محمود مهدویدامغانی، قرآنپژوه و مترجم قرآن کریم در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی، به مناسبت ۲۷ رجب و سالروز مبعث نبی مکرم اسلام(ص)، درخصوص شخصیت والای حضرت محمد مصطفی(ص) در آئینه روایت دینی و ادبیات فارسی، اظهار کرد: هنگامیکه ۴۰۰ آیه از قرآن مجید در اوصاف رسول خدا و بیانگر حالات خوش بندگی و عوالمی که نسبت به آن حضرت گفته شده است، گزینش از میان این همه آیه برای عنوان بهترین مطلب دشوار است، همچنان که گزینش شعری و سرودهای در طول ۱۴سده از مبعث حضرت ختمی مرتبت دشوار میکند و ممکن است چه آیهای را که میگوییم و چه ابیاتی را که عرضه میداریم افرادی با سلیقه خود، بهتر از آن را یافته باشند اما من پندار خودم این است که آیات ۴۵ و ۴۶ سوره مبارکه احزاب نشاندهنده عظمت مسئله مبعث است.
وی ادامه داد: خداوند در آیات ۴۵ و ۴۶ سوره مبارکه احزاب میفرماید: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا وَ دَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِيرًا؛ ای پیامبر ما تو را گواه بر عمل امتت برانگیختیم» بنابراین بهراستی باید توجه داشته باشیم که برای این بزرگان برگزیده حق تعالی دوره ظاهری از این حیات مانع از اشراف آنان در زندگی، کار و اعمال ما نیست و در هر کردهای که انجام میدهیم و در هر گفتهای که میگوییم، باید مراقب خویش باشیم که پیامبر بزرگوار گواه ماست؛ چه در این جهان و چه جهان دیگر و خود حضرت ختمی مرتبت از این جهت، گاه چنان افسرده میشدند که خداوند متعال به ایشان میفرمود: «در رستاخیز هر امتی با گواه خود میآید و تو را بر همگان گواه میآوریم.»
مهدویدامغانی افزود: هرگاه وی آیات قرآن را تلاوت میکردند، نه تنها اشک بر دیدگان پیامبر(ص) حلقه میزد، بلکه گوهر اشک چهره شریفش را میآراست، بنابراین هنگامیکه گفته میشود او شاهد است، بسیار باید مراقب بود که چیزی از اعمال ما همچنان که بر وجود مقدس حق پوشیده نیست، به عنایت و لطف حق بر حضرت ختمی مرتبت هم عنایت شده است که شاهد عمل ماست و به همین جهت هم هست که در روایات اسلامی به گونهای و در روایات شیعی خاصا بهگونه دیگری است که هر پنجشنبه کارنامه کردار، گفتار و پندار ما و آنچه در سینه نهان داریم، به وجود مبارک حضرت ختمی مرتبت و ائمه عرضه میشود و بهراستی باید مراقب بود که وی بصیر است، نیکو ارزیابی میکند و هنگامی میتوانیم با شادی از مبعث پیامبر(ص) استقبال کنیم که حداقل این مقدار متعهد باشیم که اعمال خود را پوشیده از نظر شریف حضرتش ندانیم.
قرآنپژوه و مترجم قرآن تصریح کرد: موضوع بعدی که در این آیات گفته شده، عبارت است از مبشر؛ آری او نویددهنده است و چنان نوید میدهد که آنان نوید و مژدههای حضرت ختمی مرتبت را پذیرا باشند و چنان شیفته آن نویدها هستند که تربیتشده ویژه حضرت ختمی مرتبت علی(ع) میفرماید: «من برای رسیدن به مرگ و جهان بعد از مرگ مشتاقتر از کودک شیرخواره به پستان مادر هستم و همچنین در نذیر؛ آنگاه که بیم میدهد و آنگاه که ما را از نتیجه عمل و کردارمان بهراستی میترساند، مباد آن روز که ما در رستاخیز از آن کسانی باشیم که پیغمبر(ص) به خدا عرضه کند که بار خدایا قوم من قرآن را فراموش شده گرفتند.
وی گفت: َقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا؛ مباد آن روز که میان ما مدعیان پیروی از آیه مقدس اسلام و قرآن چنان فاصله افتاد که جوانان و دانشگاهیان ما و با اندوه فراوان عرض میکنم که طلاب حوزوی ما آنچنان که شاید و باید با قرآن آشنا نباشند و باید گفت دردا و دریغا و در ادامه خداوند میفرماید: بشیر و نذیر بودی و سراج معین هستی و چنان چراغ نورافشانی هستی که همگان را به راه راست هدایت میکنی.
مهدویدامغانی بیان کرد: ما این آیه را از محدود آیاتی میدانیم که صفات حضرت محمد(ص) را پیاپی بیان کرده است؛ «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا وَ دَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِيرًا» و مثالش در ادب فارسی برای صفات پیاپی که ذکر شده، شعری از سعدی:
خواب نوشين بامداد رحيل / باز دارد پياده را ز سبيل
این قرآنپژوه و مترجم قرآن خاطرنشان کرد: با فرارسیدن مبعث به کارنامه خویش نگاهی بیافکنیم و فراموش نکنیم که حق تعالی چنان با محبت با بندگان خود در رستاخیز برخورد میفرماید که میگوید کارنامه عمل خودت را خودت بخوان، بدون آنکه هیچکس از آن آگاه گردد که قضاوت خودت را بر خودت روا میدارم.
وی گفت: در سوره مبارکه اسراء آیه ۱۳ خداوند میفرماید: «وَ كُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَئرَِهُ فىِ عُنُقِه؛ در روز رستاخیز نامه عمل هرکسی را بر گردن او آویخته میداریم و آنگاه در رستاخیز برایش میگشاییم و به او میگوییم خود نامه عمل خویش را بنگر و داوری خود تو بسنده است.»
مهدویدامغانی عنوان کرد: آنگاه است که دیگ رحمت الهی به جوش میآید و بنده شرمسار از دیدن کردار خویش در آن نامه با گفتن کلمه الله و یا رحمن مورد عنایت قرار میگیرد، بنگریم ببینیم که آیا شادیهای ظاهری، هیاهوهای گاه عوامفریبانه و گاه مبتنی بر سیاستبازی آیا به راستی ما را به راه حقیقت حق مرتبه و به راه راستین راهبر است یا سرگرم افسانهها و بازیچهها میشویم؟
مبعث؛ قدم بهسوی رشد و تعالی
قرآنپژوه و مترجم قرآن اضافه کرد: مبعث در اصطلاح اهل دانش و مفسران غالبا به برانگیخته شدن انبیای عظام برای رهنمود بودن مردم بیان شده است، گاه قرآن چنان لطیف بیان میکند که ما از برگزیدهترین شما و نیک نفسترین شما پیامبری را برمیانگیزیم که از او پیروی کنید و راهنماییهای او را پذیرا باشید، مبعث یعنی از حالتی ناپسند به حالتی دیگر؛ به حالتی که به سوی رشد و تعالی است، قدم بگذاریم و به همین جهت هم است که شاید در راستای برانگیخته شدن بعد از مرگ هم واژه بعثت به کار رفته است.
وی عنوان کرد: روزی که مردم از گور برانگیخته میشوند از جهانی تیره و تاریک، اندوخته و آکنده از غم و شادی و عالم تشویش آسوده شده و به آن جایگاهی میرسند که مشتاق عنایت حق تعالی و مورد رحمت خداوند قرارگرفتن هستند و به همین جهت ما اقرار میکنیم که برانگیخته شدن بعد از مرگ حق است که ما را به جهانی میرساند که در آن جهان، نیکان به کردار نیکشان و فراخور حالشان مورد رحمت قرار میگیرند و گناهکاران نیز با تکیه به عنایت خدا در مرحله پایینتری از لطف قرار میگیرند.
شیفتگان ساحت قدس نبوی از ادب و شعر
مهدویدامغانی ادامه داد: در این مدت شیفتگان ساحت قدس نبوی از ادب و شعر، ۱۴سده به زبانهای مختلف، به عنوان مثال در فارسی از فردوسی بزرگ گرفته تا ملکالشعرای بهار که در عصر ما بوده است و یا امیری فیروزکوهی و... و آنقدر در زبان فارسی در ستایش حضرت ختمی مرتبت عرض ادب و ارادت شده است که انتخاب را از بین گزینهها دشوار میکند، اما از گزینههای ادبیات عرب که اندکی پس از رحلت حضرت ختمی مرتبت و جدایی ظاهری بین آن حضرت با شیفتگانش سروده شده است، بگویم که چه نیکو گفته شده است، «وَما فَقَدَ الماضُونَ مِثلَ مُحَمَّدٍ/وَلا مِثْلُهُ حَتّى القِيَامَةِ يُفْقَدُ؛ تمام امتهای گذشته، انسانی همچون حضرت محمد(ص) را از دست ندادهاند تا رستاخیز هم همچون او نیز از دست داده نمیشود.»
این قرآنپژوه و مترجم قرآنکریم گفت: محمد بن سعد بن منیع مورخ و صحابهشناس بلندآوازه در کتاب طبقات، ۲۵۰ بیت از سرودهها و دلسرودههای بزرگانی که در رحلت حضرت ختمی مرتبت مقام آن حضرت را ستودهاند آورده است و بعدها قصیدههایی در مدح وجود مقدسش سروده شده که برآورده نیازها بوده است، در ادب فارسی نیز حافظ بلندپایه ابیاتی در این خصوص سروده است:
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد / دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
وی افزود: به ادب معاصر و به ویژه ادب دهه ۴۰ و ۵۰ نمونههایی را اشاره کنم که از جمله آنها کتاب بسیار ارزنده «بانگ تکبیر» است. بانگ تکبیر در سال ۱۳۴۷ یعنی ۱۰ سال پیش از پیروزی انقلاب به وسیله انتشارات حسینیه ارشاد تهیه و فراهم شده و نشاندهنده آن است که شاید توجه به ساحت قدس نبوی در همان زمان در آن حد بوده است که ما اینک از آن زمان عقبماندهتریم، چگونه میتوان از این سرایش زیبای استاد امیری فیروزکوهی که بدین زیبایی شروع میشود که بسیار و برنده از میان همه سرایشهای آن دهه که در مدح حضرت ختمی مرتبت سروده شده است، قرار گرفت:
اینک آواز نبى از در بطحا شنوید / ذکر حق را ز در افتادن بتها شنوید
نور اسلام بر آمد ز کران تا نگرید / بانگ توحید درآمد به جهان تا شنوید
سخنى از سر مهر و خبرى از در صدق / گر ز جابى نشنیدید، از این جا شنوید
بس شنیدید سخنها ز خدا بىخبران / اینک آیید و سخنهاى خدا را شنوید
مهدویدامغانی ابراز کرد: حال خوش میدارم که چند بیتی از سرودههای بانو نوری گیلانی(سیاره) که چه زیبا در وصف حضرت ختمی مرتبت سروده است را عنوان کنم و اما آنگاه که بانوان بخواهند عرض ادب به ساحت قدس نبوی کنند، نیکو از عهده آن بر میآیند:
خواند زبان دلم ثنای محمد / ماند خرد خیره در لقای محمد
دیده دل، جام جم به هیچ شمارد / سُرمه کند گر ز خاک پای محمد
کرده خداوندگار عالم و آدم / خلقت گیتی همه برای محمد
کس نرساندش گزند لیله هجرت / چون که علی خفته بود جای محمد
غیر علی پی نبرده است بر این راز / آری و سوگند بر خدای محمد
حالات خوش حضرت ختمی مرتبت از نگاه کتب کهن
وی اظهار کرد: تمایل دارم چند حالت از حالات خوش حضرت ختمی مرتبت را از کتابهای بسیار کهن نقل کنم، تا متوجه شویم وجود مقدس ایشان و رفتار، اخلاق و کردارشان چگونه بوده است: محمد بن سعد بن منیع در طبقات الکبیر از قول انس بن مالک خدمتکار ویژه حضرت ختمی مرتبت. نقل میکند: «پیغمبر مرا برای انجام کاری فرستادند، کودکانی را در بازار دیدم و با آنها نشستم و سرم به بازی بند شد. پیامبر به سراغ ما امدند و به همه کودکان سلام عنایت فرمودند.»
قرآنپژوه و مترجم قرآن تصریح کرد: از قول ام سلمه نیز نقل میکند که کنیزکی را برای انجام کاری فرستادند و او تأخیر کرد. پیغمبر(ص) به شوخی فرمودند اگر از قصاص نمیترسیدم تورا با همین مسواک دهانم تنبیه میکردم و باز انس بن مالک نقل میکند که ۱۰ سال خدمتکاری رسول خدا را انجام دادم و هرگز ندیدم که زانوی او جلوتر از زانوی همنشینش باشد. هرکس با او مصافحه میکرد و دست میداد هیچگاه آن حضرت دست خود را بیرون نمیکشید تا آن شخص خود دستش را کنار بکشد و هرکس با او میایستاد، هرگز از او جدا نمیشد تا آن شخص خود برود و هرگز در موردی به من نفرمود این کار را چرا انجام دادی و چرا چنین کردی و من همه عطرها را بوییدهام و هیچ عطری بهتر از بوی عطر بدن رسول خدا نبوییدهام.
مهدویدامغانی در ادامه گفت: توصیه میکنم کسانی که مایلند در مورد رفتارهای حضرت بدانند، به دو کتاب بسیار کهن که هر دو از سده سوم هستند مراجعه کنند، کتاب طبقات محمد بن سعد بن منیع و کتاب شمایلالنبی ترمذی که محدث بسیار بزرگی بوده است.
وی افزود: گزینش انسانها برای مقام شامخ نبوت و مقام شامخ امامت در اختیار ذات فرخنده الهی است، خداوند در سوره مبارکه قصص آیه ۶۸ تایید میفرماید: «وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ تَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ؛ خدا چیزی را که بخواهد میآفریند و از میان خلق برمیگزیند، مردم نمیتوانند برای خود برگزینند و بنابراین این عنایت وجود ختمی مرتبت و عنایت جود او نسبت به کسی که ما را در آن راه نیست و نمیتوانیم برای آن سببب بتراشیم اوست که میتواند برگزیند و جای شکر و سپاس است که از برگزیدگانش ابراهیم خلیل را بگویم یا نوح بزرگوار را، موسای کلیم یا عیسای روحالله را و یا یحیای کشته شده در جوانی و شهید راه حق را بگویم؟ کدامیک از انبیاء را بگویم که همگان برگزیدکان حق و شایسته عنایت خدا بوده و طبیعی است که از جوهره پرهیز از هر کار ناپسندی هم به رحمت خدا برخوردار بودهاند.
قرآنپژوه و مترجم قرآن بیان کرد: بشر به لحاظ خلق و خو همواره نیازمند به مربی است و مولوی که نزدیک به ۷۰۰ سال بعد از حضرت محمد(ص) زندگی میکرده است، به این زیبایی سخن میگوید:
هیچ نکشد نفس را جز ظل پیر / سایه آن نفسکش را سخت گیر
حافظ نیز اندکی بعد با این لطافت بیان میکند:
من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه / ترک این مرحله با مرغ سلیمان کردم
مهدوی دامغانی گفت: نیاز ما به لحاظ داشتن الگوهای صحیح اخلاقی و توجه به اثر باقیمانده ختمی مرتبت حضرت محمد(ص) که قرآن است، لازم و ضروری است. شاید بنده در این راستا افکار و عقاید عدهای را نه خواندهام و نه میدانم، اما ما اعتقادمان بر این است، قرآن کتابی است که تا آخرین روزی که جهان پایدار باشد خلق بدان نیازمند است و هرروز که به آن نگاه میکنیم، اعجازی تازهتر و مطابق آنچه که پیش رفته است، مییابیم.
وی خاطرنشان کرد: خداوند متعال در سوره نور آیه ۴۳ میفرماید: «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشَاءُ ۖ يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ؛ فکر میکنید این باران چگونه تشکیل میشود در آسمان؟ یخچالهای طبیعی و کوههای طبیعی اکنده از برف هستند و ما ابر را از آن طریق بارور میکنیم.» در عین حال میبینیم که قطرات باران از ابر میچکد، اما هر سرزمینی را که بخواهیم سیراب میکنیم.
قرآنپژوه و مترجم قرآن ادامه داد: پیشرفتها در حدی است که هرچه انسان در قرآن عنایت و دقت بیشتری کند شیفتهتر میشود، می گویند. خداوند متعال در سوره انبیاء آیه ۳۰ میفرماید: «أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا ۖ وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ۖ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ؛ مگر مردم و آنهایی که کفر میورزند نمیبینند و نمیدانند که آسمانها و زمین در آغاز همه یک چیز بودهاند و ما آنها را از هم گشودیم.»
مهدویدامغانی اظهار کرد: خداوند در کمال صراحت در سوره نور آیه ۴۵ میفرماید: «وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مَاءٍ ۖ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَىٰ بَطْنِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَىٰ رِجْلَيْنِ وَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلَىٰ أَرْبَعٍ ۚ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛ خداوند متعال هر جنبندهای را از آب آفرید و بعد حکم را مقدر کرد.»
وی اضافه کرد: قرآن در عصرها و زمانههای مختلف و تا هر بار که زمانه زمان پدید آورد، تازه، در خور استفاده و قابل بهرهمندی است و اگر بعضی اعتراضی میکنند، دوستان باید بگویم که:
ما در پیاله عکس رخ یار دیدهایم / ای بیخبر ز لذت شرب مدام
و یا چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست / سخنشناس نه ای جان من خطا اینجاست
این قرآنپژوه و مترجم قرآن کریم در پایان گفت: سخنان خود را با درود خالصانه در ماه رجب و با دلی متوجه به ساحت قدس الهی و ساحت حضرت ختمی مرتبت و با چند دعا پایان میدهم و از پیشگاه الهی با عجز و ناتوانی استدعا میکنم، بار خدایا آزمون دشواری که در مسئله ویروس کرونا برای خلق جهان آوردهای به قدرت خویش و با نگاهی از عنایت و رحمت خود از صحنه جهان از میان بردار و بشریت را از این گرفتاری به رحمت و عنایت خود نجات بخش. پروردگارا ما را از رهپویان حقیقی راه حضرت ختمی مرتبت محمد(ص) و همه انسانهای وابسته به ادیان گوناگون را وفیق بده که به راه راستی که پیامبرانشان آنها را هدایت کردهاند، رهپویان باشیم.
هشتمین قسمت از برنامه «نگاه نو» رادیو قرآن، روز گذشته، ۲۱ اسفندماه به کسب و کارهای اسلامی ـ قرآنی، مراکز رشد، شتابدهنده و استارتاپها و همچنین ایدهها و فعالیتهای نو در حوزههای قرآنی پرداخت.
برنامه این هفته با حضور و کارشناسی کامیار محبوبیان، معاون مرکز رشد واحدهای فناور هنرهای قرآنی سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور همراه بود. وی به تعریف عمومی از فعالیتهای مرکز رشد، پرداخت و گفت: این مرکز با رویکرد حمایت از افرادی که قصد راهاندازی کار و حرفهای را دارند و در اصطلاح نوآفرین هستند، راهاندازی شده است به عبارت دیگر شروع کار این نوآفرینان میتواند از مراکز رشد باشد.
محبوبیان ادامه داد: ایده به مراکز رشد میآید و پخته میشود و بر روی آن سعی و خطا صورت میگیرد، سپس یک نمونه تجاری در این مراکز از آن ساخته میشود. وقتی به این مرحله رسید، امکان مذاکره و جذب سرمایهگذار برای آن فراهم خواهد بود که پس از این مرحله میتواند وارد مراکز دیگری به اسم شتابدهندهها باشد.
وی بیان کرد: در این مراکز شتابدهنده، محصول تجاریسازی و به بازار عرضه میشود. تأسیس مراکز رشد تخصصی نیز به این دلیل است که ایدهها جایی را برای همافزایی پیدا کنند و خدمات مراکز رشد مفیدتر باشد. پس فلسفه تشکیل مراکز رشد تخصصی برای ارائه خدمات متمرکزتر و جمعآوری ایدهها برای رشد بیشتر است.
محبوبیان درباره تعداد مراکز رشد قرآنی در سراسر کشور اضافه کرد: تنها مرکز رشد تخصصی قرآنی با عنوان «مرکز رشد و شکوفایی فناوریها و هنر قرآنی» در جهاددانشگاهی است، اما به معنای فرایندهای شتابدهی مراکز نوآوری نیز در کشور است که فضای کارش شبیه به مراکز رشد است یکی از این مراکز در مشهد و دیگری در پارک علم و فناوری قم است. احتمال دارد که مراکز بیشتری نیز باشد، اما اینها مراکز تخصصی و شناخته شده در حوزه قرآن هستند.
وی با اشاره به شاخصههای تعریف شده در مرکز رشد قرآنی ادامه داد: بنابر این شاخصهها، کسب و کارهایی که منتج شده از آموزههای قرآنی باشد و همچنین کسب و کارهایی که منتج به توسعه و ترویج مفاهیم قرآنی باشد، میتواند از مرکز رشد خدمات بگیرد.
معاون مرکز رشد واحدهای فناور هنرهای قرآنی درباره مسیر تعامل با این مرکز رشد گفت: ارائه ایده با شاخصهای مد نظر از سوی نوآفرینان و سپس بحث و بررسی در شورا و دریافت مجوز استقرار، دو مرحله پیشرشد و رشد است. در مرحله پیشرشد بیشتر ایده و امکان تجاریسازی محصول مطرح میشود و در مرحله رشد، امکان ثمردهی و بازگشتهای مالی مد نظر است. در مرحله پیشرشد، سعی و خطا بیشتر رخ میدهد و بیشتر آزمایشی برای تولید محصول است و در مرحله رشد، هدف ورود به مرحله فروش و عرضه در بازار است.
محبوبیان درباره استقرار به نوآفرینان افزود: یک دفتر همراه با مشاورههای تخصصی در حوزه محتوا و ایده کارآفرین و عمومی در حوزه کسب و کار به متقاضیان ارائه میشود. اساساً در مراکز رشد، طرحهای کسب و کار ارائه میشود و دوستان در بدو ورود بوم ایدهپردازی را که مختص مرکز رشد واحدهای فناور هنرهای قرآنی را تکمیل میکنند.
وی درباره وظیفه مراکز شتابدهندهها در مقابل نوآفرینان گفت: آنها از ایدههایی حمایت میکنند که بر روی آنها کارشناسی انجام شده و مراحل پیشرشد را سپری کردهاند و شتابدهندهها، بهرهبرداران مراکز رشد هستند و با جذب سرمایهگذار و مشاورههای بازاریابی و تولید انبوه به شرکت کمک میکنند.
بخش دیگر این برنامه آشنایی با شرکت پارس ساوا نوین و فعالیتش در زمینه طراحی و تولید اپلیکیشنهای فرهنگی و آموزشی برای کودکان و نوجوان در مرکز رشد فناوریهای فرهنگی و زیارتی پارک علم و فناوری خراسان بود.
یادآور میشود، برنامه نگاه نو از سوی گروه اطلاعرسانی رادیو قرآن به صورت تولیدی به مدت ۳۰ دقیقه به تهیهکنندگی مونا توسلی و اجرای جواد نصیری و همچنین گویندگی فریال ترکاشوند، پنجشنبههای هر هفته، ساعت ۱۵:۱۵ از موج اف ام ردیف ۱۰۰ به سمع مخاطبان رادیو قرآن میرسد.
شعبهای از مؤسسه قرآن و نهجالبلاغه همزمان با شب مبعث پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی(ص) با حضور ساکنان محله مرزداران تهران، ۲۰ اسفندماه، در مسجد حضرت ابوالفضل(ع) افتتاح شد.
این مراسم با تلاوت عباس یاسینی آغاز شد و سپس حجتالاسلام والمسلمین محمد رضازادهجویباری، مدیر مؤسسه قرآن و نهجالبلاغه (دفتر مرکزی در قم) به سخنرانی پیرامون مبعث و تبیین مسئله نبوت از دیدگاه قرآن پرداخت.
وی ضمن اشاره به سفرهای تبلیغیاش به کشورهای مختلف اظهار کرد: انس با قرآن و مکتب و سیره رهاییبخش اهلبیت(ع) در سطوح مختلف، یکی از کارسازترین و اثربخشترین فعالیتها در راه اثبات حقانیت ثقلین شریفین و خنثیسازی تبلیغات مسموم معاندان و دشمنان قسمخورده علیه مکتب حقه تشیع و جهان اسلام است.
در ادامه علیرضا کچوئیان، مدیر مؤسسه قرآن و نهجالبلاغه تهران، پیام آیتالله سیدمهدی رفیعپور و حجتالاسلام والمسلمین مرتضی پناهنده، از اساتید حوزه و دانشگاه و از محققان شاخص عرصه قرآن و نهجالبلاغه را به مناسبت افتتاح شعبهای از مؤسسه قرائت کرد.
در این مراسم حجتالاسلام والمسلمین ربانی، امامجماعت مسجد حضرت ابوالفضل(ع) و قرآنآموزان این مرکز حضور داشتند.
یادآور میشود، پایگاه اینترنتی مؤسسه قرآن و نهجالبلاغه به نشانی ۲noor.ir است.
جعفر نکونام، استاد دانشگاه قم، در گفتوگو با ایکنا، به تشریح آیات نازل شده در بعثت پیامبر(ص) پرداخت و بیان کرد: نظریه مشهور این است که ۵ آیه اول سوره علق در زمان مبعث نازل شده است، اما با بررسیهایی که داشتم، به نظرم این دیدگاه مشکلاتی دارد و با ظاهر و سیاق آیات سورۀ علق و نیز قرائن دیگر سازگار نیست؛ از جمله اینکه صرفاً در این پنج آیه فقط فرمان قرائت صادر شده و اظهار شده است «اقراء»، ولی معلوم نشده است که پیامبر(ص) باید چه چیزی را بخواند.
وی افزود: بسیار آشکار است، این که ابتدائاً به کسی گفته شود، «به نام پروردگارت بخوان»، او درنمییابد، چه چیزی را بخواند و لذا حق دارد بپرسد من چه چیزی را بخوانم؟ با عنایت به این که گوینده قرآن خداوند حکیم است، طبیعتاً دستور مبهم و لغوی از او صادر نمیکند؛ لذا این پنج آیه نمیتواند در آغاز بعثت و بدون هیچ سابقه و چیزی که مشخص شده باشد، پیامبر(ص) آن را بخواند، نازل شده باشد.
نزول سوره علق مدتی بعد از بعثت
نکونام افزود: آیه ششم این سوره هم با «کلاّ» شروع شده است که مرسوم نیست، در آغاز کلام قرار بگیرد. «کلاّ» حرف ردع، یعنی رد چیزی است که مذکور یا معهود بوده است؛ لذا آیه ۶ به بعد سورۀ علق نیز نمیتواند نزول مستقلی داشته باشد؛ بلکه ملحق به صدر سوره یعنی همان پنج آیه اول است و کل سوره هم حاکی است که آن ناظر به شروع رسالت پیامبر(ص) و تکذیب ایشان از سوی قومش و نماز گزاردن پیامبر(ص) در کنار خانه کعبه است؛ به این ترتیب باید سورۀ علق مدتی بعد از مبعث پیامبر(ص) نازل شده باشد.
وی با بیان اینکه از قرائنی دانسته میشود که پیامبر(ص) ابتدا در ۲۷ رجب به پیامبری مبعوث شده و نماز گزاردن در کنار خانه کعبه را به همراه حضرت علی(ع) و خدیجه(س) آغاز کرده بود، گفت: حضرت در آن زمان نبوت خویش را به سران قریش اعلان داشتند و آنان نیز پیامبر(ص) را تکذیب و از نمازگزاردن در کنار خانه کعبه نهی کرده بودند. پس از آن بود که سوره علق نازل شده است. از جمله قرائن آن است که در قرآن تصریح شده است که قرآن در ماه مبارک رمضان و در شب قدر نازل شده است و دیگر آن که در روایات مستفیض از فریقین آمده است که مبعث در ۲۷ رجب بوده است.
استاد دانشگاه قم تأکید کرد: با توجه به این که ماه رمضان بعد از رجب و شعبان قرار گرفته و شب قدر در اواخر ماه رمضان است، باید گفت که نزول قرآن حدود دو ماه بعد از مبعث اتفاق افتاده و نزول سورۀ علق در شب قدر ماه رمضان سال اول بوده است.
آموزش سوره حمد در بعثت
وی با بیان اینکه قرائن نشان میدهد که نماز از قبل از اسلام هم وجود داشته و مشتمل بر رکوع و سجود بوده است، گفت: چنانکه در قرآن آمده است: «وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهيمَ مُصَلًّی وَ عَهِدْنا إِلی إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ وَ الْعاکفينَ وَ الرُّکعِ السُّجُودِ» (بقره،۱۲۵)؛ از این رو، باید مراد تعلیم نمازی که در روایات آمده است، در روز نخست مبعث به پیامبر(ص) صورت گرفته، عبارت از اضافاتی در آن نماز رایج قبلی بوده باشد و از جمله این اضافات، قرار گرفتن سوره حمد در نماز است؛ چنان که آوردهاند: سوره حمد در همان روز اول بعثت تعلیم پیامبر(ص) شد و نیز در روایات مستفیض آمده است که «لا صلاة الا بفاتحة الکتاب»؛ یعنی هیچ نمازی بدون سوره حمد نیست و سابقه نداشته است که پیامبر(ص) نمازی را بدون سوره حمد خوانده باشد.
نکونام اضافه کرد: افزون بر این در روایات آمده است که مراد از «سبعاً من المثانی» در آیه «وَ لَقَدْ آتَيْناک سَبْعاً مِنَ الْمَثاني وَ الْقُرْآنَ الْعَظيمَ» (حجر،۸۷) عبارت از سوره حمد است. در این آیه قرآن چیزی متفاوت از حمد دانسته شده است. حال با جمع کردن همه این قرائن به این نتیجه میرسیم که سوره حمد اگرچه مانند سایر سورهها، از جانب الهی به پیامبر(ص) اعطا شده، اما چیزی غیر از قرآن است؛ به این ترتیب باید گفت که سوره حمد در روز بعثت تعلیم پیامبر(ص) شد؛ اما قرآن که با سوره علق شروع شده، نزولش در شب قدر ماه رمضان همان سال شروع شده است.
تفاوت ساختاری سوره حمد با دیگر سور
وی افزود: ساختار سوره حمد نیز نشان میدهد که با ساختار تمام سورههای دیگر فرق دارد. تنها سورهای که از آغاز تا پایانش از پایین به بالا یعنی از بنده به خداست، سوره حمد است؛ یعنی ساختار دعایی دارد؛ اما ساختار تمام سورههای دیگر از بالا به پایین یعنی از خدا و فرشتگان به پیامبر(ص) است. ما اگر قرآن این گونه تعریف کنیم که آن عبارت از سورههایی است که ساختاری از بالا به پایین دارد، سوره حمد جزو قرآن دانسته نمیشود و به تعبیر آیه ۸۷ سوره حجر غیر از قرآن عظیم است. قرآن عظیم عبارت از مجموعه سورههایی است که طی حدود ۲۳ سال رسالت پیامبر(ص) اسلام خطاب به او و قومش و ناظر به مسائل و مقتضیات آنان القاء شده و در مقام هدایت و ارشاد آنان بوده است.
استاد دانشگاه قم بیان کرد: سوره علق وقتی نازل شد که ابوجهل رئیس وقت قریش مانع از رسالت پیامبر اسلام(ص) و نماز گزاردنش در کنار خانه کعبه شده بود و آن حضرت نیاز پیدا کرده بود، از سوی خدا رهنمود بگیرد که آیا مقاومت کند و همچنان در کنار خانه کعبه نماز بگذارد یا نه. با نزول این سوره، به پیامبر(ص) فرمان داده شد، بر نماز خواندن خود مداومت کند و از فرمان ابوجهل اطاعت نکند. صدر و ذیل سوره علق مؤید این معناست. در قرآن «اقرء» به معنای خواندن نماز هم به کار رفته؛ چنان که آمده است: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوک الشَّمْسِ إِلی غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً» (اسراء، ۷۸). مراد از «قرآن الفجر» در این آیه عبارت از نماز صبح است.
وی افزود: البته درست است که طی سوره علق به پیامبر(ص) فرمان داده شد که بر دعوت و نمازگزاردنش در کنار خانه کعبه مداومت ورزد، اما آزار و اذیت ابوجهل و دیگر سران قریش پایان نگرفت. سورههای مزمل و مدثر بعد از سوره علق و قلم به همین مناسبت نازل شده و طی آنها تأکید شده پیامبر(ص) همچنان در دعوت به توحید استقامت بورزد.
حسین بهبودی، مدیر اداره توسعه مشارکتهای مردمی سازمان دارالقرآن الکریم، در گفتوگو با خبرنگار ایکنا، با اشاره به طرح ارزیابی و پایش مؤسسات قرآنی گفت: طرح پایش و رصد مؤسسات در دو گام انجام شد و به پایان رسید. یک گام این طرح، خوداظهاری و گام دیگر، رصد میدانی بود که طی آن حدود ۱۸۰ نفر به ما کمک کردند.
وی افزود: از مجموع دو هزار و ۸۶ مؤسسهای که تحت نظارت سازمان دارالقرآن فعالیت میکنند، بالغ بر هزار و ۸۰۰ مؤسسه رصد شدند، یعنی در حال حاضر این تعداد مؤسسه قرآنی در کشور نفس میکشند و در ایام شیوع کرونا فعالیتشان چه در فضای حقیقی و چه در فضای مجازی متوقف نشده است.
مدیر اداره توسعه مشارکتهای مردمی سازمان دارالقرآن الکریم تصریح کرد: در این ایام و همزمان با شیوع کرونا، چیزی حدود ۳۰۰ مؤسسه قرآنی به هر شکل فعالیتشان متوقف شده است، اما اینها را رها نکردهایم و با پیگیریهایی که انجام میدهیم، وضعیت آنها را هم رصد میکنیم.
بهبودی با تأکید بر اینکه باید پیگیریهای بیشتری برای چرایی تعطیلی این مؤسسات صورت گیرد، گفت: طی پیگیریهای مقدماتی مشخص شد برخی از این مؤسسات به طور دائم متوقف شدهاند و هیچ ارادهای از سوی مدیران برای بازگشت وجود ندارد و همچنین بخشی دیگر متأثر از وضعیت موجود، فعالیتشان متوقف شده است. به این معنی اراده بازگشایی برخی از مؤسسات همچنان از سوی مدیران وجود دارد که اگر شرایط به حالت عادی بازگردد، آنها مجدداً فعالیتشان را احیا میکنند.
وی با بیان اینکه خروجیهای بهدست آمده خیلی قابل توجه است و ساعتها زمان میبرد که یک یک آنها را تحلیل کنیم، گفت: باید ببینیم که هر کدام از مؤسسات قرآنی چه فعالیتهایی را در حوزههای مختلف داشتهاند. بر این اساس حدود ۱۱۰ شاخص مورد ارزیابی قرار گرفت که جلسات مفصلی نیازمند است تا نسبت مؤسسات به این شاخصها تحلیل و بخشی از آن هم اطلاعرسانی شود.
اعمال روز اول
روزه اش فضیلت بسیار دارد و از حضرت صادق علیه السلام روایت است که هر که روزه بگیرد روز اوّل شعبان را واجب شود براى او بهشت البته و سید بن طاوس ثواب بسیارى نقل کرده از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله براى کسى که سه روز اوّل این ماه را روزه دارد و در شبهاى آنها دو رکعت نماز کند در هر رکعت حمد یک مرتبه و توحید یازده مرتبه
اعمال مشترك ماه شعبان
هر روز هفتاد مرتبه بگویيد: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ
هر روز هفتاد مرتبه بگویيد: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ الْحَيُّ الْقَيُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ
بهترین ذکر در ماه شعبان
درروايات آمده است كه بهترين دعاها و ذكرها در اين ماه استغفار است و هر كه در هر روز از اين ماه هفتاد مرتبه استغفار كند مثل آن است كه هفتاد هزار مرتبه در ماههاى ديگر استغفار کرده است.
صدقه دادن
صدقه دادن در این ماه مورد تاکید منابع دینی است هرکه در این ماه صدقه دهد اگرچه به نصف دانه خرمايى باشد حق تعالى بدن او را بر آتش جهنم حرام گرداند. از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه: از آن جناب از فضيلت روزه رجب سوال کردند .حضرت فرمود :چرا از روزه شعبان غافليد؟ راوى عرض كرد: يا ابن رسول الله كسى كه يك روز از شعبان را روزه بدارد چه ثوابی دارد؟ حضرت فرمود: به خدا قسم بهشت ثواب او است .عرض كرد يا ابن رسول الله بهترين اعمال در اين ماه چيست؟حضرت فرمود: تصدق و استغفار، هر كه تصدق كند در ماه شعبان حق تعالى آن صدقه را تربيت كند همچنان كه يكى از شما بچه شترش را تربيت مىكند تا آنكه در روز قيامت به صاحبش می رسد در حالتى كه به قدر كوه احد شده باشد.
در تمام اين ماه هزار بار بگويید:
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ* وَ لَا نَعْبُدُ إِلَّا إِيَّاهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ
كه ثواب بسيار دارد و عبادت هزار سال در نامه عملش بنويسند
صلوات مخصوص هنگام زوال ماه شعبان
در هر روز از شعبان هنگام زوال و نیز در شب نيمه آن اين صلوات که از حضرت امام زين العابدين عليه السلام نقل شده را بخوانید:اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلَائِكَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ أَهْلِ بَيْتِ الْوَحْيِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْكِ الْجَارِيَةِ فِي اللُّجَجِ الْغَامِرَةِ يَأْمَنُ مَنْ رَكِبَهَا وَ يَغْرَقُ مَنْ تَرَكَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللَّازِمُ لَهُمْ لَاحِقٌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْكَهْفِ الْحَصِينِ وَ غِيَاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكِينِ وَ مَلْجَإِ الْهَارِبِينَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَاةً كَثِيرَةً تَكُونُ لَهُمْ رِضًى وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَدَاءً وَ قَضَاءً بِحَوْلٍ مِنْكَ وَ قُوَّةٍ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّيِّبِينَ الْأَبْرَارِ الْأَخْيَارِ الَّذِينَ أَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْ وَ وِلَايَتَهُمْ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اعْمُرْ قَلْبِي بِطَاعَتِكَ وَ لَا تُخْزِنِي بِمَعْصِيَتِكَ وَ ارْزُقْنِي مُوَاسَاةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَيْهِ مِنْ رِزْقِكَ بِمَا وَسَّعْتَ عَلَيَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ نَشَرْتَ عَلَيَّ مِنْ عَدْلِكَ وَ أَحْيَيْتَنِي تَحْتَ ظِلِّكَ وَ هَذَا شَهْرُ نَبِيِّكَ سَيِّدِ رُسُلِكَ شَعْبَانُ الَّذِي حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ الَّذِي كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ [سَلَّمَ] يَدْأَبُ فِي صِيَامِهِ وَ قِيَامِهِ فِي لَيَالِيهِ وَ أَيَّامِهِ بُخُوعاً لَكَ فِي إِكْرَامِهِ وَ إِعْظَامِهِ إِلَى مَحَلِّ حِمَامِهِ اللَّهُمَّ فَأَعِنَّا عَلَى الِاسْتِنَانِ بِسُنَّتِهِ فِيهِ وَ نَيْلِ الشَّفَاعَةِ لَدَيْهِ اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْهُ لِي شَفِيعاً مُشَفَّعاً وَ طَرِيقاً إِلَيْكَ مَهْيَعاً وَ اجْعَلْنِي لَهُ مُتَّبِعاً حَتَّى أَلْقَاكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَنِّي رَاضِياً وَ عَنْ ذُنُوبِي غَاضِياً قَدْ أَوْجَبْتَ لِي مِنْكَ الرَّحْمَةَ وَ الرِّضْوَانَ وَ أَنْزَلْتَنِي دَارَ الْقَرَارِ وَ مَحَلَّ الْأَخْيَارِ
مناجات شعبانيه
اين مناجات را حضرت امير المؤمنين و ائمه عليهم السلام است كه در ماه شعبان مى خواندند:
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِيناً لَكَ مُتَضَرِّعاً إِلَيْكَ رَاجِياً لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي وَ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَ تَخْبُرُ حَاجَتِي وَ تَعْرِفُ ضَمِيرِي وَ لَا يَخْفَى عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِي وَ مَثْوَايَ وَ مَا أُرِيدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِي وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِي وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِي وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِيرُكَ عَلَيَّ يَا سَيِّدِي فِيمَا يَكُونُ مِنِّي إِلَى آخِرِ عُمْرِي مِنْ سَرِيرَتِي وَ عَلَانِيَتِي وَ بِيَدِكَ لَا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيَادَتِي وَ نَقْصِي وَ نَفْعِي وَ ضَرِّي إِلَهِي إِنْ حَرَمْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَرْزُقُنِي وَ إِنْ خَذَلْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُنِي إِلَهِي أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ إِلَهِي إِنْ كُنْتُ غَيْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَيَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ إِلَهِي كَأَنِّي بِنَفْسِي وَاقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ فَقُلْتَ [فَفَعَلْتَ] مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِي بِعَفْوِكَ إِلَهِي إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْكَ بِذَلِكَ وَ إِنْ كَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِي وَ لَمْ يُدْنِنِي [يَدْنُ] مِنْكَ عَمَلِي فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَيْكَ وَسِيلَتِي إِلَهِي قَدْ جُرْتُ عَلَى نَفْسِي فِي النَّظَرِ لَهَا فَلَهَا الْوَيْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا إِلَهِي لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَيَّ أَيَّامَ حَيَاتِي فَلَا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّي فِي مَمَاتِي إِلَهِي كَيْفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِي بَعْدَ مَمَاتِي وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِي [تُولِنِي] إِلَّا الْجَمِيلَ فِي حَيَاتِي إِلَهِي تَوَلَّ مِنْ أَمْرِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ عُدْ عَلَيَّ بِفَضْلِكَ عَلَى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ إِلَهِي قَدْ سَتَرْتَ عَلَيَّ ذُنُوباً فِي الدُّنْيَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَيَّ مِنْكَ فِي الْأُخْرَى [إِلَهِي قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَيَ] إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ فَلَا تَفْضَحْنِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ إِلَهِي جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِي وَ عَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِي إِلَهِي فَسُرَّنِي بِلِقَائِكَ يَوْمَ تَقْضِي فِيهِ بَيْنَ عِبَادِكَ إِلَهِي اعْتِذَارِي إِلَيْكَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِي يَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَيْهِ الْمُسِيئُونَ إِلَهِي لَا تَرُدَّ حَاجَتِي وَ لَا تُخَيِّبْ طَمَعِي وَ لَا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجَائِي وَ أَمَلِي إِلَهِي لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِي لَمْ تَهْدِنِي وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِيحَتِي لَمْ تُعَافِنِي إِلَهِي مَا أَظُنُّكَ تَرُدُّنِي فِي حَاجَةٍ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمُرِي فِي طَلَبِهَا مِنْكَ إِلَهِي فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَداً أَبَداً دَائِماً سَرْمَداً يَزِيدُ وَ لَا يَبِيدُ كَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى إِلَهِي إِنْ أَخَذْتَنِي بِجُرْمِي أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِي بِذُنُوبِي أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّكَ إِلَهِي إِنْ كَانَ صَغُرَ فِي جَنْبِ طَاعَتِكَ عَمَلِي فَقَدْ كَبُرَ فِي جَنْبِ رَجَائِكَ أَمَلِي إِلَهِي كَيْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَيْبَةِ مَحْرُوماً وَ قَدْ كَانَ حُسْنُ ظَنِّي بِجُودِكَ أَنْ تَقْلِبَنِي بِالنَّجَاةِ مَرْحُوماً إِلَهِي وَ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمُرِي فِي شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ أَبْلَيْتُ شَبَابِي فِي سَكْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْكَ إِلَهِي فَلَمْ أَسْتَيْقِظْ أَيَّامَ اغْتِرَارِي بِكَ وَ رُكُونِي إِلَى سَبِيلِ سَخَطِكَ إِلَهِي وَ أَنَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ قَائِمٌ بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ إِلَيْكَ إِلَهِي أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَيْكَ مِمَّا كُنْتُ أُوَاجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْيَائِي مِنْ نَظَرِكَ وَ أَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ إِلَهِي لَمْ يَكُنْ لِي حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلَّا فِي وَقْتٍ أَيْقَظْتَنِي لِمَحَبَّتِكَ وَ كَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ بِإِدْخَالِي فِي كَرَمِكَ وَ لِتَطْهِيرِ قَلْبِي مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ إِلَهِي انْظُرْ إِلَيَّ نَظَرَ مَنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ اسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطَاعَكَ يَا قَرِيباً لَا يَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَ يَا جَوَاداً لَا يَبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوَابَهُ إِلَهِي هَبْ لِي قَلْباً يُدْنِيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَ لِسَاناً يُرْفَعُ إِلَيْكَ صِدْقُهُ وَ نَظَراً يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ إِلَهِي إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لَاذَ بِكَ غَيْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ غَيْرُ مَمْلُوكٍ [مَمْلُولٍ] إِلَهِي إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِيرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِيرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِكَ يَا إِلَهِي فَلَا تُخَيِّبْ ظَنِّي مِنْ رَحْمَتِكَ وَ لَا تَحْجُبْنِي عَنْ رَأْفَتِكَ إِلَهِي أَقِمْنِي فِي أَهْلِ وَلَايَتِكَ مُقَامَ مَنْ رَجَا الزِّيَادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ إِلَهِي وَ أَلْهِمْنِي وَلَهاً بِذِكْرِكَ إِلَى ذِكْرِكَ وَ هِمَّتِي فِي رَوْحِ نَجَاحِ أَسْمَائِكَ وَ مَحَلِّ قُدْسِكَ إِلَهِي بِكَ عَلَيْكَ إِلَّا أَلْحَقْتَنِي بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِكَ وَ الْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِكَ فَإِنِّي لَا أَقْدِرُ لِنَفْسِي دَفْعاً وَ لَا أَمْلِكُ لَهَا نَفْعاً إِلَهِي أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوكُكَ الْمُنِيبُ [الْمَعِيبُ] فَلَا تَجْعَلْنِي مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ إِلَهِي وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لَاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلَالِكَ فَنَاجَيْتَهُ سِرّاً وَ عَمِلَ لَكَ جَهْراً إِلَهِي لَمْ أُسَلِّطْ عَلَى حُسْنِ ظَنِّي قُنُوطَ الْإِيَاسِ وَ لَا انْقَطَعَ رَجَائِي مِنْ جَمِيلِ كَرَمِكَ إِلَهِي إِنْ كَانَتِ الْخَطَايَا قَدْ أَسْقَطَتْنِي لَدَيْكَ فَاصْفَحْ عَنِّي بِحُسْنِ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ إِلَهِي إِنْ حَطَّتْنِي الذُّنُوبُ مِنْ مَكَارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِي الْيَقِينُ إِلَى كَرَمِ عَطْفِكَ إِلَهِي إِنْ أَنَامَتْنِي الْغَفْلَةُ عَنِ الِاسْتِعْدَادِ لِلِقَائِكَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِي الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلَائِكَ إِلَهِي إِنْ دَعَانِي إِلَى النَّارِ عَظِيمُ عِقَابِكَ فَقَدْ دَعَانِي إِلَى الْجَنَّةِ جَزِيلُ ثَوَابِكَ إِلَهِي فَلَكَ أَسْأَلُ وَ إِلَيْكَ أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ يُدِيمُ ذِكْرَكَ وَ لَا يَنْقُضُ عَهْدَكَ وَ لَا يَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَ لَا يَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ إِلَهِي وَ أَلْحِقْنِي بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عَارِفاً وَ عَنْ سِوَاكَ مُنْحَرِفاً وَ مِنْكَ خَائِفاً مُرَاقِباً يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ* وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً
اين مناجات از مناجاتهاى جليل القدر ائمة عليهم السلام است و شامل مضامين عاليه است و در هر وقت كه حضور قلبى باشد خواندن آن مناسب است.
میلاد امام حسین علیه السلام
روز سوم ماه شعبان روز مباركى است و مولاى ما امام حسين عليه السلام در این روز متولد شد .
دعای روز سوم :
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فِي هَذَا الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهَادَتِهِ قَبْلَ اسْتِهْلَالِهِ وَ وِلَادَتِهِ بَكَتْهُ السَّمَاءُ وَ مَنْ فِيهَا وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ عَلَيْهَا وَ لَمَّا يَطَأْ [يُطَأْ] لَابَتَيْهَا قَتِيلِ الْعَبْرَةِ وَ سَيِّدِ الْأُسْرَةِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ يَوْمَ الْكَرَّةِ الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَ الشِّفَاءَ فِي تُرْبَتِهِ وَ الْفَوْزَ مَعَهُ فِي أَوْبَتِهِ وَ الْأَوْصِيَاءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قَائِمِهِمْ وَ غَيْبَتِهِ حَتَّى يُدْرِكُوا الْأَوْتَارَ وَ يَثْأَرُوا الثَّارَ وَ يُرْضُوا الْجَبَّارَ وَ يَكُونُوا خَيْرَ أَنْصَارٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَعَ اخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ اللَّهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ إِلَيْكَ أَتَوَسَّلُ وَ أَسْأَلُ سُؤَالَ مُقْتَرِفٍ مُعْتَرِفٍ مُسِيءٍ إِلَى نَفْسِهِ مِمَّا فَرَّطَ فِي يَوْمِهِ وَ أَمْسِهِ يَسْأَلُكَ الْعِصْمَةَ إِلَى مَحَلِّ رَمْسِهِ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ وَ احْشُرْنَا فِي زُمْرَتِهِ وَ بَوِّئْنَا مَعَهُ دَارَ الْكَرَامَةِ وَ مَحَلَّ الْإِقَامَةِ اللَّهُمَّ وَ كَمَا أَكْرَمْتَنَا بِمَعْرِفَتِهِ فَأَكْرِمْنَا بِزُلْفَتِهِ وَ ارْزُقْنَا مُرَافَقَتَهُ وَ سَابِقَتَهُ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ يُسَلِّمُ لِأَمْرِهِ وَ يُكْثِرُ الصَّلَاةَ عَلَيْهِ عِنْدَ ذِكْرِهِ وَ عَلَى جَمِيعِ أَوْصِيَائِهِ وَ أَهْلِ أَصْفِيَائِهِ الْمَمْدُودِينَ مِنْكَ بِالْعَدَدِ الِاثْنَيْ عَشَرَ النُّجُومِ الزُّهَرِ وَ الْحُجَجِ عَلَى جَمِيعِ الْبَشَرِ اللَّهُمَّ وَ هَبْ لَنَا فِي هَذَا الْيَوْمِ خَيْرَ مَوْهِبَةٍ وَ أَنْجِحْ لَنَا فِيهِ كُلَّ طَلِبَةٍ كَمَا وَهَبْتَ الْحُسَيْنَ لِمُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَ عَاذَ فُطْرُسُ بِمَهْدِهِ فَنَحْنُ عَائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ وَ نَنْتَظِرُ أَوْبَتَهُ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ بعد از این دعا میخوانی دعای زیر را که آن حضرت در روز عاشورا خواندند:
اللَّهُمَّ أَنْتَ مُتَعَالِي الْمَكَانِ عَظِيمُ الْجَبَرُوتِ شَدِيدُ الْمِحَالِ غَنِيٌّ عَنِ الْخَلَائِقِ عَرِيضُ الْكِبْرِيَاءِ قَادِرٌ عَلَى مَا تَشَاءُ قَرِيبُ الرَّحْمَةِ صَادِقُ الْوَعْدِ سَابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلَاءِ قَرِيبٌ إِذَا دُعِيتَ مُحِيطٌ بِمَا خَلَقْتَ قَابِلُ التَّوْبَةِ لِمَنْ تَابَ إِلَيْكَ قَادِرٌ عَلَى مَا أَرَدْتَ وَ مُدْرِكٌ مَا طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ إِذَا شُكِرْتَ وَ ذَكُورٌ إِذَا ذُكِرْتَ أَدْعُوكَ مُحْتَاجاً وَ أَرْغَبُ إِلَيْكَ فَقِيراً وَ أَفْزَعُ إِلَيْكَ خَائِفاً وَ أَبْكِي إِلَيْكَ مَكْرُوباً وَ أَسْتَعِينُ بِكَ ضَعِيفاً وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْكَ كَافِياً احْكُمْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ قَوْمِنَا [بِالْحَقِ] فَإِنَّهُمْ غَرُّونَا وَ خَدَعُونَا وَ خَذَلُونَا وَ غَدَرُوا بِنَا وَ قَتَلُونَا وَ نَحْنُ عِتْرَةُ نَبِيِّكَ وَ وَلَدُ [وُلْدُ] حَبِيبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الَّذِي اصْطَفَيْتَهُ بِالرِّسَالَةِ وَ ائْتَمَنْتَهُ عَلَى وَحْيِكَ فَاجْعَلْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين.
منبع:مفاتیح الجنان
اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیهِ و در بعضى روایات الْحَىُّ الْقَیومُ پیش از الرَّحْمنُ الرَّحیمُ
ادامه مطلب
شیعه نیوز: توبه در لغت به معنای دست کشیدن از گناه و بازگشتن به راه حق است و به تعبیر دیگر، بازگشت به پشیمانی از گناه است. در قرآن کریم هم «توبه عبد» مطرح است و هم «توبه خدا». توبه عبد به معنی برگشتن عبد به سوی خدا با ترک گناهان است. توبه خدا به معنی برگشت خدا به سوی عبد خود با نظر لطف و مرحمت است. توبه انسان گناهکار در بین دو توبه خدا قرار دارد. به این صورت که ابتدا خدا به سوی انسان گناهکار بر می گردد و گناهکار به این وسیله توفیق توبه پیدا می کند و بار دوم خدا بعد از توبه عبد به سوی بنده خود بر می گردد و توبه او را می پذیرد و او را می بخشد.
گناه و معصیت، مانند لجن زار متعفنی است که انسان، هر چه بیشتر در آن فرو می رود، خود را به نابودی نزدیک می کند، اما توبه و تصمیم جدی انسان به ترک گناه حرکت به سوی نجات و خود یک پیروزی بزرگ است که درهای رحمت الهی را به روی انسان می گشاید. کسی که به این مرحله (توبه) رسیده به پیروزی بزرگی دست یافته است، و باید سعی کند انگیزۀ خود را برای مبارزه با گناه، قوی تر نماید، و برای همیشه این حالت را در خود حفظ کند.
نکتۀ بسیار مهم در این راه، استعانت از لطف و عنایتی است که خداوند نسبت به توبه کنندگان دارد؛ زیرا توبه واقعی همه مبغوضیت های گناه و عقوبات اخروی و آثار منفی آن را در پیشگاه خداوند از بین می برد، همانطوری که خداوند فرموده است: «اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است». آنچه از این آیه و دیگر آیات و روایات استفاده می شود این است که اگر انسان از گناهانش پشیمان شود و توبه کند، خداوند توبه او را می پذیرد و تمام گناهانش را می بخشد. گویا هیچ گناهی مرتکب نشده است. طبق این بیان بدیهی است که تمام عبادات و کارهای خوب گذشته و آینده او را می پذیرد. پس انسان گناه کار در هیچ شرایطی نباید از رحمت خداوند مأیوس باشد؛ زیرا هر چه گناه او بزرگ تر باشد باز رحمت الاهی واسع تر است.
شرایط توبه
بر اساس آیات قرآن و روایات، توبه واقعی دارای شرایطی است که در زیر به آن اشاره می شود:
۱- اگر فرد گناهکار گناه را از روی جهالت و نادانی انجام داده باشد، خداوند متعال توبه او را خواهد پذیرفت. منظور از جهالت در این آیه اعم از عدم علم به حرام و گناه بودن عمل و طغیان غرائز و تسلط هوسهاى سرکش و چیره شدن آنها بر نیروى عقل و ایمان است. در این حالت، علم و دانش انسان به گناه گرچه از بین نمی رود اما تحت تاثیر آن غرائز سرکش قرار گرفته و عملا بى اثر می گردد. و هنگامى که علم اثر خود را از دست داد، عملا با جهل و نادانى برابر خواهد بود. ولى اگر گناه بر اثر چنین جهالتى نباشد بلکه از روى انکار حکم پروردگار و عناد و دشمنى انجام گیرد، چنین گناهى حکایت از کفر می کند و به همین جهت توبه آن قبول نیست.
۲- عدم تأخیر آن تا زمان مرگ. اگر کسی بداند تا چند لحظه دیگر بیشتر زنده نیست، اگر توبه کند، توبه او پذیرفته نخواهد شد. همانطور که خداوند متعال می فرماید: "کسانى که در آستانه مرگ قرار می گیرند و می گویند اکنون از گناه خود توبه کردیم توبه آنان پذیرفته نخواهد شد".
۳- تصمیم جدی بر ترک گناه (با علم به توانایی انجام آن-چون اگر کسی فلج و ناتوان شده و قدرت بر ارتکاب گناه را ندارد، توبه وی ارزشی نخواهد داشت-)
۴- ندامت، اگر کسی از گناه خود واقعا پشیمان و نادم نباشد در حقیقت توبه نکرده است؛ هر چند گناه را ترک کرده باشد.
۵- جبران گناه و لغزش های گذشته.
۶- استغفار و طلب آمرزش از خداوند.
بنابراین اگر کسی واقعاً با رعایت این شرایط توبه کند هرگز نباید از رحمت الهی مأیوس باشد؛ زیرا هر چه گناه او بزرگتر باشد باز رحمت الهی واسع تر است و قطعا خداوند به وعده خود عمل کرده و توبه او را خواهد پذیرفت؛ به هرحال کسی که دوست دارد در لجن زار گناه بماند و از آلودگی ها تغذیه کند معلوم است که هنوز از گناهان خود پشیمان نشده است؛ لذا در این حالت توبه معنا ندارد. و معلوم نیست که در آینده نیز موفق به ترک گناه خواهد شد یا نه، بلکه تکرار گناه ممکن است زمینه و توفیق توبه را از انسان سلب کند!. بله اگر موفق به توبه واقعی با تمام شرایط آن شود توبه اش پذیرفته خواهد شد.
نکتۀ بسیار مهم در این راه، استعانت از لطف و عنایتی است که خداوند نسبت به توبه کنندگان دارد؛ زیرا توبه واقعی همه مبغوضیت های گناه و عقوبات اخروی و آثار منفی آنرا در پیشگاه خداوند از بین می برد، همانطوریکه خداوند فرموده است: «اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را میآمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است».
توبه واقعی از حق الله و حق الناس/ ترک گناه آسانتر از توبه کردن است
آنچه از متون دینی استفاده می شود این است که توبه کردن کار ساده ای نیست. حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید: «ترک گناه، آسان تر از توبه کردن است». توبه تنها استغفر الله گفتن نیست. توبه یعنی این که انسان با تمام وجود خویش به سوی خدا برگردد. از گناه خود پشیمان شود و تصمیم جدی بگیرد که دیگر آن را تکرار نکند و اگر تضییع حقی کرده است، حق الله باشد یا حق الناس آن را بر آورده سازد. قرآن مؤمنین را به «توبه نصوح» دعوت می کند. امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید: «توبه نصوح یعنی توبه ای که گناهکار در درون خود، پشیمان شود و با زبان استغفار کند و تصمیم بگیرد که گناه خود را تکرار نکند».
روایت شده است که امیر المؤمنین علی (علیه السلام) از مردی شنید که استغفر الله می گفت، فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! آیا می دانی استغفار به چه معناست؟ استغفار درجه «علٌیٌین» است و برای تحقق آن شش شرط است: اول: پشیمانی از گناه گذشته؛ دوم: تصمیم جدی بر تکرار نکردن آن؛ سوم: حقوق مردم را بپردازی و با پاکی خدا را ملاقات کنی به گونه ای که هیچ گناهی بر تو نباشد؛ چهارم: انجام بدهی هر واجبی را که بجا نیاورده ای؛ پنجم: همت کنی گوشتی را که از حرام بر تن تو روییده ذوب کنی تا پوست به استخوان بچسبد و گوشت تازه ای بروید؛ ششم: رنج عبادت را به تن بچشانی؛ چنان که شیرینی معصیت را به آن چشانده ای، پس آنگاه بگو: استغفر الله».
بنابراین از این حدیث شریف دانسته می شود که شرط قبولی توبه جبران کردن واجبات فوت شده و بجا آوردن حقوق الناس است. تا اگر انسان حقوقی را از کسی تضییع کرده باشد، در صدد جبران آن براید. چرا که خداوند متعال در باره حقوق الناس بسیار سخت گیرتر است. و تا زمانی که صاحب حق راضی نشده باشد، خداوند متعال هم راضی نمی شود، و لذا توبه گناهکار را نخواهد پذیرفت.
در حدیثی آمده است که «ظلم و ستم در یک ساعت در نزد خدا از 60 سال گناه بدتر است». در حدیثی دیگر می خوانیم: «ظلم سه قسم است ظلمی که خدا آن را می آمرزد و ظلمی که خدا نمی آمرزد و ظلمی که خدا از آن صرف نظر نمی کند؛ ظلمی که خدا نمی آمرزد شرک به خداست و ظلمی که می آمرزد ظلمی است که انسان به خودش می کند در آن چه میان او و خدای عزیز است؛ و اما ظلمی که از آن صرف نظر نمی کند حقوقی است که بندگان بر گردن یکدیگر دارند».
تاخیر در توبه/ پیشگیری بهتر از درمان است
همواره پیش گیری بهتر از درمان است. انسان باید بکوشد که مرتکب گناه نگردد و در صورت ارتکاب معصیت فوراً توبه کند و امروز و فردا ننماید؛ چرا که تسویف در توبه و به عبارتی به تاخیر انداختن توبه از وساوس شیطان است تا به این ترتیب توفیق توبه را از انسان سلب کند. توبه، واجب فوری است؛ یعنی لازم است پس از ارتکاب گناه، بلا فاصله توبه کرد. لقمان به فرزندش سفارش می کند: « ای پسرم! توبه را به تاخیر نینداز؛ زیرا مرگ ناگهانی فرا می رسد». مرگ خبر نمی کند و ممکن است پیش از آنکه گناهکار موفق به توبه شود، مرگش فرا رسد و بدون توبه از دنیا برود.
همچنین در اثر کثرت گناه، اعتقاد و ایمان انسان ضعیف تر شده و در اثر عدم توبه حتی ممکن است که بسیاری از اعتقادات را تکذیب کرده و کافر شود و در نهایت با کفر از دنیا برود. همانطور که خداوند متعال می فرماید: «سر انجام آنان که به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که کافر شده و آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند». درست است که طبق روایات «توبه از هر کسی تا زمانی که از حیات خود مأیوس نشده قبول است»؛ ولی باید توجه داشت که هر چه توبه به تاخیر انداخته شود، سخت تر خواهد بود؛ چون نفس انسان مزه گناه را هر چه بیشتر بچشد، ترکش سخت تر خواهد شد.
توبه از زنا/ گناهانی که بخشیده نمی شوند
زنا یکی از مفاسد بزرگ اجتماعی است که باعث خسارت های جبران ناپذیر است. به همین جهت اسلام آن را حرام دانسته و مجازاتهایی را برای آن در نظر گرفته است. اولین و بهترین راه برای نجات از این مهلکه عظیم راه پشیمانی و توبه در درگاه الهی است. بر این اساس افراد گناهکار وظیفه دارند اسرار خود را حفظ کرده و تنها در پیشگاه خدای توبه پذیر و مهربان به گناه خود اعتراف کرده و توبه نصوح نمایند.
اما توبه از دو جهت قابل بررسی است:
1- از جهت آثار دنیوی و تخفیف در اجرای حدود که این بخش دو صورت دارد. الف : یا این که پیش از اقامۀ بینه توبه می کند. ب : یا بعد از اقامۀ بینه توبه می نماید. این توبه پیش از اقامه بیّنه بر زنا است؛ زیرا اگر شخص زناکار پیش از اقامۀ بیّنه توبه کند حدّ از او ساقط شده و بر او جاری نمی شود خواه آن حدّ سنگسار باشد یا شلّاق و همچنین اگر قبل از اقرار توبه نماید، حد ساقط است. اما شخصی که مرتکب گناهی شده و مستحق حدّ است اگر پس از اقامۀ بیّنه و یا پس از اقرار توبه نماید، اگر در زمان حضور امام معصوم (علیهم السلام) باشد آن حضرت مختار است که او را ببخشد و یا حدّ بر او جاری کند این حدّ خواه رجم باشد یا غیر آن، بعید نیست که این تخییر برای نائبان امام معصوم هم ثابت باشد.
2- از جهت آثار اخروی و تخفیف در عذاب اخروی:
این در دو صورت محقق است یا این که حدّ بر او جاری نشده است و یا این که حدّ بر او جاری شده است. در صورتی که توبه نماید مورد لطف الاهی قرار خواهد گرفت؛ زیرا از مجموع آیات و روایات چنین بر می آید که خداوند توبه کنندگان را (در صورتی که توبه واقعی و با حفظ شرایطش باشد) عذاب نمی نماید در این خصوص به یک روایت اشاره می کنیم: از امام باقر (علیه السلام) نقل شده که فرمود: … رسول خدا (صلی الله علیه واله) بر منبر خود فرموده است: … سوگند به آن کسی که جز او کسی شایسته پرستش نیست خداوند هیچ مؤمنى را پس از توبه و استغفار عذاب نمی کند جز به خاطر بدگمانى او به خدا و تقصیر در امیدوارى و بدخلقى و غیبت از مؤمنین.
اما در صورتی که حد بر او جاری شود دست کم به دو دلیل در آخرت کیفر نمی بیند. الف. بر اساس روایات، حدود الاهی مطهر و پاک کننده هستند، یعنی آن گناهکار را از آلودگی آن گناه پاک می نمایند. ب. اساساً کسی که عادل باشد به موجب یک خطا دو بار مجازات نمی کند از این رو خداوند که عدل مطلق است به دلیل یک گناه دو بار عقوبت نمی کند. در روایات از امیرالمومنین علی (علیه السلام) نقل شده که آن حضرت (علیه السلام) فرمود: خداوند عالیتر و کریمتر از آن است که بنده اش را دو بار مجازات کند.
توبه از شراب خواری
پشتوانۀ توبه از هر گناهی، اعتقادات و ارزشهای است که شخص آن را به واقع قبول دارد. انسان اگر ایمان به خداوند و روز رستاخیز داشته باشد و بداند نتیجۀ اعمالش را در سرای دیگر می بیند و بدین واسطه خویش را از غفلت، نجات دهد؛ به راحتی می تواند از گناهان دست بکشد. اگر انسان درک کند که محرمات (کارهای حرام)، چگونه او را به تیره بختی و سراشیب سقوط می اندازد، خیلی راحت تر می تواند دست بکشد. شراب و هر مست کننده ای، در اسلام جزء این محرمات است. اما برخی از راه های عملی برای ترک نوشیدن مشروبات الکلی به این شرح است:
1- ابتدا باید یک تصمیم اساسی و جدی در ترک آن وجود داشته باشد، به طوری که هیچ چیز نتواند ارادۀ انسان را تضعیف کند.
2- در رابطه با دوستان یا اموری که انسان را به این عمل دعوت می کنند، تجدید نظر شود.
3- از مکان های خلوت و جاهایی که امکان ارتکاب به گناه (همچون مصرف مشروبات الکلی) برای انسان فراهم می شود، می بایست دوری کرد.
4- به مضرات جسمانی مصرف مشروبات الکلی به خوبی توجه شود. (کسب نظر متخصصان و پزشکان مجرب و دلسوز در این مورد می تواند راهگشا باشد)
5- پرداختن به امورات معنوی (از جمله توجه کامل به دستورات اسلام) نیز ذکر نام خداوند متعال در همه حال و باور داشتن به حضور خداوند در همه جا مانع ارتکاب انسان به گناه می شود.
برخی از روایاتی که دربارۀ مشروبات الکلی و مست کننده وارد شده است، به شرح زیر است:
از میان ده ها روایت در این باره، چند روایت از امام صادق(علیه السلام را ذکر می کنیم: امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «هر کس جرعه ای از شراب (یا هر مست کنندۀ دیگر) بخورد؛ خداوند و ملائکه و رسولانش و مؤمنان او را لعنت می کنند. پس اگر به اندازه ای بخورد که مست شود، روح ایمان از جسد وی خارج می شود…». همچنین می فرماید: «شراب، رأس همۀ گناهان است». یا در جای دیگری می فرمایند: «خداوند برای شر و بدی قفلی قرار داده است که کلید آن، شراب ( مسکرات) است».
بنابراین همانگونه که بدان اشاره شد، تنها راه نجات انسان از غرق نشدن در لجن زار گناه و معصیت، توبه واقعی و بازگشت به سوی خداوند متعال و توبه پذیر است، تا انسان پس از ترک واقعی گناه، رضایت پروردگار خویش را کسب نموده و در جهت تعالی خویش در مسیر الی الله خالصانه گام برداد.
توبه از گناه غیبت/غیبت کننده اگر با توبه بمیرد آخرین وارد شونده در بهشت است
باید توجه داشت که گرچه توبه از نشانه های رحمت و لطف وسیع الاهی است و قرآن کریم می فرماید: «قطعاً خداوند توبه کنندگان را دوست دارد»، اما قبول آن دارای شرایط و قیود متعددی است از جمله این که آثار گناه باید جبران شود و در گناهانی مانند غیبت که پای حقوق مردم در میان است، جبران آثار آن و فراهم کردن رضایت کسانی که حقشان پایمال شده است، بسیار مشکل است و نهایت چیزی که در اثر توبه از آن ممکن است حاصل شود عدم عقوبت و عذاب است.
نه این که چنین توبه ای به تنهایی باعث بهشت رفتن فرد توبه کننده هم بشود. زیرا آنچه در قرآن آمده است که خداوند متعال از حق خود به راحتی می گذرد و گناهان توبه کننده گان را به حسنات تبدیل می کند، توبه کننده را وارد بهشت می کند؛ اینها مربوط به گناهانی است که فقط حق الله باشند. اما در مورد حقوق مردم این طور نیست و اگر غیبت کننده توبه کرده و آثار سوء گناه خود را جبران نماید گناه بزرگ او بخشوده خواهد شد. اما برای رسیدن به بهشت باید اعمال نیک و خیرات و حسنات هم داشته باشد.
در روایات زیادی وارد شده است که اگر شخصی فلان کار را انجام دهد جزا و پاداش او بهشت است، یا اولین فردی است که وارد بهشت می شود، اما این در صورتی است که این فرد گناه دیگری نداشته باشد؛ زیرا قرآن از سویی می فرماید: "…حسنات (کارهای نیک و ثواب)، سیئات (گناهان و آثار آنه) را از بین می برند…” یعنی حسنات و کارهای نیک انسان در مرتبه اول جبران و آمرزش دیگر گناهان مخصوصاً حقوق مردم را می کند و بعد از آن موجب ترقی و تعالی انسان می شود.
و از سویی دیگر از آیات قرآن به دست می آید که بعضی گناهان باعث حبط و از بین رفتن اعمال نیک انسان می گردند؛ همانند ارتداد، کفر نسبت به آیات خدا و عناد به خرج دادن نسبت به آنها، دشمنى با رسول خدا و صدا بلند کردن در حضور رسول خدا و بعضى از گناهان نیز هست که حسنات صاحبش را به دیگران منتقل مىکند؛ مانند گناهانی همچون قتل و غیبت و بهتان و … به هر حال اعمال نیک و بد انسان به انحاء مختلف در یکدیگر اثر می گذارند، و آنچه در روایات امام صادق (علیه السلام) آمده، می توان درستی مطالب بالا را برداشت کرد.
امام صادق (علیه السلام)فرمود:” خداوند متعال به حضرت موسی پیامبر (صلی الله علیه واله) وحی کرد: غیبت کننده اگر با توبه بمیرد آخرین وارد شونده در بهشت است و اگر با این حالت بمیرد اولین وارد شونده در آتش است."
در منظور این روایت باید گفت که حتی با تأثیر توبه در آمرزش گناهان و از بین رفتن اثرات آنها، گناه غیبت آن قدر زشت و ناپسند است که حتی با توبه هم به راحتی آثار آن قابل ترمیم و جبران نیست و اگر شخص اعمال نیک و شایسته ای داشته باشد که به واسطۀ آنها بهشتی باشد، این گناه حتی بعد از توبۀ واقعی موانعی را بر سر راه بهشت رفتن شخص ایجاد می کند به نحوی که این شخص به واسطۀ اعمال نیک دیگر بهشتی بودنش حتمی باشد، آخرین فردی است که وارد بهشت می شود. و اگر توبه نکند هیچ یک از اعمال نیکش نمی تواند مانع از عذاب او شود و اولین کسی است که وارد آتش می شود. براین اساس، شخص غیبت کننده اگر از خدای متعال طلب آمرزش نماید و شخص غیب شونده را راضی نماید و از این گناه توبه واقعی کند، گناه او که بسیار بزرگ است بخشیده خواهد شد و از عذاب الاهی به خاطر این گناه نجات خواهد یافت.
به گزارش ایکنا، برنامه هفتگی درسهایی از قرآن با سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین محسن قرائتی پنجشنبه، هفتم اسفندماه ۹۹، با موضوع «حضرت علی(ع) در قرآن» از شبکه اول سیما پخش شد. در ادامه مشروح برنامه این هفته درسهایی از قرآن را میخوانید؛
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین بعدد ما أحاط به علمه، الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
عزیزان پای تلویزیون بحث را سیزده رجب تولد حضرت امیر(ع) میشنوند. خوب، در مورد حضرت امیر مطالبی را میخواهیم بگوییم و فکر نکنید بحث، بحث تاریخی است. بحث حضرت امیر بحث روز است. الآن دنیا در آتش رهبران فاسد میسوزد. خط رهبری، اسلام چه میگوید و دنیا چه شد؟ از اول تاریخ امیرالمؤمنین که بود؟ رقبای حضرت چه کسانی بودند؟ این بشر نیاز به چیزهایی دارد که من فشرده خدمت شما بگویم.
نیازهای بشر برای حرکت در مسیر کمال
موضوع به مناسبت تولد حضرت امیر(ع)، نیاز بشر حرکت به سوی رشد و کمال، این حرکت نیاز به چیزهایی دارد، ۱- مقصد، کجا میخواهیم برویم؟ ۲- راه، از کدام راه برویم؟ ۳- وسیله، با چه ابزاری طی کنیم؟ ۴- راهنما، هر حرکتی چیزهایی نیاز دارد. مقصد کجاست؟ مقصد اگر گفتیم مقصد بشر یک زندگی مرفهی است. خوراک، پوشاک، مسکن، مرکب، اگر این بود، رسیدن به هوسها مقصد این است، خوب باید آنچه ساختمان و بودجه خرج میشود و برنامهریزی میشود برای رفاه بیشتر باشد. هدف اگر رفاه باشد. هدف اگر آزادی باشد، اگر هدف سرمایه باشد. یا هدف چیز دیگر باشد.
ایام جنگ من به بعضی از کشورهای اروپایی رفتم، پزشکانی بودند. دعوت کردیم و با آنها صحبت کردیم که الآن در ایران جنگ است. عزیزان ما در جبههها شهید میشوند، جانباز میشوند و مجروح میشوند، شما اگر میتوانید کمکی کنید، ایران وطن شماست. گفتند که ما دارو میخواهی میفرستیم، دلار هم بخواهی میفرستیم. اما ما اینجا راحتتر هستیم. رفاه ما اینجا تأمین است. این آقا وقتی رفته دانشجوی رشته پزشکی شده، از اول فکر نجات نبوده فکر رفاه بوده، نجات دیگران یا رفاه خود. مقصد باید روشن باشد. آخر یکوقت یک ساختمانی میسازیم مهندس میگوید: چه میخواهی؟ سالن ورزش میخواهی؟ کتابخانه میخواهی؟ مسجد میخواهی؟ آمفی تئاتر میخواهی؟ چه میخواهی؟ باید مقصد را بگوییم. مقصد ما چیست؟ لذت جنسی است. آن کسی که، خانمی که خودش را نیمه برهنه میکند و عرضه میکند اصل برایش جسم است. لذتهای جنسی و جسمی، قبل از آنکه لباسش برهنه باشد، فکرش برهنه میشود. مقصد چیست؟ براساس مقصد... مقصد که روشن شد، از کدام راه برویم؟ خیلی خوب میخواهیم فلانجا برویم از چه راهی برویم؟ هواپیما باشد، قطار باشد و ماشین باشد، کدام مسیرها را طی کنیم؟ راه...
بعدش ابزار چه میشود؟ با چه وسیلهای برویم؟ با کلک، با حق، با انتخابات، زنده باد، مردهباد، بودجه و هزینه، با چه.. چه کاری را، چه هزینهای بکنیم تا به آنجا برسیم؟ راهنما که باشد و از چه کسی دستور بگیریم؟ پس انسان بی هدف نیست، هر انسانی یک هدفی دارد، انتخاب هدف و راه و ابزار و وسیله و انتخاب راهنما، در این چهار مورد از همه مهمتر کدام است؟ بد نیست چند ثانیهای شما فکر کنید. انسان در راه حرکت چهار چیز میخواهد که در بین این چهار مورد مهمترین کدام است؟ چند ثانیه دیگر من پاسخ میدهم. شما فکر کنید... مهمترین راهنما است. اگر راهنما بود مقصد را به ما تذکر میداد. که آنجا میخواهیم برویم. کجا رفتی؟«فَأَيْنَ تَذْهَبُون» (تکویر/۲۶)، «فَأَنّي تُوفَكُونَ» (انعام/ ۹۵) کجا میروی؟ راهنما مهمتر است. چون راهنما نمیگذارد مقصد گنده شود. راهنما نمیگذارد راه اشتباه شود و ابزار بیخود راه بیافتد. مشکل بشریت امروز وجود راهنماست. رهبر است، دنیا دارد در آتش بی رهبری صحیح میسوزد. هرکس شک دارد یک نگاهی به آمریکا کند و یک نگاه به شوروی، یک نگاه به شرق و غرب کند.
میلاد حضرت علی علیهالسلام، روز عید مسلمانان
تولد حضرت علی واقعاً باید جشن گرفت. خود تولد حضرت علی پاسخ یک سؤال عوامی هم هست. بعضی عوام میگویند: سیزده نحس است. خواص هم میگویند. اصلاً بیرون ایران هم سیزده را نحس میدانند مثلاً میگویند: دوازده بعلاوه یک، این گناهش چیست؟ که اگر اینجا گفتیم: دوازده بعلاوه یک، این خوب است. اما اگر بگوییم: سیزده، این را نحس میگوید. چیزی نشد. اینجا سیزده یک دندانه دارد این یک دندانه باشد نحس است. یک الف چند سانتیمتری نحس نیست. چطور این یک سانت نحس است، این چند سانت نحس نیست؟ یک عقیده غلطی است. تولد حضرت علی(ع) در سیزده رجب به ما گفت: سیزده نحس نیست. این یک مورد. وهابیها جشن را قبول ندارد ولی چون مدعی قرآن هستند ما از قرآن یک آیه برایشان بگوییم. قرآن میگوید: مسیحیها به عیسی گفتند: یک مائده آسمانی بیاید، یک طبق غذا از آسمان بیاید ما با چشمان خود ببینیم و بخوریم. آنوقت اگر یک چنین روزی آمد، آن روز در اول تاریخ «تَكُونُ لَنا عيداً لاوَّلِنا وَ آخِرِنا» (مائده، ۱۱۴) آن روز را روز عید میگیریم برای اول و آخر، یعنی در کل تاریخ بشریت میگوییم این روز که مائده و غذای آسمانی آمد عید است. یک سؤال، آیا یک غذای آسمانی عید دارد؟ آنوقت رهبر آسمانی عید ندارد. تولد حضرت امیر یعنی رهبر آسمانی. غذای آسمانی عید دارد، رهبر آسمانی عید ندارد؟ بعثت عید ندارد؟ غدیر عید ندارد؟ به خصوص غدیر، غدیر رهبری امیرالمؤمنین نیست. اسمش رهبری حضرت علی است. چند بار پیغمبر اسلام روز غدیر خم در خطبهای طولانی، چند بار اسم دوازده امام را برد. چند بار اسم حضرت مهدی را برد. تک تک دوازده امام را اسم برد. یعنی چه؟ یعنی ای دنیا بدانید امروز غدیر امیرالمؤمنین نیست. غدیر حضرت مهدی هم هست. یعنی در طول تاریخ رهبران آسمانی امروز معین شدند.
عرض کنم به حضور جنابعالی که در قرآن نعمتهای خدا را خیلی گفته، بسیاری از آیات قرآن نعمت شماری است. از نعمتهای بدن، «أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ» (بلد/۸) یک جفت چشم به تو ندادیم؟ «وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ» (بلد/۹) زبان ندادیم، لب ندادیم. «أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً» (نبأ/۶) ما غافل هستیم. شما در زمین نگاه کن، این زمین چه خیری دارد؟ سنگینی ما را تحمل میکند. مردههای ما را در خودش جای میدهد. آب را ذخیره در چاه میکند. یک دانه میدهی یک خوشه میدهد. آب کثیف را میکشد و آب زلال بیرون میکند. زباله میکشد و زلال بیرون میدهد. آب تمیز، کوههایش برای ما گنج است. «یا من فی الجبال خزائنه» انواع فلزهای قیمتی در کوههاست. عجایبش دریاست، «یا من فی البحار عجائبه، یا من فی الجبال خزائنه»، «یا من فی السماء عظمته»، «یا من فی الحساب هیبته» بخشی از... منتهی یک نعمت است که دو بار گفته است و کلمه منتش درونش است. گفته من منت میگذارم که به تو میدهم. نگفته منت میگذارم آبت دادم، نانت دادم، سلامتی و چشم و گوش... سلامتی روح و عقل و... میگوید: منت دادم رهبر به تو دادم. یکی میگوید: «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُن...» یکی میگوید: «منَّ الله»، «لقد من الله علی المؤمنین» (آلعمران، ۱۶۴) خدا منت بر مؤمنین گذاشته که چه؟ که رهبر آسمانی داده است. یا میگوید: در طول آینده هم منت خواهم گذاشت. «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَ» (قصص/۵)، «منّ» فعل ماضی است یعنی در گذشته این کار را کرد و در آینده هم این کار را خواهد کرد. یعنی خدا کلمهی «منّ یمنّ» منت گذاشتم که به شما رهبر آسمانی دادیم. رهبر آسمانی کمبود بشر الآن همین است و الآن ما مشکل فرودگاه و مترو و نمیدانم مسائل هستهای و اینها همه مسائل زندگی ماست. بشر خط را گم کرده است. اینکه دائم در نماز میگوییم ولا الضالین، خدایا ما خط را گم نکنیم. خدایا ضال، یعنی ضلالت و گمراهی، من گم نشوم. نمیدانیم برای چه خلق شدیم؟ هدف را گم کردیم. لذا تحصیلات عالی است ولی وقتی میگویی هروئین سازی یا داروسازی میگوید: درآمد کدامیک بیشتر است؟ بابا هروئین مردم را نابود میکند و دارو مردم را شفا میدهد. میگوید: سود کدام بیشتر است. من میخواهم زندگی کنم. ببین این هدف را گم کرده است. اصول دین چندتا است؟ سه تاست، خوراک، پوشاک، مسکن. خانه، ماشین، تلفن. رفاه، رفاه، رفاه.
تولد حضرت علی علیهالسلام در کعبه، قبله مسلمانان
تولد سیزده رجب که بحث را گوش میدهید مسأله تولد امیرالمؤمنین است. امیرالمؤمنین تولدش در کعبه هست. یک وجود استثنایی است. یک خاطره هست سالهای قبل هم گفتم به مناسبت سیزده رجب، عالم یا دانشمند مصری است کتابهای زیادی نوشته و آدم دانشمندی است به دعوت چهرههای برجسته فرهنگی به ایران دعوت شد. یک مهمانی قم و یک مهمانی تهران بود. آنهایی که دور مهمانی بودند مرحوم شهید مفتح و شهید بهشتی و شهید مطهری، افراد متعددی بودند. در مهمانی قم که جامعه مدرسین ظاهرا بودند این عبدالفتاح، عبدالمقصود عالم هفتاد هشتاد ساله مصری یک سؤال از علمای قم کرد. گفت شما که میگویید علی، امیرالمؤمنین در کعبه متولد شد، تحلیل شما چیست؟ فلسفهاش چیست؟ چرا در کعبه متولد شد؟ ایشان خودش گفت. گفت: نظر من این است که چون همه مسلمانان کره زمین نماز میخوانند، مسلمان که نماز میخواند رو به قبله میایستد. خدا علی را در قبله گذاشت. یعنی در کعبه تا هرکس میخواهد نماز بخواند رو به کعبه بایستد، تا میرود رو به کعبه بایستد یاد علی هم بیافتد. یعنی یاد خدا همراه با یاد علی باشد. حرف قشنگی است.
شاعری هست شعرهایی گفته است من بریده بریده و تکه پاره حفظ هستم. شعر این است. میگوید:
این خانه را باید خدا در اصل معماری کند
میگوید: معمار کعبه خداست. بنیانگذارش آدم است. کسی که پایهها را بالا برد ابراهیم است. اسماعیل است. همینطور انبیاء یکی پس از دیگری از کعبه قدردانی کردند و حمایت و حراست کردند. چرا؟ برای اینکه خدا مهمان دارد. کیه؟ علی میخواهد متولد شود. شعرش این است:
این خانه را باید خدا در اصل معماری کند
آدم یعنی حضرت آدم..
آدم بنایش بر نهد جبریل هم یاری کند
آن را اولوالعزمی دگر یک چند حجاری کند
سنگ تراشی،
آن را اولوالامری دیگر منقوش و گچ کاری کند
اینسان خدا از خانهاش چندی نگهداری کند
تا ساعتی از دوستی یک مهمانداری کند.
خدا مهمان دارد، امیرالمؤمنین مهمان و متولد در کعبه است. این مادر چه مادری است که کعبه بشکافد و مادر علی وارد کعبه شود. چطور خدا باید معرفی کند که رهبر باید علی باشد؟
انفاق در نماز، جانفشانی در بستر پیامبر
عرض کنم به حضور جنابعالی که کمالاتی که حضرت امیر دارد در قرآن، در قرآن خیلی آیه داریم که جز علی مصداق ندارد. مصداق تمام کمالات، حضرت علی است. شما میتوانی بگویید هرچه « یا ایها الذین آمنوا» گفته نفر اول آمنوا «امیرالمؤمنین» است. آن کلیات سر جایش، آیاتی است که شیعه و سنی هم فرقی نمیکند و همه به اتفاق میخوانند. این آیه فقط برای حضرت علی است. آیه چیست؟ «انما ولیکم» (مائده، ۵۵) انما یعنی فقط، فقط رهبر شما همان کسی است که در رکوع نمازش انگشتر داد. ولی شما آن کسی است که در حال رکوع انگشتر داد. کیه؟ بروید ببینید. آمدند گفتند: آقا امروز چه کسی سر نماز بود انگشتر داد؟ فرمودند: علی بن ابی طالب سر نماز بود فقیری آمد سؤال کرد، کسی چیزی نداد. فقیر گله کرد که خدایا من آمدم هیچکس به من نداد. حضرت امیر اشاره کرد و چنین کرد. انگشتر... این را هیچ احدی اختلاف ندارد. علی در قرآن، امیرالمؤمنین(ع) در قرآن.
دوم چی؟ شبی که از هر قبیلهای یک نفر چاقوکش و تروریست جمع شدند مشترکاً خانه پیغمبر بریزند و پیغمبر را بکشند و فامیل پیغمبر هم دیگر نمیتوانند با همه قبیلههای مکه در افتند. با یکی دو تا میشود در افتاد. از هر قبیلهای شخصی آمد ریختند خانه پیغمبر، ملحفه را کنار زدند دیدند پیغمبر نیست و علی بن ابی طالب است. آیه نازل شد «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي» (بقره/۲۰۷) چه کسی است که جان فشانی کند برای پیغمبر؟ پیش مرگ پیغمبر شوم، بعضی جاها جای پیغمبر میخوابم، اینجا ارزش امیرالمؤمنین هم به این است که نداند. اینجا ارزش امیرالمؤمنین هم به این است که نداند. گاهی ارزش به این است که آدم نداند. من اگر ندانم به من پول میدهند یا نمیدهند یا چقدر میدهند بیایم سخنرانی کنم ارزش است وگرنه اگر بدانم چقدر به من میدهند و کی میدهند، اگر بدانم یا خودم طی کنم ارزش نیست. ارزش این است که نمیدانم. آخر بعضی میگویند: حضرت علی میدانست کسی با او کار ندارد، اگر حضرت علی نمیدانست کمال است. من هم جای پیغمبر میخوابیدم. اینجا کمال به این است که آدم بخوابد، جای پیغمبر خوابیدم و نمیدانستم زنده میمانم یا نه و اگر شهید شوم پیش مرگ پیغمبر شوم. این هم شیعه و سنی گفتند، حضرت علی.
حضور حضرت علی علیهالسلام در مباهله با مسیحیان
یکجا پیغمبر فرمود: جانم را میآورم. بنا شد مسلمانها، پیغمبر اسلام به مسیحیها نفرین کنند. مسیحیها هم نفرین کنند، هردو گفتند به هم نفرین کنیم. هر نفرینی مستجاب شد معلوم میشود حق چیست و باطل چیست. گفت: چه کسانی را بیاوریم؟
زنی که پیغمبر آورد، دخترش بود. «و نساءنا» بچههایش هم حسن و حسین کوچولو بودند آوردند، بعد گفت: جانمان هم میآوریم علی را آورد. خیلی مهم است. خدا کند هرکس رفته و نرفته باز هم نجف برود. شما وارد حرم امیرالمؤمنین میشوی دم ایوان طلا یک اذن دخول است، اذن دخول به پیغمبر، السلام علیک یا رسول الله، بابا اینجا نجف است. من پنج متری امیرالمؤمنین هستم. میگوید: بگو السلام علیک یا رسول الله! «المدفون بالمدینه» عه... سلام بر پیغمبر که در مدینه دفن هستی. بابا من اینجا نجف هستم، این حضرت علی پنج متری من است. این یعنی چه؟ یعنی جان اوست. جانمان را میآوریم. اینجا هم شیعه و سنی گفتند در مباهله حضرت علی را آورد. بنا شد نفرین کنند. مسیحیها با رئیسشان تماس گرفتند که بناست ما نفرین کنیم. فرمود: اگر دیدید پیغمبر با چهار پنج نفر خانوادهاش آمد، نفرین نکنید. اما اگر دیدید با هتل و کپل و دنگ و فنگ و مانوری و نمایشی میآید، نترسید. آنها تا دیدند پیغمبر دخترش را آورده، دامادش را آورده، نوههایش را آورده. خود پیغمبر آمده عقب رفتند. حالا شما حساب کنید در کربلا. کربلا دیدند امام حسین با زن و بچهاش آمد ولی حیا نکردند. روبروی زینب کبری امام حسین را کشتند. گاهی وقتها یک مسلمان صد برابر کافر بد است. کفار یعنی مسیحیها حریم قرار دادند. احترام کردند و دیدند پیغمبر با زن و بچهاش آمده عقبنشینی کردند. کربلا امام حسین با زن و بچهاش آمده، عقب نشینی نکردند.
جانشینی حضرت علی علیهالسلام، رسالت الهی
به هر حال، امیرالمؤمنین در قرآن «و یطعمون الطعام» آیاتی داریم مخصوص امیرالمؤمنین است و از همه مهمتر غدیر خم است. «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ» (مائده/۶۷) بعد هم میگوید: انچه به تو گفتم بگو بگو و اگر نگویی رسالت خدا را انجام ندادی. نمیگوید: رسالت و مسئولیت خودت را انجام ندادی. این هم جمله مهمی است. نمیگوید: «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رسالتک» میگوید: «فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» اگر میگفت: پیغمبر علی را معرفی کن وگرنه به وظیفهات عمل نکردی. نمیگوید: به وظیفهات عمل نکردی، رسالت تو انجام نگرفته است. میگوید: رسالت الهی. رسالت الهی یعنی مسئولیت خدا انجام نشده است. مسئولیت خدا، «إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى» (لیل/۱۲) هدایت بشریت است. اگر علی نباشد بشریت گم شده است. نه تو به وظیفهات عمل نکردی. «فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» رسالت خدا را انجام ندادی. علی کیست؟ امیرالمؤمنینی که سیزده رجب بحث را پای تلویزیون گوش میدهید کسی است که اگر او معرفی شد رهبری معصوم حاکم شد هدف خدا انجام شده است و اگر حاکم نشد رسالت الهی حاکم نشده است.
درباره امیرالمؤمنین چیزهایی که دیشب یادداشت کردم شیعه و سنی نقل کردند. «علیٌ مع الحق و الحق مع علی» این هم در کتب شیعه هست و هم سنی. حق با علی است و علی با حق است. حالا بعد از حق چی؟ بعد از حق سراغ هرکس بروید گمراه است. این را از کجا میگویی؟ قرآن میگوید: «فَما ذا بَعْدَ الْحَقِ إِلَّا الضَّلالُ» (یونس/۳۲) «علی مع الحق والحق مع علی» علی با حق است و حق با علی، غیر از حق هرجا بروید گمراه است. «فَما ذا بَعْدَ الْحَقِ إِلَّا الضَّلالُ» این هم آیه قرآن است. یعنی حدیث پیغمبر که شیعه و سنی نقل کردند به آیه قرآن میچسبانیم. «الحق مع علی و العلی مع الحق فَما ذا بَعْدَ الْحَقِ إِلَّا الضَّلالُ» باقی... حالا زندگی مسالمت آمیز، گفتگو، رابطه، ازدواج، داد و ستد، برادری، اینها سر جایش، اما باید بدانیم رهبر ما امیرالمؤمنین است. حالا
معرفی چراغهای هدایت، برای دوران حیرت
ما چه کنیم خط امیرالمؤمنین بماند؟ ببینید این مدیریت تبلیغ است. این مهندسی تبلیغ باید اسمش را گذاشت. مهندسی اینطور بود. این پیغمبر بود، پیغمبر عزیز(ص) برای بعد خودش گفت: من از دنیا میروم، بعد از من مردم گیج میشوند، اگر گیج شدند چه کنند؟ میگوید: سراغ فاطمه بروید. هرجا فاطمه بود آنجا حق است. دلیل؟ «فاطمه بضعة منی» شیعه و سنی نقل کردند که فاطمه، رضای فاطمه رضای خداست. غضب فاطمه غضب خداست. پیغمبر از دنیا رفت، حق با کیست؟ گیج نشوید. ببینید فاطمه کجاست. فاطمه هم که شهید شد. ببینید ابوذر با کیست؟ چون فاطمه بعد از دو سه ماه شهید شد. باز مردم ممکن است گیج شوند. ببینید ابوذر طرفدار کیست؟ ابوذر هم در ربذه تبعید شد و از دنیا رفت ببینید عمار طرفدار کیست، شیعه و سنی نقل کردند. پیغمبر فرمود.. شیعه و سنی نقل کردند فاطمه جگرگوشه من است و رضای او رضای خدا و غضب او غضب خداست. پیغمبر فرمود: شیعه و سنی نقل کردند که ابوذر هرجا هست راست میگوید. ببینید ابوذر طرفدار کیست. ابوذر از دنیا رفت و در ربذه تبعید شد، عمار را چه کسی کشت؟ در جنگ صفین همین که عمار کشته شد یک مرتبه لشگر معاویه پایین ریخت. گفتند: پیغمبر گفته هرکس عمار را بکشد باطل است، ما هم عمار را کشتیم. پس معلوم میشود معاویه باطل است. عمروعاص آمد گفت: نه نه، خط را عوض کنیم. بگوییم عمار را علی کشت. چطور؟ چون علی این را در جبهه آورده است. چرا حضرت علی عمار را در جبهه آورد؟ نباید بیاورد. مثل اینکه مثلاً بگوییم حضرت حمزه را پیغمبر کشته است. چون پیغمبر حمزه را در جنگ احد آورد. بعد از عمار هم که در صفین شهید شد، فرمود: «حسینٌ منی» ببینید امام حسین کجاست. یعنی پیغمبر یک مهندسی کرد که دورانهای بعد از خودش که مردم گیج میشوند حق با کیست.
مسأله دیگر در تولد حضرت امیر یک نگاهی هم به پدر و مادرش بکنیم. ابوطالب، خانوادهای از خانواده ابوطالب با برکتتر اسلام ندیده است. ابوطالب خودش اول مؤمن بود. گرچه بعضی میگویند: ابوطالب ایمان نداشت ولی ده دلیل پیدا کردیم در کتاب حج من آوردم به مناسبت حاجیهایی که مکه میروند قبرستان ابوطالب میروند قبر پدر علی را زیارت میکنند. امیرالمؤمنین(ع)، ده تا دلیل... شعرهایش، حمایتش، اصلاً قرآن میگوید که زن حق ندارد شوهرش کافر باشد. فاطمه بنت اسد، پیغمبر فرمود: فاطمه بنت اسد مادر علی نیست، مادر من هم هست. ده دلیل، اشعاری که ابوطالب ادیب بود. اشعار زیادی دارد که در اشعارش میگوید: من مسلمان هستم. سفارش میکند. وقتی خطر احتمال خطر میداد، ابوطالب علی را جای پیغمبر میخواباند و رختخواب پیغمبر را جای دیگر میبرد. یعنی بچه خودش را فدای پیغمبر میکرد. آنوقت ما شک در اسلام کنیم؟
اینها بخاطر کینهای که با علی داشتند گفتند: پدرش هم مسلمان نبوده است. اول مسلمان بود. خدا رحمت کند علامه امینی را، کتابهای زیادی در مورد ایمان ابوطالب نوشته شده است.
سیزده رجب را تبریک میگوییم در آستانه ایام البیض هم هستیم که معلوم نیست برنامه اعتکافها چطور میشود؟ هرطور دستور دادند ما انجام میدهیم. چند دعا میکنم. یک کاری کنیم حضرت علی از ما راضی باشد. رویت میشود شما بگویی شیعه هستم، اسم یکی از بچههای اهلبیت را روی بچهات نمیگذاری؟ بگو فاطمه، حسن، حسین، علامت چیه؟ حداقل علامت این است که اسم یکی از بچهها را شیعه بگذاری. خودمان نسبت به فرزند علی، حضرت مهدی توجهی داشته باشیم، به امام زمان(ع)، من شاه عبدالعظیم میروم، یک تابلو آنجا زده و نوشته، «أنت ولینا حقا» یعنی امام دهم، امام هادی به عبدالعظیم حسنی گفت: مؤمن واقعی تو هستی. «أنت ولینا حقا» حقا ولی ما تو هستی. یا امام جواد به علی بن مهزیار گفت: این خیلی مهم است. در عمرم بهتر از تو ندیدم! باید طوری باشیم که حضرت مهدی به ما نگاه کند، لااقل اگر شاد نیست عصبانی نشود. درآمد حلال، تربیت حلال، آئین همسرداری حلال، اقتصاد و سیاست حلال. خدایا به آبروی امیرالمؤمنین رفتار و گفتار ما، عقاید و اخلاق ما را شبیه و گوشهای از کمالات امیرالمؤمنین را نصیب ما بفرما. نسل ما را تا آخر تاریخ بهترین یاران اسلام و مسلمین و مؤمنین قرار بده.
«والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»
سؤالات این هفته:
۱- در قرآن چه روزی به عنوان عید معرفی شده است؟
۱) روز میلاد حضرت مسیح علیهالسلام
۲) روز نزول مائده آسمانی
۳) روز بعثت حضرت مسیح علیهالسلام
۲- برای رسیدن به کمال، کدام گزینه مهمتر است؟
۱) شناخت مسیر و راه
۲) شناخت وسیله و ابزار
۳) شناخت راهنما
۳- در آیه ۱۶۴ سوره آلعمران خداوند به واسطه چه نعمتی بر مردم منّت میگذارد؟
۱) نعمت گوش و چشم
۲) نعمت بعثت پیامبران
۳) نعمت آب و نان
۴- آیه ۲۰۷ سوره بقره به کدام کمال حضرت علی علیهالسلام اشاره دارد؟
۱) انفاق در نماز
۲) خوابیدن در بستر پیامبر
۳) حضور در مباهله
۵- آیه تبلیغ، معرفی حضرت علی علیهالسلام را رسالت چه کسی میداند؟
۱) رسالت خداوند
۲) رسالت پیامبر
۳) هر دو مورد
علاقهمندان میتوانند از طریق بخش مسابقات سایت www.Qaraati.ir و یا صرفاً ارسال اعداد گزینه صحیح بهصورت يك عدد پنج رقمی، از چپ به راست (مانند ۲۳۱۲۳) به سامانه پیامکی ۳۰۰۰۱۱۴ در این مسابقه شرکت کنند.
حجتالاسلام مهدی سرلک، امام جمعه الیگودرز، در گفتوگو با ایکنا از لرستان، اظهار کرد: در آموزههای دینی در قرآن کریم و هم در روایات ائمه معصومین(ع) نسبت به مودت و محبت در خانواده و محبت نسبت به همسر و فرزندان تأکید ویژهای شده است.
وی با اشاره به اینکه طبق آیات و روایات اساس زندگی و خانواده براساس مودت و محبت است که پایههای زندگی را مستحکم میکند، اضافه کرد: ازدواج و تشکیل خانواده و پذیرفتن مسئولیت اجتماعی در محیط خانواده به فرموده قرآن کریم برای ایجاد مودت و محبت و استحکام پایههای زندگی و تولید نسل پاک و طاهر است لذا زوجین و در قبال یکدیگر مسئولیت سنگینی را دارند.
حجتالاسلام سرلک با اشاره به اینکه قرآن کریم هدف از ازدواج را ایجاد آرامش، امنیت روحی و روانی در محیط خانه و خانواده بیان کرده است، اضافه کرد: اینکه قرآن کریم در آیه ۲۱ سوره مبارکه روم میفرماید: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛ و از نشانههای قدرت و ربوبیت او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش بیابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ یقیناً در این کار شگفتانگیز نشانههایی است برای مردمی که میاندیشند».
امام جمعه الیگودرز با اشاره به اینکه کم کردن توقعات و درک زوجین از یکدیگر، قوام خانواده را به همراه دارد، تصریح کرد: یکی از مهمترین وظایف زوجین در محیط خانه و خانواده و در زندگی مشترک محبت و مودت نسبت یه یکدیگر و توجه به نیازهای روحی و روانی در کنار نیازهای مالی است.
وی با اشاره به اینکه درک متقابل در زندگی زناشویی و خانوادگی از همه مهمتر است، اضافه کرد: اگر این درک متقابل در محیط خانه و خانواده معنا پیدا کرد و پررنگ بود هیچگاه در این خانواده مشکلی به وجود نخواهد آمد.
حجتالاسلام سرلک افزود: بسیاری از اختلافاتی که در بین زوجین پیش میآید به این دلیل است که آنها درک متقابل در زندگیشان خیلی معنا ندارد که هرکدام احساس میکنند که حق مطلق هستند که در این صورت هیچگاه تفاهم به وجود نخواهد آمد چون طرفین حاضر نیستند مقداری از حق خود کوتاه بیایند یا به طرف مقابل حق بدهند.
امام جمعه الیگودرز افزود: اگر مَرد تصور کند که من تلاش میکنم و مخارج زندگی را میدهم باید این را در نظر بگیرد که همانطور که من حق و حقوقی دارم همسر من نیز کاری در زندگی انجام میدهد او نیز حق و حقوقی دارد، اگر ما به این نقطه رسیدیم و به طرف مقابل حق دادیم خیلی از مسائل حل میشود.
وی با اشاره به اینکه اگر برخوردها در خانه از روی مودت و دوستی باشد هیچگاه مشکل بزرگی در زندگی پیش نخواهد آمد، ادامه داد: اختلاف سلیقه طبیعی است گاهی اوقات اختلاف کوچکی پیش میآید که طبیعی بوده و بنا نیست پایههای زندگی را متزلزل کند، اگر در زندگی محبت، مودت و درک متقابل معنا پیدا کند هیچگاه در این زندگی مشکلی پیش نخواهد آمد و این محبت و مودت رمز سعادت و خوشبختی این خانواده و فرزندان خواهد بود.
به گزارش خبرنگار ایکنا، امروز شنبه، نهم اسفندماه، جمعی از مسئولان نهادهای قرآنی به ابتکار عباس سلیمی، پیشکسوت قرآنی و معاون فرهنگی و امور زائران آستان حضرت عبدالعظیم(ع)، در این آستان مقدس گرد هم آمدند تا ضمن زمینهسازی برای آزادی یک قاری تبریزی که به علت بدهی در زندان به سر میبرد، نسبت به ایجاد یک صندوق قرضالحسنه برای حمایت مالی از فعالان قرآنی، امکانسنجی و رایزنی کنند.
در این جلسه، چهرههایی همچون حجتالاسلام مهدی اخوان صباغ، رئیس سازمان دارالقرآنالکریم، سیدعلی سرابی، قائممقام شورای عالی قرآن، منصور قصریزاده، مدیر رادیوقرآن، محمدهادی صلحجو، مدیر گروه تلاوت شبکه قرآن و معارف سیما، حجتالله میرزایی، مشاور قرآنی آستان حضرت عبدالعظیم(ع) و نمایندگانی از خبرگزاری ایکنا حضور به هم رساندند.
نامه یک زندانی به آستان سیدالکریم
عباس سلیمی، معاون فرهنگی آستان حضرت عبدالعظیم(ع) در این جلسه اظهار کرد: در طول سال، انبوهی از نامههای مردمی به آستان حضرت عبدالعظیم(ع) به شکل پستی و ایمیل ارسال میشوند و بخش انبوهی از نامهها نیز از سوی زائران به داخل ضریحهای سه امامزاده مدفون در آستان مقدس ریخته میشود. از طریق بررسی این نامهها از مشکلات و درخواستهای مردم آگاه میشویم و چندین کارگروه برای رسیدگی به نامهها تشکیل دادهایم.
وی افزود: برای مثال، کارگروهی متشکل از بانوان عفیف و وزین خادم آستان، به نامههای مرتبط با ازدواج رسیدگی میکند؛ کارگروه دیگر، اشتغال است و اعضای آن را خادمان فرهنگی آستان تشکیل میدهند که در حوزه کار و رفاه اجتماعی فعالیت دارند. کارگروه دیگر در زمینه اعطای وام به نیازمندان فعالیت میکنند و اعضای آن، تعدادی از خادمان افتخاری آستان هستند که در هیئت مدیره صندوقهای قرضالحسنه معتبر و بزرگ کشور فعالیت دارند. کارگروهی نیز برای درمان وجود دارد که مشکلات درمانی زائران را به دارالشفای آستان که از مجهزترین مراکز درمانی کشور است، ارجاع میدهد. بسیاری از مردم با ارسال نامه یا ایمیل به آستان مقدس حضرت عبدالعظیم(ع) از توجه کارگروههای آستان به درخواستهایشان تشکر میکنند و معتقدند به برکت حضرت عبدالعظیم(ع)، مشکلاتشان از سوی کارگروهها یا حتی از مجرایی غیر از کارگروهها حل شده است.
سلیمی ادامه داد: مدتی پیش نامهای از سوی یک زندانی جرائم غیرعمد به آستان حضرت عبدالعظیم(ع) واصل شد که درخواست کمک داشت؛ این شخص، یک قاری ۴۳ ساله تبریزی است که حدود ۲۶۰ میلیون تومان بدهی دارد. این شخص به علت عدم توانایی در پرداخت وثیقه، ۲۷ ماه است که بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به سر میبرد و نتوانسته همسر و فرزندانش را ملاقات کند. طبق تحقیقاتی که انجام دادیم، به این نتیجه رسیدیم که این شخص واقعاً نیازمند است و پدر و مادرش به رحمت خدا رفتهاند، پدر مرحومش از مداحان معروف بوده و پسرعمهاش اکنون، امام جماعت یکی از مساجد تبریز است. آستان حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به برکت سیدالکریم، این جلسه را با حضور نمایندگان نهادهای قرآنی ترتیب داده است تا اولاً بتواند گره از کار این قاری باز کند و ثانیاً زمینهای برای تشکیل صندوق حمایت از قرآنیان فراهم شود.
این پیشکسوت قرآنی تصریح کرد: با توجه به اینکه پیش از این در شورای توسعه فرهنگ قرآنی، بحثهایی درباره ضرورت صیانت از چهرههای قرآنی مطرح بوده است و نیز هر صنفی در تنگناهای مالی از همصنف خود حمایت میکند، تصمیم گرفتیم میزبانی این جلسه را عهدهدار باشیم تا برای کمک به قرآنیان نیازمند، به گونهای که شأن و عزت آنان حفظ شود، سازوکاری اندیشیده شود. در ماههای اخیر نیز به برخی قرآنیان آبرومند که درگیر مشکلات کرونا بودهاند، کمکهایی از سوی جامعه قرآنی انجام شده که بسیار مؤثر بوده است.
سنگتمام تبریزیها برای آزادی زندانی
پس از سخنان سلیمی، وحید غفراننیا، قاری و حافظ اهل تبریز با برقراری تماس تلفنی به گفتوگو با حاضران پرداخت و ضمن تشریح پرونده قاری تبریزی، اظهار کرد: حجتالاسلام آل هاشم، نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان شرقی در جریان حمایت قرآنیان از این شخص قرار گرفتهاند و وضعیت را رصد میکنند. تاکنون با کمک ستاد دیه استان و جمعی از خیرین قرآنی تبریز، حدود ۱۰۰ میلیون تومان تأمین شده است.
نهادهای قرآنی دست به جیب شدند
در ادامه، مهدی قرهشیخلو، رئیس مرکز قرآنی سازمان اوقاف و امور خیریه که این روزها در بستر بیماری به سر میبرد، با برقراری تماس تلفنی اعلام کرد که با موافقت و مساعدت ریاست سازمان اوقاف، حجتالاسلام خاموشی، ۵۰ میلیون تومان به این زندانی کمک خواهد شد. قصریزاده، مدیر رادیوقرآن نیز در این جلسه اعلام کرد که میتواند از محل پویش «به عشق علی، برای پدر» که در روزهای اخیر در معاونت صدای رسانه ملی به راه افتاد، مبلغ ۵۰ میلیون تومان کمک کند. حجتالاسلام اخوان صباغ، رئیس سازمان دارالقرآنالکریم نیز اعلام کرد که از طریق خیران مرتبط با این سازمان میتواند مبلغ ۳۰ میلیون تومان برای آزادی این زندانی فراهم آورد.
پس از این مباحث، سلیمی در جمعبندی این بخش از جلسه اظهار کرد: با مساعی مسئولان نهادهای قرآنی و خیران، مبلغ بدهی قاری تبریزی در حال فراهمشدن است و تلاش میکنیم تا این شخص که با جرم غیرعمد به زندان افتاده است، در آستانه سال نو و عید نوروز بتواند آزادی خود را بازیابد.
تشکیل صندوق حمایت از قرآنیان
سرابی، قائممقام شورای عالی قرآن در ادامه این جلسه، اظهار کرد: از استاد سلیمی که همواره بانی خیر هستند، تشکر میکنم. کمک به قرآنیانی که گرفتار مشکل شدهاند، امری پسندیده است، اما کارهای مقطعی، تأثیر مقطعی دارد و باید کاری اساسی کرد. همانطور که پیشتر در جلسهای، در سازمان اوقاف و امور خیریه مطرح شد، ضرورت ایجاد یک صندوق قرضالحسنه به منظور ایجاد حمایت از جامعه قرآنی وجود دارد. قرضالحسنه، امری بسیار بابرکت و بادوام است و همه کسانی که آن را تجربه کردهاند، به برکت آن اذعان دارند.
حجتالاسلام اخوان، صباغ رئیس سازمان دارالقرآن الکریم نیز گفت: باید در کمال امانتداری و حفظ تشخص افراد نیازمند قرآنی، به آنها کمک شود و به این منظور میتوان صندوق حمایتی با قید قرضالحسنه تأسیس کرد. سازمانها را میشود پای کار آورد تا از ظرفیت خیرانی که شیفته یاوری و خادمالقرآنی هستند، استفاده کرد. البته تلاش برای ایجاد صندوق نباید ما را از کمکهای فوری و آنی به گرفتاران غافل کند؛ به کسی که گرفتار است باید فوراً کمک کرد، در همین چند ماه اخیر کمکهای جزئی که به برخی قرآنیهای گرفتار انجام شد، زندگی آنها را نجات داد.
سلیمی در این بخش با تأیید سخنان سرابی و صباغ، اظهار کرد: لازم است کارگروهی برای نوشتن قواعد صندوق تشکیل شود و همچنین تقویم زمانی برای آن تدوین کرد تا نگارش چارچوب قواعد به طور زمانمند و منظم پیش برود.
قرائت قرآن شغل نیست
در ادامه، قصریزاده، مدیر رادیو قرآن اظهار کرد: خدا توفیق کرده است تا در ابتدای دوران مسئولیتم بتوانم در این کار خیر سهیم باشم، از استاد سلیمی برای این همت والا تشکر میکنم. آن شیوهای که میخواهیم برای حمایت از قرآنیان اتخاذ کنیم، خیلی مهم است. صندوق قرضالحسنه خیلی قاعدهمند است و ممکن است دست و پا را ببندد. همچنین پیشنهاد میکنم قوه قضائیه دفتری برای حمایت خاص از قرآنیان گرفتارِ در بند، تشکیل دهد اما از طریق ما قرآنیان، کمکها به آنها تزریق شود.
وی تأکید کرد: باید برای انتخاب نام صندوق دقت کرد؛ باید در جامعه جا بیندازیم که قرائت قرآن شغل نیست. مردم نباید گمان کنند که قرآنیها، قرآن را شغل خود میدانند. چراکه عموم فعالان قرآنی به شغلی اهتمام و اشتغال دارند و از راه قرآن کسب معیشت نمیکنند. باید مراقب باشیم تا ایجاد این صندوق پیام منفی به جامعه القاء نکند و عنوان قاری و قرآنیان بر آن نباشد، بلکه صرفاً نام قرآن مطرح باشد.
جنبه مردمی صندوق حفظ شود
نماینده و مشاور مدیرعامل ایکنا نیز در این جلسه اظهار کرد: لازم است در راهاندازی این اقدامات، به ساختار آن دقت کرد تا جنبه مردمی، مدنی و خودانگیخته آن حفظ شود و اصناف مختلف بتوانند به آن جذب شوند. قرآنیان همواره خیررسان و مورد اعتماد مردم هستند و اگر زمانی در مضیقه قرار گیرند، حتماً تمایل مردمی برای کمک به آنان وجود خواهد داشت. ایکنا برای آگاهیبخشی، اطلاعرسانی و ظرفیتسازی به منظور پیشبرد اصولی و قاعدهمند این ایده تلاش خواهد کرد.
در ادامه، سلیمی تصریح کرد: روزی که این نشست را ترتیب دادم، به تقارن آن با سالروز وفات حضرت زینب(س) توجه نکرده بودم. برگزاری این جلسه در این روز، آن هم در کربلای ایران، دل من را قرص میکند که خداوند ما را در این کار کمک میکند. اگر بتوانیم تفاهمنامهای منطقی و حقوقی که هم سازمانها و هم مردم را پای کار بیاورد و هر نهاد را به وسع و توانمندی خود وارد کند، کار ارزشمندی خواهد بود. انتظار داریم ایکنا و رسانه ملی در بحث اطلاعرسانی از این اقدام حمایت کنند.
لزوم تعیین هیئت مدیره کارآمد برای صندوق
سپس نوبت به محمدهادی صلحجو، مدیر گروه تلاوت شبکه قرآن و معارف سیما رسید که چنین اظهار کرد: نهادهای قرآنی نسبت به سایر نهادها بودجه قلیلی دارند، اما آنچه از بودجه مهمتر است، انگیزه و نیت ماست. در بین همه صنوف کارهایی برای حمایت از قشر خود انجام میشود، لازم است این کار در میان قرآنیان هم ایجاد شود. با پیشنهاد صندوق قرضالحسنه موافقم، اما نکته مهم تعیین مصادیق افراد نیازمند است. صندوق باید هیئت مدیره قوی داشته باشد تا افراد را به طور صحیح شناسایی کند. شبکه قرآن میتواند با ساخت تیزر، از این صندوق حمایت کند.
استفاده از ظرفیت نذورات و موقوفات قرآنی
حجتالله میرزایی، مشاور قرآنی آستان حضرت عبدالعظیم(ع) و عضو شورای توسعه فرهنگ قرآنی شهرری نیز در این جلسه اظهار کرد: سالها پیش، جمعیت قرآنی به این نیت تشکیل شد تا از قرآنیان حمایت شود و برای چندسال جلسات منظم و انتخابات برگزار کرد، اما نمیدانم چرا تعطیل شد. من نیز پیشنهاد میکنم صندوق حمایت از قرآنیان تشکیل شود، نه فقط برای حمایت مالی، بلکه به منظور مشاوره، حمایت حقوقی، حمایت از ازدواج و ایجاد اشتغال و حتی حرکت به سمت ایجاد «قرآنکارت» که هم شناسایی افراد قرآنی و هم شارژ آن به راحتی انجام شود.
وی تأکید کرد: میتوان از ظرفیت نذورات و موقوفات قرآنی (که سازمان اوقاف و امور خیریه تولیت آن را به عهده دارد) برای کمک به قرآنیان استفاده کرد. همچنین در بلندمدت نیز میتوان به تأسیس «بانک قرآنیان» اندیشید.
سلیمی در پایان این جلسه با بیان اینکه جلسات کارگروه تشکیل صندوق قرضالحسنه بعد از تعطیلات نوروز با حضور نمایندگان نهادها و فعالان قرآنی برگزار خواهد شد، اظهار کرد: سال ۱۳۶۹ که رهبر معظم انقلاب حکم تولیت آستان حضرت عبدالعظیم(ع) را به آیتالله ریشهری دادند. تولیت محترم تصمیم گرفتند طرح توسعه حرم را آغاز کنند، بیآنکه ریالی پول موجود باشد، اما نیت الهی باعث شد سر بزنگاهها کمک خیران کار را پیش ببرد. جایی که کار قفل میشود، ناگهان به اذن خدا کسی سر میرسد و مشکل را حل میکند.
محسن حاجیمیرزایی، وزیر آموزش و پرورش، امروز شنبه ۹ اسفندماه، همزمان با هفته تربیت اسلامی با حضور در سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور، از تحریریههای فارسی و بینالملل خبرگزاری ایکنا، استدیو مبین و بخشهای مختلف این سازمان بازدید کرد. در جریان این بازدید، ضمن آشنایی با بخشهای مختلف سازمان، طی جلسهای با سیدحمیدرضا طیبی، رئیس جهاددانشگاهی، عیسی علیزاده، معاون فرهنگی این نهاد و سیدمحمدحسین حسنی، رئیس سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور دیدار و گفتوگو کرد.
سیدحمیدرضا طیبی، رئیس جهاددانشگاهی در این نشست مشترک طی سخنانی ضمن تسلیت سالروز رحلت حضرت زینب(س)، اظهار کرد: جهاددانشگاهی به عنوان مولود انقلاب اسلامی، توسعه فرهنگی و علمی فناورانه را به عنوان دو موضوع مهم و زیرساخت اساسی برای کشور در دستور کار قرار داده و موفق به الگوسازیهای خوبی شده است. در حیطه فرهنگی با تأسیس مرکز فعالیتهای قرآنی دانشجویان ایران و سپس ایجاد خبرگزاری بینالمللی قرآن، این مهم دنبال شد، همچنین در حوزه علمی و فناورانه، به حل مشکلات روز فناوری در کشور همت داشته است. تأکید ما بر این است که صنایع مختلف مرتباً باید روزآمدی خود را حفظ کنند و نگاه به آینده داشته باشند. در حیطه پزشکی نیز جهاددانشگاهی تلاش کرده است تا سلولدرمانی، جایگزین بسیاری از درمانها در کشور شود. معتقدیم کشور باید دانشبنیان اداره شود تا بتوان در راستای رفع مشکلات گام برداشت و جهاددانشگاهی از گذشته تا کنون وظیفه خود میدانسته با توجه زیرساختها در این زمینه با مجموعههای مختلف همکاریهای خوبی داشته باشد.

طیبی با اشاره به برخی موضوعات که خوب است در تعامل میان این نهاد و آموزش و پرورش مورد توجه قرار بگیرد، ادامه داد: حوزه فناوری و پژوهش ما میتواند به شما کمک کند، مسئله بعدی این است که اهمیت علم و فناوری و اساساً علمآموزی به نسل نو یادآور شود؛ اینکه دانشآموزان علم را خوب بفهمند و بدانند علم در زندگی آنها کاربرد دارد، چراکه گاهی تصور میشود علم کاربردی در زندگی ندارد و این به بچهها منتقل میشود. بخشی از این فرایند هم بستگی به امکانات مدرسه دارد که لازم است دانش آموزان از نزدیک کاربردهای علم را ببینند.
وی افزود: موضوع مهم دیگر که باید مورد توجه قرار بگیرد، اهمیت قانون و قانونمداری است و این مهم باید ملکه ذهن دانش آموزان شود که قانون و قانونمداری مهم است. همچنین مسئله احترام به یکدیگر برای آنها قابل درک باشد. مجموعه مطالعات فرهنگی جهاددانشگاهی میتواند در این حوزه با آموزش و پرورش همکاری داشته باشد.

رئیس جهاددانشگاهی همچنین با اشاره به دستاورد این نهاد در حیطه آموزش زبان انگلیسی، گفت: سال ۹۲ طی دیداری که اعضای شورای انقلاب فرهنگی با مقام معظم رهبری داشتند، ایشان نسبت به ترویج فرهنگ غربی در قالب آموزشهای زبان انگلیسی ابزار نگرانی و در اینباره گلایه و انتظار داشتند منابع غنی و خوبی متناسب با فرهنگ ایرانی - اسلامی تهیه شود و مورد استفاده قرار گیرد. بر همین اساس در جهاددانشگاهی و معاونت آموزشی، مجموعه هشت جلدی زبان انگلیسی را با همین رویکرد تدوین کردیم که این منابع میتواند در خدمت آموزش زبان انگلیسی در آموزش و پرورش قرار بگیرد.
طیبی با بیان اینکه حول موضوع کارآمدسازی دولت، یک برنامهای در دستور کار جهاددانشگاهی قرار گرفته است، خاطرنشان کرد: با محوریت داشتن دولتی کارآمد و اختیاراتی که این دولت باید داشته باشد و نیز اینکه دولتمردان چه ویژگیهایی باید داشته باشند که کارآمدی محقق شود، مجموعه فعالیتهایی در دستور کار قرار گرفت و موضوع اخلاق انتخاباتی از سوی خبرگزاری ایکنا و موضوع کارآمدی دولت از سوی خبرگزاری ایسنا پیگیری میشود.
محسن حاجیمیرزایی، وزیر آموزش و پرورش، نیز در این نشست طی سخنانی با تسلیت سالروز وفات حضرت زینب(س)، در سخنانی اظهار کرد: خدا را شاکرم از یک مجموعه پر محتوا، با فعالیتهای ارزشمند بازدید کردیم و با فعالیتهای این مجموعه آشنا شدم. جهاددانشگاهی یکی از نهادهای تأسیسی جمهوری اسلامی بوده و در هر عرصهای که وارد شده است، عملکرد شاخصی داشته و درصد موفقیتهای آن قابل اندازهگیری نیز هست و خوشبختانه عملکرد درخشان و قابل تقدیری داشته است. امید است همه مجموعهها و نهادها در کشور بتوانند از این دستاوردها بهره وافر ببرند.
حاجیمیرزایی ادامه داد: به منظور دستیابی به اهداف تبیینشده برای جامعه و اهداف و چشماندازهای تعیین شده، بزرگترین فرصت، تعلیم و تربیت است. در این راستا، هیچ مسیری معتبرتر، مطمئنتر، اثربخشتر و نتیجهبخشتر از مسیر تعلیم و تربیت برای پیگیری این اهداف وجود ندارد. جامعه همانگونه عمل میکند که آموخته است و هر چهقدر عرصه جامعه کارآمدتر و مفیدتر باشد، نقشآفرینی در جامعه بهتر خواهد بود. اگر به دنبال آدمهایی هستیم که با هم خوب گفتوگو کنند و توانایی حل مسئله و روح پژوهشگری داشته باشند و در جامعه خود عنصر مؤثر باشند، جایگاه اصلی تربیت چنین افرادی، آموزش و پروش است و این مسئولیت را متوجه خود میدانیم.
وی با تأکید بر اینکه عرصه همکاریهای آموزش و پرورش با سایر نهادها و دستگاهها، گسترده و متنوع است و ضمن اعلام آمادگی برای همکاری با جهاددانشگاهی در تمامی عرصهها، اضافه کرد: جهاددانشگاهی دارای ظرفیتهای خوبی در حوزههای مختلف علمی و فناورانه و فرهنگی است، امید است بتوانیم در حیطه آموزش معلمان و تأمین محتوای آموزشی برای آنها و نیز دانشآموزان و همچنین توجه دادن آنها به حوزه علم و فناوری، از ظرفیت این نهاد استفاده کنیم.
وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه نابترین میدان پژوهش، نظام تعلیم و تربیت است، گفت: افراد در دورهای برای تعلیم و تربیت در اختیار آموزش و پرورش هستند که دوره حیاتی در زندگی آنهاست و هویت و شخصیت آنها در حال شکلگیری است و خود دانشآموز، درس، معلم و یا حتی مدرسه میتواند موضوع پژوهش باشد، تا درک صحیح نسبت به ابعاد هر یک از این عناصر عمیقتر شود.
حاجیمیرزایی با تأکید بر اینکه دِینمان به قرآن قطعی است، تصریح کرد: به عنوان مسلمان، درباره قرآن مسئولیت داریم و این مسئولیت یقینی، قطعی و حتمی است و در چنین مسئولیت مهمی، نیازمند اطمینان به تحقق آن هستیم و باید بدانیم آن را درست انجام میدهیم و در مسیر صحیحی قرار داریم.

وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه فعالیتهای قرآنی در آموزش و پرورش اهمیت ویژهای دارد و بخشهای زیادی از فعالیتها و برنامهها به آموزش قرآن اختصاص دارد، گفت: همه این فعالیتها قابلیت سنجش و ارزیابی دارد و اینکه تا چه حد اثربخش بوده است و یا اینکه به اهداف نائل آمدهایم و توانستهایم انس دانشآموزان و قرآن را سبب شویم و درک آنها را در این زمینه توسعه دهیم، این موضوع مهمی است که میتواند زمینهای برای همکاری مشترک ما با جهاددانشگاهی باشد.
حاجی میرزایی با اشاره به حضور و مشارکت دستگاههای مختلف در کمیسیون توسعه فرهنگ قرآنی، اظهار کرد: این کمیسیون میدانی برای تبادل تجربیات و دیدگاههای مختلف و شکلگیری عزم و ارادهای مشترک برای اهتمام به قرآن و تلاش برای آشنا کردن دانشآموزان با مفاهیم قرآنی است. اساساً تعلیم و تربیت نمیتواند مستقل از قرآن اتفاق بیفتد، لذا در تدوین برنامه درسی و سند تحول بنیادین آموزههای دینی و قرآنی نقش مهم و اساسی داشته است، چراکه ما باید انسانی تربیت کنیم که به تعبیر مقام معظم رهبری در تراز تمدن نوین اسلامی باشد. برای پایهگذاری چنین تمدنی باید بهره خوبی از آموزههای دینی و قرآنی داشته باشیم. این موضوع از مسائل توجه ماست و برنامههای متعددی مانند حفظ، قرائت قرآن و تفسیر قرآن و برگزاری مسبقات با موضوعات مختلف قرآنی در حال انجام است.
وی ضمن اعلام آمادگی نسبت به همکاری مشترک با جهاددانشگاهی و سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور، بیان کرد: براساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، مسئولیت تربیت تا پیش از دبستان نیز به عهده آموزش و پرورش واگذار شده است، لذا از این پس هم در مدیریت مهدهای کودک و نیز ساماندهی این امر، مسئولیت داریم و تلاش خواهیم کرد از همفکری با جهاددانشگاهی استفاده کنیم.
حاجیمیرزایی افزود: در حوزه غربالگری، با اتکا و با همکاری ۹ سازمان مختلف، امر مراقبت اجتماعی دانش آموزان پیگیری میشود، تا اگر احیاناً در معرض خطری قرار داشتند، آموزشهای لازم به آنها ارائه شود و یا به مراکز مشاوره معرفی شوند. در این راستا همچنین تیم راهبری نماد تشکیل شده که میتوان در این حیطه به تبادل تجربه با مجموعه جهاددانشگاهی پرداخت.
وی همچنین بیان کرد: شاد بستر مهمی است که امروز به بزرگترین سرویس و بستر مجازی تبدیل شده که بیشترین تعداد مخاطب را در اختیار دارد و محتواهای ارائه شده متنوعتر هم شده است. آموزش و پرورش مأموریتی برای آموزش پایه و رایگان دارد که این مهم در شبکه شاد ارائه میشود و قطعاً هر خدمتی که باکیفیت باشد، در این فضا مورد استفاده قرار میگیرد.
وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه آموزشهای مکمل در کنار آموزشهای اصلی در شبکه شاد مورد توجه است، گفت: مجموعههای متنوعی در حال همکاری با شبکه شاد هستند و این بستر در اختیار نهادهای فعال در عرصه آموزش قرار گرفته تا تحت استانداردهای آموزش و پرورش خدمات آموزشی خود را در اختیار جمعیت میلیونی دانشآموز در کشور قرار بدهند. مقدمات این امر فراهم شده و از این حیث امکاناتی در اختیار نهادهایی مانند جهاددانشگاهی در این بستر قرار خواهد گرفت. عمیقاً خوشحال هستم از اینکه مجموعهای به طور متمرکز بر موضوع مورد نیاز کشور مشغول فعالیت و سرعت رشد و تحول آن خوب و در خور تقدیر است.
در بخشی از این جلسه نیز عیسی علیزاده، معاون فرهنگی جهاددانشگاهی، در سخنانی با بیان اینکه خوب است مناظرات و مسابقات در این زمینه به سنین قبل از دانشجویی منتقل شود، گفت: دانشآموز باید توان گفتگو داشته باشد و ما نیز تمایل داریم در این زمینه طرحی را با همکاری وزارت آموزش و پرورش دنبال کنیم. گفتوگو باید از سنین کودکی تمرین شود و ما این آمادگی را داریم که با آموزش و پرورش در این حیطه همکاری کنم.
وی افزود: از سوی دیگر، سازمان انتشارات جهاددانشگاهی همچنین اخیراً یکی از برگزیدگان کتاب سال جمهوری اسلامی معرفی شد. با توجه به فرهنگ کتاب و کتابخوانی، طرحی با عنوان کتاب سه دقیقهای راهاندازی شد. این برنامه هم قابلیت توسعه در سطح دانشآموزی را داراست. تمامی افرادی که وارد دانشگاه میشوند، محصول کار آموزش و پرورش است.
سیدمحمدحسین حسنی، رئیس سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور، نیز در بخشی از این جلسه طی سخنانی اظهار کرد: جهاددانشگاهی آن دستهایی است که میتواند موج دانشجویی را هدایت کند و آن را به پختگی و کمال برساند. مقام معظم رهبری نیز در دیدارهای مختلف بر روی این جنبه تربیتی این نهاد تأکید داشتهاند. در حوزه دینی و قرآنی، از سال ۶۲ که مسابقات قرآن دانشجویی به همت جهاددانشگاهی راهاندازی و ۲۴ دوره این مسابقات برگزار شد، مجموعهای از جوانان نخبه قرآنی در دانشگاهها شناسایی و به جامعه معرفی شدند. سپس در کنار این مرکز و از دل این فعالیتهای دانشجویی در حیطه قرآن، رسانه قرآنی جهاددانشگاهی راهاندازی شد. خبرگزاری بینالمللی قرآن در حال حاضر تنها رسانه بینالمللی جمهوری اسلامی است که در هر یک زبانهای خود به طور اختصاصی و با همان زبان به تولید محتوا میپردازد و نیز تلاش دارد محتواهای اصیل دینی و قرآنی را به آن زبانها برگردان کند.

حسنی افزود: فقط در موضوع شهادت حاج قاسم سلیمانی، تنها رسانهای که بیشترین تحریمها را از سوی بیگانگان داشت و حتی سرورهای آن دچار مشکل شد، خبرگزاری ایکنا بود.
رئیس سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور با اشاره به سایر فعالیتهای این سازمان گفت: ورود سازمان به حوزه پژوهش با اتکا به نگاه و تأکید ویژه جهاددانشگاهی به این مهم، منجر به تأسیس مرکز مطالعات میان رشتهای شد که به امید خدا تا یکسال آینده، این مرکز به پژوهشکده مطالعات میان رشتهای قرآن کریم تبدیل میشود. همچنین سایر اقدامات سازمان در طول حیات خود، فعالیتهای دانشجویی و تربیت معلم و برگزاری جشنوارههای فرهنگی و هنری و نیز رویدادهای تربیتمحور و آموزشمحور به منظور بارور شدن استعدادها بوده است. در ذیل سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور همچنین مرکز رشد واحدهای فناور و هنرهای قرآنی فعالیت دارد و هستههای فناور با رویکرد دینی و قرآنی در این مجموعه مستقر هستند. در قالب مرکزی با عنوان مرکز خدمات تخصصی، سبک زندگی اسلامی آموزش داده میشود، هماینک نیز با وزارت ورزش و جوانان، چند کار جدی در دستور کار داریم و آموزشهای پیرامون سبک زندگی، پیش از ازدواج و ... در اختیار علاقهمندان قرار میگیرد و یک شبکه برنامهای به واسطه این خدمات شکل گرفته است.
حسنی با تأکید بر لزوم تولید محتواهای قرآنی متناسب با سنین کودک و نوجوان، اضافه کرد: در مجموعه سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور، بستر تخصصی مناسب برای تولید محتوای قرآنی وجود دارد و امکان فراهم است تا حدود پنج خط پخش زنده از طریق استدیوی مستقر در این مجموعه به طور همزمان پوشش داده شود.
وی با اشاره به همکاری سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور با بهزیستی در امر تربیت مربیان مهدهای کودک، اظهار کرد: پیش از واگذاری امور مهدهای کودک و مدیریت این حوزه به آموزش و پرورش، کاری را با همکاری سازمان بهزیستی که متولی این عرصه بود، در حال انجام بودیم. مؤسسات قرآنی فعال در سراسر کشور در این همکاری از امکانات آموزشی سازمان قرآنی استفاده میکردند که اکنون و پس از واگذاری مدیریت این حوزه، امید است با مدیریت آموزش و پرورش، تمامی امور مربوط به مهدهای کودک، مسیر خوبی را طی کند.
یادآوری میشود، در پایان این جلسه کارت خبرنگاری افتخاری ایکنا، به نام محسن حاجیمیرزایی، وزیر آموزش و پرورش به ایشان تقدیم شد.
حجتالاسلام والمسلمین حمیدرضا مطهری، رئیس پژوهشکده تاریخ و سیره اهل بیت(ع)، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در گفتوگو با ایکنا، با بیان اینکه یکی از نکات سیره حضرت زینب(س) موقعیتشناسی و سخنان دقیق حضرت است که در خطبه ایشان برجسته شده است، گفت: این بانوی بزرگوار متناسب با شرایط روز جامعه سخن میگفتند و متناسب با دین عمل میکردند و تهدید را به فرصت تبدیل میکردند.
وی افزود: برای اینکه فرصتشناسی و زمانشناسی را در سیره حضرت زینب(س) دریابیم کافی است سخنان ایشان در کربلا، کوفه و شام را در نظر بگیریم. ایشان در برابر بیعدالتی به وجود آمده از سوی سپاه عمر سعد و شامیان و نشان دادن جایگاه بزرگ خاندان خود فرمود یا رسولالله(ص)، این حسین(ع) است که با این شرایط مواجه شده.
حجتالاسلام والمسلمین مطهری ادامه داد: حضرت زینب(س) وقتی وارد کوفه میشوند نیز در دو مورد، خطابههایی تأمل برانگیز بیان میکنند. نخست در میان کوفیان که آنها را به زنان بافندهای تشبیه میکنند که هر چه رشته بودند پنبه کردهاند و کلافهای بافت شده را از هم باز کردند، در واقع ایشان با این تشبیه شکستن بیعت با امام حسین(ع) از سوی کوفیان را یادآور میشوند و پس از آن اشاره میکنند که کوفیان با این کار و رفتار خود با فرزند رسولالله(ص) جگر ایشان را سوزاندند.
وی بیان کرد: مورد دیگر سخنان حضرت زینب(س) در مجلس ابن زیاد بود، ایشان در جواب ابن زیاد که از حضرت میپرسد کار خدا را با برادرت چه دیدی؟ میفرمایند: جز زیبایی، چیزی ندیدم. این سخن در آن مجلس و در آن موقعیت بسیار مهم است. نکته دیگر خطاب کردن ابن زیاد با عنوان ابن مرجانه است که در واقع در آن فضا کاربردی کاملاً تحقیرآمیز برای ابن زیاد داشت و چنان بر او گران تمام میشود که همانجا تصمیم به قتل حضرت زینب(س) میگیرد و اگر واسطه شدن برخی از افراد در آنجا نبود همانجا حضرت زینب(س) را به شهادت میرساند.
این استاد دانشگاه یادآور شد: موقعیتشناسی و تبدیل تهدید به فرصت را نیز میتوان در خطبه ایشان در شام دید. زمانی که یزید با تبختر به سر بریده حضرت امام حسین(ع) اشاره میکند و خطاب به حضرت زینب(س) میگوید، ای کاش اجدادم زنده بودند و میدیدند که من چگونه انتقام جنگ بدر را گرفتم. در جایی که شامیان فکر میکردند پیروز شده و احساس غرور میکردند و نمیدانستند که این اسرا چه کسانی هستند و تنها بنیامیه را بستگان پیامبر(ص) میدانستند. حضرت زینب(س) سخنان خود را شروع میکند و میفرماید آیا این عدالت است ای فرزند آزادشدگان؟ این سخن همچون پتکی بر سر یزید فرود میآید، واژه طلقا یا آزادشدگان واژهای است که پیامبر(ص) در زمان فتح مکه برای بخشش ابوسفیان و خانوادهاش به کار برد. این واژه همچون مهری بر پیشانی بنیامیه باقی ماند؛ لذا جایگاهی برای حکومت آنان قائل نبود. در اینجا حضرت زینب(س) هم به یزید و هم جامعه اطراف او یادآور شد که پیامبر(ص) چگونه با آنان برخورد کرده و علیرغم تمام دشمنیها پیامبر آنها را بخشید، اما در ازای آن با فرزند و خاندان پیامبر(ص) چه کردند؟
مطهری ادامه داد: همچنین حضرت زینب(س) خطاب به یزید فرمود، به زودی کسانی که شما را بر گردن مسلمانان حاکم کرد عاقبت کار خود را خواهند دید. این سخن به کسانی اشاره میکند که بنیامیه را به خلافت مسلمانان نشاندند.
وی افزود: در این سخنان موقعیتشناسی حضرت زینب(س) برجسته است و سخنان حضرت زینب(س) موقعیت را به گونهای پیش برد که یزید ناچار شد برای اینکه خود را تبرئه کند، گناه را به گردن ابن زیاد بیندازد، در حالی که قبل از آن سخنان وی از انتقام جنگ بدر میگفت، اما سپس ابن زیاد را لعنت کرد.
وی با بیان اینکه یکی از مهمترین نکاتی که در سیره حضرت زینب(س) دیده میشود، مدیریتی است که حضرت در آن شرایط تألم برانگیز و سخت بر خانواده پیامبر(ص) اعمال کردند، گفت: حضرت زینب(س) علیرغم تمام تألماتی که بر ایشان وارد شد، کاروان کربلا را چنان مدیریت کردند و خود را سپر بلا قرار دادند که نه تنها کاروان پس واقعه کربلا از هم نپاشید و دچار تأملات روحانی نشد که حتی از گذشته منسجمتر شد و توانست در آینده تأثیرات گوناگونی باقی بگذارد.
مطهری یادآور شد: حضرت زینب(س) یک اسوه کامل از هر جهت برای جامعه امروز از جهت مدیریت واقعه، اخلاق، خانهداری و خانوادهداری است که تأسی به ایشان در شرایط امروز بسیار میتواند کارگشا باشد.
سیدفخرالدین اسماعیلی، مدیرکل آموزش معاونت قرآن و عترت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفتوگو با خبرنگار ایکنا، با اشاره به تعویق زمان برپایی نوزدهمین دوره آزمون سراسری قرآن و عترت گفت: مقرر بود، آزمون نوزدهم به صورت مجازی برگزار شود، اما با توجه به اشکال در زیرساختها و عدم آمادگی سرور، لذا امکان اجرای آزمون در زمان از پیش تعیین شده، یعنی نیمه اول اسفندماه، مهیا نشد.
اسماعیلی با تأکید بر اینکه زمان دقیق این آزمون در سال ۱۴۰۰، به زودی اطلاعرسانی میشود، تصریح کرد: با توجه به اینکه تعدادی از مخاطبان آزمون، از ثبت نام جا مانده بودند، در حال بررسی احتمال باز گذاشتن سایت ثبت نام و نیز ویرایش اطلاعات شرکتکنندگان هستیم.
یادآور میشود، زمان ثبت نام در این آزمون از ۱۰ دیماه آغاز شد و تا ۲۰ بهمنماه ادامه داشت و بیش از ۱۲۱ هزار نفر موفق به ثبتنام شدند.
محمدباقر کجباف، عضو هیئتعلمی گروه مشاوره و روانشناسی دانشگاه اصفهان، در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، با بیان اینکه فطرت و عقل دو مفهوم مرتبط با ساخت روانی انسان است که در قرآن به آنها پرداخته شده، اظهار کرد: منظور از فطرت، ساخت و بنیادی است که همه انسانها براساس آن خلق شدهاند. در واقع آفرینش انسان بهگونهای است که با خدا اتصال و ارتباط دارد، بنابراین فطرت میتواند بنیان روانشناسی اسلامی و عامل اصلی در شکلگیری شخصیت انسان باشد. فطرت حامل اراده و خواستههای انسان و نیز پرستش و حقیقتجویی است. آنچه از روانشناسی قرآنی به دست میآید، این است که ساخت روانی انسان اصیل است، نه عارضی و جانبی و انسان با وجود استعدادهای درونیاش میتواند به کمال برسد.
وی افزود: قرآن در کنار فطرت، از عقل نیز بهعنوان یک ویژگی مثبت در ساخت روانی انسان یاد کرده است. واژه (wisdom) در روانشناسی بهمعنای عقل و خردورزی بوده و بهعنوان یکی از فضایل انسان از آن یاد میشود. البته در قرآن کریم، عقل بهمعنای هدایت انسان بهسوی خداست و تمایز میان روانشناسی کلاسیک و روانشناسی اسلامی نیز بر این اساس است که در روانشناسی اسلامی، انسان بهسوی خدا و در روانشناسی کلاسیک، بهسوی خودش هدایت میشود. البته اگر هدایت بهسوی خود و خودشناسی بهصورت کامل انجام شود، انسان را به خدا میرساند، ولی این ضعف در روانشناسی کلاسیک وجود دارد که به هدایت انسان بهسوی خدا نمیپردازد.
قرآن حاوی دیدگاههای روانشناختی است
عضو هیئتعلمی دانشگاه اصفهان اضافه کرد: مؤلفه سومی که میتوان به فطرت و عقل اضافه کرد، وحی است. انسان میتواند با خدا ارتباط داشته باشد که این ارتباط از طریق پیامبران برقرار شده است، ضمن اینکه انسانهای عادی مانند مادر حضرت موسی(ع) و حتی حیوانات نیز بعضاً الهاماتی را دریافت میکنند که وحی به زنبورعسل که در قرآن آمده است.
کجباف با بیان اینکه میتوان از آیات قرآن به یکسری دیدگاههای روانشناختی دست یافت، ادامه داد: آیه ۸۴ سوره اسراء میفرماید: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَی شَاكِلَتِهِ...؛ بگو: هر كس برحسب ساختار [روانى و بدنى] خود عمل مىكند». منظور از شاکله همان شخصیت است و طبق این آیه، هر کس مطابق شخصیت خود عمل میکند. برای شخصیت، چند معنا ذکر شده که این معانی در واژه شاکله نیز مستتر است. امام صادق(ع) در حدیثی، شاکله را نیت تعریف کردهاند. منظور از نیت، قصد انجام کاری است، بهگونهای که به عمل ختم شود. بنابراین شخصیت یک فرد میتواند مجموعه نیتهای وی باشد.
وی تصریح کرد: معنای دیگر شاکله و شخصیت، خلقوخوست، یعنی ویژگیها و خصوصیات جسمی و روانی افراد که ناشی از وراثت یا محیط است. معنای سوم شاکله میتواند سبک زندگی باشد که همه اعمال انسان براساس آن شکل میگیرد و جنبه فردی، خانوادگی و اجتماعی دارد. معنای دیگر شاکله، هیئت و طریق به معنای ساخت روانی انسان است، یعنی سازمان روانی انسان چه محرکهایی را جذب و دفع میکند. این مفهوم که معنای گشتالتی روانشناختی نامیده میشود، ساختی کلی دربر دارد که بر مبنای فطرت، محیط و وراثت است و این سه عامل در ساخت شخصیت انسان نقش دارند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه اصفهان بیان کرد: در قرآن، آیاتی در زمینه روانشناسی اجتماعی نیز وجود دارد، مثل آیه ۱۳ سوره حجرات که میفرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ؛ هان اى مردم همانا ما شما را از يك مرد و يك زن آفريدهايم و شما را به هيئت اقوام و قبايلى در آوردهايم تا با يكديگر انس و آشنايى يابيد، بىگمان گرامىترين شما در نزد خداوند پرهيزگارترين شماست، كه خداوند داناى آگاه است». در واقع شناخت و بهخصوص شناخت اجتماعی که یکی از مؤلفههای مهم روانشناسی اجتماعی محسوب میشود، در قرآن خطاب به همه انسانها مورد تأکید قرار گرفته است. از طرف دیگر، آیات بسیار زیادی در قرآن وجود دارد که خصوصیات روانی انسان را اعم از مثبت و منفی بیان میکند.
وی به واژه نفس در قرآن اشاره کرد و گفت: معادل این واژه در روانشناسی، (self) یا خود است و نقطه ثقل شخصیت انسان محسوب میشود که در دیدگاه یونگ نیز به آن اشاره شده است. در قرآن کریم، نفس واجد جنبههای اخلاقی نیز است و اماره، مطمئنه و لوامه، مراحل و مراتبی است که در نفس وجود دارد. یعنی انسان بهسوی خوبیها و بدیها کشیده شده و در صورت سوق یافتن بهسمت بدیها، پشیمان میشود. مرکز شخصیت انسان همین خود انسانی است که میتواند جنبه مثبت یا منفی به خودش بگیرد و گرایشهای روانی خود را بهسمت مثبت یا منفی سوق دهد.
روانشناسی میتواند مبنای اسلامی داشته باشد
کجباف با بیان اینکه روانشناسی بر مبنای دیدگاههای فلسفی استوار است، افزود: رفتارگرایی بهعنوان دیدگاه مسلط بر روانشناسی، بر مبنای ماتریالیسم، دیالکتیک و اصالت ماده بنا شده است. ما معتقدیم روانشناسی اسلامی میتواند مبتنی بر اصالت روح باشد و اصالت روح نیز به این معناست که انسان وجود دارد، به معنای وجود نفس و روح و موجود عقلانی بودن. اینکه برخی تصور میکنند روانشناسی یک علم تجربی و اسلام یک دین است و نمیتوان اینها را به هم ارتباط داد، از این نظر اشتباه است که علم و دین دو واژه متضاد نیستند. اسلام، انسان را بهسوی علم هدایت و بر این نکته تأکید کرده که آنهایی که علم دارند، با کسانی که علم ندارند، مساوی نیستند. علم با جهل برابری نمیکند و بر آن برتری دارد. علم است که انسان را جهت میدهد و بهسوی عقل هدایت میکند. بنابراین علم روانشناسی نیز میتواند بهعنوان یکی از مبانی شناخت انسان محسوب شود، همانطور که جامعهشناسی، مردمشناسی و فلسفه اینگونهاند.
وی اضافه کرد: اینکه ما جهت را بهسمت اسلام میبریم، به این دلیل است که اسلام نیز در خصوص شناخت انسان صاحب دیدگاه بوده و معتقد است انسان استعدادهایی دارد و میتواند موجودی کمالیافته شود. با نکاتی که از قرآن و روایات استخراج میکنیم، میتوانیم روانشناسی را بر این پایه استوار سازیم و مدعی شویم که روانشناسی هم میتواند مبنای اسلامی داشته باشد. روشها در روانشناسی اسلامی همان روشهایی است که در روانشناسی کلاسیک وجود دارد، یعنی از روشهای تجربی و میدان عمل استفاده شده و دیدگاههای قرآن درباره انسان تفسیر میشود، تفسیرها به بوته اجرا گذاشته شده و نتیجهگیری میشود که آیا این فرضیهها و نظریات میتواند در یک جامعه عملی شود یا خیر.
این استاد دانشگاه ادامه داد: این ما هستیم که فرضیه میسازیم و آن را از قرآن استنباط میکنیم، چه بسا این استنباطها درست نباشد. برخی تصور میکنند چون قرآن کلام وحی است، نمیتوان فرضیهای از آن استنباط کرد، در صورتی که اینطور نیست و امکان ساخت فرضیه از قرآن وجود دارد. فرضیه، استنباط شخصی من نوعی است و اگر آن را رد کردیم، معنایش این نیست که کلام خداوند را رد کردهایم، بلکه استنباط شخصی ما رد شده است و میتوان آن را تغییر داد.
کیومرث فرحبخش، عضو هیئت علمی گروه مشاوره و روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی(ره)، در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، درباره امکان استخراج دیدگاههای روانشناختی از قرآن کریم، اظهار کرد: قرآن کتاب انسانسازی است و میخواهد انسان را بهسمت رفتارهای صحیح هدایت کند، چون خوشبختی انسان در گرو رفتار اوست. علم روانشناسی نیز به معنای اعم کلمه، در پی مطالعه رفتار انسان است و میخواهد چرایی و چگونگی آن را در حیطههای مختلف مورد مطالعه قرار دهد. یکی از مهمترین حیطههای روانشناختی، این است که انسانها چگونه باید رفتار کنند تا هم موفق باشند و هم احساس خوشبختی و شادی کنند. بنابراین میتوان گفت یکی از اهدافی که علم روانشناسی دنبال میکند، در راستای اهداف قرآن است.
وی افزود: تفاوتی که وجود دارد، این است که در روانشناسی تعریفی کاملاً دنیوی از خوشبختی ارائه میشود و آن را محدود به همین دنیا تلقی میکنند، ولی قرآن انسان را فراتر از زندگی دنیوی میداند و تعریفی که از خوشبختی وی ارائه میدهد، تفاوتهایی با علم روانشناسی دارد. صرفنظر از این مورد، با توجه به اینکه یکی از اهداف این علم یافتن راهکارهایی برای سعادت و خوشبختی انسان است، از این لحاظ هدف مشترکی نه فقط با قرآن، بلکه با ادیان بزرگ الهی دارد.
قرآن، منبعی معتبر برای شناخت روانشناسانه از انسان
عضو هیئتعلمی گروه مشاوره و روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) اضافه کرد: وقتی قرار است به چگونگی رفتار انسان برای دستیابی به سعادت و خوشبختی پرداخته شود، لازم است اطلاعاتی در مورد رفتار و روان انسان به دست آید. روانشناسان دنبال کشف این موضوع هستند که انسان برای رشد روانی و تعالی روانشناختی چه کارهایی باید انجام دهد. قطعاً بسیاری از دستورات قرآن در همین راستا است، بنابراین آیات زیادی در قرآن وجود دارد که هم به تبیین روان انسان پرداخته و هم راهکارهایی برای سعادت و خوشبختی وی ارائه داده است و قطعاً قرآن یک منبع معتبر برای شناخت انسان در حیطه روانشناختی محسوب میشود.
فرحبخش ادامه داد: طبق استنباطهای شخصی میتوانم بگویم برخی یافتههای روانشناسان غربی در مطالعاتشان با آیاتی که ۱۴۰۰ سال پیش نازل شده است، شباهت زیادی دارد. از طرف دیگر، آبراهام مزلو در مقدمه کتاب «روانشناسی بودن» میگوید همان اهدافی که متخصصان بهداشت روانی و روانشناسی در کار خود دنبال میکنند، همان اهدافی است که انبیای الهی دنبال میکردند، یعنی میخواهند انسان آرامش داشته باشد، احساس خوشبختی کند، شکوفا شود و از جنبههای انسانی خودش حداکثر استفاده را به عمل آورد.
وی درباره دیدگاه قرآن در خصوص ساختار روانی انسان، گفت: آیات ابتدای سوره بقره، قرآن را کتابی برای هدایت متقین معرفی میکند و این موضوع دلالت بر این دارد که انسان وقتی به مرحله سعادت و خوشبختی میرسد که قلبی پاک داشته باشد. انسان با روان بیمار نمیتواند به سرمنزل مقصود و سعادت برسد و حتی نمیتواند حقیقت را بپذیرد. یافتههای روانشناسی نیز دقیقاً همین را نشان میدهد. آیه ۱۷۱ سوره بقره میفرماید: «وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِی يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ؛ و مثل [دعوتكننده] كافران چون مثل كسى است كه حيوانى را كه جز صدا و ندايى [مبهم چيزى] نمىشنود، بانگ مىزند؛ [آرى] كرند، لالند، كورند [و] درنمىيابند». آیه ۷ سوره بقره نیز میفرماید: «خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ؛ خداوند بر دلهاى آنان و بر شنوايى ايشان مهر نهاده و بر ديدگانشان پردهاى است و آنان را عذابى دردناك است». اتفاقاً گشتالتدرمانی به این موضوع میپردازد که چگونه چشم و گوش و قلب انسانها بسته میشود و واقعیتها را به گونه دیگری میبینند یا اصلاً آنها را نمیبینند. در واقع از این نمونههای مشترک میان قرآن و تبیینهای روانشناختی، فراوان وجود دارد.
عضو هیئتعلمی گروه مشاوره و روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) در پاسخ به این سؤال که آیا میتوان از علمی با عنوان روانشناسی اسلامی سخن گفت، بیان کرد: بستگی دارد از چه زاویهای به علم روانشناسی نگاه کنیم. بخشی از روانشناسی به مطالعه سلسلهای از پدیدهها میپردازد که لزومی وجود نداشته تا قرآن به آنها بپردازد، مثل اینکه یادگیری چگونه در انسان اتفاق میافتد یا حافظه انسان چگونه کار میکند، کمااینکه پرداختن به چنین مسائلی نیز مغایرتی با دین ندارد و آیات الهی نه فقط قرآن، بلکه کل جهان هستی را شامل میشود. به تعبیر علامه طباطبایی(ره)، هر کس در این جهان هستی راهی را بگشاید، مثل این میماند که آیات قرآن را تفسیر کرده است.
امکان ساخت تئوریهای روانشناسی از قرآن وجود دارد
وی ادامه داد: بخشی از روانشناسی نیز وجود دارد که خیلی به یافتههای آزمایشگاهی متکی نیست، بلکه به سلسلهای از فلسفههای بنیادین متکی است، مثل فلسفه کانت یا فلسفه اگزیستانسیالیسم و روانشناسان غربی بر مبنای این مکاتب فلسفی، مکتبها یا نظریههای رواندرمانی وضع کردهاند. اگر از این زاویه نگاه کنیم، قرآن نه تنها میتواند به عنوان منبعی فلسفی مطرح شود، بلکه فراتر از آن میتواند مبنای ساخت چندین تئوری در زمینه روانشناسی، رواندرمانی و مشاوره قرار گیرد و صددرصد چنین چیزی امکانپذیر است. مثلاً در حال حاضر بر مبنای فلسفههای پُستمدرن، تئوریهای مختلف رواندرمانی و مشاوره وجود دارد، مثل تئوریهای راهحل محور، روایتدرمانی، استعارهدرمانی و ... . از این نظر، چه اشکالی دارد که آیات قرآن نیز مورد استفاده قرار گرفته و بر مبنای آنها تئوریهای رواندرمانی و مشاوره وضع شود؟
فرحبخش اظهار کرد: شوپنهاور یک فیلسوف بود و اکنون عدهای رویکردهای درمانی مبتنی بر فلسفه وی را مطرح میکنند، بنابراین ما نیز میتوانیم بر مبنای آیات قرآن، احادیث و روایات و نیز آرا و نظریات دانشمندان اسلامی مثل ملاصدرا، خواجه نصیرالدین طوسی و ابنسینا، نظریههای رواندرمانی تولید کنیم. برخی فکر میکنند وقتی از روانشناسی اسلامی صحبت میشود، منظور این است که به قرآن مراجعه کرده و ببینیم مثلاً راجع به حافظه، بیماریهای روانی، درمان وسواس و ... چه میگوید و اگر راجع به این موارد در قرآن مطلبی وجود ندارد، پس نمیتوان از روانشناسی اسلامی سخن گفت، در حالی که این تصور اشتباه است.
حسنعلی بختیار نصرآبادی، عضو هیئتعلمی گروه علوم تربیتی دانشگاه اصفهان، در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، درباره امکان استخراج دیدگاههای روانشناختی از آیات قرآن، اظهار کرد: در علوم انسانی، بخشی بهنام پیشفرضها یا پارادایمها وجود دارد، یعنی این علوم براساس نگاهی که به پدیدهها جریان دارد، رویش میکنند؛ مثلاً اگر معتقد باشیم که انسان موجودی زیستی و اجتماعی است، رفتارهایی که از وی انتظار داریم، بر همین اساس تعریف میشود. بررسی آیات قرآن کریم و روایات معصومین(ع) نشان میدهد که در این آیات و روایات، نگاهی به انسان وجود دارد و انتظار از وی نیز تابع همین نگاه است. اگرچه امکان دارد برداشتهای متفاوتی از آیات و روایات وجود داشته باشد، ولی با هر نگاهی که به این موضوع داشته باشیم، میتوانیم روانشناسی و رفتارشناسی خاصی از آن استخراج کنیم.
وی افزود: استنباط من از آیات و روایات این است که انسان موجودی انعطافپذیر محسوب میشود و میتواند بینهایت در جهت مثبت تکامل پیدا کند، یا بینهایت در جهت منفی پسرفت داشته باشد؛ از طرف دیگر، دارای اراده و اختیار و عقل است. قرآن کریم نگاهی غایتمندانه به انسان دارد، یعنی وی را موجودی نمیداند که بیهوده آفریده شده باشد، بلکه برای او هدفی قائل است. انسان آگاهی دارد و میتواند از آگاهیهای خود آگاه شود، همچنین دارای زبان و اندیشه است. بنابراین با توجه به دیدگاه قرآن نسبت به انسان، میتوان استنباطهای رفتاری و روانشناختی از این دیدگاه استخراج و آن را فرموله کرد و نشان داد که در هر شرایطی، چه رفتاری میتواند از انسان صادر شود.
عضو هیئتعلمی گروه علوم تربیتی دانشگاه اصفهان بیان کرد: مکاتب مختلف روانشناسی دیدگاههای متفاوتی راجع به انسان و رفتارهای وی بیان میکنند. افرادی مثل بندورا بیشتر دیدگاهی اجتماعی نسبت به انسان دارند و دیدگاههای وجودشناسی امروزی، انسان را موجودی میدانند که رفتارهایش را خودش تعیین میکند، ولی در عین حال جهت مشخصی برای آن ترسیم نمیکنند، مگر اینکه رفتارهای هنجار در یک جامعه را در جهت رشد انسان سالم و رفتارهای ناهنجار را جهت منفی برای وی قلمداد کنیم. در قرآن کریم، انسان، هدفمند است و انسان هدفمند باید به بینهایت برسد، یعنی آفریده شده است تا عبد خدا باشد و این عبد بودن، اوج تکامل انسانی محسوب میشود.
بختیار نصرآبادی ادامه داد: براساس آیات قرآن، هر عملی که از انسان سر میزند، باید سه مرحله را پشتسر بگذارد. در مرحله اول، انسان باید شناختها، آگاهیها و تفکرات خود را در جهت الهی سوق دهد. نگاه غایتمندانه به هستی میگوید که این جهان، جهان شاهد و مشهود است و همه چیز در محضر خداست، بنابراین باید مطابق با خواست الهی حرکت کرد. مرحله دوم، عواطف و احساسات و گرایشهای انسان است که باید جهت مثبت به خود بگیرد، به این معنا که احساسات و گرایشهای انسان باید پاک و تزکیهکننده و در راستای ایفای رسالتهای وی در برابر خود، جامعه و خدا باشد. به قول لارنس کلبرگ، اخلاق خودمحورانه و کودکانه از خود انسان فراتر نمیرود، کودک همه چیز را برای خودش میخواهد و خوب و بد نیز بر همین اساس تعریف میشود؛ ولی انسان مدنظر قرآن گرایشهایی فراتر از اینها دارد، یعنی اگر مسئولیتی در جامعه میپذیرد، برای رسالت اجتماعی است که بر دوشش گذاشته شده، به همین دلیل امیرالمؤمنین(ع) عطسه بُز را به حکومت ترجیح میدهد و میگوید اگر رسالتی بر من نوشته نشده بود، افسار شتر خلافت را رها میکردم. چنین انسانی نمیتواند مسئول نباشد و در واقع، مسئولیت عظیمی در برابر جامعه خود بر عهده دارد.
لازمه ایمان باور به غایتمندی انسان است
وی اضافه کرد: برخی افراد معتقدند که اسلام با نگاه فاعلیت به انسان نگاه میکند، یعنی انسان در تعاملی نابرابر، در مقابل دانش روز قرار میگیرد، ولی بر اثر همین تعامل، فهم بیشتری در وی ایجاد میشود که انگیزه بیشتر و تصمیم بهتر و عمل نیکو را بهدنبال دارد. بنابراین انسان مدنظر قرآن، به خداوند و روز رستاخیز ایمان دارد و قرآن نیز در ابتدای سوره بقره، خود را کتاب هدایت برای چنین انسانی معرفی میکند. لازمه ایمان این است که انسان بداند موجودی غایتمند است و باید با تمام وجود به سمت آنچه به آن اعتقاد دارد، حرکت کند. همین ایمان است که عمل صالح و شناخت و انگیزه و اراده پاک را بهدنبال دارد.
عضو هیئتعلمی دانشگاه اصفهان تصریح کرد: مسائل مربوط به تعلیم و تربیت یا مسائل روانشناختی که در قرآن وجود دارد، باید موشکافی شده و در معرض آزمون قرار گیرد. در علم، موضوعی بهنام اعتبارسنجی وجود دارد، به این معنا که یک موضوع یا مسئله قابلیت تکرار داشته باشد. آیا میتوان دلایل محکم و اعتبارساز برای رفتارهای انسان رشدیافته از منظر قرآن بهصورت دستورالعملهای قابل آزمون ارائه داد؟ اگر اینها قالب نصیحت و موعظه به خود بگیرد، بیشتر به اخلاق مربوط میشود، ولی اگر بخواهیم نوعی علم از اندیشههای اسلامی برداشت کنیم، باید قابلیت آزمون و تکرارپذیری داشته باشد. اگر این قابلیت وجود نداشته باشد، آموزههای اسلامی فقط برای افرادی که به آن اعتقاد دارند، کاربرد پیدا میکند و نمیتوان آن را علم نامید.
وی افزود: قائل به روانشناسی اسلامی هستم، آن هم با شرایط خاص، یعنی آموزههای مربوط به تعلیم و تربیت که از قرآن و روایات استخراج میشود، باید قابل آزمون باشد، این قابلیت در مقام شکار و مقام داوری اتفاق میافتد. در مقام شکار، یک نظریه یا فرمول را میتوان از هر منبعی به دست آورد. اگر آن نظریه یا فرمول در مقام آزمایش نیز موفق بود، آن وقت قابل پذیرش است. قوانین علمی باید قابل آزمون، تکرارپذیر و دارای قدرت پیشبینی باشد، یا اگر با مطالب نظری سروکار داریم، این مطالب قابل استدلال و آزمایش باشد و در مورد تعداد زیادی از افراد جواب دهد. کسانی که میخواهند روانشناسی اسلامی استنباط کنند، باید پارادایمهای انسانشناسی را از قرآن استخراج کرده و با آنها مدلسازی کنند، سپس با استفاده از این مدلها، به کشف قوانینی بپردازند که قابلیت بررسی و اثبات داشته باشد، بهگونهای که اگر فرد غیرمسلمانی هم این قوانین را بهکار گرفت، نتیجه لازم را بگیرد.
به نقل از پایگاه اطلاعرسانی شورای نگهبان، عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان، امروز، شنبه ۹ اسفند، در اختتامیه جشنواره ملی کتابخوانی «جهانمرد» که در دانشگاه علم و فرهنگ برگزار شد، با بیان اینکه هرچه از شهید والامقام حاج قاسم سلیمانی بگوییم، بنویسیم و بخوانیم حق مطلب ادا نمیشود، خاطرنشان کرد: خدمات و ایثارگریهای سردار دلها همچنان برای خیلیها ناشناخته است؛ حاج قاسم سلیمانی که در مکتب اسلام درس گرفته است، به تأسی از حضرت امام (ره) و همه شهدای اسلام و در چارچوب تدابیر مقام معظم رهبری به انجام وظیفه میپرداخت.
وی با بیان اینکه یکی از مسائلی که مقام معظم رهبری درخصوص حاج قاسم اشاره فرمودند «اخلاص» ایشان بود، گفت: حاج قاسم را کسانی که از نزدیک با او آشنا بودند، میشناختند که از عنوان و نام و رسانه فراری بود و این یعنی همان اخلاصی که رهبر معظم انقلاب از آن یاد میکنند؛ اخلاصی که در ایشان وجود داشت مصداق یک انسان مسلمانٍ انقلابیٍ متدین بود.
کدخدایی با بیان اینکه شهید سلیمانی «مرد میدان» بود، گفت: این شهید بزرگوار هیچ وقت از میدان گریزان نبود و در همین میدانها بود که وظیفه خود را انجام میداد و امروز در ایران، کشورهای منطقه و جهان نام شهید سلیمانی به نیکی و بزرگی یاد میشود.
وی با بیان اینکه شهید سلیمانی مصداق «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» بود، بیان کرد: شهید سلیمانی در میدان جنگ با دشمنان محکم و استوار بود و برای مردم مسلمان به ویژه برای فرزندان شهید قلبش میتپید و هر وقت فرصتی پیدا میکرد به سراغ خانوادههای شهدا میرفت و به آنها سر میزد و از هیچ خدمتی برای آنها دریغ نمیکرد.
رئیس پژوهشکده شورای نگهبان با بیان اینکه معرفی سجایای اخلاقی و رفتاری شهید سلیمانی به مردم و جوانان نیاز به وقت و زمانی زیادی لازم دارد که بتوان آنها را برشمرد و ایشان را به خوبی معرفی کرد، افزود: امروز از مکتب حاج قاسم باید صحبت کرد؛ ایشان همه عمر خود را در مبارزه با جبهه باطل بود، چه در دوران جوانی در هشت سال دفاع مقدس و چه در این اواخر که با داعش مبارزه کرد و توانست شر این اشرار را از منطقه کم کند.
کدخدایی با بیان اینکه قطعاً غیر از شهادت برای شهید سلیمانی هیچ چیز دیگری قابل تصور نبود، گفت: شهدا از مصادیق عند ربهم یرزقون هستند و شهدای ایران اسلامی افرادی بودند که در مکتب اسلام و حضرت امام (ره) درس آموخته بودند و در همین مسیر هم حرکت کردند.
وی گفت: تشییع شهید سلیمانی اعلام بیعت مردم ایران و جهان با اسلام، انقلاب و ظلمستیزی بود؛ این تشییع حقیقتاً دشمن را به لرزه انداخت.
رئیس پژوهشکده شورای نگهبان راجع به جنایت آمریکا که منجر به شهادت حاج قاسم سلیمانی و ابوالمهدی مهندس و همراهان ایشان شد، گفت: از لحاظ حقوقی اگر این مسئله را بخواهیم بررسی کنیم، جنایتی که از طرف دولت امریکا و به دستور مستقیم شخص ترامپ صورت گرفت، در واقع جنایت بر علیه بشریت بود. کشوری که مدعی دموکراسی و حقوق بشر است و همه جا برای تأمین منافع نامشروع خودش از هیچ جنایتی رویگردان نیست دست به اقدام جنایت زد و عامل ترور حاج قاسم سلیمانی و ابوالمهدی مهندس و همراهانشان شد.
وی با بیان اینکه آیا این شهدایی که با ایستادگی و مقاومت ریشه داعش را از منطقه کم کردند، باید به این نحو با آنها برخورد میشد؟ گفت: قطعاً این اقدام و ترور جنایت بر علیه بشریت است و مجامع بینالمللی باید در این خصوص وظیفه خودشان را انجام بدهند. اگر مجامع بینالمللی ساکت باشد و پیگیری نکند باید فاتحه حقوق بشر، انسانیت، صلح و آزادی خوانده شده است و دیگر این مجامع بینالمللی نباید مدعی حقوق بشر، حقوق بینالملل، دموکراسی و آزادی باشند.
کدخدایی با بیان اینکه از سوی قوه قضائیه و وزارت امور خارجه پیگیریهایی در این خصوص صورت گرفته است، گفت: شخص رئیس قوه قضائیه مسئله حقوقی این جنایت را پیگیر هستند و مسئله کیفری این جنایت نیز در حال پیگیری است و در این زمینه دولت عراق هم پیگیریهای خوبی انجام داده و با قوه قضائیه و امور خارجه همکاری خوبی داشته است.
وی با بیان اینکه این جنایت به قدری عظیم بود که گزارشگر سازمان ملل متحد هم به خلاف بودن آن اعتراف کرد، گفت: این موضوعی بود که در جهان هم مطرح شد و از همین رهگذر هم امکان پیگیری در مجامع بینالمللی وجود دارد که دوستان در حال پیگیری هستند.
سخنگوی شورای نگهبان در پایان با بیان اینکه بهترین مجازاتی که میتوانیم شاهد باشیم نابودی استکبار و بیرون رفتن استکبار از منطقه است، گفت: بالاترین مجازات این است که آمریکاییها گور خودشان را از منطقه گم بکنند و دست از سر مردم این منطقه بردارند؛ مردمی که در طول سالیان اخیر، دچار رنجهای زیادی بودند و عامل آن، استکبار جهانی، امریکای جهانخوار و دولتهای غربی بوده است.
فهیمه زارع، عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده، در گفتوگو با ایکنا، ضمن تسلیت وفات عقیله بنیهاشم، حضرت زینب(س) با تأکید بر لزوم تصویرسازی درست از شخصیت آن حضرت، گفت: آن حضرت میتواند به عنوان زنی که نسبت به اقتضائات زمان و مکان کنشگری و عاملیت دارد، در عرصههای مختلف برای زنان و دختران جامعه الگو باشد، بنابراین نباید صرفاً تصویر یک بانوی مصیبتزده را از ایشان ارائه دهیم بلکه زینب(س) قهرمان، جریانساز و در ابعاد زمانی و مکانی مختلف دارای تأثیرگذاری است.
وی افزود: برای اینکه پی ببریم چگونه میتوانیم حضرت زینب(س) را الگو قرار دهیم به روایاتی رجوع میکنیم که در مورد آن حضرت از ائمه هدی(ع) وارد شده است؛ امام سجاد(ع) خطاب به حضرت زینب و بعد از ایراد خطبه در کاخ یزید در شام، فرمودند: «بحمدلله عالمة غیر معلمه ...»؛ شما عامله غیرمعلمه و فهیمه غیرمفهمه هستید؛ از دیگر القاب مشهور ایشان هم عقلیه هست؛ عقیله به عنوان مهمترین ویژگی شخصیتی آن بانو، بهکارگیری عقل و تدبیر در کنشگری اجتماعی، سیاسی و خانوادگی و فردی است.
زارع تصریح کرد: یکی از نقاطی که تحلیل نادرست و نامناسبی از گفتمان اسلامی ارائه شده این است که اسلام زنی را میخواهد که در منزل بنشیند و کارهای خانه را بکند و اگر آگاهی و عاملیت و سوژگی هم نداشته باشد مهم نیست، در صورتی که ما زنانی مانند حضرت فاطمه(س)، حضرت زینب(س) و حضرت معصومه(س) را داریم که ضمن تعهد به نقشهای جنسیتی و ساخت تکوینی و فطری جنس زن یعنی مادری و همسری، به هیچ عنوان این نقشها با کمآگاهی، انفعال در برابر وقایع اجتماعی، سیاسی، کم سوادی و ... موازی نیست.
عبور از دو الگوی سنتی و فمنیستی
عضو هیئت علمی پژوهشکذه زن و خانواده با بیان اینکه ما در الگوهای زنانه با دو تیپ مواجهیم یکی الگوی سنتی که تنها به خانه و خانواده تعلق دارد، افزود: در این الگو، فرایند زندگی زن از پیش تعیین شده است؛ یعنی دختر به دنیا میآید و در جوانی در فرایند همسری و مادری قرار میگیرد و نسبت به حوزه عمومی دخالت و اثرگذاری ندارد، اما در مقابل، زنانی هستند که تعلق به عرصه خصوصی ندارند و متعهد به نقشهای جنسیتی خودشان نیستند و خودش را صرفاً در شغل، تحصیل و فعالیتهای مدنی و اجتماعی تعریف میکند، ولی در گفتمان اسلامی مواجه با الگوهایی هستیم که از این دو مدل عبور و ساختارشکنی کردهاند، چرا که زینب(س) در عین ایفای نقشهای جنسیتی و حفظ حد اعلای حیا و مرزهای دینی عنصر تأثیرگذار سیاسی و اجتماعی فعال بود.
زارع تصریح کرد: ایشان همراه برادرشان در ماجرای کربلا وارد شدند و در این صحنه ما با زنی مواجهیم که خودآگاه، کنشگر و عامل است و این کنشگری بروزهای متفاوتی دارد؛ در کاخ یزید و ابن زیاد با منطق و لسان علوی خطابه ایراد میکنند و گاهی با گریه و شیون کنشگری خودر ا ایفا میکنند و در پشت همین بروز احساسات زنانه، هدفمندی یعنی آگاهیبخشی به جامعه مسلمین وجود دارد تا آنها نسبت به مخلوط شدن مرزهای حق و باطل آگاه شوند.
عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده اظهار کرد: همه تلاش جریان فمنیستی در دو قرن ۱۹ و ۲۰ این بوده زنان را از حاشیه به متن و از انفعال خصوصی به کنشگری در عرصه اجتماع برسانند که البته مسیر را اشتباه طی کردند؛ این جریان تصور کرد رسیدن به کنشگری و عاملیت و جریانسازی و فعالیت اجتماعی لزوما در گرو به فراموشی سپردن نقشهای جنسیتی و اقتضائات زنانه است؛ حال آنکه در گفتمان اسلامی با الگوهایی مواجهیم که متعهد به ساخت تکوینی خود هستند و در حیات سیاسی و اجتماعی هم مؤثر بودهاند.
کنشگری اجتماعی توأم با تعهد به ساخت تکوینی زن
زارع بیان کرد: برخی زنان و دختران ما تصور میکنند که نمیشود میان حیا و عفت و کنشگری اجتماعی تلفیق ایجاد شود در حالی که در زنان بزرگی مانند حضرات زینب(س) و معصومه(س) هر دو مورد وجود دارد؛ راویان نقل کردهاند که وقتی حضرت زینب(س) آنچنان در کاخ یزید خطبه خواند که من زنی اینقدر ناطق و عالم و با حیا ندیدم؛ عرب به زنان بسیار عفیف و با حیا «خفره» میگوید و این روایت چنین تعبیری را برای حضرت زینب به کار برده است. آن حضرت(س) در همین خطبه ورق را به نفع اهلبیت(ع) در ماجرای کربلا بازگرداندند.

این پژوهشگر حوزه علمیه خواهران اظهار کرد: برخی از دختران امروز تصور میکنند با عبور از خط قرمزها میتوانند خودشان مسیر خود را انتخاب کنند و خودشان سوژههای آگاهی هستند که خوب و بدشان را تشخیص میدهند در حالی که میبینیم در دام مصرفگرایی، تجملگرایی و نمایش ظاهر و بدن خود در شبکههای اجتماعی افتاده و همچنان «ابژههایی» در دست کمپانیهای سرمایهداری و شبکههای اجتماعی هستند و به نحوی بازی میخورند؛ این افراد ابزارهای جنسی هستند که نظام سرمایهداری از آنها سود میبرد.
اخلاق مراقبت در بالاترین سطح
زارع تصریح کرد: اگر دختران به دنبال حیات خردمندانه، کنشگری و خودآگاهی هستند با مطالعه و مواجهه فعال با الگوهای اسلامی میتوانند به بالاترین سطح از کنشگری اجتماعی برسند، حیات خردمندانه از مهمترین ویژگیهای زینب(س) است؛ زیرا ما با دختر جوانی در کوفه مواجهیم که جلسه تفسیر قرآن دارد؛ در کربلا مدیریت نمونه از خود بروز میدهد و با هر کسی با اقتضای حال خود گفتوگو دارد؛ الان فمنیستها اخلاق مراقبت را طرح میکنند و ما در کربلا بالاترین وجوه اخلاق مراقبت و مدیریت احساسات و عواطف را شاهد هستیم.
این پژوهشگر بیان کرد: یکی از مواردی که امروزه میان دختران و پسران جوان رواج دارد، رجوع به آثار گرانقیمت برای کسب دانش در خودیاری در موقعیتهای شکست است؛ در کربلا با وجود مصیبتهای سنگین عاشورا، حضرت زینب با قوت قلب و روح بلند و سعه صدر و مقاوم ماجرا را مدیریت کرده و از موقعیت به ظاهر شکست به پیروزی قطعی رسیدند، ابنحجر عسقلانی شرح حال ماجرای گستاخی مرد شامی به سکینه را در قصر یزید مطرح و در آن از واکنش حضرت زینب به یزید یاد کرده است؛ ابنحجر سنی مذهب اعتراف کرده که من بانویی با این بلندای روحی ندیدهام.
وی افزود: بیان زینب(س) در سخنرانی در کاخ یزید ادبیاتی متناسب با مردم شام دارد که با ادبیات به کار رفته در خطبه در کوفه و کاخ ابنزیاد تفاوت دارد؛ ایشان به عنوان زن مسلمان از مردمشناسی و مخاطبشناسی بسیار قوی برخوردار بودند و این نشان میدهد یک زن مسلمان به هیچ عنوان نباید نسبت به اتفاقات رخ داده در جامعه بیتفاوت باشد، بلکه باید آگاه و علم و اثرگذار باشد.
شجاعت توأم با حیا
وی تأکید کرد: البته شجاعت آن بانو در مواجهه با جریان باطل، متهورانه و دور از حیا نبود بلکه الگویی زنده از عقلانیت، عفت و استقامت در ایشان وجود داشت. برخلاف الگوی فمنیستی امروز، حضرت زینب(س) به خوبی ساختار قدرت را با دو ابزار یعنی خطبههای منطقی و عقلانی و بروز احساسات و عواطف در هم کوبیدند و به آگاهیبخشی مردم پرداختند و صراحت حضرت زینب(س) در برابر ابرقدرت آن روز برای زنان و دختران امروز ما الگوست تا با رعایت حیا و عفت بتوانیم زنانی قدرتمند باشیم.
ایرج حریرچی؛ معاون وزیر بهداشت در مراسم بزرگداشت مقام شهدای سلامت و یکصد شهید پرستار که امروز نهم اسفندماه برگزار شد، با اشاره به مشکلات پرستاران گفت: میتوان با بیان مشکلات و کمبودها و مقایسه با افراد و گروههایی که وضعیت بهتری دارند وضع بهتر را مطالبه کرد، اما باید قدر داشتههای خود را هم بدانیم.
وی افزود: وضعیت پرستاران بخش دولتی در مقایسه با نیروهای بخش خصوصی یا میانگین درآمد خانوارها یا حداقلبگیران به مراتب بهتر شده است. ممکن است پاداش پرستاران یا حقوق آنها نسبت به تورم کم باشد اما باید به این نکته هم توجه کنیم که حقوق پرستاران نسبت به بسیاری از مشاغل بهتر است.
حریرچی ادامه داد: میزان بیکاری در این شغل بسیار پایین است. گرچه کارهایی که برای پرستاران انجام دادهایم کافی نبوده و کم است اما باید اقدامات انجام شده را هم دید. میدانیم که پرستاران مشکل دارند. اکنون مهم این است که پرستاران و خانوادههای آنها را فراموش نکنیم. وزارت بهداشت برای حمایت از این نیروهای فداکار آمادگی کامل دارد و از سازمان نظام پرستاری میخواهیم در این زمینه وزارت بهداشت را هم درگیر کند.
وی یادآور شد: توجه به حقوق و ایثار پرستاران حتما باید بیشتر شود و در یک و نیم سال گذشته جایگاه و سرمایه اجتماعی پرستاران و درآمد آنها نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده است.
معاون وزیر بهداشت، با بیان اینکه پرستاران زیادی در مواجهه با کرونا جان خود را از دست دادند، گفت: بسیاری اعضای کادر درمان غافلگیر شدند زیرا خلاف زمان جبهه و جنگ که رزمندگان از اول میدانستند جایی میروند که امکان جان باختن وجود دارند.
حریرچی افزود: حوادثی مانند شهادت پرستار؛ مهشید گودرزی که فرزندش را هفت ماهه باردار بود یا پرستار باردار دیگری که در کرج بود و بر اثر کرونا شهید شد، همه عناصر یک تراژدی را دارد و واقعا بزرگ کردن بچه بدون مادر کار سختی است. گلچین روزگار بهترینها را میچیند و توفیق شهادت نصیب هر کسی نمیشود. در زمان جنگ هم همینطور بود و رزمندگانی که شهید میشدند یک سر و گردن از بقیه بالاتر، مهربانتر، وظیفهمندتر و خوش مشربتر بودند.
معاون وزارت بهداشت افزود: رفتار پرستاران فداکار برای همه ما الگوست اما باید یادمان نرود که برای چه هدفی وارد نظام سلامت شدیم و از اهداف اصلی دور نشویم و بدانیم این همه ایستادگی برای چیست.
وی با بیان اینکه فعالیت در نظام سلامت چهار هدف دارد، گفت: اول تامین سلامت مردم، دوم مراقبت از منافع مالی بیماران و جلوگیری از خسارت مالی به مردم، سوم توجه به نیازهای غیربهداشتی و غیردرمانی مرتبط سلامت و چهارم افزایش کارایی است.
شهادت صد پرستار از نظر وزارت بهداشت
در ادامه این مراسم مریم حضرتی، معاون پرستاری وزارت بهداشت نیز با بیان اینکه برگبرگِ تاریخ پرافتخار تاریخ پرستاری ایران، بیانگر نقشآفرینی مردان و زنان پرستاری است که در بحرانهای مختلف پرچم این جامعه سلامت را برافراشتند، گفت: این نقشآفرینها از روزهای سخت مبارزه با طاغوت تا پیروزی انقلاب و دفاع مقدس، دفاع از حریم اهل بیت (ع)، حوادث و کرونا در کنار مردم ماندند و در سنگر خود مبارزه کردند تا شهید شدند. تعدادی از این عزیزان نیز به درجه جانبازی رسیدند.
وی افزود: پرستاران در همه بحرانها و در همهگیری کرونا چراغی شدند و در تاریکی شب امیدی شدند بر دمیدن صبح و بهار. در همهگیری کرونا که کار جهان پیچ در پیچ شد و دنیا غافلگیر شد، پرستاران مشکلات را اندکی بر مردم سهل کردند و با عشق و ایثار و از جانگذشتگی در راه سلامت جامعه به صف و سرمشقی برای نیکویی شدند.
حضرتی ادامه داد: امروز بر خود میبالم که پرستار هستم و در مقابل بزرگی پرستاران که یکسال است به رغم ناملایمات با جلوهای خاص تلاش میکنند، سر تعظیم فرود میآورم. احساس مسئولیت و عشقورزی پرستاران که تاکنون به تقدیم دهها شهید از جامعه پرستاری منتج شده است، نه تنها در تاریخ ثبت خواهد شد بلکه رشادت آنها در حافظه مردم قدرشناس ایران ثبت شده است. حتی در و دیوار بیمارستانها که نظارهگر تلاش پرستاران است در برابر عظمت آنها کرنش کردهاند.
معاون وزیر بهداشت بیان کرد: عظمت خدمات پرستاران موجب شد مقام معظم رهبری در پیامهای جداگانه در طول یکسال بر حمایت از این جامعه بپردازند و این پیامها دلگرمی و روحی در کالبد پرستاری دمید.
وی در رابطه با شهدای پرستار در مبارزه با کووید ۱۹ گفت: در طول یکسال مقابله با کرونا از جامعه ۲۰۰ هزار نفری پرستاری ایران بیش از ۶۲ هزار پرستار مبتلا شدند و حداقل دو هفته از سیستم خارج شدند و زحمت آنها به سایر همکارانشان محول شد. در تحقیقات گسترده دیدیم ماهانه ۳۰۰ هزار ساعت اضافهکاری پرستاران است. در این مدت بیش از ۱۰۰ پرستار جان خود را از دست دادند و با تاکید مقام معظم رهبری، پرونده این عزیزان در کمیته مربوطه بررسی میشود.
شهادت۱۱۰ پرستار از نظر سازمان نظام پرستاری
محمد میرزابیگی، رئیس سازمان نظام پرستاری نیز در این مراسم با اشاره به مشکلات متعدد پرستاران گفت: از امروز واحدی به نام پیگیری امور شهدای پرستاری در سازمان نظام پرستاری تشکیل میدهیم. ما میگوییم بالغ بر ۱۱۰ شهید پرستاری داریم که آمار ما با وزارتخانه متفاوت است؛ ولی نمیدانیم چند نفر را وزارتخانه تایید میکند. ما میگوییم نزدیک ۸۰ هزار پرستار به کرونا مبتلا شدند. حال اگر پرستاری در بخش خصوصی شهید شود بر اساس آییننامه شهید نیست؟ آیا ما حتی ذرهای از خاک پاک شهدا هستیم که تعیین کنیم آنها شهید هستند یا خیر؟ در برخی تصمیمگیریها نباید خیلی اداری فکر کنیم. این شهدا در مقایسه با شهدای دفاع مقدس تعدادی ندارند. بیاییم در رابطه با مسائل پرستاری شهدا و کار آنها در کرونا عمیقتر باشیم.
وی افزود: حساب کردن مزایایی برای کسانی که در دوران کرونا آسیب دیدند تاکید بعدی ما است. به طور مستند صحبت میکنم، این چه عدالتی است در مورد پاداشها؟ به تعداد ۲۰۰ نفر پرستار برای ۲۳۰ ساعت خدمت، میانگین ۱۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان پرداخت شده است. بعد برای برخی برای ۲۰ ساعت «آن کالی» در ماه، ۱۰ میلیون تومان پرداخت شده است. بعد میخواهیم انگیزه هم بدهیم؟ البته ما داریم به نمایندگی از پرستاران این سخنان را میگوییم آنها هنوز چیزی نگفتند.
میرزابیگی ادامه داد: در این مدت آمار میدهند که حدود ۵۲ هزار مجوز استخدامی گرفته شده است که ۴۰ درصد آن از نیرویهای پرستاری است. البته هنوز این تعداد به شکل کامل به چرخه کار نیامدهاند. این در حالی است که ۴۰ هزار تخت در این مدت فعال شده است و این تعداد تخت نیاز به ۱۰۰ هزار پرستار دارد.
وی افزود: ما کمبود نیرو داریم و تعداد تخت و پرستار تناسب ندارد. با قبول استاندارد که دو و نیم نفر نیرو به ازای هر تخت است باید تلاش شود تا کمبود نیرو رفع شود.
میرزابیگی یادآور شد: تعرفهگذاری به نتیجه رسید اما پس از دوندگیهای فراوان گفتند پول نداریم. اکنون به نقطهای رسیدیم که قرار است پس از بیانات مقام معظم رهبری این موضوع به نتیجه برسد، اما بازهم در روال اداری ماندهایم. تقاضا داریم گونهای افزایش تعرفه رخ دهد که نیاز پرستاران هم در آن دیده شود.
میرزابیگی با اشاره به تلاش کادر پرستاری در کنترل کرونا، تاکید کرد: اصلا چیزی به نام پاداش کرونا را جمع کنید، پاداشی که با این کیفیت توزیع میشود در کلام بزرگ است اما وقتی به پرستار میرسد بسیار کم است. آییننامه سختیکار را به گونهای ساماندهی کنید که بخشهای عفونی بشوند جزو بخشهای زیانآور و هرکس بر اساس تلاشش امتیاز دریافت کند.
وی در پایان افزود: برای نیروهای شرکتی باید فکری کرد، پرستاران در مدیریت بخشها به ساعت و ثانیه فعال هستند. ظلم است که به پرستار شرکتی مانند سایر پرستاران توجه نکنیم. همه از موج چهارم هراس داریم و نیاز است این عزیزان در عرصه و صحنه فعال باشند.
طرح تفسیرخوانی کتاب «ذکر مبارک» از سوی کانونهای قرآن و عترت پردیس شهید رجایی فارس با همفکری کانونهای قرآن و عترت سایر پردیسها و مراکز سراسر کشور برگزار میشود.
علاقهمندان به منظور ثبت نام در طرح و تهیه کتاب میتوانند از طریق شماره ۰۹۹۱۰۸۱۶۰۱۴ در پیامرسان واتساپ اقدام کنند.
کتاب ذکر مبارک، خلاصهایی کامل از تمام تفاسیر موجود است و در هر ماه ۱۰ صفحه از این کتاب به عنوان محتوای مسابقه تعیین میشود.
مهلت ثبتنام تا هشتم اسفندماه است و اجرای آن از فروردینماه ۱۴۰۰ آغاز میشود.
پردیسهای امام جعفر صادق(ع) ایلام و بجنورد، شهیده بنتالهدی صدر بوشهر، زینب کبری(س) اراک، شهید باهنر کرمان و مرکز سلمان فارسی شیراز و علامه طباطبایی ارومیه در اجرای این طرح همکاری دارند.
حسام امامی، دبیر بخش معارفی سیوپنجمین جشنواره ملی قرآن و عترت دانشجویان در گفتوگو با پایگاه اطلاعرسانی معاونت فرهنگی – دانشجویی وزارت بهداشت(مفدا) در خصوص برگزاری آزمون بخش معارفی سیوپنجمین جشنواره قرآن و عترت دانشجویان کشور گفت: این بخش شامل ۹ رشته «آشنایی با احادیث اهلبیت»، «آشنایی با مفاهیم نهجالبلاغه»، «آشنایی با مفاهیمِ صحیفه سجادیه»، «حفظ موضوعی قرآن کریم»، «آشنایی با ترجمه و تفسیر قرآن کریم»، «آشنایی با سیره معصومین»، «احکام»، «پرسمان معارفی» و «سبک زندگی اسلامی ایرانی» است.
وی با اشاره به اینکه در این آزمون برگزیدگان هشت دستگاه دانشگاهی حضور خواهند داشت، افزود: در این آزمون دانشجویانی از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه پیام نور، دانشگاه جامع علمی - کاربردی، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه فنی و حرفهای حضور دارند.
امامی با تأکید بر این نکته که در بخش معارفی سیوپنجمین جشنواره قرآن و عترت دانشجویان کشور ۲۷ شرکتکننده از هر دستگاه دانشگاهی حضور دارند، بیان کرد: در این بخش از جشنواره ملی برای هر رشته سه نفر از سوی هر نهاد دانشگاهی میتواند شرکت داشته باشد که در مجموع ۹ رشته، تعداد شرکتکنندگان از سوی هر ارگان دانشگاهی ۲۷ نفر خواهد بود. بر همین اساس حدود ۲۴۰ نفر در این بخش با یکدیگر رقابت خواهند کرد.
یادآور میشود، رقابتهای فینال رشتههای قرائت تحقیق، قرائت ترتیل و دعا و مناجاتخوانی نیز طی دو روز گذشته در بخش آقایان و بانوان برگزار شد و روز گذشته نیز به پایان رسید. میزبان این دوره از جشنواره وزارت بهداشت است.
با برگزاری آزمون آنلاین بخش معارفی تمامی برگزیدگان این دوره از جشنواره مشخص شده و در مراسم اختتامیه که به احتمال زیاد ۲۰ اسفند برگزار میشود، تجلیل میشوند.
سبک زندگی جدیدی را رقم زده است که تغییرات بسیاری را در اجرای فعالیتهای فرهنگی منجر شده و به تبع آن فعالیتهای قرآنی نیز دستخوش تغییر شدهاند. مسابقات قرآنی مدهامتان، یکی از این فعالیتهاست که ویژه اعضای کانونهای فرهنگی ـ هنری مساجد کشور است و تاکنون سیزده دوره متوالی آن در رشتههای مختلف برگزار شده است، اما چهاردهمین آن به سبک و سیاق جدیدی در بستر فضای مجازی در حال برگزاری است. برای اطلاع از نحوه برگزاری و آخرین وضعیت مدهامتان در شرایط کرونایی، گفتوگویی را با سعید سعادتی، معاون فرهنگی ستاد کانونهای فرهنگی ـ هنری مساجد کشور داشتیم که در ادامه از نظر میگذرد.
سعادتی با اشاره به جزئیات جشنواره چهاردهم گفت: مدهامتان این دوره و با توجه به شیوع کرونا به صورت غیر حضوری و از طریق بارگذاری اثر در سامانه بچههای مسجد bachehayemasjed.ir ویژه اعضای کانونهای فرهنگی ـ هنری مساجد در دو مرحله استانی و کشوری برگزار میشود و نفر برتر هر استان در هر رشته به مرحله کشوری راه مییابد.
وی افزود: جشنواره چهاردهم در دو رده سنی ۷ تا ۱۶ در رشتههای قرائت ترتیل، حفظ جزء ۳۰، نماز، نقاشی آیات برای بانوان و آقایان و در رشتههای قرائت تقلیدی، اذان و مکبری برای آقایان برگزار میشود. رشته قرائت تقلیدی ویژه آقایان ۷ تا ۱۶ سال است که شرکتکنندگان باید قرائت خود را از فرازهای تلاوت استاد مصطفی اسماعیل، عبدالباسط محمد عبدالصمد و محمد صدیق منشاوی اجرا کنند، اما انتخاب فراز به اختیار شرکتکننده است.
معاون فرهنگی ـ هنری ستاد کانونهای فرهنگی ـ هنری مساجد کشور ادامه داد: رشته حفظ جزء ۳۰ قرآن هم برای رده سنی ۷ تا ۱۶ سال خواهد بود که این رشته به صورت تستی برگزار میشود. شرکتکننده بعد از ثبت نام در سامانه، وارد آموزشها و آزمونها شده و مسابقه را به صورت تستی انجام میدهد. رشته اذان نیز ویژه آقایان ۷ تا ۱۶ سال است که به صورت اذکار اذان از اللهاکبر تا حی الصلوة، ضبط و ارسال میشود. برای رشته مکبری هم که ویژه آقایان تا ۱۶ سال است، مربوط به اجرای زنده مکبری نماز دو رکعتی است. همچنین در رشته قرائت نماز هم که ویژه آقایان و بانوان ۷ تا ۱۶ سال است باید نماز سه رکعتی همراه با همه اذکار (تسبیحات اربعه) قرائت شود. رشته نقاشی آیات هم ویژه آقایان و بانوان ۷ تا ۱۶ است که آثار نقاشی باید به صورت فردی خلق شده باشد. نقاشی نیز باید با محوریت آیات قرآنی در موضوعات مسجد، همیاری، تلاوت قرآن و نماز باشد.
سعادتی با بیان اینکه رشتههای قرائت تحقیق، ترتیل و حفظ کل برای رده سنی ۱۶ تا ۳۰ سال ویژه آقایان و بانوان پیشبینی شده است، اظهار کرد: برای این رده سنی از قرآن به خط عثمان طه و از صفحه ۲۸۸ سوره اسرا از آیه ۵۹ الی ۶۶ یا صفحه ۵۱۳ سوره فتح آیه ۱۸ الی ۲۵ برگزار میشود. همچنین برای رده سنی ۷ تا ۱۶ سال بانوان و آقایان هم سوره یاسین فراز یک آیه، ۱ تا ۱۲ و فراز دو، آیه ۳۳ تا ۴۰ و سوره الرحمن فراز یک آیه ۱ تا ۱۸ و فراز دو، آیه ۶۰ تا ۷۸ و همچنین سوره واقعه فراز یک آیه ۱ تا ۲۴ و فراز دو، آیه ۵۷ تا ۷۴ است که هر فرد مجاز به انتخاب یک فراز هستند.
وی درخصوص اهداف این دوره گفت: چهاردهمین جشنواره قرآنی مدهامتان با هدف شناسایی و ارتقای سطح اطلاعات عمومی و تخصصی نوجوانان و جوانان علاقهمند به قرآن و فرهنگ غنی اسلام، حضور پرنشاطتر اعضای کانونها در فعالیتهای قرآنی، کشف و شناسایی استعدادهای برتر قرآنی در حوزه محلی و منطقهای، آشنایی بیشتر مردم و مسئولان با استعدادها و ظرفیتهای قرآنی موجود در کانونهای فرهنگی و هنری مساجد، ایجاد بستر مناسب و برگزاری دورههای آموزشی برای حضور نوجوانان و جوانان قرآن در مسابقات فنی و تخصصی قرآنی برگزار میشود.
معاون فرهنگی ستاد کانونهای فرهنگی ـ هنری مساجد کشور در پاسخ به سؤالی مبنی بر تعداد ثبتنامکنندگان این دوره و اثر کرونا در کیفیت و حضور شرکتکنندگان گفت: تاکنون حدود ۱۲ هزار نفر در این مسابقات ثبت نام کردهاند؛ اما با توجه به اینکه اولین دوره است که مسابقات در فضای مجازی و از طریق بارگذاری آثار انجام میشود، قطعاً به دلیل فراهم نبودن زیرساختهای لازم مانند عدم دسترسی یا ضعف اینترنت و کم اطلاعی علاقهمندان از شیوه جدید شاهد کاهش آمار بودهایم، ولی این آمار موجود برای شروع روشی نو در اجرای مسابقات میتواند قابل توجه باشد.
سعادتی درباره نقش این جشنواره در ترویج مبانی قرآنی در میان نوجوانان و جوانان و برنامه آینده ستاد کانونهای فرهنگی و هنری مساجد در عرصه فعالیتهای قرآنی اظهار کرد: این جشنواره بهدلیل ارتباط رشتهها با فضای فعالیت مسجد و مخاطبانی که برای آن در نظر گرفته شده، باعث پیوند بیشتر بین نوجوانان و جوانان با فعالیتهای قرآنی در مساجد میشود. باتوجه به سیاست و رویکرد کانونهای مساجد اجرای برنامه تبلیغی ترویجی که جنبه ترغیبی و انس با قرآن برای اهالی مسجد داشته باشد مدنظر است که ازجمله میتوان به بسته قرآنی ویژه ماه مبارک رمضان اشاره کرد که طی چند روز آینده جزئیات آن اعلام خواهد شد. همچنین برگزاری محافل انس باقرآن، برگزاری دورههای آموزشی در فضای مجازی، اجرای برنامهها در حوزه عترت(نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه) ازجمله این برنامههاست.
وی در پایان گفت: امیدوارم مساجد به عنوان جایگاه اصلی فعالیتهای قرآنی بتوانند نقش خود را ایفا کنند و مسئولان و سایر نهادها حمایت لازم را در این زمینه داشته باشند و با توجه به شرایط موجود بیماری کرونا بتوانیم فعالیتهای خود را در فضای مجازی توسعه دهیم.
مراسم رونمایی از چند اثر پژوهشی و اختتامیه طرح تفسیر در سیودومین نشست رؤسای ادارات امور قرآنی استانهای سراسر کشور با رعایت پروتکلهای بهداشتی در محل سازمان دارالقرآن الکریم امروز سهشنبه، پنجم اسفندماه، طی جلسهای با حضور حجج اسلام قرائتی، رئیس ستاد اقامه نماز و محمد قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، حمید محمدی، دبیر شورای عالی توسعه فعالیتهای قرآنی کشور و مهدی اخوان صباغ، رییس سازمان دارالقرآن الکریم برگزار شد.
حجتالاسلام محمد قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی در این نشست ضمن قدردانی از زحماتی که در حوزه قرآن انجام شده است، گفت: این قدردانی را در سطوح مختلف از همه مدیران قرآنی و حجتالاسلام و المسلمین محمدی و همچنین حجتالاسلام والمسلمین اخوان صباغ دارم که میتوانم شهادت بدهم ایشان زحمتهای دیگری را هم ناگزیر و توأمان برعهده دارند و ما از فعالیتهای ایشان راضی هستیم، چرا که توانستهاند موفق، موثر و قدرتمند این مسیر را پیش ببرند.
وی در ادامه با اشاره به اینکه جهتگیری، سمتوسو و خط اصلی فعالیتهای قرآنی درست است و عمق و توجه مضاعف به فرمایشات مقام معظم رهبری کار بسیار خوبی است که دوستان ما در شورای عالی توسعه فعالیتهای قرآنی انجام دادهاند، گفت: مسئله اصلی اهتمام افزونتر به تدبر تفسیر مضامین و مفاهیم قرآن کریم است. البته معنی آن بیاعتنایی به ظاهر قرآن، روخوانی و روانخوانی و قرائت خوب و حفظ و کتابت نیست؛ آنهایی هم که موضوعیت دارند، نیل به مفاهیم قرآن کریم و همهگیر کردن قرآن و معارف است که باید افزونتر باشد.
رئیس سازمان تبلیغات اسلامی با اشاره به اینکه قرآن را در خانههای مردم بردن خط درستی است که این سوگیری باید با قوت انجام شود، افزود: نکته دیگر این است که باید این فعالیتها تقویت شوند؛ لذا جامعه قرآنی باید تقویت شود و تقویت آن در گرو توسعه آن است. این موضوع مانند کوهی است که اگر قله آن درخشان است، به دلیل دامنه وسیع آن است.
حجتالاسلام قمی با اشاره به افکارسنجی که اخیراً در جامعه دانشگاهی انجام شده است، اظهار کرد: طی این افکارسنجی، بالغ بر ۹۷% اعتقاد قاطع به خدای متعال دارند و بالای ۹۰ درصد قرآن را با کلماتش از سوی خداوند متعال میدانند. این باور با همه ملاحظات افکارسنجی انجام شده است و نشاندهنده این است که این باور به خدا وجود دارد، اما مؤانست، ارتباط و بهرهمندی نیست و ما جرعهای از معارف قرآنی را به عنوان جامع ایرانی نمینوشیم. این خسارت بزرگ و جبرانناپذیری است که باید آن را تمام کنیم.
وی با تأکید بر اینکه قویشدن ما به توسعه جامعه قرآنی در گرو قوی شدن به کار توسعه گفتمانی بسیار قدرتمند است، گفت: این نیاز امروز انقلاب اسلامی است. ما حق نداریم کارهای سیاسی انجام دهیم، اما گفتمان قرآنی را متناسب با نیازهای جامعه و اولویتهای انقلاب اسلامی باید ترویج دهیم. توسعه فرهنگ قرآنی و گفتمان قرآنی متناسب با فرهنگ و اولویتهای امروز جامعه برگردن ما است؛ لذا بهترین فرصت این کار در ماه مبارک رمضان است.
رئیس سازمان تبلیغات اسلامی تصریح کرد: ما به بهرهمندیهای افزونتر از حقایق آسمانی در جامعهای که ذاتش و باطنش مکتبی است، نیاز داریم. جامعه عمیقاً مکتبی امروز ما جهادش امید است و این امید هرچه که گفتمان انقلاب امروز است را محقق میکند. محوریت قرآن در ماه مبارک رمضان نه تنها باید واگویه شود، بلکه باید به مفاهمه گذاشته شود. هرچند دشواریهای افزونتری پیش روی جامعه قرار داده شده است که نیازمند اهتمام مضاعف و اجتماع مومنانه است؛ لذا باید در گام دوم انقلاب که کارها دشوارتر شده است و سرعت حوادث افزونتر و تقریباً گستردهتر شده است، قطعاً فتوحات هم گستردهتر خواهد شد؛ لذا طلیعه این فعالیتها ماه مبارک رمضان خواهد بود و عملیات گسترده تبلیغی در ماه مبارک رمضان در مدار قرآن و بسیار قدرتمند باید پیش گرفته شود.
حجتالاسلام قمی با بیان اینکه امسال جامعه تبلیغ در ماه رمضان اقدام متفاوت و سختگیرانهای را پیش خواهیم گرفت که مشعشع و متنوع در وادی گفتمان کردن اولویتهای انقلاب اسلامی بر مدار قرآن از مضامین آن خواهد جوشید، گفت: این فعالیتها به سادهترین بیانها در نسبت ملموس، وثیق، قابل درک و لمس برای جامعه در خواهد آمد و در این مسیر کوتاهی نخواهیم کرد؛ لذا از همین امروز برای عملیات ماه مبارک رمضان با همدیگر عهد خواهیم بست تا اقدامی موثر را در ماه مبارک رمضان رقم بزنیم. این فعالیتها اعم از اینکه شرایط کرونایی هم باشد، کوتاه نخواهیم آمد و به انواع و روشهای مختلف و به بهترین وجه که قابل سنجش و ارزیابی باشد، این فعالیتها را انجام خواهیم داد؛ لذا تقویت جامعه مکتبی، جامعه قرآنی و مجموعههای قرآنی و تقویت سازمان دارالقران کریم را در این فعالیتها خواهیم داشت، اما هدفگیری اصلی ترویج معارف قرآنی در ماه مبارک رمضان است.
به گزارش ایکنا، ایام البیض، به معنای روزهای سفید، به روزهای ۱۳، ۱۴ و ۱۵ ماههای قمری گفته میشود که در منابع دینی بر اعتکاف و روزه گرفتن در این روزهها تأکید شده است. البته ایام البیض رجب، شعبان و رمضان با توجه به روایتهای نقل شده از ائمه اطهار(ع) برای شیعیان از اهمیت بیشتری برخوردار است و در خصوص ثواب اعتکاف و روزهداری در این روزها در منابع شیعی مطالب زیادی نقل شده است.
اعمال شب ۱۳، ۱۴ و ۱۵ ماه رجب
در منابع دینی در خصوص اعمال مستحبی شب سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم ماه رجب آمده است: در شب سیزدهم دو رکعت نماز اقامه شود که در هر رکعت حمد یک مرتبه و یس و تَبارَکَ المُلْکُ و توحید خوانده شود. در شب چهاردهم چهار رکعت یعنی دو نماز دو رکعتی به همان کیفیّت و در شب پانزدهم شش رکعت به سه سلام به همان کیفیت اقامه شود. از امام صادق(ع) روایت است که هر کس این اعمال را انجام دهد همه فضایل این سه ماه را دریابد و همه گناهانش غیر از شرک آمرزیده شود.
اعمال روز ۱۳، ۱۴ و ۱۵ ماه رجب
برای روزهداری در این سه روز ثواب بسیاری نقل شده است و اگر کسى قصد انجام اعمال اُمّ داوُد را دارد باید این سه روز را روزه بگیرد.
اعمال شب ۱۵ ماه رجب
شب نیمه ماه رجب، شب شریفى است که: غسل، احیای شب به عبادت، زیارت امام حسین(ع) که اگر از نزدیک میسر نشد از دور زیارت شود، شش رکعت نماز که در شب سیزدهم ذکر شد، اقامه ۳۰ رکعت نماز که در هر رکعت حمد و ۱۰مرتبه سوره توحید قرائت شود. این نماز را سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(ص) نقل کرده است که فضیلت بسیار دارد.
از مهمترین اعمال روز نیمه رجب نیز انجام اعمال «امّ داوود» است که برای برآمدن حاجات و رفع اندوه و غم، حل مشکلات و دفع ظلم ستمگران بسیار مؤثر است. برای انجام این عمل باید سه روز ۱۳، ۱۴ و ۱۵ رجب را روزه گرفت و بعد از اقامه نماز ظهر و عصر به انجام ام داوود پرداخت.

طی سالهای گذشته در چنین روزهایی شاهد حضور هزاران نفری مردم در مساجد برای اعتکاف و انجام اعمال ایام البیض و ام داوود بودیم اما سال گذشته و امسال به دلیل شیوع کرونا برگزاری اعتکاف و حضور گسترده در مساجد امکان پذیر نیست.
توصیه مراجع عظام تقلید به دعا و استغاثه فردی
بر همین اساس سال گذشته مراجع عظام تقلید ضمن توجه به مسئله شیوع کرونا و عدم امکان برگزاری مراسم اعتکاف و دعاهای جمعی طی پیامهایی به مردم توصیه کردند که به صورت فردی به دعا و استغاثه بپردازند.
در بخشی از پیام آیتالله نوری همدانی آمده است: «حضرت امیرالمؤمنین میفرمایند: اگر مردم از گناهان خود توبه کنند و بهجانب خداوند که پناهگاه عالم هستی است برگردند، خداوند ارحمالراحمین و توبه پذیر، از گناهان آنها میگذرد و مجدداً آنها را مشمول نعمتهای خود قرار میدهد.
بنابراین تذکر و پیشنهاد ما این است مردم مؤمن و متعهد اگر اجتماع فکری و روحی ـ نه اجتماع مکانی- داشته باشند، چون خدا دعا در حال اجتماع را دوست میدارد و به اجتماع عنایت دارد، در یک روز و یک ساعت همگی در جای خود حالت تضرع و توبه و توسل پیدا کنند ان شاء الله خداوند این بلا را از جامعه بشری رفع میکند».
در پیام آیتالله مکارم شیرازی خطاب به مؤمنین آمده است: «گرچه برای اعتکاف زمان خاصی در اسلام در نظر گرفته نشده ولی انتخاب سه روز در نیمه ماه رجب که از یکسو با عطر زادروز خجسته مولیالموحدین و امام المتقین امیرالمؤمنین(ع) آمیختهشده و از سوی دیگر با ایام ماه رجب که ماه ویژه عبادت و بندگی خداست و اعمال ویژه ام داوود برای حل مشکلات و برآمدن حاجات در آن واردشده، اهمیت خاصی را به اعتکاف در این ایام بخشیده است.
من به همه شما عزیزان مخصوصاً جوانان بسیار عزیز درود میفرستم و عرض میکنم هر چه میخواهید از خدا بخواهید و تا میتوانید با او راز و نیاز کنید، و تا آنجا که توان دارید تقوا و پاکی و ایمان و اخلاص را در وجود خود ذخیرهسازی کنید و لذت مناجات باخدا را با هیچچیز مبادله ننمایید و سرانجام برای حل مشکلات همه مسلمین جهان دعا کنید».
به گزارش ایکنا؛ نشست «عرفان تطبیقی؛ راهِ رفته و پیشرو» امروز، ۵ اسفندماه با سخنرانی منوچهر صدوقیسها، استاد برجسته عرفان و فلسفه به صورت مجازی برگزار شد که در ادامه متن آن را میخوانید؛
اولین مطلبی که باید به آن اشاره کنیم، داستان ابوریحان است. مطلبی که ضرورت دارد گفته شود، انداختن یک دید کلی به کلیات ابوریحان است. ابوریحان نه تنها یکی از سرآمدان مفاخر علمی اسلام است، بلکه به نحوی که فرنگیها نیز مُقر هستند، از علمای طراز اول تاریخ علم است. چنین نیست که ابوریحان متعلق به منطقه خاصی باشد و از سرآمدان تاریخ انسانی است و همین در عظمت وی کافی است. یکی از جهات اختصاصی او، پردازشش به هند و هندیات و ارائه این همه آثار مهم و از جمله «کتاب الهند» است که با اینکه حدود هزار سال از تاریخ تصنیف آن میگذرد، این کتاب همچنان معتبر است. اگر چند مسئله را کنار هم بگذاریم، دیگر نیازی نیست که از ابوریحان صحبت کنیم. ساحت دوم سخن ما، در باب تطبیقات وی است. تا جایی که مربوط به بحث ما است، باید اندکی در باب تطبیق و فنون و عرفان تطبیقی و این قبیل مسائل صحبت کنیم.
اول باید ببینیم حقیقت تطبیق چیست و مراد ما از مثلاً عرفان تطبیقی چیست. به نظر بنده، دو رقم حقیقت میشود برای آن معین کرد. بدون اینکه روی یکی تأیید و دیگری را نفی کنیم، در منظر پندار من اینطور است که کار تطبیقی در حوزههای مختلف دو حالت دارد؛ یکی این باشد که کسی که میخواهد کار تطبیقی بکند، کارش این باشد که مشترکات آن مکتبها و اشخاصی که میخواهد آثارشان را تطبیق کند، بیان کند. مثلاً بحث اتحاد عقل و عاقل و معقول را ببیند که در فلسفه یونانی هست یا نیست و بعد در فلسفه اسلامی و هندی هست یا نیست و دوم اینکه آیا به یک معنا استعمال میشود یا خیر و نتیجه کار این باشد که بگوید این بحث هم در یونان و هم در هند مطرح است، اما در یونان به این صورت است و در هند مولفههای آن به یک نحو دیگر است.
نوع دوم تطبیق این است که پس از شناخت متشابهات فرهنگها، خود کسی که میخواهد تطبیق کند، ترکیبی نیز انجام دهد؛ یعنی ببیند که مثلاً همین اتحاد عاقل و معقول در هند و یونان و اسلام به چه صورتی است و اینها را درهم بریزد. یک کار این است که بگوییم در هند و اسلام و یونان این مسئله وجود دارد، اما در یک ساحت دیگر، کسی که این روش را دارد، به یک رقم، به تأسیس وارد میشود و اینها را باهم درمیآمیزد و کار تطبیقی درست نیز همین است. مراد برخی از تطبیق این است که ببینند در فرهنگها و ... چه مشترکاتی هست، اما به نظر بنده این حالت، کار تطبیقی نیست، تطبیق این است که مشترکات را کشف کنند و مطالعات تطبیقی کنند و نتایج را درهم بیامیزند و تأسیسی داشته باشند.
حال اگر بخواهیم دنبال این کار برویم، چند لازمه دارد؛ یکی شناخت فرهنگها است. مثلاً در اینکه ابوریحان میخواهد بین فرهنگ هندی و اسلامی ترکیب کند، باید اولاً این فرهنگها را آنچنان که هست بشناسد، چون میخواهد تصدیق کند که چه چیزی هست یا نیست. اگر کسی به مفردات کارش اشراف نداشته باشد، مرکبش نیز چیزی نخواهد شد. رکن دیگر این است که این قدرت را نیز داشته باشد که تأسیس کند. یقیناً امروز در ساحت فلسفه، مکتبی که کاشف از فلسفه تطبیقی باشد، وجود خارجی ندارد و اینطور نیست که در قبال فلسفه آلمانی و ... کار تطبیقی انجام شود و کار تطبیقی انجام دهد که مبتنی بر همه اینها باشد و هم اینکه نباشد و آن تطبیق پیشگفته را انجام دهد. این کار بسیار مشکل است و کسی که چنین کاری میکند، باید به مشترکات احاطه یابد و در متن واقع، باید این مشترکات وجود داشته باشد.
وقتی که خیلی از محققین مطلبی نظرشان را میگیرد، مانند فلسفه و ایران قبل از اسلام که ما شک نداریم که این فلسفه قبل از ایران بوده است و بدون تعصب میخواهد کار کند، مانعی ندارد، اما کسی که تعصب دارد، چنین کسی میخواهد خودش را به تاریخ تحمیل کند، اما این کار مطابق نفسالامری ندارد و کار درست تطبیقی این است که یک محقق، مشترکات را پیدا کند و دوم اینکه به اینها اشراف یابد و کار نهایی که نتیجهگیری است را انجام دهد. اما چنین کاری را سراغ ندارم که انجام شده باشد.
مطابق آثار ابوریحان، مخصوصاً همین «کتاب الهند» و «پاتانجلی» که دو متن طراز اول است، وقتی یک سیر ابتدایی در آنها میکنیم، میبینیم، در چند مورد، ابوریحان متخصص است؛ یکی هندشناسی است که از این آثار اشراف وی مشخص میشود. در این مقدمه «پاتانجل» میگوید وقتی با این کتاب آشنا شدم، از دانایان هندی خواستم که این کتاب را حرف به حرف برای من بگویند. ما وقتی یک حرف بیگانه میبینیم، کلیاتش را مطمحنظر قرار میدهیم، اما شیوه ابوریحان تعلیم گرفتن حرف به حرف بوده است. مورد دوم تخصص او در یونانشناسی است و در همین «ماللهند» وقتی به مسائل فلسفه یونانی میرسد، مانند یک متخصص فلسفه یونانی از آنجا حرف میزند و نمیدانم در این عمر محدود چطور میشود به این معارف با این سلطه اشراف یافت.
همچنین وی اسلامشناس درجه اول هم هست و مخصوصاً در اسلامشناسیاش یکی از موارد تحقیق او، شناخت تصوف است. ما به قاطعیت تمام، عنوان عرفان را از تصوف جدا میکنیم. تصوف یک مقوله و عرفان یک مقوله دیگر است و گمان من این است که ابوریحان به نحو موجبه جزئیه در مسائل صوفیانه که وارد شده متخصص درجه اولی است. یک نقص عمده در فرهنگ ما این است که علمای ما، هیچ اعتنایی به مسائل تاریخی ندارند. تاریخ هیچ فنی از متنش جدا نیست و چطور میشود کسی فیلسوف باشد، اما تاریخچه آن نظام فلسفی را نداند، این مسئلهای مغفولعنه است و نتیجه اینکه، حکمای ممتاز ما در مسائل تاریخی که حرف میزنند، چیزی برای گفتن ندارند. از نوادری که به مسائل تاریخی عنایت دارند، ابوریحان است.
نکته دیگر اینکه، ما میدانیم در حکمت متعالیه و عرفان نظری، یک قاعدهای به نام «بسیط الحقیقه» که میگوید: «بسیط الحقیقه کل الاشیاء و لیس بشی منها»، این قاعده از اثولوجیای افلاطون به فلسفه اسلامی وارد شده و توسعه یافته است، تا حدی که در عرفان نظری شاخه محیالدینی و در حکمت متعالیه، حالت قاعده بودنش کنار میرود و یک مسئله فلسفی میشود. این خود یک قاعده است، اما به قدری محل عنایت حکمای حکمت متعالیه و عرفان نظری شده که تبدیل به یک مسئله دامنهداری شده است و بحث مهمی در عرفان نظری و حکمت متعالیه است که «بسیط الحقیقه کل الاشیاء و لیس بشی منها». عین این مطلب در هند وجود دارد. البته عبارات مختلف است، اما نباید اسیر عبارات بود. باید ظاهر را رها کرد و باطن را گرفت. از یک متن هندی نقل میشود که همه هستی را وجود نامرئی من فراگرفته است. همه چیز در من محاط است و من در هیچ چیزی محاط نیستم و با وجود این، هیچ چیز در من قرار ندارد.
مورد دوم اینکه، این آیه شریفه «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» را مکرر میخوانیم که قوس صعود و نزول است. حرکت وجود، دوری است و از آنجا که شروع کرده، برمیگردد. در هند مشابه این معنا و عین همین معنا وجود دارد. میگوید من از تاریکی به رنگارنگی جهان آمدم و از رنگارنگی کیهان به تاریکی وحدت بازمیگردم. تاریکی یعنی عالم عدم تعین. وقتی میگویید: «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ»، یعنی من متعلق به عالم لاتعین هستم و به عالم تعینات آمدهام و از بلاتعینی به تعین آمدهام و از تعین به لاتعینی برمیگردم و اینکه میگوید تاریکی، برای این است که کثرات را محو میکند. من از تاریکی به رنگارنگی جهان آمدم و از رنگارنگی کیهان به تاریکی وحدت بازمیگردم، یعنی از این عالم کثرات به عالم وحدت میروم. همانطور که اسب موی خود را میتکاند، من گناهان خویش را میتکانم. شما بین متنی که از هند آمد و تفسیر ابتدایی آیه شریفه چه مییابید؟ عین هم هستند و در نتیجه، ابوریحان روی به کشف مشترکات واقعی این دو فرهنگ گذاشته است و نه اینکه خود را بر تاریخ تحمیل کند. در نفسالامر این مشترکات در اسلام و هند وجود دارد و او اینها را مکشوف کرده است و در مقام دوم، روی به تطبیق میآورد.
یک تطبیقی نیز خارج از ابوریحان دارم، اما باید این حرف را بزنم و آن اینکه، در داستان «بسیط الحقیقه» که این قاعده یکی از مبادی حکمت متعالیه شده و تا گفته میشود فلسفه اسلامی، «بسیط الحقیقه»، نیز به دنبالش میآید، اما متوجه شدهایم که عنوان فلسفه اسلامی که ما میگوییم، یک عنوان واحدی است، اما این دو مابهازا دارد و ما اسمش را فلسفه اسلامی بمعنیالاعم و فلسفه اسلامی بمعنیالاخص گذاشتهایم. مراد از فلسفه اسلامی اعم، همین شفا و اسفار است. فلسفه از یونان آمد و داخل تمدن اسلامی شد، نه اینکه عیناً ترجمه شده باشد، بلکه فلاسفه اسلامی، فلسفه یونانی را دستکاری کردند و یک نظامی پیدا شد که فلسفه اسلامی است که نه عین یونان است و نه عین اسلام. نظام سومی نیز داریم. اگر شفا و اسفار را ببینید، هیچ وقت نمیتوانید بگویید شفا مساوی اسلام و یا یونان است. یونان و اسلام تطبیق شدهاند و یک نظام سومی پیدا شده که به آن فلسفه اسلامی میگوییم که هم واجد عناصر یونانی و هم واجد عناصر اسلامی است. این فلسفه اسلامی اعم است که فلسفه فلاسفه اسلامی و ممالک اسلامی است.
اما یک نظامی هم منبعث از خود اسلام، بهتنهایی است. یعنی یک نظام فلسفی داریم که از محض اسلام یعنی قرآن و حدیث منبعث است و البته اینطور نیست که آیه را بگذاریم و بگوییم این فلسفه اسلامی است. متفکر اسلامی بر مبنای قرآن و حدیث نظامی استخراج میکند که مبادی آن منحصر در اینها است. در فلسفه، مبادی وجود دارد و مبادی فلسفه اسلامی به معنیالاعم، شفا و اسفار و همچنین عقل است، اما صرفاً عقلی نیست و این فلسفه اسلامی اخص این است که بر مبادی اسلامی است که کشف، مشاهده، رویت، ارائه و ... را هم دارد. در نتیجه ما امروز دو نظام داریم؛ یکی فلسفه اسلامی بمعنیالاعم و یکی فلسفه اسلامی بمعنیالاخص و البته مدون هم نیستند و دارد مدون میشود. در فلسفه اسلامی اعم، یکی از مبادی همین قاده «بسیط الحقیقه» است، اما در فلسفه اسلامی اخص، اینطور نیست و این فلسفه اسلامی اخص، علیه این قاعده است. فلسفه اسلامی اخص که مبتنی بر ذات اسلام است و نه اسلام و یونان، کلا ناقض قاعده «بسیط الحقیقه» است.
قاعده «بسیط الحقیقه» میگوید یک حقیقتی به نام حقیقهالحقایق داریم که با وجود حقتعالی تطبیق میکنند و میگویند یک حقیقتی هست که حقیقتی از دایره او خارج نیست، اما هیچ چیزی نیز در او نیست و کل حقایق در آن مخفی است، مانند دانه سیب که این همه درخت سیب در دانه اولیه بوده است، در نتیجه تمام این سیبها در آن دانه اولی مخفی هستند. پس در نتیجه عالم در «بسیط الحقیقه» هست.
اما فلسفه اخص چه میگوید؟ امام رضا(ع) در حدیثی که معروف به حدیث عمران صابی است، وقتی با وی بحث میکنند، کار عمران به این میرسد که از امام(ع) بپرسد که «يَا سَيِّدِي أَ هُوَ فِي الْخَلْقِ أَمِ الْخَلْقُ فِيهِ»، این عبارت همان قاعده «بسیط الحقیقه» است که آن را از امام(ع) میپرسد که خلق در خدا است یا خدا در خلق است. خلق در خدا است، یعنی همین قاعده «بسیط الحقیقه»، اما اینکه خدا در خلق است، همین وحدت وجود است و میگویند خدا در خلق است و خدا در خلق است و عمران نیز همین را میپرسد. اما امام(ع) میفرماید: «قَالَ الرِّضَا ع أَجَلُ يَا عِمْرَانُ عَنْ ذَلِكَ لَيْسَ هُوَ فِي الْخَلْقِ وَ لَا الْخَلْقُ فِيهِ تَعَالَى»، نه خلق در خدا است و نه خدا در خلق است و به من بگو وقتی جلوی آیینه میایستی و تصویرت میافتد، تو در آینه هستی، یا آینه در تو؟
در این بحث خواستم بگویم، باید در مسائل دقیق شد و در فلسفه نمیشود دنبال مشهورات رفت و بسیاری از مسائل در فلسفه به نام اسلام مشهور هستند، اما اسلامی نیستند.
گزارش از مرتضی اوحدی
به گزارش خبرنگار ایکنا، مراسم رونمایی از چند اثر پژوهشی، سامانه آموزش مجازی و اختتامیه طرح تفسیر در سیودومین نشست رؤسای ادارات امور قرآنی استانهای سراسر کشور روز گذشته، پنجم اسفندماه، در محل سازمان دارالقرآن الکریم با حضور حجج اسلام قرائتی؛ رئیس ستاد اقامه نماز، محمد قمی؛ رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، حمید محمدی؛ دبیر شورای توسعه فرهنگ قرآنی، مهدی اخوانصباغ؛ رئیس سازمان دارالقرآن الکریم، سیدجعفر صادقی؛ معاون برنامهریزی و توسعه فناوری و حسین تقیپور، مدیرکل پژوهش و تولید محتوای سازمان دارالقرآن الکریم برگزار شد.
سیدجعفر صادقی، معاون برنامهریزی و توسعه فناوری سازمان دارالقرآن در این نشست با تأکید بر اینکه، شرایط پیش آمده از کرونا در یک سال اخیر، موجب شد تا با حمایت سازمان تبلیغات اسلامی در سه بخش آموزشی، خدمترسانی و تسهیلگری، سیستمهایی را طراحی کنیم که میتوان ادعا کرد سازمان دارالقرآن در این زمینه پیشرو است، گفت: تمامی بخش خدمات و تسهیلگری این سامانهها، رایگان است.
معاون برنامهریزی و توسعه فناوری سازمان دارالقرآن بیان کرد: سامانه آموزش مجازی شامل دو بخش است؛ بخش اول فعالیتها، که به صورت استاندارد طراحی شده و برای عموم قابل استفاده است. فاز دوم، ارائه پنل به مؤسسات است که با توجه به تغییر رویکردها در سراسر دنیا طراحی شده است. برای تمامی مؤسسات و تشکلهای قرآنی در این سامانه، نقشه راهی در نظر گرفته شده تا از گردونه فعالیتهای آموزشی در سطح کشور حذف نشوند. بخشی از کارها از سوی مؤسسات و تشکلهای مردمی انجام میشود، اما در بخشی که نیاز به عدالت آموزشی است، واسطهها را حذف و به مزایای کار ورود پیدا میکنیم.
وی با اشاره به بهرهگیری از LMS به عنوان یک مدل آموزشی در دنیا افزود: البته مؤسسات به صورت جسته و گریخته، از این مدل آموزشی استفاده کردهاند، اما بحث مهم، بخش آموزشی است، چرا که سازمان دارالقرآن با پیشینه بحثهای آموزشی، باید در این عرصه پیشگام میبود. در حال حاضر، بیش از هزار نفر میتوانند به صورت آنلاین در سامانه lms.telavat.com باشند و بیش از ۱۰ هزار کاربر نیز به صورت آفلاین، فیلمهای بارگذاری شده را دریافت کنند.
صادقی با اشاره به خدمات این سامانه اعم از ترویج حفظ قرآن به صورت تخصصی و عمومی و آزمون ارزیابی به صورت کلانسیستمی افزود: از طریق این سامانه کارها اعم از صدور مجوز مؤسسات قرآنی و صدور مجوز خانههای قرآنی، ارزیابی و اعطای مدرک به حافظان قرآن، بحث نظارت بر چاپ و نشر قرآن و بحث رصد و ارزیابی فعالیتهای قرآنی در تمام کشور در نظر گرفته شده و در این سیستم لینک شده است و این سیستمها آماده بهرهبرداری هستند. همچنین باید گفت در سامانه آموزشی براساس کد ملی، اطلاعات یکپارچه از افراد در دسترس خواهیم داشت.
در ادامه حسین تقیپور، مدیرکل پژوهش و تولید محتوای سازمان دارالقرآن الکریم درباره محتوای این سامانههای آموزشی، خدمترسانی و تسهیلگری گفت: بخشی از آن به حوزه زیرساختها و پلتفرمها و نرمافزارهای آموزشی و بخش عمده این کار به محتوای آموزشی قرآن باز میگردد. آنچه که خلأ اصلی در این حوزه است، محتوای آموزشی متناسب با فضای مجازی و برخوردار از سیر آموزشی یکپارچه و منظم است.
وی تأکید: حدود ۱۵۰ ساعت فیلم آموزشی به صورت انیمیشن با گرافیک قابل قبول در حوزه قرآن و عترت تولید شد که در نظر داریم بالای هزار فیلم آموزشی در حوزه آموزشهای قرآنی و عترت برای علاقهمندان تهیه و تولید کنیم. در تقسیمبندی کلی، آموزشها پیرامون عمومی، تخصصی و کادر متخصص است که تربیت کادر متخصص نیز در بحث آموزشهای معرفتی، تربیتی و مهارتهای تربیتی است.

به گزارش ایکنا، مدیرکل پژوهش و تولید محتوای سازمان دارالقرآن با اشاره به نشانی این سامانه یکپارچه آموزشی lms.telavat.com، افزود: اگر نتوانیم خودمان را با شرایط روز همراه کنیم، حذف خواهیم شد. شرایطی را ایجاد کردیم که عموم مردم، مؤسسات و دستگاهها و مجموعههای نیاز آموزش قرآنی خود را در بستر فضای مجازی با مراجعه به این سامانه برطرف کنند.
تقیپور با اشاره به ویژگیهای این سامانه آموزشی گفت: در بحث سنی، خردسالان از مقطع دبستان یا هر فردی که توانایی روخوانی و روانخوانی و صحیحخوانی قرآن را دارد (بدون محدودیت سنی، اما به شرط دارا بودن سواد)، میتوانند به این سامانه مراجعه کنند و از رشتههای مختلف با تدریس اساتید و داوران بینالمللی بهرهمند شوند.
وی تأکید کرد: از ضعفهای سنوات اخیر در حوزههای آموزش قرآن، نبود زیرساختها بود که انتظار داریم دوستان در بخشهای مختلف قرآنی با هم همکاری کنند تا بتوانند طی انجام فعالیت مشترک و یکپارچه، به اهداف خود برسیم.
بخش دیگر این برنامه رونمایی از ۲۷ عنوان کتاب و اثر پژوهشی در موضوعات مختلف قرآنی و معارفی بود. حجتالاسلام والمسلمین حمید محمدی درباره این آثار گفت: تمامی این آثار در نوع خود، متفاوت و ممتاز هستند. همگی این آثار با توجه به نیاز روز جامعه به محتوای معارفی تولید شده است.
وی افزود: برخی از این آثار شامل آموزش صوت و لحن قرآن کریم، بصیرت، قرآن؛ کتاب مقاومت، جهاد و شهادت، سال شکوفایی، انگیزه و انگیزهسازی، نسخه شفابخش و آثار پژوهشی در حوزه تحلیل قرآنی و مردمی به ماههای رجب، شعبان و رمضان است.
بخش دیگر این نشست، اختتامیه طرح توسعه آموزش عمومی تفسیر قرآن کریم بود که حجتالاسلام مهدی اخوانصباغ، رئیس سازمان دارالقرآن الکریم، در این خصوص گفت: سه ماه پیش که به محضر حجتالاسلام و المسلمین قرائتی رسیدیم، برنامه تفسیر قرآن را آغاز کردیم که در این برنامه نزدیک به ۷ هزار نفر در فضای قرآنیان سازمان تبلیغات اسلامی، کارکنان، امامان محله، ائمه جماعت، شبکه هیئات مذهبی و ظرفیتهایی که خود سازمان تبلیغات اسلامی دارد، در این برنامه شرکت کردند. در این طرح، ۵ سوره لقمان، فتح، حجرات، نور و محمد(ص) با استفاده از ظرفیت کتابهای حجتالاسلام والمسلمین قرائتی، مطالعاتش انجام و برگزاری مسابقات آن با هماهنگی نهاد اداری و مالی سازمان و معاونت آموزش سازمان تبلیغات اسلامی اجرا شد. در این طرح ۷۲ ساعت ضمن خدمت برای کارکنان نیز محاسبه شد. بعد از برگزاری آزمون حدود ۲۰۰ نفر به عنوان برگزیدگان مشخص شدند.
وی با بیان اینکه بحث توسعه فرهنگ تفسیر در کشور را در این جلسه خواهیم داشت، افزود: یک سامانه مجازی را رونمایی خواهیم کرد که این سامانه، آموزش مجازی قرآن و عترت نامگذاری شده و یک سامانه کلی برای تمام مخاطبان کشور است. این سامانه ۱۰ سامانه زیر مجموعه دارد. ۵۰% این سامانه مباحث معرفتی و تربیتی قرآن کریم و الباقی مباحث مهارتی از جمله آموزش صوت و لحن است.

در این مراسم حجتالاسلام والمسلمین محمد قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی از یک عمر فعالیتهای قرآنی حجتالاسلام محسن قرائتی نیز تجلیل به عمل آورد. بخش پایانی این نشست نیز رونمایی از سامانه آموزش مجازی قرآن و عترت، چند کتب و اثر پژوهشی در حوزه قرآن، عترت، خانواده و تربیت و در نهایت اختتامیه طرح تفسیر با حضور حججاسلام قرائتی، رئیس ستاد اقامه نماز، محمد قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، حمید محمدی، دبیر شورای عالی توسعه فرهنگ قرآنی و مهدی اخوانصباغ، رئیس سازمان دارالقرآن بود.
روزی که امام علی(ع)، زمام امور را به دست گرفت با مشکلات انبوهی روبهرو شد و مقاومت در برابر ایندشواریها نیازمند سیاست و تدبیر حکیمانهای بود تا با پنجه تدبیر، بر مشکلات پیروز شود. امیرمؤمنان(ع) شاگرد ممتاز مکتب پیامبر(ص) است و در طول زمامداری خود یک لحظه از قانونگرایی کنار نرفت و یکساننگری او به قانون، زبان زد همگان بود. در سیاست امام(ع) مناصب در گروه شایستگیها بود و هیچ نوع رابطه بر ضابطه حکومت نمیکرد. او پیوسته میکوشید افراد نالایق را از کارهای کلیدی بردارد و افراد ایمن و مخلص را روی کار بیاورد.
راستگویی و درستگویی، یک ارزش اخلاقی است که هیچ گروهی در اصالت آن تشکیک نمیکند و راستگویی از یک سیاستمدار، مطلوبتر از هر چیزی است.
اصول سیاست در سیره حضرت علی(ع)
صدق محوری
سیاست علی(ع) را از دوران جوانی تا لحظه شهادت، صدق، صفا، درستگویی و درستگفتاری تشکیل میداد و او لقب «صدیق اکبر» را از پیامبر(ص) دریافت کرده بود. پیامبر اکرم(ص) میفرمود:«علیبن ابیطالب(ع) نخستین کسی است که به من ایمان آورد و نخستین کسی است که در روز رستاخیز با من دست میدهد و او «صدیق اکبر» است و فاروق امت، حق و باطل را از هم جدا میسازد»
امام این اصل را از نخستین دوران حیات سیاسی خود تا لحظه شهادت رعایت میکرد و گاهی به قیمت راستگویی، خلافت ظاهری را با مشکل روبهرو میساخت.
قانون محوری
قانون محوری اساس سیاست کشور را تشکیل میدهد. زیرا نظم در جامعه در سایه ایمان به قانون و عمل به آن پدید میآید و اگر پاسدار قانون، خود قانونشکنی کند، قانونشکنی برای همگان آسان میشود. رجال آسمانی، قوانین الهی را بیپروا و بدون واهمه اجرا میکردند و هرگز عواطف انسانی یا پیوند خویشاوندی و منافع زودگذر مادی، آنان را تحت تأثیر قرار نمیداد.
پیامبر گرامی(ص)، خود پیشگامترین فرد در اجرای قوانین اسلامی بود. جمله کوتاه او درباره فاطمه مخزومی، زن سرشناس که دست به دزدی زده بود، روشنگر راه و روش او در «قانون محوری» است. فاطمه مخزومی، زن سرشناسی بود که دزدی او نزد پیامبر اکرم(ص) ثابت و قرار شد که حکم دادگاه درباره او اجرا شود. گروهی به عنوان «شفیع» و به منظور جلوگیری از اجرای قانون، پادرمیانی کردند و سرانجام اُسامهبن زید را نزد پیامبر(ص) فرستادند تا آن حضرت را از بریدن دست این زن سرشناس باز دارد. رسول اکرم(ص) از این وساطت ناراحت شد و فرمود:
بدبختی امتهای پیشین در این بود که اگر فرد بلند پایهای از آنان دزدی میکرد او را میبخشیدند و دزدی او را نادیده میگرفتند، اما اگر فرد گمنامی دزدی میکرد فوراً حکم خدا را دربارةه او اجرا میکردند. به خدا سوگند اگر دخترم فاطمه نیز چنین کاری کند حکم خدا را دربارةه او اجرا میکنم و در برابر قانون خدا، فاطمه مخزومی با فاطمه محمدی یکسان است.
انتقادپذیری
والی، هر چه هم از صمیم دل و از طریق اخلاص به حل و فصل امور بپردازد، بالاخره از آنجا که بشر محدود است دچار اشتباه خواهد بود و اگر عظمت و موقعیت والی مانع از انتقاد و بیان اشتباهات او شود، مسلماً چرخ اصلاحات به کندی پیش میرود و چه بسا آگاهی مردم از اشتباهات و ناتوانی از بیان، عقدههای روحی پدید میآورد. از این جهت امام در یکی از سخنان خود یادآور میشود که نباید زمامدارِ مسلمانان را فوق انتقاد انگاشت، بلکه باید در مواردی او را به خطایش آگاه ساخت.
حضرت(ع) میگوید: از گفتن حق یا رأی زدن در عدالت باز نایستید که من نه برتر از آنم که خطا کنم و نه در کار خویش از خطا ایمنم، مگر اینکه خدا مرا در کار نفس کفایت کند که او از من بر آن تواناتر است.»
مسلماً امام(ع) به حکم آیه تطهیر، از هر لغزشی مصون و معصوم است، اما در عین حال در اینجا به خطاپذیری خود اشاره میکند. اکنون باید دید چگونه میتوان این دو را با هم جمع کرد.
خطاپذیری امام مربوط به وجود امکانی او است و هر ممکن بالذات خطاپذیر است، اما مانع از آن نیست که در پرتو عنایات الهی از هر لغزشی مصون باشد و اتفاقاً امام در سخن گذشته خود به این نکته اشارت دارد و آنگاه که خطاپذیری خود را یادآور میشود، یک حالت را استثنا میکند و آن اینکه: «إِلَّا أَنْ یکفِی اللَّهُ مِنْ نَفْسِی مَا هُوَ أَمْلَک بِهِ مِنِّی.»
گذشته بر این، هدف امام(ع) از این سخن یک نوع فتح مجال برای مسلمانان در طول زمان است که افکار و اندیشههای خود را درباره سیاستهای زمامداران بازگو کنند تا عقده روحی پدید نیاید و مسلماً این نوع عقدهگشایی با یک رشته آثار سازنده همراه است و به تعبیر دیگر این نوع پیامها جنبههای تعلیمی و تربیتی دارد.
امام در این سخن، از سیره عملی پیامبر (ص) پیروی کرده است. چه عظمت پیامبر (ص) مانع از آن نبود که انتقادپذیر باشد، هر چند انتقاد آنان با پاسخ قطعی پیامبر (ص) همراه بود
آزادی واقعی همان است که امام (ع) در حکومت خود پدید آورد و از مردم خواست که درباره او انتقاد کنند. در سایه همین انتقادپذیری، یکی از ابتکارات امام «تأسیسِ خانه عدالتخواهی» بود که امروز از آن به «دیوان عدالتداری» تعبیر میکنند. او خانهای را معین کرد که مردم شکایت خود را از نظام و غیره به آنجا ببرند تا امام از نزدیک با درد مردم آشنا شود.
مسلماً در این نامهها علاوه بر انتقاد از کارگزاران، نکته دیگری بود که مردم نیازهای خود را نیز از طریق نامه به امام برسانند و چه بسا سخن گفتن رو در رو، مایه کوچکی افراد شود و امام، بدین نکته چنین اشاره میکنند: هر کس نیازی به من دارد در نامهای بنویسد تا آبرو را از این طریق حفظ کنند.
ابو هلال عسکری در تأسیس چنین خانهای، امام را پیشگام میشمارد و میگوید حتی برخی دشمنان که منافع آنان به خطر افتاده بود در نامههایی فحش مینوشتند و به آن خانه میافکندند.
شایستهمحوری
یکی از کارهای نخستین امام آنگاه که به زمامداری رسید، عزل تمام استانداران و کارگزاران بزرگ عثمان بود. او همه را با نامه عزل کرد و جای آنان افراد صالح گمارد و فقط ابوموسی اشعری را در مقام خود تثبیت نمود. چنین شیوهای بر سیاستمداران آن روز، هر چند هم به علی(ع) اخلاص میورزیدند، سنگین بود. آنان گفتند همه این افراد را بر مقامهای خود تثبیت کن و آن گاه که بر امور کشور مسلط شدی و سرزمین پهناور اسلامی در قبضه قدرتت قرار گرفت، همگان را بر کنار کن.
مسلماً آنان در این پیشنهاد مخلص بودند ولی پیشنهاد آنان با شیوه و سیاستهای الهی سازگار نبود، لذا امام فرمود: این پیشنهاد شما نوعی مکر و حیله و خدعه است من از این راه وارد نمیشوم. پس از زمامداری علی (ع) معاویه از بیعت با ایشان خودداری کرد و به امام پیام فرستاد که اگر وی موقعیت او را نسبت به شام و اطراف آن تثبیت کند، آن گاه با حضرت(ع) بیعت خواهد کرد. مغیرةبن شعبه از این پیام آگاه شد و از طریق صدق و صفا، تثبیت معاویه را پیشنهاد کرد و گفت: ای امیر مؤمنان(ع) تو معاویه را میشناسی. خلفای پیشین، حکومت شام را از آن وی قرار دادند، تو همچنین کن. از همین راه وارد شو آنگاه که به قدرت رسیدی او را عزل کن.
امام(ع) به اصول سیاسی مردان الهی اشاره کرد و گفت: مغیره! آیا تو ضمانت میکنی که من از لحظة تثبیت تا روزی که او را خلع کنم زنده بمانم گفت: نه. سپس امام فرمودند: «من هرگز گمراهان را همکار خود نمیگیرم.»
ابن عباس میگوید: در شرایط خاصی دیدم امیر مؤمنان (ع) کفش خود را پینه میزند، به او گفتم این کار را رها کنید که ما با شما کارهای لازمتری داریم. امیر مؤمنان(ع) به کار خود ادامه داد، آن گاه هر دو لنگه کفش را در برابر من نهاد گفت: ارزش یک جفت کفش در نظر من محبوبتر از حکومت است، مگر اینکه من در سایه آن، حق را زنده و باطل را بمیرانم.آن کس که از این دیده به حکومت بنگرد، طبعاً نمیتواند با عاملان عثمان که سالیان درازی خون مردم را به شیشه گرفته بودند مصالحه کند.
مردمسالاری
حکومت اسلامی حکومت مکتبی است؛ یعنی ترکیبی است از حکومت قانون الهی و خواستههای مردمی. در حکومت اسلامی خطوط کلی از جانب وحی معین میشود و مردم باید پیرو این خطوط کلی باشند و هرگز با تأسیس مجالسی نمیتوان خراشی در این خطوط پدید آورد.
یکی از اصول سیاسی امام(ع) این است که به رضایت تودهها و نوع مردم، عنایت بیشتری مبذول میکرد. در عزل کارگزاران عثمان، توده مردم خواهان چنین عزلی بودهاند و اصولاً آنان امام(ع) را بر این کار برگزیده بودند و اگر ایشان به خواستةه آنان جامه عمل نمیپوشانید اصل حکومت امام متزلزل میگشت.
انسانمحوری
انسانمحوری یکی از اصول سیاسی امام(ع) است. در حالی که شرافت و فضیلت و نجات اخروی از نظر امام، از آنِ انسانی است که از آخرین شریعت پیروی کند، اما در عین حال او برای جان و مال دیگر انسانها تحت شرایطی احترام قایل شده است و هرگز انسانها را به جرم مسلمان نبودن فاقد احترام نمیشمرد. در این مورد داستانی است که شیخ حر عاملی از امام امیر المؤمنان(ع) چنین نقل میکند: پیر مردی نصرانی بود که عمری کار کرده و زحمت کشیده بود، اما در آخر عمر از طریق گدایی زندگی میکرد. روزی امیر مؤمنان(ع) در عبور گذرگاهی با این وضع رقتبار، روبهرو شد و از احوال این پیرمرد جستوجو نمود. سرانجام روشن شد که این مرد فاقد هر نوع امکانات زندگی است و جز گدایی راه دیگری برای زندگی ندارد. کسانی که پیرمرد را میشناختند آمدند و شهادت دادند که این پیرمرد نصرانی است و تا جوان بود و چشم داشت کار میکرد. او اکنون که هم جوانی را از دست داده است و هم چشم را، نمیتواند کار بکند و ذخیرهای هم ندارد و طبعاً گدایی میکند.
سپس علی(ع) فرمود: «عجب! تا وقتیکه توانایی داشت از او کار کشیدید و اکنون او را به حال خود گذاشتهاید؟ سوابق این مرد حکایت میکند که در مدتی که توانایی داشته کار کرده و خدمت انجام داده است، بنابراین بر عهدة حکومت و اجتماع است که تا زنده است او را تکفل کند. بروید و از بیتالمال به او مستمری بدهید.» امام در نامه به مالک چنین مینویسد: «همچون جانوری شکاری نسبت به رعیت نباش که خوردن اموال آنان را غنیمت بشماری، زیرا مردم بر دو دستهاند: دستهای برادر دینی تو و دسته دیگر در آفرینش با تو همانند.»
تعهد به اصول اخلاقی در اوج قدرت
یکی از اصول سیاستهای امام(ع) این بود که در اوج قدرت، ارزشهای اخلاقی را فراموش نمیکرد و هرچند حس انتقامگیری از دشمن، او را بر نادیده گرفتن این اصول وادار مینمود، ولی امام فردی نبود که تسلیم احساسات دور از منطق شود، ولو مالامال از خشم و غضب به دشمن باشد.
منابع:
Ensani.ir
http://lib.qhu.ac.ir
isca.ac.ir
اگر قصد خرید قرآن و سایر کتابهای نفیس را دارید فروشگاه صراط استور بهترین انتخاب است.
فروشگاه قرآنی صراط در سال ۱۳۸۶ با هدف ایجاد مرکز پاسخ گویی به نیازهای دوست داران قرآن و با حضور اساتید به نام کشوری همچون استاد حامد شاکر نژاد تأسیس گردید.
پس از مطالعات وسیع، نیازسنجی های متعدد و مخاطب شناسی های صورت گرفته، موسسه صراط با شعار صراط یاور قرآنیان به عرصه های مختلف قرآنی ورود پیدا نمود که حاصل آن راه اندازی فروشگاه صراط (بزرگترین فروشگاه عرضه محصولات تخصصی قرآنی در شرق کشور)، راه اندازی آموزشگاه تخصصی قرآن کریم صراط، تولید مجموعه ملکوت، تولید نرم افزارهای آموزشی قرآنی آوای وحی و نوای ایرانی، برگزاریی نمایشگاه های قرآنی در سطوح بین المللی، کشوری و استانی، راه اندازی سایت های صراط تلاوت (بزرگترین گنجینه تلاوت قرآن در کشور) و صراط شاپ که بعدها به صراط استور تغیید یافت (تنها پایگاه عرضه محصولات قرآنی در کشور)، تولید سی دی های تلاوت های مجلسی استاد حامد شاکر نژاد و دهها فعالیت دیگر نموده است .
https://www.seratstore.ir/
به نقل از دیلی صباح، محمد امین ساراچ، حدیثشناس برجسته ترک، اواخر شب گذشته، اول اسفند بر اثر بیماری کرونا درگذشت.
این شخصیت دینی که ۸۰ سال سن داشت، از عالمان برجسته علم حدیث و حافظ کل قرآن بود. وی در اربائه استان توكات در شمال ترکیه به دنیا آمد و تحصیلات قرآنی خود را از شش سالگی آغاز كرد. او بعدها کل قرآن را حفظ کرد.
وی در سال ۱۹۴۳، برای ادامه دروس اسلامی با تشویق خانواده به استانبول و بعداً برای ادامه تحصیل به مصر رفت و ۹ سال در آنجا ماند و در زمینه علم حدیث تحصیل کرد.
امین ساراچ مدت ۶۵ سال در مسجد فاتح، تفسیر، حدیث و فقه تدریس میکرد و در این مدت صدها دانشجو را از داخل و همچنین خارج از ترکیه پرورش داد.
مقامات ترکیه، از جمله اردوغان رئیسجمهور ترکیه؛ فخرالدین کوجا (Fahrettin Koca)، وزیر بهداشت؛ نعمتان کورتولموش، معاون رئیس حزب عدالت و توسعه و برخی دیگر از مقامات این کشور درگذشت این شخصیت برجسته را به خانواده وی تسلیت گفتند.
.: Weblog Themes By Pichak :.
