد هم جمع شده و درباره مسائل روز قرآنی و فرهنگی کشور به بحث و تبادل نظر پرداختند.
رحیم قربانی رئیس سازمان قرآن و عترت بسیج تهران بزرگ درباره برگزاری این جلسه گفت: این برنامه قرار است به صورت منظم اول هر ماه قمری و با عنوان «جامعه قرآنیان مکتب سلیمانی» برگزار و در آن فعالان قرآنی کشور ضمن احوالپرسی و تازه کردن بازدیدها در راستای حل مشکلات قرآنی و همچنین مشکلات اهالی قرآن بحث و تبادل نظر کنند.

وی ادامه داد: این جلسات وابسته به هیچ دستگاه و نهادی نیست و همه، حتی گروههای مردمی قرار است در آن مشارکت داشته باشند. البته ما میزبان اولین جلسه بودیم و فعلاً قرار است جلسات تا آمادگی دیگر گروهها و نهادها در حسینیه الزهرا (س) برگزار شود.
قربانی درباره اهداف برگزاری این نشستها گفت: ایجاد همدلی با گردهمایی و دیدار مستمر اعضای جامعه قرآنی و انس با قرآن، عترت (ع) و شهدا، هماندیشی در مورد مسائل و نیازهای جامعه قرآنی، هماندیشی و همافزایی جهت ارتقای کمی و کیفی فعالیتهای قرآنی از جمله اهداف این جلسه است.

رئیس سازمان قرآن و عترت بسیج تهران بزرگ ادامه داد: تلاوت قرآن، ذکر اهل بیت علیهمالسلام، ذکر یاد، خاطرات و بیان سبک زندگی شهدا با محوریت شهید سلیمانی، گفتمان معرفتی و بصیرتی، همفکری در مورد مسائل روز قرآنی کشور و تلاش جهت گرهگشایی از مشکلات اهالی قرآن برخی از دستورات و برنامه این جلسه است که در آینده هم ادامه خواهد داشت.

به گزارش فارس در اولین جلسه «جامعه قرآنیان مکتب سلیمانی» اساتید و چهرههایی چون آقایی، آقامحمدی، احمدی وفا، اسکندری، اصل محمدی، ایزدی، بحرالعلوم، بیژنی، بهرامپور، بادپا، پورمعین، توپچی، جوشقانی، حاجی شریف، حشمتی، خواجوی، خواجه پیری، خلیلی، رستمی، رضائیان، رضیعی، زاهدی، زرنگار، زرنوشه، زکیلو، سبزعلی، سرابی، شادالویی، شریف، صالحی، صحاف، صدرزاده، عادلی، عبایی، فراهانی، فریدونی، قدیانی، قربانی، قره شیخلو، قنواتی، قصری زاده، کاشفی، لیایی، محمدزاده، محمدی، محمدیون، مرادی، متقی، برادران موسوی بلده، مهکام، میرزاجانی، نصیری، هژبرپور، یادگاری و یاراحمدی حضور داشتند.


به گزارش خبرنگار قرآن و فعالیتهای دینی خبرگزاری فارس توجه به اخلاقیات و ساختن انسانهای مهذب و باتقوی و بیان تفسیر قرآن دو بُعد اصلی و مهم منبرها و سخنرانیهای مرحوم آیتالله ضیاء آبادی بود. در پی درگذشت حضرت آیت الله ضیاء آبادی از عالمان بزرگ تهران، مرتضی نجفی قدسی در تبیین سیره عملی ایشان یادداشتی به این شرح نوشته است.
بسم الله الرحمن الرحیم
�وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُواْ کَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ� (سوره توبه، آیه ۱۲۲)
لازم نیست مؤمنان، همگی به راه افتند و لکن چرا از هر جماعتی، عده ای کوچ نمی کنند تا به فهم دین دست یابند (فقیه شوند) و وقتی که به نزد قوم خود باز می گردند، آنان را بیم دهند، باشد که از نافرمانی خدا حذر کنند.
آیهای در اثبات فلسفه وجودی روحانیت و حوزههای علمیه
یکی از آیاتی که فلسفة وجودی روحانیت و تشکیلات حوزه های علمیه را اثبات میکند همین آیه است که دستور میدهد از مؤمنان کسانی باید بروند و در فهم دین فقیه شوند و سپس به اوطان خود برگردند و مردم را هدایت کنند.
مرحوم آیتالله سیدمحمد ضیاءآبادی (ره) دقیقاً به همین آیه شریفه عمل کرد و پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در قزوین در سال ۱۳۲۸ شمسی به حوزه علمیه قم آمد و به مدت ۱۲ سال از محضر بزرگانی چون آیتالله العظمی بروجردی، آیتالله العظمی امام خمینی و علامه طباطبایی مفسر کبیر قرآن بهرهمند شد و پس از ارتحال آیتالله بروجردی راهی تهران شد و دیگر در قم ماندن را برای خود جایز ندانست و تصمیم گرفت که به همین آیه شریفه (فلولا نفر) عمل کند و اکنون که فقیه در دین شده است به میان مردم برود و آنان را با معارف الهی آشنا کند و وظیفه اصلی و ذاتی یک روحانی که تبلیغ دین است را به صورت علمی و عملی به انجام رساند.
بهره مردم از ضیاء وجود آیت الله ضیاءآبادی
او حدود شصت سال امام جماعت مسجد بود، مدرس حوزه بود، بر منبر وعظ و خطابه مینشست و ارشاد میکرد و از ضیاء وجودش مردم بهرهمند میشدند.
او عالمی ربّانی، متقی و رفتار و گفتار و کردارش عملاً درس اخلاق و دین بود و مانند چراغی پیرامون خود را روشن میکرد و علاقهمندان به کسب فضائل و مکارم اخلاق را سیراب مینمود.
توجه به اخلاقیات و ساختن انسانهای مهذب و باتقوی و بیان تفسیر قرآن دو بُعد اصلی و مهم سخنرانیهای مرحوم آیت الله ضیاء آبادی بود و لذا کتابهای تفسیری و اخلاقی متعددی هم از ایشان منتشر شده است.
اُنس به قرآن نکته کلیدی در سیره علماء
نکته مهمی که متأسفانه در زندگی اکثر ما وجود دارد، عدم توجه به قرآن کریم است و حال آنکه ائمه اطهار علیهم السلام که خود قرآن مجسم بودند، آنچنان با قرآن مأنوس بودند که غالباً هر سه روز یکبار یک ختم قرآن می کردند و ما از تلاوت روزی یک جزء هم دریغ می کنیم!
سیره علماء بزرگ ما هم همینطور بوده است که پیوسته قرآن میخواندند، در احوالات حضرت امام خمینی (ره) هست که روزی چندین بار مشغول تلاوت قرآن میشدند، ایشان که هر یک دقیقه وقتش بسیار ارزش داشت و رهبر کبیر انقلاب بود، چرا اینقدر وقت برای قرائت و تلاوت و تدبر در قرآن می گذاشت؟! مرحوم آیت الله العظمی سید محمد رضا گلپایگانی (ره) نیز در طول شب و روز مکرر قرآن میخواندند، مگر قرآن کریم نمیفرماید که �فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ� یعنی هر چه می توانید قرآن بخوانید.
توصیه امام المتقین به تلاوت و عمل به قرآن
امیرالمؤمنین (ع) خطاب به فرزندشان محمد بن حنفیه میفرمایند: فرزندم! قرآن بخوان و به آنچه در آن است عمل کن و واجبات، احکام حلال و حرام و امر و نهی آن را لازم بشمار و با قرآن شب زندهداری کن و شب و روز قرآن بخوان، پس بر هر مسلمانی واجب است هر روز به این پیمان نامه نگاه کند هر چند پنجاه آیه باشد، پسرم! این را بدان که درجات بهشت به تعداد آیههای قرآن است و هنگامی که قیامت فرا رسید به قاری قرآن گفته میشود بخوان و بالا برو، پس در بهشت بعد از پیامبران و صدیقان، درجه کسی بالاتر از قاریان و تلاوتکنندگان قرآن نیست. (وسائل الشیعه، جهاد با نفس، ص ۱۹)
امّا ظاهراً بی توجهی به قرآن در بین امت پیامبر اکرم (ص) آنقدر زیاد است که حضرتش در روز قیامت از این بی توجهی و مهجوریتی که بر قرآن کریم رفته است به درگاه الهی شکایت می کنند و عرضه می دارند: �وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا� (سورة فرقان، آیة ۳۰).
اهمیت منبرهای قرآنی توسط وعاظ روحانی
به هر حال برای یک روحانی که در حوزه تحصیل کرده است، تسلط به تفسیر قرآن امر لازم و ضروری است و مردم هم انتظار دارند که روحانیون در منابر و سخنرانیها از آیات قرآن و احادیث مسلم اهل بیت (ع) که مبین قرآن هستند، آنان را بهرهمند سازند یعنی کاری که شهید بهشتی و شهید مطهری انجام میدادند و تمام بیاناتشان را عملاً تفسیر قرآن فرا می گرفت و مرحوم آیت الله ضیاء آبادی هم از ابتدا محوریت تبلیغش را بر بیان تفسیر قرآن گذاشت و در این راه حق شاگردی علامه طباطبایی احیاگر تفسیر قرآن در عصر حاضر را بخوبی ادا کرد و بسیار خوش درخشید.
نوع صدا و بیان ایشان هم فوق العاده جذاب بود و طنین صدایش بسیار اثر گذار بود.
تأکید قرآن به تلاوت و تدبر در آن
در قرآن کریم در موارد متعدد سفارش به قرائت و تلاوت و تدبر در قرآن شده است که نمونة مهم آن، آیات ابتدایی سورة مزمل است که تأکید می کند که بخشی از شب را، نصف از شب را یا کمتر و یا بیشتر، به تلاوت قرآن اختصاص دهید و این نشان می دهد که تلاوت قرآن مخصوصاً در سحرگاهان اثر بهتری بر انسان دارد و بسا درهای شهودی را هم به روی انسان باز کند چرا که فرموده است �ان قرآن الفجر کان مشهوداً�.
آیتالله ضیاءآبادی انیس و عامل به قرآن
بحث و سخن در این مقوله بسیار است و لیکن لازم بود به مناسبت بیان سیرة عملی مرحوم آیت الله ضیاء آبادی به انس ایشان با قرآن و تفسیر آن اشاره شود که در طول شصت سال عمر تبلیغی ایشان بسیار پر رنگ بود، یعنی برای همه روشن بود که آیت الله ضیاء آبادی یک انسان عامل به قرآن و دین شناس واقعی است و منبرهایش مشحون از تفسیر قرآن کریم است و البته به همین سبب سالها پیش جزء خادمان قرآن کریم هم معرفی شد.
چرایی هجرت آیت الله ضیاءآبادی از قم به تهران
نکتة مهم دیگری که لازم است به آن اشاره کنم این است که چرا آیت الله ضیاء آبادی در قم نماند؟! آیا او نمی توانست به فکر آینده خود باشد؟! باید بگوئیم که او وظیفه شناس بود، برای تحصیل فقاهت به قم آمد و وقتی به قدر کفایت رسید دیگر در قم نماند و به تهران رفت و مشغول وعظ و منبر و مسجد و تبلیغ و بیان تفسیر قرآن شد، کاری که باید همة روحانیون انجام بدهند و به قدر لازم در قم بمانند و به فکر تبلیغ دین باشند.
هجرت آیت الله حق شناس به تهران به دستور آیت الله بروجردی
متأسفانه امروزه بسیاری از شهرها حتی شهرهای بزرگ از وجود عالمان دینی خالی شده است! از جمله اقدامات بسیار ارزشمند مرحوم آیت الله العظمی بروجردی اعزام علماء حوزه به بلاد مختلف ایران بود، مثلاً مرحوم آیت الله میرزا عبدالکریم حق شناس به دستور حضرت آیت الله بروجردی به تهران آمدند و در آن هنگام دل از قم کندن هم برای ایشان سخت بود و در این موضوع با حضرت امام خمینی هم که در آن زمان در دستگاه و تشکیلات مرجعیّت آیت الله بروجردی فعال بودند، مشورت می کنند و حضرت امام هم می فرمایند اگر آیت الله بروجردی به من هم فرموده بودند من اجابت می کردم و دستور ایشان را انجام می دادم و پس از این مشورت بود که حضرت آیت الله حق شناس تأمل را جایز ندانسته و بلافاصله به تهران می آیند و بحمد الله در طول سالیان متمادی چراغ پرفروغی برای طلاب، مردم، بازاریان، جوانان و علاقمندان به معارف اسلامی در تهران بودند.
هجرت آیت الله مظاهری به اصفهان نمونهای دیگر از هجرت بزرگان از قم
زمانی در اصفهان دهها مجتهد مسلم وجود داشت و در این اواخر بعد از ارتحال حضرات آیات سید محمد علی صادقی و شیخ حسن صافی که زعامت حوزه اصفهان را بر عهده داشتند، حوزة اصفهان یکباره دچار خلأ شدید شد و بحمدالله با چاره جویی که رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظلة العالی) داشتند و از حضرت آیت الله العظمی مظاهری که در حوزة علمیه قم جایگاه بسیار والایی داشتند و در زمان درس اخلاق ایشان تمام مسجد اعظم قم و صحن های حرم پر از جمعیت می شد دعوت کردند که به اصفهان هجرت کنند و مسئولیت زعامت حوزة علمیه کهن اصفهان را تقبل فرمایند و خوشبختانه با تشریف فرمایی ایشان به اصفهان چراغ پرفروغ حوزة اصفهان همچنان پر تلألؤ ماند.
در مشهد مقدس زمانی چندین مرجع مسلم حضور داشتند و این شهر از عالمان برجسته ای مانند حضرات آیات: میرزا علی آقا فلسفی، میرزا علی اکبر مروارید، و میرزا جواد آقا تهرانی و دیگران برخوردار بود که همه رفتند ولی متأسفانه جای آنان پر نشد و این شهر مهم نیازمند آن است که یکی از بزرگان مانند آیت الله مظاهری که از قم هجرت کردند و به اصفهان رفتند، همت والایی کرده و قطع تعلق از قم نموده و به مشهد مشرف شوند و حوزة کهن و روحانیت معظم آن ارض اقدس را رونق بخشند.
حضور سه عالم بزرگ در یک شهر کوچک
زمانی در شوشتر در همین دوران جنگ تحمیلی، سه عالم بزرگ و برجسته می درخشیدند که مرحوم آیت الله حاج محمد تقی شیخ شوشتری صاحب قاموس الرجال، مرحوم آیت الله آل طیب و مرحوم آیت الله جزایری (پدر آیت الله جزایری اهواز) هر کدام در بین مردم شوشتر وجاهت عجیبی داشتند. از اعتقاد و ایمان مردم شوشتر به علماء و مخصوصاً آیت الله حاج محمد تقی شیخ شوشتری یا تستری هر چه بگویم کم است و همین قدر بگویم هم اکنون مرقد ایشان به مثابه یک حرم و بارگاهی مورد زیارت عموم مردم شوشتر است و آنقدر مردم شوشتر به ایشان اعتقاد عمیق داشتند که حتی هم اکنون بعد از گذشت سالها از ارتحال آن مرحوم بسیاری از مردم بالای ماشینهایشان می نویسند: یا شیخ شوشتر!
حضور عالمان برجسته و مجتهد در شهرهای کشور
ایمان و اعتقاد مردم از این عالمان ربانی است و حیف است که شهرهای ما خالی از عالمان برجسته باشد، شاید بعضی بگویند ائمه جمعه که هستند، امّا اینها مانعة الجمع نیست و جایگاه ائمه محترم جمعه در جای خود محفوظ است ولی باید این را بدانیم که هر شهری عالم برجسته و مجتهد می خواهد و این موضوع در روایات هم آمده است.
جای تأسف است بگوئیم در شهر تبریزی که زمانی مهد عالمان و مجتهدان بوده است هم اکنون از این سطح از عالمان خالی است و دیگر شهرها هم همین وضعیت را دارند و اگر بخواهیم یک به یک را نام ببریم شرح مستوفایی می شود.
اهمیت مسئله هجرت علماء از قم از منظر مقام معظم رهبری
مسئله مهم هجرت علماء و طلاب از مسائل مهم و مد نظر رهبر معظم انقلاب و مراجع معظم تقلید است، تا جایی که رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظلة العالی) در ۱۴ مهرماه ۱۳۷۹ در دیدار جمعی از علماء، اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه، ایشان مسأله هجرت در حوزههای علمیه به منظور تعلیم و تزکیه را نیز مسألهای مهم برشمردند و تصریح کردند: باید افرادی که در حوزه به حد قابل قبولی از آگاهی و علم برسند با هجرت به مناطق مختلف و شهرها، ضمن ارتباط بیشتر با مردم، موجب بهرهمندی آن مناطق، از علم و دانش و برکات معنوی حضور علما شوند.
امیدوارم که خدای متعال تفضل کند و به دل بعضی از بزرگان در قم بیندازد تا مهاجرت به شهرها را در کشور آغاز کنند تا انشاءالله بخشی از خلایی که پیش آمده جبران شود.
بعون الله تعالی
مرتضی نجفی قدسی
به گزارش خبرنگار قرآن و فعالیتهای دینی خبرگزاری فارس توجه به اخلاقیات و ساختن انسانهای مهذب و باتقوی و بیان تفسیر قرآن دو بُعد اصلی و مهم منبرها و سخنرانیهای مرحوم آیتالله ضیاء آبادی بود. در پی درگذشت حضرت آیت الله ضیاء آبادی از عالمان بزرگ تهران، مرتضی نجفی قدسی در تبیین سیره عملی ایشان یادداشتی به این شرح نوشته است.
بسم الله الرحمن الرحیم
«وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُواْ کَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُواْ فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ» (سوره توبه، آیه ۱۲۲)
لازم نیست مؤمنان، همگی به راه افتند و لکن چرا از هر جماعتی، عده ای کوچ نمی کنند تا به فهم دین دست یابند (فقیه شوند) و وقتی که به نزد قوم خود باز می گردند، آنان را بیم دهند، باشد که از نافرمانی خدا حذر کنند.
آیهای در اثبات فلسفه وجودی روحانیت و حوزههای علمیه
یکی از آیاتی که فلسفة وجودی روحانیت و تشکیلات حوزه های علمیه را اثبات میکند همین آیه است که دستور میدهد از مؤمنان کسانی باید بروند و در فهم دین فقیه شوند و سپس به اوطان خود برگردند و مردم را هدایت کنند.
مرحوم آیتالله سیدمحمد ضیاءآبادی (ره) دقیقاً به همین آیه شریفه عمل کرد و پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در قزوین در سال ۱۳۲۸ شمسی به حوزه علمیه قم آمد و به مدت ۱۲ سال از محضر بزرگانی چون آیتالله العظمی بروجردی، آیتالله العظمی امام خمینی و علامه طباطبایی مفسر کبیر قرآن بهرهمند شد و پس از ارتحال آیتالله بروجردی راهی تهران شد و دیگر در قم ماندن را برای خود جایز ندانست و تصمیم گرفت که به همین آیه شریفه (فلولا نفر) عمل کند و اکنون که فقیه در دین شده است به میان مردم برود و آنان را با معارف الهی آشنا کند و وظیفه اصلی و ذاتی یک روحانی که تبلیغ دین است را به صورت علمی و عملی به انجام رساند.
بهره مردم از ضیاء وجود آیت الله ضیاءآبادی
او حدود شصت سال امام جماعت مسجد بود، مدرس حوزه بود، بر منبر وعظ و خطابه مینشست و ارشاد میکرد و از ضیاء وجودش مردم بهرهمند میشدند.
او عالمی ربّانی، متقی و رفتار و گفتار و کردارش عملاً درس اخلاق و دین بود و مانند چراغی پیرامون خود را روشن میکرد و علاقهمندان به کسب فضائل و مکارم اخلاق را سیراب مینمود.
توجه به اخلاقیات و ساختن انسانهای مهذب و باتقوی و بیان تفسیر قرآن دو بُعد اصلی و مهم سخنرانیهای مرحوم آیت الله ضیاء آبادی بود و لذا کتابهای تفسیری و اخلاقی متعددی هم از ایشان منتشر شده است.
اُنس به قرآن نکته کلیدی در سیره علماء
نکته مهمی که متأسفانه در زندگی اکثر ما وجود دارد، عدم توجه به قرآن کریم است و حال آنکه ائمه اطهار علیهم السلام که خود قرآن مجسم بودند، آنچنان با قرآن مأنوس بودند که غالباً هر سه روز یکبار یک ختم قرآن می کردند و ما از تلاوت روزی یک جزء هم دریغ می کنیم!
سیره علماء بزرگ ما هم همینطور بوده است که پیوسته قرآن میخواندند، در احوالات حضرت امام خمینی (ره) هست که روزی چندین بار مشغول تلاوت قرآن میشدند، ایشان که هر یک دقیقه وقتش بسیار ارزش داشت و رهبر کبیر انقلاب بود، چرا اینقدر وقت برای قرائت و تلاوت و تدبر در قرآن می گذاشت؟! مرحوم آیت الله العظمی سید محمد رضا گلپایگانی (ره) نیز در طول شب و روز مکرر قرآن میخواندند، مگر قرآن کریم نمیفرماید که «فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ» یعنی هر چه می توانید قرآن بخوانید.
توصیه امام المتقین به تلاوت و عمل به قرآن
امیرالمؤمنین (ع) خطاب به فرزندشان محمد بن حنفیه میفرمایند: فرزندم! قرآن بخوان و به آنچه در آن است عمل کن و واجبات، احکام حلال و حرام و امر و نهی آن را لازم بشمار و با قرآن شب زندهداری کن و شب و روز قرآن بخوان، پس بر هر مسلمانی واجب است هر روز به این پیمان نامه نگاه کند هر چند پنجاه آیه باشد، پسرم! این را بدان که درجات بهشت به تعداد آیههای قرآن است و هنگامی که قیامت فرا رسید به قاری قرآن گفته میشود بخوان و بالا برو، پس در بهشت بعد از پیامبران و صدیقان، درجه کسی بالاتر از قاریان و تلاوتکنندگان قرآن نیست. (وسائل الشیعه، جهاد با نفس، ص ۱۹)
امّا ظاهراً بی توجهی به قرآن در بین امت پیامبر اکرم (ص) آنقدر زیاد است که حضرتش در روز قیامت از این بی توجهی و مهجوریتی که بر قرآن کریم رفته است به درگاه الهی شکایت می کنند و عرضه می دارند: «وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا» (سورة فرقان، آیة ۳۰).
اهمیت منبرهای قرآنی توسط وعاظ روحانی
به هر حال برای یک روحانی که در حوزه تحصیل کرده است، تسلط به تفسیر قرآن امر لازم و ضروری است و مردم هم انتظار دارند که روحانیون در منابر و سخنرانیها از آیات قرآن و احادیث مسلم اهل بیت (ع) که مبین قرآن هستند، آنان را بهرهمند سازند یعنی کاری که شهید بهشتی و شهید مطهری انجام میدادند و تمام بیاناتشان را عملاً تفسیر قرآن فرا می گرفت و مرحوم آیت الله ضیاء آبادی هم از ابتدا محوریت تبلیغش را بر بیان تفسیر قرآن گذاشت و در این راه حق شاگردی علامه طباطبایی احیاگر تفسیر قرآن در عصر حاضر را بخوبی ادا کرد و بسیار خوش درخشید.
نوع صدا و بیان ایشان هم فوق العاده جذاب بود و طنین صدایش بسیار اثر گذار بود.
تأکید قرآن به تلاوت و تدبر در آن
در قرآن کریم در موارد متعدد سفارش به قرائت و تلاوت و تدبر در قرآن شده است که نمونة مهم آن، آیات ابتدایی سورة مزمل است که تأکید می کند که بخشی از شب را، نصف از شب را یا کمتر و یا بیشتر، به تلاوت قرآن اختصاص دهید و این نشان می دهد که تلاوت قرآن مخصوصاً در سحرگاهان اثر بهتری بر انسان دارد و بسا درهای شهودی را هم به روی انسان باز کند چرا که فرموده است «ان قرآن الفجر کان مشهوداً».
آیتالله ضیاءآبادی انیس و عامل به قرآن
بحث و سخن در این مقوله بسیار است و لیکن لازم بود به مناسبت بیان سیرة عملی مرحوم آیت الله ضیاء آبادی به انس ایشان با قرآن و تفسیر آن اشاره شود که در طول شصت سال عمر تبلیغی ایشان بسیار پر رنگ بود، یعنی برای همه روشن بود که آیت الله ضیاء آبادی یک انسان عامل به قرآن و دین شناس واقعی است و منبرهایش مشحون از تفسیر قرآن کریم است و البته به همین سبب سالها پیش جزء خادمان قرآن کریم هم معرفی شد.
چرایی هجرت آیت الله ضیاءآبادی از قم به تهران
نکتة مهم دیگری که لازم است به آن اشاره کنم این است که چرا آیت الله ضیاء آبادی در قم نماند؟! آیا او نمی توانست به فکر آینده خود باشد؟! باید بگوئیم که او وظیفه شناس بود، برای تحصیل فقاهت به قم آمد و وقتی به قدر کفایت رسید دیگر در قم نماند و به تهران رفت و مشغول وعظ و منبر و مسجد و تبلیغ و بیان تفسیر قرآن شد، کاری که باید همة روحانیون انجام بدهند و به قدر لازم در قم بمانند و به فکر تبلیغ دین باشند.
هجرت آیت الله حق شناس به تهران به دستور آیت الله بروجردی
متأسفانه امروزه بسیاری از شهرها حتی شهرهای بزرگ از وجود عالمان دینی خالی شده است! از جمله اقدامات بسیار ارزشمند مرحوم آیت الله العظمی بروجردی اعزام علماء حوزه به بلاد مختلف ایران بود، مثلاً مرحوم آیت الله میرزا عبدالکریم حق شناس به دستور حضرت آیت الله بروجردی به تهران آمدند و در آن هنگام دل از قم کندن هم برای ایشان سخت بود و در این موضوع با حضرت امام خمینی هم که در آن زمان در دستگاه و تشکیلات مرجعیّت آیت الله بروجردی فعال بودند، مشورت می کنند و حضرت امام هم می فرمایند اگر آیت الله بروجردی به من هم فرموده بودند من اجابت می کردم و دستور ایشان را انجام می دادم و پس از این مشورت بود که حضرت آیت الله حق شناس تأمل را جایز ندانسته و بلافاصله به تهران می آیند و بحمد الله در طول سالیان متمادی چراغ پرفروغی برای طلاب، مردم، بازاریان، جوانان و علاقمندان به معارف اسلامی در تهران بودند.
هجرت آیت الله مظاهری به اصفهان نمونهای دیگر از هجرت بزرگان از قم
زمانی در اصفهان دهها مجتهد مسلم وجود داشت و در این اواخر بعد از ارتحال حضرات آیات سید محمد علی صادقی و شیخ حسن صافی که زعامت حوزه اصفهان را بر عهده داشتند، حوزة اصفهان یکباره دچار خلأ شدید شد و بحمدالله با چاره جویی که رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظلة العالی) داشتند و از حضرت آیت الله العظمی مظاهری که در حوزة علمیه قم جایگاه بسیار والایی داشتند و در زمان درس اخلاق ایشان تمام مسجد اعظم قم و صحن های حرم پر از جمعیت می شد دعوت کردند که به اصفهان هجرت کنند و مسئولیت زعامت حوزة علمیه کهن اصفهان را تقبل فرمایند و خوشبختانه با تشریف فرمایی ایشان به اصفهان چراغ پرفروغ حوزة اصفهان همچنان پر تلألؤ ماند.
در مشهد مقدس زمانی چندین مرجع مسلم حضور داشتند و این شهر از عالمان برجسته ای مانند حضرات آیات: میرزا علی آقا فلسفی، میرزا علی اکبر مروارید، و میرزا جواد آقا تهرانی و دیگران برخوردار بود که همه رفتند ولی متأسفانه جای آنان پر نشد و این شهر مهم نیازمند آن است که یکی از بزرگان مانند آیت الله مظاهری که از قم هجرت کردند و به اصفهان رفتند، همت والایی کرده و قطع تعلق از قم نموده و به مشهد مشرف شوند و حوزة کهن و روحانیت معظم آن ارض اقدس را رونق بخشند.
حضور سه عالم بزرگ در یک شهر کوچک
زمانی در شوشتر در همین دوران جنگ تحمیلی، سه عالم بزرگ و برجسته می درخشیدند که مرحوم آیت الله حاج محمد تقی شیخ شوشتری صاحب قاموس الرجال، مرحوم آیت الله آل طیب و مرحوم آیت الله جزایری (پدر آیت الله جزایری اهواز) هر کدام در بین مردم شوشتر وجاهت عجیبی داشتند. از اعتقاد و ایمان مردم شوشتر به علماء و مخصوصاً آیت الله حاج محمد تقی شیخ شوشتری یا تستری هر چه بگویم کم است و همین قدر بگویم هم اکنون مرقد ایشان به مثابه یک حرم و بارگاهی مورد زیارت عموم مردم شوشتر است و آنقدر مردم شوشتر به ایشان اعتقاد عمیق داشتند که حتی هم اکنون بعد از گذشت سالها از ارتحال آن مرحوم بسیاری از مردم بالای ماشینهایشان می نویسند: یا شیخ شوشتر!
حضور عالمان برجسته و مجتهد در شهرهای کشور
ایمان و اعتقاد مردم از این عالمان ربانی است و حیف است که شهرهای ما خالی از عالمان برجسته باشد، شاید بعضی بگویند ائمه جمعه که هستند، امّا اینها مانعة الجمع نیست و جایگاه ائمه محترم جمعه در جای خود محفوظ است ولی باید این را بدانیم که هر شهری عالم برجسته و مجتهد می خواهد و این موضوع در روایات هم آمده است.
جای تأسف است بگوئیم در شهر تبریزی که زمانی مهد عالمان و مجتهدان بوده است هم اکنون از این سطح از عالمان خالی است و دیگر شهرها هم همین وضعیت را دارند و اگر بخواهیم یک به یک را نام ببریم شرح مستوفایی می شود.
اهمیت مسئله هجرت علماء از قم از منظر مقام معظم رهبری
مسئله مهم هجرت علماء و طلاب از مسائل مهم و مد نظر رهبر معظم انقلاب و مراجع معظم تقلید است، تا جایی که رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظلة العالی) در ۱۴ مهرماه ۱۳۷۹ در دیدار جمعی از علماء، اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه، ایشان مسأله هجرت در حوزههای علمیه به منظور تعلیم و تزکیه را نیز مسألهای مهم برشمردند و تصریح کردند: باید افرادی که در حوزه به حد قابل قبولی از آگاهی و علم برسند با هجرت به مناطق مختلف و شهرها، ضمن ارتباط بیشتر با مردم، موجب بهرهمندی آن مناطق، از علم و دانش و برکات معنوی حضور علما شوند.
امیدوارم که خدای متعال تفضل کند و به دل بعضی از بزرگان در قم بیندازد تا مهاجرت به شهرها را در کشور آغاز کنند تا انشاءالله بخشی از خلایی که پیش آمده جبران شود.
بعون الله تعالی
مرتضی نجفی قدسی
اهمیت حدیث در میان مسلمانان به این دلیل است که کلام معصوم، از منابع اصلی استنباط احکام در فقه و عقاید در علم کلام محسوب میشود. همچنین احادیث از منابع اولیه پژوهشهای تاریخی است.
امام على علیه السلام:
ایّاکُم وَ الحَلفَ فَاِنَّهُ یُنفِقُ السِّلعَةَ وَ یَمحَقُ البَرَکَةَ؛
از قسم خوردن بپرهیزید، چرا که کالا را تلف مى کند و برکت را از بین مى برد.
کافى (ط-الاسلامیه) ج ۵، ص ۱۶۲، ح ۴

شفقنا – اولین جلد تفسیر تطبیقی سوره مبارکه کوثر به قلم حجت الاسلام والمسلمین محمدیعقوب بَشَوی از سوی انتشارات بین المللی جامعه المصطفی العالمیه منتشر شد.
به گزارش خبرنگار شفقنا در قم، در مراسم رونمایی این کتاب تفسیری که امشب با حضور شخصیت های برجسته علمی حوزه های علمیه و نمایندگانی از مجامع و احزاب مذهبی پاکستانی مقیم حوزه علمیه قم، در حسینیه بلتستانیه برگزار شد، حجت الاسلام والمسلمین محمدیعقوب بَشَوی بیان داشت: تفسیر تطبیقی سوره کوثر، اولین تفسیر پژوهش محور می باشد که بصورت کاملا تطبیقی کار شده است.
او با بیان اینکه این شیوه تفسیرنویسی، قدمی نو در حوزه تفسیر است، افزود: در این تفسیر با روش اجتهادی، همراه نمودن و بکارگیری روش تلفیقی از روشهای تفسیر قرآن با قرآن، قرآن با روایات، قرآن با عقل، و تدبر(کلید طلایی این تفسیر محسوب می شود)، بوجود آمده است. اضافه کردن بحث فضای نزول نیز یکی از امتیازات این تفسیر است.
این پژوهشگر پاکستانی با طرح این پرسش که با وجود داشتن دهها تفسیر مختلف فریقین چه لزومی داشت که این تفسیر نوشته شود؟ پاسخ داد: این سؤالی است که عموماً پرسیده میشود اما حقیقت این است که این تفاسیر تنها بخش کوچکی از معارف قرآن را دربر دارند و هنوز اقیانوسی از معارف ناب قرآنی دست نخورده باقی است و جا دارد افراد صاحبنظر در هر علم دست به قلم شده و بر اساس تخصصی که دارند تفسیر قرآن با گرایشهای مختلف را در دست بگیرند و همینطور به ندای درونی انسان که از تحقیق و پژوهش به هیچ وجه سیر نمیشود پاسخ گفته، برای فهم بیشتر مطالب علمی تلاش کند.

وضعیت تفسیر قرآن در بین شیعیان شبه قاره درغربت بیشتری است
او با بیان اینکه مطالعه تفاسیر فریقین تشنگی مرا کم نکرد، بلکه هر چه مطالعه میکردم احساس تشنگی بیشتر حس میشد، اظهار کرد: مع الاسف در حوزه دینی ما وضعیت رضایتبخش نیست. قرآن کریم دهها مرتبه، نه تنها مسلمانان بلکه همه انسانها را به تفکر، تعقل، تدبر و تفقه در آیات، پیامها، قصهها و نکات فراوان دیگر قرآنی دعوت کرده است.
بَشَوی تصریح کرد: حوزه اهل سنت نسبت به حوزه شیعه در مورد تفسیر قرآن کارهایی بیشتر انجام داده است. این کارها قابل تحسین است ولی کافی نیست. تفسیر قرآن در جامعه شیعه در شبه قاره هند از غربت بیشتری رنج میبرد! لذا بر خود لازم دانستم که با وجود برخی کمبودهای علمی به این کار مهم بپردازم و در مهجوریت زدایی از چهره قرآن سهیم باشم. البته تفسیر دیگر بنده درباره آیه هفت سوره بینه، بنام «پیشینه شیعه در قرآن از منظر فریقین» طی شش ماه به چاپ دوم رسید.
او ادامه داد: از اصول حاکم بر این تفسیر، سیاست احترام به مذاهب اسلامی است. قرآن به وحدت اسلامی دستور میدهد لذا لازم است که کمال سعی را در ایجاد هم آهنگی فکری جهان اسلام بکار گیریم و از اختلاف و توهین به دیگر برادران مسلمان بپرهیزیم.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه این تفسیر برای اولین بار تطبیقی و بهصورت پژوهشی تدوین شده است، گفت: تفسیر تطبیقی قرآن کریم، یکی از مباحث بسیار مهم و جدید در علوم تفسیری بهحساب میآید و نقش بسیار مهمی را در کشف قوانین سرنوشتساز جامعه به عهده دارد. لذا این یک کار نو و ابتکاری در جهان اسلام به شمار میرود و ضرورت نوشتن چنین تفسیری راه بسیاری از تفسیرها را خواهد بست.

او افزود: نگاه نقادانه به تفسیرهای موجود امکان فهم بهتر به انسان میدهد. باید با روش اجتهاد به دنبال مباحث تفسیری رفت و باید در تولید علم و گسترش علوم تفسیری سهیم باشیم. با توجه به برخی خلأها در تفاسیر موجود، نواقص کار، لزوم فهم بهتر و گسترش مفاهیم قرآنی در سطح جهانی، کشف قوانین اجتماعی و تطبیق آیات بر مصادیق جدید احتیاج به تفسیر تطبیقی را بیش از پیش نمایان کرده است. با توجه به فرا زمانی و فرا مکانی بودن قرآن کریم، تدبر در آیات قرآن کریم، بررسی روایات سبب نزول و شأن نزول فریقین با روش نو، کمک شایانی در کشف معانی و مفاهیم قرآنی خواهد کرد.
بَشَوی به دیگر ویژگی های این تفسیر اشاره کرد و اظهار داشت: این تفسیر توجه ویژه به مباحث روز و مبتلابه جامعه، از حیث اعتقادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خواهد داشت؛ پرهیز از تکرار، اضافه گویی، سخن بدون مدرک و تنیش آفرین از سیاستهای راهبردی این تفسیر است.
او ادامه داد: الگوگیری و مدلسازی داستانها، ضربالمثلهای قرآنی و کاربرد آنها برای جامعه امروزی و سعی در اسلامی سازی جوامع و معرفی سبک زندگی قرآنی برای نسل امروزی از ویژگی این تفسیر است. به خاطر رهایی خواننده از سردرگمی و رسیدن به پیام الهی، تفسیر سوره مبارکه کوثر طبق مراحل « ترجمه آیات»، «فضای نزول»، «سبب نزول»، « بررسی تطبیقی روایات فریقین»، «تفسیر آیات» و «درس زندگی» صورت گرفته است.

لازم به ذکر است، این تفسیر مقدمه ای از شخصیت های صاحب نظر و اساتید ممتاز حوزه و دانشگاه از جمله آیت الله احمد عابدی و حجه الاسلام والمسلمین محمدعلی رضائی اصفهانی را بهمراه دارد.
تاکنون بیش از ۲۰۰ عنوان کتاب و مقاله علمی حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد یعقوب بشوی به زبان های اردو، فارسی، عربی، انگلیسی، بنگالی، فرانسوی، آذری، برمی، تاجکی، هندی، هوسا، پشتو، سندهی، تایلندی ترجمه شده، چاپ یا در حال چاپ است.
همچنین در این مراسم تعدادی از اساتید و پژوهشگران المصطفی، نمایندگانی از سوی دفتر آیت الله یثربی کاشانی، جمعی از مسئولان حرم حضرت معصومه سلام الله علیها، نمایندگانی از علمای مشهد، شخصیت های برجسته علمی حوزه علمیه قم و برخی از اساتید حوزه و نمایندگانی از مجامع و احزاب مذهبی پاکستانی مقیم در حوزه علمیه قم حضور داشتند.
تصاویر
انتهای پیام

شفقنا- کتاب «قرآن حکیم همراه با خلاصه تفسیر مجمع البیان» همزمان با آخرین روز از پانزدهمین نشست تخصصی شورای عالی قرآن امروز رونمایی شد.
به گزارش خبرنگار شفقنا در قم، «قرآن حکیم همراه با خلاصه تفسیر مجمعالبیان» امروز جمعه، ۱۷ بهمنماه همزمان با آخرین روز از پانزدهمین نشست تخصصی شورای عالی قرآن با حضور حجتالاسلام والمسلمین حمید محمدی، دبیر شورای توسعه فرهنگ قرآنی رونمایی شد.
تفسیر شریف مجمعالبیان اثر مرحوم علامه طبرسی(متوفی ۵۴۸ ه.ق) است و ساختار تفسیری آن شامل ذکر اختلاف شماره آیات، فضیلت سورهها، تفسیر، اختلاف قرائات، اِعراب و … است. این تفسیر متأثر از دو تفسیر قبل از خود یعنی تبیان شیخ طوسی و جامعالبیان طبری است.
رهبر انقلاب اسلامی ایران ضمن تأکید بر کار تفسیری در حوزههای علمیه فرمودهاند: «مجمعالبیان تفسیر بسیار عالمانهای است و مرحوم طبرسی ذیل برخی آیات علم خود را در استنباط، نشان داده است.»
مجموعه حاضر که با تلاش علمی کریم دولتی و داود صائمی فراهم آمده، تلخیصی بر این تفسیر است که در آن سعی شده از بیان تفصیلی دیدگاههای صرفاً تخصصی، ذکر اسناد، مباحث نحوی، قرائات و … اجتناب شود و برای عموم خوانندگان قابل استفاده باشد.
انتهای پیام
امام کاظم(ع) با قرآن انس داشت و روز و شب از این کتاب آسمانی جدا نمی شد، دوست می داشت پیروانش نیز انس و آشنایی خود را با قرآن بیشتر کنند. از این رو می بینیم هم خود درباره قرآن و اسرار و معارف آن سخن می گوید و هم روایاتی از امامان دیگر بر زبان می آورد.
یکی از نشانه های عظمت اهل بیت علیهم السلام این است که رسول خدا صلّ الله علیه و آله آنها را عِدل کتاب خدا قرار داده است و از این که قرآن بیانگر همه چیز است، معلوم می شود معصومین که عدل قرآن هستند باید بیان کننده تمام نیازهای بشری باشند. بدین جهت با این که در برخی از دوران ها امامان در شرایط بسیار سختی قرار می گرفتند، اما این روشن است که نه تنها از وظیفه خود عقب ننشستند، بلکه معارف الهی و احکام اسلامی را با عنایت به قرآن برای مردم تفسیر و تبیین می کردند. حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نیز در طول عمر شریف و با برکت خود در تمام زمینه های پیش آمده از این کتاب آسمانی بهره های فراوانی را به دیگران رسانده است. این نوشتار کوتاه، بیان کننده بخشی از سیره و روش قرآنی آن بزرگوار می باشد.
قرآن در زندگی و سیره امام
پیاده کردن قرآن در تمام مراحل زندگی و دل بستن به آن، یکی از امتیازات بسیار بزرگ مردان الهی به ویژه امامان معصوم است. امام موسی بن جعفر علیه السلام نیز با دنبال کردن همین شیوه، این درس بزرگ را به تمام مسلمانان و پیروان خویش آموختند که با بها دادن بیشتر به قرآن کریم، حضورش را در زندگی خویش پر رنگ کنیم؛ چراکه این کتاب آسمانی، بیان کننده آیین زندگی بشر است. شیخ مفید درباره امام موسی کاظم علیه السلام می گوید: کان علیه السلام أفقه أهل زمانه حسب ما قدمناه و احفظهم لکتاب الله و أحسنهم صوتاً بالقرآن و کان اذا قرأ یحزن و یبکی السامعون لتلاوته؛ امام علیه السلام فقیه ترین فرد در زمان خود و همچنین حافظ ترین فرد نسبت به کتاب خدا و از نظر لحن و صدا آشناترین فرد به قرآن بوده است و هرگاه قرآن می خواند، محزون می گشت و شنوندگان نیز می گریستند.(۱)
پاسخ های قرآنی حضرت در رفتارهای روزمره
ابوحاتم گوید، شقیق بلخی به من گفت: در سال ۱۴۹ قمری به قصد حج حرکت نموده تا به قادسیه (۲) رسیدم و در حالی که کثرت مردم را نظاره گر بودم، ناگاه چشمم به جوانی خوش سیما، سبزه و لاغر اندام افتاد که روی لباس هایش پیراهنی از پشم و نعلینی در پا داشت. از این که او را به تنهایی و جدای از دیگران نشسته یافتم، پیش خود گفتم: این جوان، یکی از صوفیه است که می خواهد در بین راه بار او را دیگران بکشند؛ سوگند به خدا، نزد او می روم و توبیخش خواهم کرد. از این رو، نزدش رفتم. تا مرا دید که به سویش می روم، گفت: ای شقیق! اجتنبوا کثیراً من الظن إنّ بعض الظن اثم؛ (۳) از بسیاری از گمان ها بپرهیزید؛ چراکه بعضی از گمان ها، گناه است. این را گفت و مرا رها کرد و به راه خود ادامه داد. پیش خود گفتم: این امر عظیمی است؛ زیرا او هم آنچه که در دل داشتم، به من خبر داد و هم نام مرا بر زبان آورد، و این نیست مگر بنده ای صالح. باید به دنبالش رفته، از او بخواهم تا مرا حلال کند. بدین جهت به سرعت به دنبالش راه افتادم، اما از دیده ام پنهان شده و دیگر او را نیافتم.
اما وقتی که به واقصه (۴) رسیدیم، او را در حال نماز و نیایش یافتم که به شدت به خود می لرزید و اشکش جاری بود. پیش خود گفتم: این همان دوست من است، بهتر آنکه نزد او رفته و حلالیت بطلبم. پس منتظر ماندم تا این که نمازش پایان یافته و نشست. نزد او رفتم، وقتی مرا دید، اظهار داشت: ای شقیق! این آیه را تلاوت کن: و إنّی لغفّارٌ لمن تاب و آمن و عمل صالحاً ثمّ اهتدی؛ (۵) من هر که را توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، سپس هدایت شود، می آمرزم. این را گفت و به راه خود ادامه داد.
من نیز پیش خود گفتم: این جوان (امام کاظم علیه السلام از ابدال است؛ چرا که دو بار از اسرار درونی من سخن گفت.(۶)
تلاوت قرآن در زندان
اگر چه دشمنان اهل بیت به ویژه حاکمان غاصب و زورگوی عباسی سعی در پنهان کردن ماجراهای روزهای سخت و زندانی امام موسی بن جعفر علیه السلام داشته اند که خود دلایل فراوانی دارد؛ امّا ناگزیر بخشی از آنها را در ملاقات های محرمانه با برخی از کارگزاران بیان کرده اند و تاریخ نمونه هایی از آن را ثبت کرده است. شیخ مفید(ره) می نویسد: امام موسی بن جعفرعلیه السلام را به بغداد روانه و به فضل بن ربیع سپرده شد. امام مدت طولانی نزد وی به سر برد. هارون الرشید از فضل خواست تا عرصه را بر امام تنگ کند ولی فضل از چنین کاری خودداری نمود. هارون الرشید طی حکمی از او خواست تا حضرت موسی بن جعفر علیه السلام را به فضل بن یحیی بسپارد.
فضل بن یحیی پس از تحویل گرفتن امام از فضل بن ربیع، او را به برخی از حجره های خانه خود برده و نگهبانانی را بر او گماشت. امام در این مدت پیوسته مشغول به عبادت و راز و نیاز بود و شب ها را تا صبح به نماز و تلاوت قرآن و دعا سپری می کرد، و در بیشتر روزها حضرتش روزه دار بود.(۷)
قرآن از شرق تا غرب عالم تو را محافظت می کند
همان گونه که امام علیه السلام خود با قرآن انس داشت و روز و شب از این کتاب آسمانی جدا نمی شد، دوست می داشت پیروان و علاقمندان به اهل بیت نیز انس و آشنایی خود را با قرآن بیشتر کنند. از این رو می بینیم هم خود درباره قرآن و اسرار و معارف آن سخن می گوید و هم روایاتی از امامان پیش از خود بر زبان می آورد. در روایتی که طبرسی از آن حضرت نقل کرده، فرمود: فی القرآن شفاء من کل داء؛ در قرآن شفای تمام دردهاست.(۸) حسین بن احمد منقری گوید: از حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام شنیدم که می فرمود: هر که به یک آیه قرآن اکتفا کند و آن را برای نگهداری از خود کافی داند، از شرق تا غرب، همان آیه او را بس باشد، اگر با ایمان و عقیده باشد.(۹)
قرآئت قرآن با صدای بلند
امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: به امام صادق علیه السلام عرض کردند؛ شخصی معتقد است که دعا و قرآن وقتی اثر گذار است که با صدای بلند خوانده شود.
امام در پاسخ فرمود: ایرادی ندارد؛ زیرا علی بن الحسین علیه السلام بهترین صدا را در تلاوت قرآن داشت و نیز بسیار بلند می خواند که تمام اهل خانه می شنیدند، همچنین امام باقر علیه السلام صدایش از همه مردم در تلاوت قرآن رساتر بود، و شب ها که بر می خاست و قرآن می خواند، با صدای بلند می خواند به گونه ای که رهگذران به ویژه سقاها می ایستادند و گوش می دادند.(۱۰)
تشویق به خواندن برخی از آیات و سوره ها
احادیث بی شماری از معصومین صادر شده که پرده از روی خواص برخی از سور و آیات قرآنی برداشته و مشتاقان را به قرائت آنها تشویق کرده اند. حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام در فواید آیه الکرسی و قرائت سوره قل هو الله احد می فرماید: هر که در وقت خواب آیه الکرسی را بخواند، از ترس فلج شدن ان شاء الله ایمن خواهد بود و هر که آیه الکرسی را پس از ادای هر فریضه بخواند، گزندگان به او آسیبی نخواهند رساند. و نیز فرمود: هر که سوره قل هو الله احد را پیش از ملاقات با جبّار و ستمگری قرائت کند،
خداوند شر او را دفع خواهد کرد و اگر آن را به چهار سو بخواند، خداوند نه تنها او را از شر آن ستمگر ایمن می گرداند بلکه خیر او هم به او خواهد رسید. همچنین فرمود: اگر از چیزی هراس داشتی، یکصد آیه از هر کجای قرآن که خواستی، تلاوت کن سپس سه مرتبه بگو: اللهم اکشف عنّی البلاء؛ پروردگارا ! بلا را از من دور بگردان.(۱۱)
امام کاظم علیه السلام فرمود: یکی از پدران بزرگوارم شنید که شخصی سوره حمد می خواند. پس فرمود: وی هم شکر خدا به جای آورد و هم به پاداش رسید. بعد شنید که قل هو الله احد می خواند و فرمود: ایمان و ایمنی به دست آورد. و سپس شنید که انا انزلناه می خواند و فرمود: راست گفت و آمرزیده شد. و سپس شنید که آیه الکرسی می خواند. فرمود: به به، آفرین! امان نامه ای برایش فرود آمد.(۱۲)
آموزش قرآن در عالم برزخ
سلیمان بن داود منقری از حفص روایت کرده که از حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام شنیدم به مردی می فرمود: آیا ماندن در دنیا را دوست می داری؟ گفت: آری. امام فرمود: برای چه؟ پاسخ داد: به خاطر تلاوت [سوره] قل هو الله احد. امام مدتی ساکت مانده و چیزی نپرسید. پس از گذشت یک ساعت، به من فرمود: ای حفص! هر که از دوستان و پیروان ما بمیرد و قرآن را یاد نداشته باشد، در قبر به او قرآن یاد می دهند تا به وسیله قرآن، در روز قیامت، خداوند درجاتش را افزون گرداند؛ چراکه درجات بهشت به اندازه دانستن آیات قرآن است و به او گفته می شود: قرآن بخوان و درجات را طی کن. پس او می خواند و بالا می رود. حفص می گوید: هیچ کس را همانند حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام ندیدم که به شدت در هراس باشد و یا امیدوارتر. قرائت و تلاوتش از قرآن بسیار حزین بود، و هر گاه قرآن می خواند، گویا با انسانی سخن می گوید.(۱۳)
درس هایی به هشام با محوریت قرآن
امام کاظم علیه السلام درس های زیبایی را با محوریت قرآن کریم به یکی از یاران خود به نام «هشام بن حکم» داشته که بخشی از آنها در کتاب تحف العقول آمده است. حضرت در سفارشی که به هشام دارد، بحث خداشناسی و جایگاه عقل را، با استفاده از بیست آیه از قرآن کریم تبیین و بیان کرده و هشتاد مرتبه هشام را مخاطب قرار داده و می فرماید: به راستی خدای تبارک و تعالی اهل خرد و فهم را در کتاب خود مژده داده و فرموده: فبشّر عبادی الّذین یستمعون القول فیتّبعون أحسنه أولئک الّذین هداهم الله و أولئک هم اولوا الألباب؛ (۱۴) مژده بده به بندگانم، به آن کسانی که گفتار را می شنوند و از بهترش پیروی می کنند، آنان که خدایشان هدایت می کند و آنان همان صاحب دلان اند.
ای هشام بن حکم! خدای عزوجل به وسیله عقول، حجت ها را بر مردم تمام کرد و بیان حق را به آنها ایفا کرد و با دلیل آنها را به پروردگاری اش راه نمود و فرمود: و إلهکم إلهٌ واحدٌ لا إله إلّا هو الرّحمن الرّحیم إنّ فی خلق السّماوات و الأرض و اختلاف اللّیل و النّهار… لآیاتٍ لقومٍ یعقلون»؛(۱۵) معبود شما یگانه است، نیست شایسته پرستش جز او، بخشاینده و مهربان است. به راستی در آفرینش آسمان ها و زمین و رفت و آمد شب و روز و… نشانه هاست برای مردمی که خردمندند.
ای هشام! خداوند از این آیه، دلیلی بر شناخت خود آورده که برای آنان مدبری دیگر نیست و فرموده: و سخّر لکم اللّیل و النّهار و الشّمس و القمر و النّجوم مسخّراتٌ بأمره إنّ فی ذلک لآیات لقومٍ یعقلون؛ (۱۶) «مسخر کرد برای شما شب و روز را و خورشید و ماه و اختران به فرمانش مسخّرند. به راستی در این، نشانه ها است برای مردمی که تعقّل می کنند. انّا أنزلناه قرآناً عربیّا لعلّکم تعقلون(۱۷)؛ سوگند به کتاب مبین که ما آن را قرار دادیم قرآن عربی تا شاید تعقّل کنید. و من آیاته یریکم البرق خوفاً و طمعاً و ینزّل من السّماء ماءً فیحیی به الأرض بعد موتها إنّ فی ذلک لآیاتٍ لقومٍ یعقلون؛ (۱۸) «و از نشانه های اوست که به شما برق را بنماید تا بترسید و طمع ورزید و از آسمان بارانی فرود آورد تا زمین را که مرده است، زنده کند. به راستی در این نشانه هاست برای مردمی که تعقل می کنند. ای هشام! سپس خردمندان را پند داد و به آخرت تشویقشان کرد و فرمود: و ما الحیاه الدّنیا إلّا لعبٌ و لهوٌ و للدّار الآخره خیرٌ للّذین یتّقون أفلا تعقلون؛(۱۹) «نیست زندگانی دنیا جز بازی و سرگرمی. و هر آینه خانه آخرت است که بهتر است برای مردم با تقوا. آیا تعقل ندارید؟. ای هشام! سپس بیم داد آن کسانی را که خردمندی نکنند از عذابش و فرمود: ثمّ دمّرنا الآخرین و إنّکم لتمرّون علیهم مصبحین و باللّیل أفلا تعقلون؛ (۲۰) «سپس سرنگون کردیم دیگران را و شما بامداد و شامگاه بر آنها بگذرید. آیا تعقل ندارید؟» ای هشام! سپس بیان کرد که خرد به همراه دانش است و فرمود: و تلک الأمثال نضربها للنّاس و ما یعقلها إلّا العالمون؛ (۲۱) و این مثل ها را زدیم برای همه مردم و تعقل نکنند. آنها را جز دانایان.
ای هشام! سپس نکوهش کرد کسانی را که خردمندی نکنند و فرمود: و إذا قیل لهم اتّبعوا ما أنزل الله قالوا بل نتّبع ما ألفینا علیه آباءنا أو لو کان آباؤهم لایعقلون شیئاً و لایهتدون؛ (۲۲) و هر گاه به آنان گفته شود: پیروی کنید از آنچه خدا نازل کرده، گویند: بلکه پیروی می کنیم آنچه را که پدران خود را بر آن یافتیم. آیا پدرانشان نبودند که چیزی تعقل نمی کردند و ره یاب نبودند؟. و فرمود: إنّ شرّ الدّوابّ عند الله الصّمّ البکم الّذین لایعقلون؛ (۲۳) به راستی بدترین جانواران نزد خدا افراد کر و لال اند که تعقل ندارند. و لئن سألتهم من خلق السّماوات و الأرض لیقولنّ الله قل الحمدلله بل أکثرهم لایعلمون؛ (۲۴) و اگر از آنها بپرسی: چه کسی آسمان ها و زمین را آفریده؟ می گویند: خدا آفریده. بگو سپاس مرخدا راست، بلکه بیشترشان تعقّل ندارند. سپس کثرت را نکوهش کرد و فرمود: و إن تطع أکثر من فی الأرض یضلّوک عن سبیل الله؛ (۲۵) و اگر بیشتر کسانی که در زمین هستند را پیروی کنی، تو را از راه خدا گمراه سازند. ولکنّ أکثرهم لایعلمون؛ (۲۶) ولی بیشترشان نمی دانند. و فرمود: بیشترشان شعور ندارند. ای هشام! سپس کم را ستود و فرمود: و قلیلٌ من عبادی الشّکور؛ (۲۷) و کمی از بندگان بسیار شکرگزارند. و ما آمن معه إلّا قلیلٌ؛ (۲۸) و ایمان نیاورد به او جز کمی.
ای هشام! سپس صاحب دلان را به خوشتر وجهی یاد کرده و به بهترین زیوری آراست و فرمود: یؤتی الحکمه من یشاء و من یؤت الحکمه فقد أوتی خیراً کثیراً و ما یذّکّر إلّا أولوا الألباب؛ (۲۹) حکمت می دهد به هر کس که بخواهد، و به هر که حکمت داده شود، خیر بسیاری به او داده شده و یادآور نشوند جز صاحب دلان. ای هشام! خدا می فرماید:
إنّ فی ذلک لذکری لمن کان له قلبٌ؛(۳۰) به راستی در این قرآن یادآوری است برای کسی که دل دارد؛ یعنی عقل دارد. و فرمود: و لقد آتینا لقمان الحکمه؛(۳۱) هر آینه لقمان را حکمت دادیم؛ یعنی فهم و عقل دادیم. ای هشام! لقمان به پسرش گفت: زیر فرمان حق باش تا خردمندترین مردم باشی. پسر جانم! دنیا دریایی است ژرف و بسیاری در آن غرق اند، باید کشتی تو در آن، تقوای خدا و پر از ایمان باشد و بادبانش توکل و ناخدایش خرد و راهنمایش دانش و لنگرش صبر باشد.(۳۲)
پینوشتها:
۱.ارشاد، شیخ مفید، ص ۲۷۹. ۲.منزلی است در پانزده فرسخی شهر کوفه. (معجم البلدان، ج ۴، ص ۲۹۱).
۳.سوره حجرات/۱۲. ۴.منزلی است در بین راه مکه، (معجم البلدان، ج ۵، ص ۳۵۴)
۵.سوره طه/۸۲. ۶.کشف الغمه، ج ۳، ص ۲۵۸.
۷.ارشاد، ص ۲۸۱. ۸.مکارم الأخلاق، ص ۴۲۰.
۹.کافی، ج ۲، ص ۶۲۳. ۱۰.همان، ص ۴۴۹.
۱۱.همان، ص ۶۲۱. ۱۲.امالی، صدوق، ص ۳۶۱.
۱۳.کافی، ج ۲، ص ۶۰۶. ۱۴. سوره زمر/۱۹.
۱۵.سوره بقره/۱۶۲ و ۱۶۳. ۱۶.سوره نحل/۱۲.
۱۷.سوره زخرف/۱. ۱۸.سوره روم/۲۳.
۱۹.سوره انعام/۳۲. ۲۰.سوره صافات/۹.
۲۱.سوره عنکبوت/۴۳. ۲۲.سوره بقره/۱۷۰.
۲۳.سوره انفال/۲۲. ۲۴.سوره لقمان/۲۵.
۲۵.سوره انعام/۱۱۶. ۲۶.همان/۳۷.
۲۷.سوره سبأ/۱۳. ۲۸.سوره هود/۴۲.
۲۹.سوره بقره/۲۷۲. ۳۰.سوره ق/۳۶.
۳۱.سوره لقمان/۱۱. ۳۲.تحف العقول، (ترجمه)، ص ۴۴۰.
منبع: فرهنگ کوثر، شماره ۸۴
اغلب افراد لحظاتی را تجربه می کنند که واپسین نفس ها را می کشند و به تدریج روح از بدن خارج می شود. لحظه جان دادن را حالتِ «احتضار» و کسی را که در حال جان دادن است «مُحتَضَر» گویند و گاهی این حالت طول می کشد.
به گزارش شفقنا، برای اهل ایمان، جان دادن، حال خوشایندی است. از تنگنای تن و دنیا رها می گردند و به وسعت ابدیت متصل می شوند. هنگام مرگ، فرشتگان الهی به آنان تحیت و سلام می دهند و به نعمت های الهی و بهشت جاویدان بشارتشان می دهند. اما کافران و گناه کاران، سخت جان می دهند و صحنه های هولناکی در نظرشان پدید می آید و مرگشان، آغاز ورود به مرحله سختی و عذاب ها و فشارهاست. از این رو مرگ برای آنان ناخوشایند است.
در روایات، برای لحظه مرگ مؤمنان و فاسقان، تشبیهاتی بیان شده است. رسول خدا
فرمود: «شیعیانی که محبتشان به ما بیشتر باشد، لحظه مرگشان مثل آن است که کسی در تابستانی گرم، جرعه ای آب خنک بنوشد.»(۱ بحار الانوار، ج ۶، ص ۱۶۲.) در بعضی روایات، لحظات جان دادن مؤمن، لذت بخش توصیف شده است؛ مثل بوییدن گل. در حدیث معراج حضرت رسول هم آمده است: «هنگام مرگ مؤمن، فرشتگان بالای سر او می ایستند و جام هایی از کوثر و شراب بهشتی در دست دارند تا او جان دهد و او را بشارت می دهند به بهشت و رضای پروردگار».(۲بحارالانوارج ۷۴، ص ۲۷.)
اما کافران و فاسقان، با مرگی ناخوشایند و دردناک روبه رو می شوند و به سختی جان می دهند و به تعبیر قرآن، فرشتگان بر صورت ها و پشت های آنان می زنند.(۳ محمد، آیه ۲۷.) از این رو در دعاها آمده است که از خداوند بخواهید «سَکَرات مرگ» و لحظه جان دادن را بر شما آسان
کند. اهل بیت و امیر مؤمنان هنگام مرگ مؤمن، بر بالین او حاضر می شوند و به او مژده می دهند. به تعبیر امام علی هر مؤمن پرهیزگاری که بمیرد، هنگام مرگ، مرا می بیند. شاعران نیز به این موهبت و لحظات خوش اشاره دارند که گفته اند:
ای که گفتی «فَمَن یَمُت یَرَنی»*** جان فدای کلام دل جویت
«سکرات موت» همان حالت های سخت و از خود بی خود شدنی است که در حال احتضار به انسان دست می دهد. امام علی در ترسیم آن لحظات می فرماید:
«دنیاپرستان… رنگ می بازند و آرام آرام، مرگ در آنان نفوذ می کند و همه اندام را می گیرد؛ زبان از سخن بازمی ماند؛ میان بستگان در بستر می افتد… کم کم زبان و گوشش از کار می افتد، ولی نگاهش به چهره اطرافیان است؛ می بیند و می شنود که حرف هایی می زنند، ولی نمی فهمد چه می گویند؛ اندک اندک چشمش هم از کار می افتد؛ روح از بدنش جدا می شود و پیکرش به صورت لاشه ای در بین خانواده می ماند. اطرافیان کم کم از بودن در
کنارش وحشت می کنند و از او دور می شوند. دیگر نه گریه کننده ای را تسلّی می دهد و نه صدا کننده ای را پاسخ می دهد. سپس او را به گورستان می برند و به خاک می سپارند و او را با عمل هایش تنها می گذارند و بازمی گردند».(۱نهج البلاغه، خطبه ۲۰)
از آداب حالت احتضار آن است که شخص را در آن حالت، رو به قبله بخوابانند؛ به گونه ای که کف پاهایش به سوی قبله باشد؛ روی او را سبک کنند؛ دکمه هایش را باز کنند؛ شهادتین و مسائل اعتقادی را در آن هنگام برایش بازگو کنند و ذکرها و دعاهایی را به او تلقین کنند و آداب دیگری که در کتاب های فقهی آمده است.(۲توضیح المسائل (احکام محتضر))
کفن ودفن مرده
مسلمانی که از دنیا می رود، باید با جنازه او محترمانه رفتار شود و آن را به خاک بسپارند. از احکام شرعی پس از مرگ، آن است که مرده را غسل می دهند؛ در سه پارچه سفید کفن می کنند؛ بر او نماز میت می خوانند؛ بدن را تا گورستان تشییع می کنند و با آداب خاصی دفن می کنند. حضرت رضا می فرماید:
«از این جهت واجب است مرده را به خاک بسپارند، تا زشت شدن چهره و فاسد و متلاشی شدن بدن و بو گرفتن جسد بر دیگران آشکار نشود و مردم از بوی او یا آفات دیگر، آسیب نبینند و اذیت نشوند. از چشم دوستان و دشمنان پوشیده باشد، تا نه دشمنانش شماتت و بدگویی کنند، نه دوستانش اندوهگین شوند».(۱شیخ حرّ عاملی،)
کفن و دفن یک مسلمان از واجبات کفایی به شمار می رود. از این رو یاد گرفتن احکام
آن نیز لازم است. بهتر است در دفن مرده، شتاب کنند و بی سبب به تأخیر نیندازند و پس از دفن، بر سر قبر او دعا و قرآن تلاوت کنند و برای شادی روحش احسان بدهند و کارهای نیک دیگر انجام دهند. مدفن اموات و گورستان ها، مایه عبرت است. سرانجام همه، آن جا خواهد بود. شعری که پروین اعتصامی برای سنگ قبر خویش سروده، چنین آغاز می شود:
این که خاک سیهش بالین است*** اختر چرخ ادب، پروین است
در اسلام بر تشییع جنازه مؤمن تأکید فراوان شده است و نوعی تکریم او شمرده می شود. به احترام مسلمانی که از دنیا می رود، مؤمنان پیکر او را همراهی و تشییع می کنند تا لحظه ای که به خاک سپرده می شود و تشییع کنندگان به خانه های خود بازمی گردند.
تشییع جنازه، هم برای فرد درگذشته سودمند است و از دعا و آمرزش خواهی تشییع کنندگان و نمازی که بر بدن او می خوانند بهره مند می شود، و هم برای تشییع کنندگان ثواب و آمرزش و رحمت الهی در پی دارد و مایه پند و عبرت است.
ادب تشییع جنازه آن است که انسان، با آرامش و وقار حرکت کند؛ ذکر بگوید؛ چهره غمگین داشته باشد؛ بیشتر اندیشه کند و کمتر حرف بزند و در مسیر تشییع نخندد. امام صادق فرمود: «وقتی در تشییع جنازه ای شرکت کردی، خیال کن این تویی که بر تابوت حمل می شوی، و گویا از خدایت خواسته ای که به دنیا باز گردی و خواسته ات پذیرفته شده است؛ پس به کار نیک بپرداز و در اعمالت بازنگری کن.(۱میزان الحکمه)
امیر مؤمنان در تشییع جنازه ای شرکت داشت. شنید که کسی می خندد؛ بر او اعتراض کرده، فرمود:
«مردگانی که در گوری می آرامند و ما میراث خود و آنان می شویم، گویا ما پس از آنان جاودانه ایم! چرا هر مایه وعظ و پند را فراموش می کنیم؟!(۱)
چند باشی به این و آن نگران *** پند گیر از گذشتن دگران
واعظت، مرگ همنشینان بس ***اوستادت فراق اینان بس
داغ فرزند و هجر همسالان ***همه دیدی، نمی شوی نالان؟
شب اول قبر
پس از دفن میّت در گور، بستگان و دوستان و آشنایان بازمی گردند و او زیر انبوهی از خاک، همراه اعمالش تنها باقی می ماند. «شب اول قبر» شب تنهایی و وحشت، شب سؤال و جواب، شب دوری از بستگان، شب کوتاه شدن دست از دنیا و هرچه در آن است. پیامبر
خدا فرمود:
«اِنّ القبر اوّلُ منازِلِ الآخره …»؛(۱بحار الانوار، ج ۶، ص ۲۴۲.) (= قبر، نخستین منزلگاه آخرت است).
از مهم ترین مراحل مربوط به قبر، سؤالات شب اول است. امیرمؤمنان می فرماید: «وقتی تشییع کنندگان و مصیبت دیدگان بازگشتند، مرده را در قبر می نشانند و مورد سؤال قرار می دهند.»(۲نهج البلاغه، خطبه ۸۳.) در تلقین میت نیز گفته می شود: «بدان که سؤال نکیر و منکر در قبر، حق است.» نکیر و منکر، نام دو فرشته ای است که در قبر حاضر می شوند و از مرده سؤال می کنند. سؤالات قبر درباره خدا و پیامبر و دین و قبله و ائمه و کتاب آسمانی و… است. امام سجاد می فرماید:
«تصور کن که شب اول قبر است و تو را در این خانه جدید، تنها گذاشته اند. دو فرشته نکیر
و منکر سراغت آمده اند تا از تو سؤال کنند. اولین چیزی که از تو می پرسند، پروردگاری است که او را می پرستیدی و از پیامبری که به سوی تو فرستاده شده و از دینی که به آن اعتقاد داشتی و از کتاب و قرآنی که آن را می خواندی و از امامی که ولایت او را داشتی. سپس از عمر تو می پرسند که در چه راهی صرف کردی و از مال و ثروتت که از کجا آوردی و کجا خرج کردی. پس به هوش باش و در خویش بنگر و پیش از امتحان و سؤال، پاسخی آماده کن».(۱ بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۱۴۳.)
شبیه این حدیث از امام صادق نیز نقل شده است. در روایتی از آن حضرت آمده است که اگر میت در پاسخ نکیر و منکر گفت که پروردگار من «الله» و پیامبرم «محمد» و دینم «اسلام» است، قبر او تا جایی که چشمش می بیند، وسیع می شود و از طعام های بهشتی برای او می آورند و شادی و روح و ریحان بر او وارد می شود.
انتخاب شفقنا از کتاب رهنما ۸۸ (مرگ و برزخ)
در آن شب، کسی از پاسخ به این سؤالات سربلند بیرون می آید که در دنیا ایمان به آنها داشته باشد. کسی که در دنیا به خدا، دین، قرآن و ولایت کافر باشد و نتواند پاسخ دهد، قبرش پر از آتش خواهد شد.
در روایت دیگری، امام صادق می فرماید: «در قبر از میت درباره پنج چیز سؤال می کنند: از نمازش، زکاتش، حجش، روزه اش و از ولایت او نسبت به ما اهل بیت».
وقتی انسانها از دنیا میروند، در عالم برزخ همدیگر را میبینند و با هم صحبت میکنند.
به گزارش شفقنا به نقل از تسنیم آشنایی با عالم برزخ و حوادث پس از مرگ دنیایی، میتواند تأثیر زیادی در زندگی ما در این عالم داشته باشد. این دانستهها نهتنها میتواند در پیدا کردن هدف از زندگی و آفرینش برای هر یک از ما ممکن بوده و بر خلقوخو و منش و روش زندگیمان تأثیر بگذارد، بلکه جهانبینی عمیقی به دست میدهد که مراتب ایمان ما را ارتقا میدهد. هرچند که میدانیم عالم برزخ با ویژگیهای زندگی دنیایی تفاوتهایی دارد و در آن مرحله از حیات، با رویدادها و اتفاقات والایی مواجه خواهیم شد، اما این دانستهها گاهی ما را از یاد مرگ و سفر ابدی غافل میکند و آنقدر سرگرم زندگی دنیا و نیازها، آرزوها و تلاشها برای رفاه در این عالمی میشویم که یادمان میرود همه ما سفری در پیش داریم، سفری که بخواهیم یا نه به زودی هر کدام از ما را به خود میخواند.
در گفتوگویی که با حجتالاسلام مهدی پیشوایی، نویسنده و محقق دینی، انجام داده به بررسی بخشی از رویدادها و حوادث پس از مرگ دنیایی و تولد در عالم برزخ پرداخته است. آن طور که این کارشناس اسلامی شرح میدهد، عالم برزخ اصلاً عالم ماده نیست در حالی که ما در این دنیا با ماده سر و کار داریم. البته آنجا بعضی خصوصیاتی مثل مکان و شکل و یا مقدار را هم دارد. البته شکل هر چیزی صورت محسوسه ای دارد و مثل این دنیا از نوع ماده نیست. هرچند که صورتهای موجود در عالم برزخ به مراتب از موجوداتی که ما در دنیا میبینیم، قویتر هستند. حتی بدن برزخی مثل بدن دنیایی ما از نوع ماده و جسم نیست. البته به طور کامل غیر مادی هم نیست. چیزی بین این دو است. چون بدن ما در دنیا از نوع ماده کامل است و در عالم قیامت از نوع غیر مادی کامل است. ولی در برزخ حالتی بین این دو نوع میشود. به این مفهوم که بدن برزخی هر کدام از ما قالبی مثل جسم دنیایی را ندارد ولی بعضی خصوصیات همین جسم مادی مثل شکل و مقدار و اندازه را دارد.
آیا بعد از مرگ، یکدیگر را میبینیم؟
افرادی که یکی از اعضای خانواده یا نزدیکان خود را از دست میدهند، بیتابی و دلتنگی میکنند و گاهی به آنها گفته میشود که به زودی آنها میپیوندید. سؤال این است که آیا اعضای خانواده و نزدیکان، در بعد از مرگ دنیایی یکدیگر را میبینند؟
در مورد عالم بعد از مرگ باید دقت شود که اطلاعات و دانستههای ما بر اساس آیات قرآن کریم و روایتها و احادیث ائمه اطهار علیهم السلام است. بر این اساس، ما برای پیدا کردن هر جوابی در این مورد با به این دو منبع مراجعه کنیم. از سوی دیگر تا وقتی که در این دنیا هستیم و به عالم بعد از مرگ و به اصطلاح برزخ نرفتهایم، نمیدانیم به طور دقیق آنجا به چه شکل و صورتی است.
حتی اگر بخواهیم تصور کنیم، باز هم باید با ویژگیهای این دنیا آن را بسنجیم که این کار ممکن نیست. چون اساساً آن عالم خصوصیاتی بالاتر و والاتر از دنیا دارد. پس درک دنیایی ما توان و قدرت هضم بسیاری از شرایط و ویژگیهای آن عالم را ندارد.
تفاوتهای عالم برزخ با دنیا
چطور نمیتوانیم تصور کنیم؟
چون عالم برزخ اصلاً عالم ماده نیست در حالی که ما در این دنیا با ماده سر و کار داریم. البته آنجا بعضی خصوصیاتی مثل مکان و شکل و یا مقدار را هم دارد. البته شکل هر چیزی صورت محسوسه ای دارد و مثل این دنیا از نوع ماده نیست. هرچند که صورتهای موجود در عالم برزخ به مراتب از موجوداتی که ما در دنیا میبینیم، قویتر هستند.
خصوصیات بدن برزخی
با این وجود، بدن برزخی ما چه خصوصیاتی دارد؟
بدن برزخی مثل بدن دنیایی ما از نوع ماده و جسم نیست. البته به طور کامل غیر مادی هم نیست. چیزی بین این دو است. چون بدن ما در دنیا از نوع ماده کامل است و در عالم قیامت از نوع غیر مادی کامل است. ولی در برزخ حالتی بین این دو نوع میشود. به این مفهوم که بدن برزخی هر کدام از ما قالبی مثل جسم دنیایی را ندارد ولی بعضی خصوصیات همین جسم مادی مثل شکل و مقدار و اندازه را دارد.
آیا در این مورد روایتی هم عنوان شده که بتوانیم به آن استناد کنیم؟
بله. در این باره چندین روایت قابل توجه وجود دارد. به عنوان مثال امام جعفر صادق علیه السلام در توصیف بدن برزخی فرمودهاند: «روح مردم مؤمن در عالم برزخ در بدنهایی شبیه بدنهای دنیایی آنها قرار دارد.» آن حضرت در مطلب دیگری فرمودهاند که: «روح انسانها در برزخ به صورت بدنهای دنیایی هستند.»
تشابه برزخ با خواب
مفهوم این روایتها چیست؟ درواقع میخواهیم بدانیم چگونه روح را به بدنهای دنیایی تشبیه کردهاند؟
این نکته نشاندهنده شباهتها است نه اینکه همانند و یکسان باشد. مثل این که انسان شکل و اندازه داشته باشد و وقتی در عالم برزخ کسی، دیگری را ببیند او را میشناسد.
مانند عالم خواب که خودمان را به شکل دنیایی با دیگران در شادی یا عذاب میبینیم. اما آن چیزی که در خواب میبینیم شکل دنیایی نیست. چون میتواند بدون اینکه نیاز به ابزار مادی داشته باشد مسافت زیادی را طی کند و از جایی به جای دیگر برود، بدون اینکه از ماشین و هواپیما و وسایل مادی دیگر استفاده کند.
دیدار و گفتگو یا آشنایان بعد از مرگ
با این حال میتوان تصور کرد که بعد از مرگ دنیایی، خانواده خود را در آن عالم ببینیم؟
بله. این مطلب را روایتهایی تایید کردهاند که وقتی انسانها از دنیا میروند، در عالم برزخ همدیگر را میبینند و ملاقاتهایی دارند. حتی با هم صحبت میکنند و از عالم دنیا هم یاد میکنند. البته هر کدام از گروه مؤمن و کافر در شرایط خاصی قرار دارند.
در این مورد باید به یک نکته مهم دقت کنیم، اینکه انسانها بر اساس درجه ایمان و اعمال خوب یا بد در شرایط و موقعیت خاصی قرار میگیرند. اینکه ما در این دنیا چه نوع افکار و اعتقاداتی داشته باشیم یا چقدر اهل ایمان، انساندوستی، مهربانی و رعایت حقالناس و حقالله باشیم، شرایط خاصی را برای خودمان در برزخ رقم میزنیم. در همین شرایط وقتی یک انسان مؤمن از دنیا میرود، اقوام و آشنایان او که قبلاً از دنیا رفتهاند، دورش جمع میشوند و از او درباره افرادی که هنوز در دنیا هستند، سؤال میکنند. این مطلب نشان میدهد که ملاقاتهایی در عالم برزخ وجود دارد و صحبت و گفت و شنودی بین آنها انجام میشود.
این مطلب هم مستند حدیثی دارد. چراکه امام جعفر صادق علیه السلام فرمودهاند که: «ارواح در بهشت برزخی از میوههای درختها استفاده میکنند، یکدیگر را میبینند و میشناسند و با هم سؤال و جوابهایی دارند. وقتی یک نفر از دنیا میرود و روح او به عالم برزخ منتقل میشود، روح سایر افراد به ملاقات او میآیند.»
همچنین در روایات دیگری حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام فرمودهاند: «اگر پرده از مقابل چشمها کنار برود، خواهید دید که ارواح مؤمنان گروهگروه و حلقهحلقه اطراف هم با حالت خضوع و خشوع نشستهاند و با یکدیگر صحبت میکنند.»
چگونه در عالم برزخ با همسر و دوست خود همراه باشیم؟
با این وجود اگر اعضای یک خانواده یا دوستان در این دنیا با هم انس داشته باشند، لزوماً در آن عالم هم با هم خواهند بود؟
خیر. اینکه افراد با هم باشند به این بستگی دارد که در مسیر ایمان و اعمال صالح حرکت کنند. مثلاً دو نفری که در این دنیا با هم زن و شوهر هستند و یا دوستی با هم دارند و بخواهند بعد از مرگ هم در کنار یکدیگر باشند، لازم است که هر دو مؤمن بوده و کارهایشان مورد رضای خداوند باشد.
بر همین اساس است که مشاهده میشود ارواح پیغمبران و امامان علیهم السلام در مراتب اعلا در برزخ در کنار هم قرار دارند و مؤمنین هم در کنار هم هستند. چون ایمان، ملاک تعیینکننده موقعیت و شرایط هر یک از ما در عالم برزخ خواهد بود.
دیدار روح مؤمن با خانوادهاش در دنیا
سؤال دیگر این است که آیا وقتی یک نفر از دنیا میرود، میتواند از عالم برزخ اقوام و خانواده خودش را ببیند و از حال آنها خبر داشته باشد؟
برای جواب دادن به این سؤال باید بدانیم که وقتی انسانی از دنیا میرود، ارتباط او با عالم دنیا به طور کامل قطع نمیشود. البته هر کسی بر اساس میزان ایمانی که در دنیا داشته و اعمال صالحی که انجام میداده، به یک نسبت با دنیا در ارتباط است. مثلاً مؤمنان ارتباط بیشتری با دنیا دارند ولی افراد کافر این ارتباط را ندارند و یا حداقل است. هر قدر هم ایمان فرد قویتر بوده و کارهایش در دنیا مورد رضایت خدا باشد، در آن عالم فیض و لطف بیشتری کسب میکند و میتواند از خانواده و خویشان خود خبر بگیرد.
به عبارت دیگر اعمال صالح باعث میشود که انسان در عالم برزخ در مرتبه مقربتری نسبت به درگاه خدا باشد و به همان نسبت، لطف بیشتری دریافت کند و اجازه داشته باشد تا از عالم دنیا خبر بگیرد. این در حالی است که افرادی که در دنیا در پی خواهشهای نفسانی خودشان میروند و به دیگران ظلم میکنند و ایمان را در دل خود محکم نمیکنند، در عالم برزخ هم از مراتب قرب دور میمانند و فیض کمتری دریافت میکنند.
ایمان، ملاک تعیینکننده دریافت فیض الهی است
در روایتی عنوان شده که شخصی از امام موسی بن جعفر علیه السلام سؤال کرد که: «آیا روح انسان مؤمن میتواند بعد از مرگ، خانواده خود را ببیند؟» امام علیه السلام جواب دادند: «بله» بعد آن فرد سؤال کرد که: «به چه اندازه میتواند خانوادهاش را ببیند؟» یعنی آیا همیشه این امکان برای او وجود دارد یا گاهی اوقات؟ امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: «دیدار و ملاقات روح مؤمن با خانواده خودش به میران فضیلتهای او بستگی دارد. بعضی از ارواح هر روز خانواده خود را دیدار میکنند و بعضی هم در هر دو روز یکبار و یا برخی هم کمتر.»
در روایت دیگری آن حضرت فرمودهاند که: «ارواح انسانها به قدر منزلت خود در نزد خدای متعال، برخی هفتهای یکبار، برخی ماهی یکبار و بعضی هم سالی یکبار خانواده خود را که در دنیا هستند، دیدار میکنند.»
چرا این دیدارها برای افراد تفاوت دارد؟ درواقع میخواهیم حکمت این موضوع را بدانیم.
به این علت که ملاقات ارواح انسانها با خانواده خود که در دنیا هستند، برای آنها یا عامل شادی و نشاط است و یا عامل رنج و عذاب. یعنی مؤمن از عالم برزخ خانواده خود را در دنیا میبیند، در حالی که برای او اعمال خیر آنها نمایش داده میشود تا روح مؤمن دچار نشاط و شعف شود. این کار برای او به منزله پاداشی از سوی خدای متعال است.
از طرف دیگر انسان بدکار که از دنیا میرود، خانواده خود را در دنیا میبیند و به اراده الهی او کارهایی از خانوادهاش را مشاهده میکند که نتیجه خطا و تأثیرگذاری اعمال بد او بوده و به این صورت دچار خسران و عذاب میشود.
انسان پس از مرگ وارد عالمی می شود به نام«عالم برزخ» حیات برزخ و حقیقت باطن همین عالم دنیاست.
یکی از سوالاتی که خیلی بین مردم مطرح می شود این است که زمانی که مرده را دفن می کنند شب اول قبر از چه زمانی است و چقدر طول می کشد؟ آیا در آن لحظه کسانی که در دنیا برای آن مرده ای دعا می خوانند در آن لحظه به او می رسد و از عذاب او کم می شود؟
پاسخ :
قبل از هر چیز لازم است چند نکته را متذکر شویم.
۱. انسان پس از مرگ وارد عالمی می شود به نام«عالم برزخ» حیات برزخ و حقیقت باطن همین عالم دنیاست. دنیا ظاهری دارد و باطنی، ظاهر دنیا که بدان عالم مُلک گفته می شود همین دنیای مادی که ما در آن زندگی می کنیم که خصوصیات خاص خودش را دارد(مکان، زمان، مادی بودن…) همین دنیا باطنی دارد که بعضی خصوصیات عالم دنیا را داراست. مثلاً شکل و اندازه و رنگ و بو در آن عالم هم وجود دارد و لکن ماده در آنجا نیست. صورت مردمان برزخی رنگ و اندازه مشخصی دارد و در آنجا خوشحالی و مسرّت و غضب و نگرانی هست در آنجا نور هست و لکن آنجا ماده نیست[۱].
۲. در بعضی از روایات از همین حیات برزخی به«عالم قبر» تعییر شده است. در روایتی است که از امام صادق ـ علیه السّلام ـ پرسیدند: برزخ چیست آن حضرت فرمود: قبر از هنگام مرگ آدمی است تا روزی که قیامت می شود[۲].
پس مراد از قبر در بعضی روایات این گودال خاکی که بدن میت در آن جا می گیرد، نیست بلکه باطن همین قبر مراد است که همان عالم برزخ است از آنجایی که قبر خاکی جایگاه و محل استقرار بدن جسمانی است و عالم برزخ نیز جایگاه استقرار روح انسان است به عالم برزخ عالم قبر نیز گفته می شود[۳].
در روایت مفصّلی است از حضرت امیرالمؤمنین که آن حضرت در وصف مرگ انسان و انتقال او به قبر و شاهدات او در قبر توضیحاتی می فرماید که ما به قسمتی از آن اشاره می کنیم، در بخشی که مربوط به مرگ مؤمنان و مشاهدات آنان است این چنین می فرماید: … او می شناسد کسی را که او را غسل می دهد و قسم می دهد افرادی را که جنازه او را حمل می کنند که به سرعت ببرند و زودتر به خاک بسپارند و وقتی که او را وارد در قبرش می کنند دو مَلَک به نزد او می آیند و آن دو، دو فرشته بازپرسی و باز جوئی کننده از عقائد و کردار او هستند …
با توجه به دو نکته یاد شده و این بخش از روایت حضرت امیرالمؤمنین می توانیم نتیجه می گیریم که شب اول قبری که در روایات ما برای اموات ذکر شده و شرح حال آنها در قبر می باشد مراد شب اولی که ما به حساب دنیایی می سنجیم نیست یعنی این چنین نیست که اگر قسمتی را صبح دفن کنند حتما ۱۰ یا ۱۲ ساعت باید بگذرد تا شب هنگام شود آنگاه فرشتگان پرس و جو بیایند و از او سؤالاتی بنمایند بلکه به محض دفن شدن فرشتگان بازپرس به سراغ میت می آیند چرا که عالم برزخ شب و روزی چون عالم دنیا ندارد و اگر شبی برای میّت ذکر شده است، شاید شب برای او مشتمل می شود درست شبیه حالت خواب که آدم در خواب می بیند در شبی هولناک را می گذراند و حال آنکه در وسط روز خوابیده است همانگونه که در وسط روز انسان خواب شب تار را می بیند، همین طور است که انسان را در روز دفن می کنند و همان لحظه شب اول قبر او باشد در حقیقت میت در عالم قبر و برزخ شب برای او نمایان می شود در این روایت هم آمده به محض دفن کردن میت فرشتگان بازپرس به سراغ میت می آیند.
البته شب اول قبر تنها برای کسانی نیست که دفن می شوند حتی کسانی هم که بدنشان دفن نمی شود، باز عذاب قبر دارند سؤال قبر دارند شب اول قبر هم خواهند داشت وقتی قبر را به معنی عالم برزخ گرفتیم و شب آنجا را هم، مخصوص به وضع آنجا دانستیم لذا لازم نیست تا حتماً میت دفن شود آنگاه مراسم شب اول قبر برزخ صورت پذیرد[۴].
و امّا پرسش نهایی که مربوط به تأثیر دعا و یا خیرات بر آن میت است باید در جواب بگوئیم آنچه که از روایات استفاده می شود این است که هر آنچه برای اموات صورت می پذیرد به گونه ای به آنها می رسد.
از امام صادق منقول است: که بسا باشد که میّت در تنگی و شدّتی بوده باشد و حق تعالی به او وسعت دهد و تنگی را از او بردارد پس به او گویند که این فرح که تو را روی داد به سبب نمازی است که فلان برادر مؤمن برای تو کرد[۵].
در روایت دیگری است که حضرت فرمود:
نماز و روزه و حجّ و تصدّق و سایر اعمال خیر و دعا و ثواب آن اعمال برای کسی که آن اعمال را انجام داده و برای مرده هر دو نوشته می شود و وارد قبر او میشود[۶].
آیا دعا و خیرات از طرف زنده ها موجب کاهش عذاب قبر شخص مرده می شود؟ و اصولاً چه چیزهای موجب افزایش یا کاهش عذاب قبر می شود؟
آنچه به درجه اول مایه نجات و رهایی از عذاب قبر می شود، کارهای نیک و گفتار پسندیده ای است که انسان در طول حیات خود انجام داده است، اما پاسخ پرسش نخست این است که در مواردی شرع مقدس سرنوشت اموات را بوسیله ی کارهای نیک یابد دیگران قابل تغییر معرفی کرده است.
در یک قانون کلی حدیث می فرماید: هر کسی سنت و روش نیکی بنیاد گذارد برای او ثواب هر کسی که به آن عمل کند می رسد و هر کسی سنت و روش بدی بنیاد نهد برای او گناه و عقابی هر کسی که به آن عمل کند می رسد.
پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: روزی حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ از کنار قبری گذشت که صاحب آن در عذاب بود، سال بعد نیز گذر کرد ولی از عذاب صاحب قبر خبری نبود، سبب را از خداوند پرسید، وحی آمد که از این میّت فرزندی صالحی به بلوغ رسید و برای مردم راهی درست کرد و یتمی را پناه داد به برکت آن از پدر گذشتیم[۷].
و نیز درباره بهبودی سرنوشت اموات می گوید: هرگاه کسی به نیّت وجه الله نذری کند تا ثوابش برای میتی باشد چنین نذری مفید و وفاء به آن لازم است[۸].
بنابر احادیث صحیح و مشهور صدقه دادن بازماندگان برای اموات سودمند است.
در روایتی صحیحه سعد از پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ می پرسد، آیا صدقه دادنِ من برای روح مادرم سودی دارد؟ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: بلی[۹].
زیارت اهل قبور مستحب و سفارش شده است همچنین دعا و قرآن خواندن برای میّت مفید است. زیارت اهل قبور در روزهای جمعه موجب می شود امواتی که در تنگی و تنگناه باشند در فراخی قرار گیرند[۱۰]. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: هرگاه شخصی به نیّت میتی صدقه دهد، خداوند جبرئیل را فرمان می دهد که این هدیه را به قبر او برساند[۱۱] و نیز فرمود: بواسطه نمازی که برای میت خوانده می شود تنگی قبر او به فراخی تبدیل می شود[۱۲].
ابن عباس در روایتی از رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می کند: خواندن سوره«تبارک الملک» بر سر قبر میت مایه نجات از عذاب قبر است.
از کتاب دعوات قطب راوندی نقل شده است که؛ هرگاه میتی دفن شد، بر قبر او سه بار این جمله را بخوانند، خداوند عذاب را از او تا روز دمیده شدن صور برمی دارد، اللهم انی اسئلک بحق محمد و آل محمد ان لا تغذب هذا المیت.
رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و پس از خاکسپاری دختر گرامی خود(رقیه) با چشم گریان فرمود: از خدای سبحان خواستم عذاب قبر را از او بردارد و خداوند او را بخشید. پس دعا مؤثر است.
مشهور دانشمندان و علماءِ اصلِ بهره مند شدن اموات؛ از فواید اعمال صالحه و خیراتی که بازماندگان برای آن ها می فرستد را تایید و پذیرفته اند هم چنین رهایی و یا تخفیف عذاب قبر بواسطه کارهای نیک بازماندگان.
برای مطالعه بیشتر به کتابهای ذیل مراجعه فرمایند:
۱. معاد، شهید دستغیب
۲. معاد، قرائتی
۳. منازل الآخره، محدث قمی
در آخر به عنوان حسن ختام حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل می کنیم:
«القلبُ حَرَمُ الله فلا تُسکِن فی حَرَم الله غیرَ الله»
«مکتب حرم الهی است و غیر خدا را در حرم خدا جای مده»
«بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۲۵»
پی نوشت:
[۱] . ر.ک طهرانی، سید محمد حسین، معاد شناسی، ج ۲، ص ۱۸۵، جوادی آملی عبدالله، معاد و قرآن، ج ۴، ص ۲۱۸.
[۲] . نورالثقلین، ج ۳، ص ۵۵۴.
[۳] . ر.ک طهرانی، سید محمد حسین، معاد شناسی، ج ۲، ص ۱۹۴، ۱۹۵، سبحانی، جنب الدحیات، ج ۴، ص ۲۳۸.
[۴] . ر.ک، جوادی آملی، عبدالله، معاد شناسی، ج ۲۱، ص۲۲۲.
[۵] . ر.ک، منازل الآخره، شیخ عباس قمی، ص ۵۰، به نقل از زاد المعنی.
[۶] . همان، ص ۵۰.
[۷] . محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۲۰، حدیث ۱۵، بحق الیقین مجلسی، ص ۴۸۹.
[۸] . الوهابیه فی المیزان، جعفر سبحانی، ص ۱۳۳، به نقل از صلح الاخوان، ص۱۰۲.
[۹] . همان، ص ۱۳۳ به نقل از فرقان القرآن، ص ۱۳۳.
[۱۰] . شیخ عباس قمی، منازل الآخره، ص ۲۸ به نقل از قطب راوندی، و نیز در روایتی از امام باقر ـ علیه السّلام ـ به نقل از کلینی .
[۱۱] . همان، ص ۲۹.
[۱۲] . محمد بن یعقوب کلینی، الفروع من الکافی، ۳، ۲۳۶، کتاب الجنائز، باب المسأله فی القبر حدیث۶.
.: Weblog Themes By Pichak :.





