تاريخ : چهارشنبه هفتم دی ۱۴۰۱ | 17:12 | نویسنده : سید مهدی ژیان سید احمدی

توبه از هر نوع گناهی به نوع گناه بستگی دارد. به عنوان مثال توبه از ترک واجبات به این است که واجبات ترک شده، قضاء شود. و یا مثلًا توبه از دزدی به این محقق می شود که اموال مردم رد گردد و حلالیت طلبیده شود. و یا توبه از فحشاء و منکرات به استغفار عنداللَّه است، و لذا کسی که مرتکب چشم چرانی شده و یا بدن نامحرمی را لمس نموده و بر او بوسه زده و... قضاء و قصاص و تقاص صحیح نبوده بلکه اینها خود گناهی غیرقابل قیاس با گناه اول هستند.

گناهانی که به نوعی حاوی حق الناس هستند، استغفار از آنها به این است که حق مردم باز داده شود و درهمی از آن باقی نماند.

علی بن حمزه از اصحاب امام صادق علیه السلام می گوید: دوستی داشتم که در دستگاه بنی امیه نویسنده بود، از من ملاقات با امام صادق علیه السلام را طلب کرد. من اجازه گرفتم، وقتی وی نزد حضرت آمد و گفت: مال زیادی بدست آورده ام و مقید به حلال و حرام نبوده ام. اکنون چه کنم و راه نجاتم چیست؟

امام علیه السلام فرمود: اگر بنی امیه امثال شما را نمی یافتند که کمکشان کنند، حقّ ما را غصب نمی کردند. اگر راه نجاتی بگویم انجام می دهی؟ عرض کرد: آری!

امام فرمود: هرچه بدست آورده ای از آن چشم بپوش، آن را که صاحبش می شناسی رد کن و آنکه نمی شناسی صدقه بده، من بهشت را برای تو ضامن می شوم. وی لختی سر بزیر افکند. براستی در دو راهی سختی واقع شده و دل کندن از همه اموال آنهم در آن حال بسیار بسیار دشوار بود. سپس سر بلند کرد و با شهامت گفت: انجام می دهم. وقتی به کوفه برگشتیم تمام اموالش حتی لباس هایش را رد نمود و به فقراء رساند. ما پولی جمع کردیم و برای او لباس گرفتیم. وی هنگام مرگ و در حال احتضار به من گفت: یا علی وفی لی واللَّه صاحِبُک، دوستت به من کمک کرد، وقتی به خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم، همینکه آن حضرت چشمش به من افتاد، فرمود:

«یا علی وَفَّینا وَاللَّهِ لِصاحِبِک»

به خدا سوگند به عهدمان با دوستت عمل کردیم. عرض کردم آقا او هم در لحظات آخر حیاتش همین را گفت.



تاريخ : چهارشنبه هفتم دی ۱۴۰۱ | 17:11 | نویسنده : سید مهدی ژیان سید احمدی

حضرت امیر علیه السلام برای استغفار و توبه شش شرط بیان فرموده است [1] که هر کدام را به اختصار بیان می داریم.

1- پشیمانی از گذشته

برخی بعد از گناه، معصیت خود را توجیه می کنند، و با سخنان واهی قصد فرار از عذاب وجدان خود دارند، در حالیکه اولین قدم در راه توبه اعتراف به گناه می باشد.

قال الباقر علیه السلام: وَ اللَّهِ ما ینْجُوا مِنَ الذَّنْبِ الّا مَنْ اقَرَّ بِهِ.[2]

به خدا سوگند از گناه نجات پیدا نمی کند مگر کسی که بدان اقرار نماید.

اعتراف نزد خداوند و یا عذرخواهی از خلایق در صورتی که گناه مشتمل بر حق الناس بوده است، راه خلاصی از عواقب سوء اخروی گناه می باشد.

البته لازم نیست اعتراف به زبان صورت گیرد، بلکه همان پشیمانی از معصیت نوعی اعتراف است.

قال رسول الله صلی اللَّه علیه و آله: النَّدَمُ تَوْبَةٌ.[3]

پشیمانی توبه است.

2- عزم بر ترک

دومین مرحله توبه این است که عاصی قصد تکرار گناه نداشته باشد.

قال الباقر علیه السلام: وَ الْمُقیمُ عَلَی الذَّنْبِ وَ هُوَ مُسْتَغْفِرٌ مِنْهُ کالْمُسْتَهْزی. [4]

کسی که توبه کند و بر گناه خویش بماند( تکرار کند) مثل این است که استهزاء کرده باشد.

امام کاظم علیه السلام در تفسیر آیه شریفه

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً...[5]

ای کسانی که ایمان آورده اید، توبه ای چون نصوح انجام دهید.

می فرماید:

هُوَ انْ یتُوبَ الرَّجُلُ مِنَ الذَّنْبِ وَ ینْوی انْ لا یعُودَ الَیهِ ابَداً.[6]

توبه نصوح توبه ای است که شخص از گناه خویش برگردد و در نظر داشته باشد اصلًا بدان برنگردد.

3- رد حق الناس

گناهان بر دو قسمند یا حق الله محض هستند و ناس را در آنها مدخلیتی نیست، چون شرک، افتراء به خدا، یاس. و یا علاوه بر حق اللَّه، حق النّاس هم می باشند همانند غصب، تهمت، سرقت و.. . در قسم دوم از گناهان، زمانی توبه متصور می شود که حقوق مردم به آنها بازگردانده شود.

قرآن کریم در ارتباط با توبه از حق الناس (ربا) می فرماید، شما در صورت توبه تنها مالک سرمایه خود هستید.

... وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَکمْ رُؤُسُ أَمْوالِکمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ.[7]

اگر توبه کنید، تنها مالک سرمایه های خود هستید، نه ستم می کنید و نه به شما ستم روا داشته می شود.

پیرمردی نخعی به امام باقر علیه السلام عرض کرد من از زمان حجاج تا کنون والی بوده ام آیا توبه دارم! امام چیزی نفرمود. وی سؤال خود را تکرار کرد. امام فرمود:

لا حَتَّی تُؤَدِّی الی کلِّ ذی حَقٍّ حَقَّهُ.[8]

خیر، مگر این که حقوق صاحبانش را به آنها برگرداند.

4- قضای مافات

در گناهانی که حقّ اللَّه محض می باشند اگر واجبی چون نماز، روزه، خمس، زکات و...

فوت شده باشد، بایستی قضاء شوند و کفارات و جرائم آنها پرداخت گردد.

کسی که عمری نماز نخوانده و روزه نداشته است، بایستی ترک شده ها را اتیان کند، آن که عمری اموالش حساب مشخص نداشته است، بایستی نزد حاکم شرع مصالحه نمایدو.. .

5- تبدیل گوشت حرام

یکی دیگر از شرایط توبه که در بیان مولای بیان حضرت امیر علیه السلام آمده است، این است که اگر گناه اثری در ارتزاق داشته است، بایستی توبه از آن به شکلی باشد که گوشت حاصل شده از روزی حرام آب گردد. حزن و اندوه بعد از گناه در طول زمان می تواند چنین اثری را در جسم تائب ایجاد کند.

قال علی علیه السلام: الْهَمُّ یذیبُ الْجَسَدَ.[9]

غصه بدن را ذوب می کند.

6- چشاندن سختی عبادت بجای لذّت گناه

شکی نیست که گناه برای تن آدمی لذیذ است و هر گناهی لذات خاص خود را به جسم می دهد. آخرین شرط توبه این است که سختی عبادت جای لذّت گناه را بگیرد. تائب بایستی آن قدر سختی عبادت را تحمل کند که لذّت معصیت از وی زدوده شود.

این شرط در بسیاری از آیات و روایات در ضمن «اصلاح بعد از گناه» قابل استفاده است.

إِلَّا الَّذِینَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ بَینُوا فَأُولئِک أَتُوبُ عَلَیهِمْ وَ أَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ.[10]

مگر آنها که توبه کردند و اعمال نیک انجام دادند، من توبه آنها را می پذیرم، همانا من بسیار توبه پذیر و رحیم هستم.

پی نوشت ها

[1] نهج البلاغه، حكمت 409 به ترتيب فيض ‏الاسلام و 417 به ترتيب صبحى صالح.

[2] وسائل الشيعة، ج 11، ص 347.

[3] بحارالأنوار، ج 77، ص 159.

[4] وسائل ‏الشيعة، ج 11، ص 359.

[5] سوره تحريم، آيه 8.

[6] بحارالأنوار، ج 6، ص 20.

[7] سوره بقره، آيه 279.

[8] بحارالأنوار، ج 75، ص 329.

[9] غررالحكم.

[10] سوره بقره، آيه 160.



تاريخ : چهارشنبه هفتم دی ۱۴۰۱ | 17:11 | نویسنده : سید مهدی ژیان سید احمدی

امام چهارم ما شیعیان این دعا را برای درخواست آمرزش و توبه می‏‌خواند:

يَا مَنْ ذِكْرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاكِرِينَ، وَ يَا مَنْ شُكْرُهُ فَوْزٌ لِلشَّاكِرِينَ، وَ يَا مَنْ طَاعَتُهُ نَجَاةٌ لِلْمُطِيعِينَ. صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اشْغَلْ قُلُوبَنَا بِذِكْرِكَ عَنْ كُلِّ ذِكْرٍ، وَ أَلْسِنَتَنَا بِشُكْرِكَ عَنْ كُلِّ شُكْرٍ، وَ جَوَارِحَنَا بِطَاعَتِكَ عَنْ كُلِّ طَاعَةٍ.

ای آن‌که یادش برای یادکنندگان عزت و افتخار است و ای آن‌که سپاس‌گزاریش، برای سپاس‌گزاران پیروزی و رستگاری است و ای آن‌که فرمان برداریش برای فرمانبرداران، نجات و رهایی است! بر محمّد و آلش درود فرست و دل‌های ما را به یادت از هر یادی و زبانمان را به سپاسگزاری‌ات از هر سپاسی و اعضایمان را به طاعتت از هر طاعتی، بی‌خبر گردان.

فَإِنْ قَدَّرْتَ لَنَا فَرَاغاً مِنْ شُغْلٍ فَاجْعَلْهُ فَرَاغَ سَلَامَةٍ لَا تُدْرِكُنَا فِيهِ تَبِعَةٌ، وَ لَا تَلْحَقُنَا فِيهِ سَأْمَةٌ، حَتَّى يَنْصَرِفَ عَنَّا كُتَّابُ السَّيِّئَاتِ بِصَحِيفَةٍ خَالِيَةٍ مِنْ ذِكْرِ سَيِّئَاتِنَا، وَ يَتَوَلَّى كُتَّابُ الْحَسَنَاتِ عَنَّا مُسْرُوريِنَ بِمَا كَتَبُوا مِنْ حَسَنَاتِنَا

و اگر در جنب کار و کوشش، فراغت و آسایشی برای ما مقدّر کرده‌ای، آن فراغت و آسایش را قرین سلامت قرار ده؛ که در عرصه‌گاه آن، پی‌آمد بدی به ما نرسد و ملالت و دل‌تنگی به ما نپیوندد؛ تا فرشتگان نویسندۀ بدی‌ها با پرونده‌ای پاک و خالی، از ثبت بدی‌های ما چشم‌پوشی کنند؛ و فرشتگان نویسندۀ خوبی‌ها، به سبب خوبی‌هایی که از ما نوشته‌اند، خوشحال و شادان باز آیند.

وَ إِذَا انْقَضَتْ أَيَّامُ حَيَاتِنَا، وَ تَصَرَّمَتْ مُدَدُ أَعْمَارِنَا، وَ اسْتَحْضَرَتْنَا دَعْوَتُكَ الَّتِي لَا بُدَّ مِنْهَا وَ مِنْ إِجَابَتِهَا، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ خِتَامَ مَا تُحْصِي عَلَيْنَا كَتَبَةُ أَعْمَالِنَا تَوْبَةً مَقْبُولَةً لَا تُوقِفُنَا بَعْدَهَا عَلَى ذَنْبٍ اجْتَرَحْنَاهُ، وَ لَا مَعْصِيَةٍ اقْتَرَفْنَاهَا.

و هنگامی‌که روزگار زندگیمان سپری شود و مقدار عمرمان بگذرد و به پایان برسد و دعوتت به مرگ که چاره‌ای از آن و اجابتش نیست، ما را آماده افتادن به کام مردن کند؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و پایان آنچه نویسندگان اعمال ما در پروندۀ ما خواهند نوشت، توبۀ پذیرفته‌شده قرار بده، توبه‌ای که پس از آن ما را بر گناهی که کسب کرده‌ایم و معصیتی که مرتکب شده‌ایم، نایستانی.

وَ لَا تَكْشِفْ عَنَّا سِتْراً سَتَرْتَهُ عَلَى رُؤُوسِ الْأَشْهَادِ، يَوْمَ تَبْلُو أَخْبَارَ عِبَادِكَ.

و پرده‌ای که بر گناهان ما پوشاندی، در برابر حاضران روز قیامت، از روی ما برندار، روزی که خبرهای بندگانت را آشکار می‌کنی.

إِنَّكَ رَحِيمٌ بِمَنْ دَعَاكَ، وَ مُسْتَجِيبٌ لِمَنْ نَادَاكَ

مسلّماً تو نسبت به کسی که می‌خوانَدت، مهربانی؛ و نسبت به کسی که صدایت می‌زند، پاسخ دهنده‌ای.

توبه. دعای قبول توبه

امام زین العابدین (ع) در پیشگاه خدا با تضرع و زاری درخواست می‏‌کند تا دل و زبان و تمام اعضا و جوارح او را در ذکر و عبادت خودش مسخر کند و به کار گیرد و محور نهایی از زندگی او را توبه خالص پذیرفته شده، قرار دهد.

دستورالعمل تضمینی پیامبر اکرم (ص) برای بخشش همه گناهان

نماز توبه یکشنبه‌های ماه ذی‌القعده از کتاب شریف المراقبات:

برای به دست آوردن طاعت خدا در این ماه (ذی‌القعده) قبل از هر چیزی از تمام مسائلی که قبلاً گرفتار آن بودی توبه کن؛ توبه‌ای صادقانه.

از رسول خدا (ص) روایت شده است که در روز یکشنبه ماه ذی‌القعده فرمود: «مردم! کدام‌یک از شما می‌خواهید توبه کنید؟ راوی می‌گوید: گفتیم: یا رسول‌الله! همه ما می‌خواهیم توبه کنیم. حضرت فرمودند: غسل کرده، وضو گرفته و چهار رکعت نماز بجا آورید. در هر رکعت یک بار «فاتحه الکتاب»، سه بار «قل هو الله احد» و یک بار «معوذتین» (قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق) بخوانید. آن‌گاه 70 بار استغفار (أستغفرالله ربی و أتوب إلیه) نموده و در پایان «لا حول و لا قوه الا بالله» بگویید.

سپس بگویید:

«یا عزیز! یا غفار! إغفر لی ذنوبی و ذنوب جمیع المؤمنین و المؤمنات فإنه لا یغفر الذنوب إلا أنت»؛ «ای عزیز! ای بسیار بخشاینده! گناهان من و گناهان تمام مردان و زنان مؤمن را ببخش که جز تو کسی گناهان را نمی‌بخشد».

توبه. دعای قبول توبه

آن‌گاه فرمود: بنده‌ای از امت من چنین عملی را انجام نمی‌دهد، مگر این که از آسمان به او ندا می‌رسد: بنده خدا! عمل را از نو شروع کن که توبه تو قبول و گناهانت بخشیده شد. فرشته دیگری از زیر عرش ندا می‌کند: ای بنده! مبارک باد بر تو و بر خانواده و خاندانت. منادی دیگری صدا می‌زند: در روز قیامت، دشمنانت را از تو راضی می‌نمایند. فرشته دیگری ندا می‌کند: ای بنده! با ایمان از دنیا می‌روی.

دینت از تو گرفته نشده و قبر تو وسیع و نورانی خواهد شد. منادی دیگری صدا می‌زند: پدر و مادر تو و خاندانت بخشیده شده و در دنیا و آخرت خوش‌ رزق خواهی بود. جبرئیل ندا می‌کند: من با فرشته مرگ پیش تو آمده و به او دستور می‌دهم که با تو خوش رفتار بوده و به خاطر مرگ، آسیبی به تو نرسانیده و به نرمی روح را از بدنت خارج نماید. گفتیم: رسول خدا! اگر کسی در زمان دیگری چنین بگوید چطور؟ فرمودند: چیزهایی را که گفتم برای او نیز خواهد بود. جبرئیل این مطالب را در شب معراج به من گفت.



تاريخ : چهارشنبه هفتم دی ۱۴۰۱ | 17:8 | نویسنده : سید مهدی ژیان سید احمدی

حضرت محمد (صلی الله علیه واله) درباره ی ثواب یک نمونه از این اذکار چنین بیان فرموده اند: هر فردی روزی دَه مرتبه این دعا را بخواند، خداوند متعال چهار هزار گناه کبیره ی او را می بخشد، و او را از سختی های مرگ و فشار قبر و وحشت قیامت رهایی می دهد، و از شر شیطان محفوظ می گرداند و دِینَش اَدا می شود و آن دعا چنین می باشد:

اَعددَتُ لِکُلِ هَول لا اِلهَ اَلا اللهُ، وَ لِکُلَ هَمٍ وَ غَمٍ ما شااللهُ، وَ لِکُلَ نِعمَةٍ الحَمدُاللهُ، وَ لِکُلِ رَخاءٍ اَشکُرُاللهُ، وَ لِکُلِ اُعجُوبَةٍ سُبحانَ اللهُ، وَ لِکُلِ ذَنبٍ اَستَغفِرُاللهُ، وَ لِکُلِ مُصیبَةٍ اِنا لِله وَ اِنا الَیهِ راجِعونَ، وَ لِکُلِ ضیقٍ حَسبِیِ اللهُ ، وَ لِکُلِ قَضاءٍ وَ قَدَرٍ تَوَکَلتُ عَلی اللهُ، وَ لِکُلِ عَدُوٍ اعتَصَمَتُ بِاللهِ، وَ لِکُلِ طاعَةٍ وَ مَعصِیَةٍ، لا حول وَلا قُوَه اِلا بِاللهَ العَلیِ العَظیم ؛ من آماده کرده ام برای هر هول و هراسی کلمه لا اِلهَ اَلا اللهُ را، و برای هر هم و غمی ما شااللهُ (هر چه خدا بخواهد)، و برای هر راحتی و آسایشی ،شکر و سپاس خدارا، و برای هرچه باعث تعجب من گردد سبحان الله را، و برای هر مصیبتی اِنا لِله وَ اِنا الَیهِ راجِعونَ را، و برای هر گرفتاری این که بگویم خدا برای من کافی است، وبرای هر قضا و قدری تَوَکَلتُ عَلی اللهُ را، و برای مقابله با هر دشمنی عتَصَمَتُ بِاللهِ را،و برای هر طاعت و معصیتی اینکه بگویم:هیچ قدرتی نیست مگر توان و قدرت خداوند والا مرتبه.

منابع:

1- مستدرک الوسائل، ج5: 379.

2- منازل الآخرة: 17.

در ادامه نکاتی را در این باب عرض می کنیم: علامه طباطبایی رحمه الله علیه در این رابطه می فرمایند: «تبدیل سیئات به حسنات به معناى تبدیل آثار است‌.»

گناه چیست؟

آیا نفس و متن عمل ناشایست گناه است و در مقابل نفس فعلى حسنه است و یا آنکه نفس فعل و حرکات و سکناتى که فعل از آن تشکیل شده در گناه و ثواب یکى است و اگر یکى است - که همین طور هم هست - پس گناه شدن گناه از کجا و ثواب شدن عمل ثواب از کجا است؟

مثلا عمل زنا و نکاح چه فرقى با هم دارند که یکى گناه شده و دیگرى ثواب، با اینکه حرکات و سکناتى که عمل، از آن تشکیل یافته در هر دو یکى است؟ و همچنین خوردن که در حلال و حرام یکى است؟ اگر دقتى کنیم خواهیم دید تفاوت این دو در موافقت و مخالفت خدا است، مخالفت و موافقتى که در انسان اثر گذاشته و در نامه اعمالش نوشته مى‌ شود، نه خود نفس فعل، چون نفس و حرکات و سکنات که یا آن را زنا مى‌ گوییم و یا نکاح، به هر حال فانى شده از بین مى ‌رود و تا یک جزئش فانى نشود نوبت به جزء بعدى‌ اش نمى‌ رسد و پر واضح است که وقتى خود فعل از بین رفت عنوانى هم که ما به آن بدهیم چه خوب و چه بد فانى مى‌ شود. و حال آنکه ما مى‌ گوییم: عمل انسان چون سایه دنبالش هست، پس مقصود آثار عمل است که یا مستلزم عقاب است و یا ثواب و همواره با آدمى هست تا در روز « تُبْلَى السَّرائِرُ» خود را نمایان کند.

به تعبیر علامه طباطبایی رحمة الله علیه: «گناه آن اثری است که با ارتکاب نهی خدا در نفس ایجاد شده و در آن باقی می‌ماند. و نیز تا ذات کسی شقی و یا آمیخته به شقاوت نباشد، هرگز مرتکب عمل زشت و گناه نمی‌شود و گناه و اعمال زشت از آثار شقاوت و خباثت ذات آدمی است. حال اگر چنین ذاتی با توبه؛ ایمان و عمل صالح تبدیل به ذاتی طیب و طاهر و خالی از خباثت شد؛ لازمه این تبدیل این است که آثاری هم که در سابق داشت به نام گناه، با مغفرت و رحمت خدا مبدل به آثاری شود که با نفس پاک و طیب متناسب باشد و آن این است که عنوان گناه از آن برداشته شود و عنوان حسنه و ثواب به خود بگیرد.» (3)یکی از این اعمال صالحی که اثر پاک کنندگی و نیز جایگزینی را دارد صلوات بر محمد و آل محمد است. در بیانی امام رضا(علیه السلام) می‌فرماید: "کسی که توانایی بر چیزی که موجب محو و آمرزش گناهان او شود ندارد، پس بسیار بر محمّد و آلش صلوات بفرستد، چرا که صلوات گناهان را نابود و ریشه کن می ‌کند."

ذکری که گناهان کبیره را محو می کند

همان گونه که اعمال صالح و نیکوی انسان به واسطه برخی گناهان حبط و تباه می‌شود، بعضی از اعمال نیک نیز سبب از بین رفتن گناهان می‌گردد. در قرآن و روایات راه‌ ها و مصادیق فراوانی ذکر شده که موجب از بین رفتن گناه و آثار و عوارض آن، بلکه تبدیل سیئات به حسنات می‌شود. از مجموع آن ها این مطلب به دست می‌آید که ایمان و عمل صالح و توبه و ترک گناهان کبیره، مطمئن‌ ترین راه از بین بردن گناهان گذشته و جلب محبّت الهی است.

صلوات؛ کفاره ای برای گناهان

یکی از این اعمال صالحی که اثر پاک کنندگی و نیز جایگزینی را دارد صلوات بر محمد و آل محمد است. در بیانی امام رضا(علیه السلام) می‌فرماید: «من لم یقدر علی ما یکفّر به ذنوبه فلیکثر من الصلوة علی محمّد و آله فانّها تهدم الذّنوب هدماً؛ کسی که توانایی بر چیزی که موجب محو و آمرزش گناهان او شود ندارد، پس بسیار بر محمّد و آلش صلوات بفرستد، چرا که صلوات گناهان را نابود و ریشه کن می ‌کند.»

در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: «وَ جَعَلَ صَلَوَاتِنَا عَلَیکمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وَلَایتِکمْ طِیباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْکیةً لَنَا وَ کفَّارَةً لِذُنُوبِنَا»: خدای متعال صلوات ما را بر شما قرار داد و ولایتی که از شما به ما عطا کرده، این را مایه طهارت جان ما و طیب شدن و پاکی و گوارایی خلقت ما، طهارت نفس و عامل رشد ما و عامل تدارک خطاها و گناهان ما قرار داده است؛ این آثار صلواتی است که در بیان امام هادی علیه السلام ذکر شده است. "کثرت صلوات ریشه گناه را از وجود آدمی می کند. اگر خدای نکرده حسد موجب شود انسان غیبت کند، اگر خودپسندی و عجب باعث شود انسان دیگران را تحقیر کند، کثرت صلوات ریشه این گناه که خودپسندی، عجب، غرور و تکبر است را می خشکاند؛ این خاصیت صلوات است."

سؤالی پیش می آید که چگونه صلوات طهارت نفس به همراه دارد؟ چرا ما وقتی صلوات می فرستیم نفسمان از شرک، گناه و صفات رذیله تطهیر می شود؟ چرا صلوات مطهر جان انسان است و او را تطهیر می کند؟ خاصیت صلوات است که ما را به سرچشمه طهارت وصل می کند؛ طهارت مختص نبی اکرم و اهل بیت است. در آیه تطهیر می خوانیم: «إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهِیرًا» تطهیر یعنی هیچ ناپاکی در پیامبر نیست و اخلاص محض است."

نکته آن این است "وقتی آب قلیل است مثل یک لیوان آب اگر نوک انگشت شما نجس شود به آن بزنید، باید آن را دور بریزید نجس می شود ولی همین یک لیوان آب وقتی به اقیانوس ها وصل شود شما دست نجس تان را هم به آن بزنید پاک می شود. این خاصیت صلوات است که ما را به سرچشمه طهارت وصل می کند؛ طهارت مختص نبی اکرم و اهل بیت است. در آیه تطهیر می خوانیم: «إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهِیرًا» تطهیر یعنی هیچ ناپاکی در پیامبر نیست و اخلاص محض است."

ما چگونه پاک شویم؟

در صلوات شعبانیه که ظهرهای ماه شعبان خوانده می شود، بعد از ذکر صلوات می رسد به «وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمِین» هر کس معتصم به امام شد پاک می شود و دیگر نجس نمی شود؛ اگر همه عالم طرف او آیند بجای اینکه او را نجس کنند او آنها را پاک می کند.

پیامبر (ص) و اهل بیت(ع) سرچشمه طهارت هستند؛ چون معتصم به خدا هستند؛ در روایت آمده است: «المُعتَصَمُ بِالله أن جَمِیعِ‌ مَحَارِمِ‌ اللَّه». معنی معصوم این است؛ فرمود امام معصوم است یعنی معتصم بالله است کاری را که خدا نمی پسندد به خیال او هم نمی آید، طهارت محض است.

معصوم، مطهر و سرچشمه طهارت هستند و هیچ چیزی غیر از خدا در وجودشان نیست. بنابراین اگر کسی متصل به معصوم شد معصوم از آن حقیقت توحیدی که به او داده اند، از آن شراب طهور به او می نوشاند؛ وقتی اهل ولایت از دست امیرالمومنین یک جام می گیرند همه وجودشان طاهر می شود، هیچ غفلت و شرکی در وجودشان نیست مانند سلمان می شوند. این همان معنی صلوات است؛ بنابراین صلوات یعنی به معصوم متصل شدن. پی نوشت: 1- ترجمه المیزان، ج‌15، ص: 336 2- طارق/ 9 3- ترجمه المیزان، ج‌15، ص: 336 4- سفینه البحار، ج 2، ص 50، به نقل از شرح و فضایل صلوات اثر احمد بن محمد الحسین اردکانی، ص 24. 5- بیانات آیت الله محمد مهدی میرباقری 6- احزاب/٣٣ 7- بیانات آیت الله محمد مهدی میرباقری

«ویکی شیعه»



تاريخ : چهارشنبه هفتم دی ۱۴۰۱ | 17:7 | نویسنده : سید مهدی ژیان سید احمدی

از نعمت‌های بسیار بزرگی که خداوند به بشر داده، نعمت توبه و قبولی آن است و می‌توان گفت توبه و قبولی آن از سوی خدا، از نشانه‌های بزرگ رحمت و لطف وسیع الهی است.

توبه به معنی ترک گناه و بازگشت به سوی خدا و بهترین و رساترین مرحله عذرخواهی در پیشگاه خداوند است. در آیه 3 سوره هود می‌خوانیم:

«و ان استغفروا ربکم ثم توبوا الیه؛ و این‌که از پروردگار خود آمرزش بطلبید سپس به سوی او بازگردید»

معنی استغفار و کیفیت آن

استغفار، اصطلاح قرآنی و به معنی درخواست آمرزش از خداوند است. این واژه در لغت، مصدر باب استفعال، از غفران و به معنی طلب بخشایش است.

استغفار، بنابر روایات، بهترین و کامل‌ترین دعاست که انسان با آن، آمرزش گناهان خود را از خداوند می‌طلبد.

استغفار معمولا با عبارت «استغفرالله ربی ...» صورت می‌گیرد، اما شرط تحقق آن، همراهی با توبه، دوری از گناه و بازگشت به کردار نیک است. از این رو برخی استغفار را طلب مغفرت به وسیله دعا، همراه با توبه از گناهان دانسته‌اند.

حال که معنی استغفار را دانستیم، چند نمونه از اذکار استغفار و آثار آن‌ها را بیان می‌کنیم.

نوشته نشدن گناه در نامه عمل

یکی از انواع استغفار، استغفاری است که با عبارات مختلف در روایات ذکر شده است و کمترین اثر آن جلوگیری از نوشته شدن گناه در نامه عمل انسان است.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «کسی که مرتکب گناهی می‌گردد، هفت ساعت به او مهلت داده می‌شود. اگر سه مرتبه گفت: «استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم؛ از خداوند طلب آمرزش می‌کنم، خدایی که معبودی جز او نیست. زنده‌ای ازلی و ابدی و سرپرستی بی‌همتاست» آن گناه در نامه عملش نوشته نمی‌شود.»(1)

در حدیث دیگر امام صادق علیه‌السلام همین پاداش را برای این نوع استغفار، با مختصر اضافه‌ای بیان می‌کنند:

«استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم ذوالجلال و الاکرام و اتوب الیه»(2)

امام صادق علیه‌السلام حدیثی از جدشان رسول خدا صلی‌الله علیه و آله روایت می‌کنند که در بخشی از آن رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرمایند:

«بنده تصمیم می‌گیرد عمل نیکی را انجام دهد. اگر بعد از تصمیم آن را انجام نداد، خدا به خاطر نیت نیکش ثواب یک حسنه را برایش می‌نویسد، ولی اگر بر اساس نیتش عمل کرد، ثواب ده حسنه برای او قرار می‌دهد، اما اگر همین بنده تصمیم بگیرد گناهی مرتکب شود، چنان‌چه آن را انجام ندهد، هیچ چیز در نامه عملش نوشته نمی‌شود و اگر مرتکب گشت، هفت ساعت به او مهلت داده می‌شود. فرشته مأموری که کارهای نیک را ثبت می‌کند، به فرشته مأمور کارهای زشت می‌گوید: عجله نکن شاید پس از گناه عمل نیکی انجام دهد که آن را از بین ببرد؛ چراکه خداوند می‌فرماید: «ان الحسنات یذهبن السیئات؛ به راستی اعمال نیک، اعمال بد را از بین می‌برد»(3)

اگر این بنده بگوید: «استغفرالله الذی لا اله الا هو عالم الغیب و الشهاده العزیز الحکیم الغفور الرحیم ذوالجلال و الاکرام و اتوب الیه؛ از خداوند طلب آمرزش می‌کنم خدایی که معبودی جز او نیست. دانای نهان و آشکار، ارجمند و نیرومند و صاحب حکمت است. نسبت به گنهکاران بسیار آمرزنده و نسبت به مؤمنان بسیار مهربان و صاحب جلالت و جوان‌مردی است و به سوی او توبه می‌‌کنم» چیزی در نامه عملش نوشته نمی‌شود.

ولی اگر در این هفت ساعت، حسنه‌ای انجام ندهد و توبه و استغفار هم نکند، مأمور حسنات به مأمور سیئات می‌گوید: «اکتب علی الشقی المحروم؛ بنویس گناه او را که (به‌ خاطر انجام ندادن عمل نیک و ترک توبه و استغفار) شقی و بدبخت و از رحمت خدا محروم گردید.»(4)

استغفاری برای بخشش تمام گناهان

رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن سفارش‌های‌شان به امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند:

ای علی! هرکس هنگامی که سوار مرکب شد، آیت‌الکرسی را تلاوت کند و سپس بگوید:

«استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم و اتوب الیه اللهم اغفر لی ذنوبی انه لایغفر الذنوب الا انت؛ از خداوند آمرزش می‌طلبم. خدایی که معبودی جز او نیست. زنده ازلی و ابدی و سرپرستی بی‌همتاست و به سوی او توبه می‌کنم. خدایا گناهانم را ببخش که کسی جز تو گناهان را نمی‌بخشد»

خداوند خطاب به ملائکه می‌فرماید:

ای فرشتگان من! بنده من می‌داند که غیر از من کسی گناهان او را نمی‌بخشد. شما شاهد باشید که من همه گناهان او را آمرزیدم.(5)

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در سخن زیبای دیگری، برای استغفاری که قبل از خواب تلاوت شود نیز همین اثر را ذکر می‌فرمایند:

هرکس هنگامی که برای خوابیدن به بستر می‌رود، سه مرتبه بگوید: «استغفرالله الذی لا اله الا هو الحی القیوم و اتوب الیه» خداوند همه گناهان او را می‌بخشد، اگرچه گناهانش مثل کف دریا به تعداد برگ درختان و ریگ‌های انباشته بیابان و به عدد روزهای دنیا باشد.(6)

----------------------------------------------------

پی‌نوشت‌ها:

1- کافی، ج2، ص 437

2- کافی، ج2، ص 438 وسائل‌الشیعه، ج 16، ص 65

3- سوره اعراف؛ آیه 114

4- کافی، ج2، ص 430 – 429

5- بحارالانوار، ج 73، ص 294

6- بحارالانوار، ج 73، ص 204



تاريخ : چهارشنبه هفتم دی ۱۴۰۱ | 17:6 | نویسنده : سید مهدی ژیان سید احمدی

(تـوبـه ) بـه مـعـنـاى بازگشتن از حالات و اعمال فاسد گذشته خود است . توبه انسان یک نـوع قـیـام درونـى عـلیـه خـویـش اسـت کـه در ایـن قـیـام مـقدّس ، قواى فرشته سیرت با قواى شـیـطـانـى مـبـارزه مـى کـنـنـد، روح و ضـمیر انسان از گناه و معصیت ، متلاطم مى شوند و ندامت و پـشـیـمـانـى بـه قـلب او روى مـى آورد، سـرانـجـام دسـتـخـوش اندوه و حسرت شده و در پیشگاه پروردگار متعال لب به عذرخواهى و استغفار مى گشاید. مسیر زندگى خود را تغییر مى دهد و از گناهان دست برمى دارد و بر جبرانِ کوتاهى ها تصمیم مى گیرد.

نشانه هاى تائب واقعى

بـر اسـاس روایـات اسـلامى، از علائم توبه کار واقعى این است که وقتى توبه کرد، علاوه بـر تـصـمـیم قاطع بر ترک معصیت، حقوق تضییع شده ـ اعم از حق اللّه و حق النّاس ـ را جبران کـنـد و واقـعـاً مـسـیـر زنـدگـى خـود را بـراى رسـیـدن به سعادت و خوشبختى تغییر دهد و ظلمت حاصل از گناهان را در پرتو اطاعت و بندگى بزداید.

توبه کار واقعى کسى است که هر گاه توبه کند:

1 ـ طلبکاران و ستم کشیدگان را از خود راضى سازد.

2 ـ به عبادتش بیفزاید.

3 ـ لباس (و قیافه ظاهرى ) خود را تغییر دهد.

4 ـ دوستان (فاسد) خود را عوض کند.

5 ـ نشست و برخاست ها (دعوتها و پذیراییها) را تغییر دهد.

توبه نیز دو جور است:یکی بدون درنگ ودیگری پس از دیدن نشانه های مرگ.توبه ای پذیرفته می شود که بااختیار وپیش از فرا رسیدن مرگ باشد.چون با ظهور نشانه های مرگ دیگر اختیاری برای بنده نمی ماند و دو راهی اطاعت و معصیت معنا ندارد تا راه اطاعت را انتخاب کند

6 ـ رفـتـار خـود را در مـسـائل خـانـوادگى و زناشویى و تربیت فرزندان تغییر دهد و اخلاق ورفتار اسلامى داشته باشد و در مسائل جنسى از راه انحرافى که رفته بازگردد.

7 ـ در اخـلاق و نـیـت خـود تـغـیـیر و تحوّل داده و در حالات روحى ، فکرى ، قلبى و برخوردهاى اجـتـمـاعـى خـود تـجدید نظر نماید و انگیزه ها و هدف هاى مادى خود را به قصد قربت و اخلاص تبدیل کند.

8 ـ روحـش بـاز و رویـش گـشـاده بـاشـد و تـنگ نظرى هاى قبلى را نداشته باشد و از کمک به دیگران دریغ نورزد.

9 ـ از آرزوهاى دور و دراز خویش دست بردارد و زبانش را از بدى ، تهمت ، دروغ ، غیبت ، سوگند نابجا، گواهى دادن ناروا، ناسزا، شایعه سازى ، یاوه گویى و... بازدارد.

10 ـ در مـسائل اقتصادى و صرف هزینه هاى مالى ، از تشریفات زندگى شخصى خود بکاهد و آن را در راه رفاه دیگران و به ویژه محرومان و گرسنگان صرف نماید.

پیامبر صلّى اللّه علیه و آله از اصحاب خود پرسیدند: آیا مى دانید تائب چه کسى است ؟ عرض کردند: نه ، فرمود: اگر کسى توبه کند وکسانى را که به آنان بدى کرده است راضى نکند ولباس خود را تغییر ندهد ودوستان (منحرفش ) را تغییر ندهد وقلب خود را باز نکند و بذل و بخشش پیدا نکند و آرزویش را کوتاه و زبانش را حفظ نکند و اخلاق و نیتش را تغییر ندهد و طعام خود را کم نکند، تائب نیست و هرگاه انسانى این صفات را تحصیل کند توبه کننده واقعى است.(1)

توبه

شرایط پذیرش توبه

خداوند با دو شرط توبه را می پذیرد:

1-جهل باعث گناه شده باشد، نه عناد و استکبار در برابر حق.

2-توبه در زمان حیات و با اختیار صورت گیرد، نه لحظه ای که نشانه های مرگ پیدا شده باشد.

توبه ی چه کسانی قبول نمی شود؟

با ملاحظه این دو شرط، مشخص می شود که توبه دو گروه قبول نمی شود:

1-افرادی که با عناد و دشمنی با حق، به کفر و گناه خود ادامه می دهند و با همان حال بمیرند.

2-کسانی که از روی جهل و نادانی به گناه می پردازند؛ولی امر توبه را سبک شمرده،آن را تا لحظه مرگ به تأخیر بیندازند.(2)

خداوند در این زمینه می فرماید:" إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِنْ قَریبٍ فَأُولئِکَ یَتُوبُ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ کانَ اللَّهُ عَلیماً حَکیماً *وَ لَیْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّی تُبْتُ الْآنَ وَ لاَ الَّذینَ یَمُوتُونَ وَ هُمْ کُفَّارٌ أُولئِکَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلیماً ".(3)

پذیرش توبه از جانب خدا براى کسانى است که کار بد و ناشایستى از روى نادانى مرتکب شوند و بلافاصله توبه کنند. خدا توبه آنها را مى‏پذیرد (و از تقصیرات آنها مى‏گذرد) خدا داناى با حکمت است.

و توبه کسانى که گناه مى‏کنند، تا وقتى که مرگ یکى از ایشان در رسد، مى‏گوید: «اکنون توبه کردم»، پذیرفته نیست و [نیز توبه‏] کسانى که در حال کفر مى‏میرند، پذیرفته نخواهد بود، آنانند که برایشان عذابى دردناک آماده کرده‏ایم.

بنابراین ،گناهکاری دو جور است:یکی از روی جهالت و غالب آمدن هواهای نفسانی و شهوت و غضب و دیگری از روی عناد و بد ذاتی و خبث طینت.

توبه در مورد گناهانی که شخص آنها را در میان مردم به صورت سنت در آورده و موجب انحراف آنها از راه حق شده است. و گناه کسانی که به سنت عمل کنند و یا به خاطر آن گمراه شوند ،به عهده کسی است که آن سنت را پایه گذاری کرده است.توبه ی این شخص به درگاه الهی پذیرفته نمی شود؛زیرا گناه وآثارش به گونه ای است که او هرگز قادر نخواهد بود آنها را از بین ببرد

توبه نیز دو جور است:یکی بدون درنگ ودیگری پس از دیدن نشانه های مرگ.توبه ای پذیرفته می شود که بااختیار وپیش از فرا رسیدن مرگ باشد.چون با ظهور نشانه های مرگ دیگر اختیاری برای بنده نمی ماند و دو راهی اطاعت و معصیت معنا ندارد تا راه اطاعت را انتخاب کند.

3-توبه در مورد گناهانی که مربوط به حقوق الناس است.در اینجا مردمی که صاحب حق هستند باید از شخص راضی شوند وتا آنها راضی نشوند توبه فایده ای ندارد؛زیرا خداوند برای مردم حقوقی تعیین کرده و آن را محترم شمرده است و تعدی به آن حقوق را ظلم می داند.البته این مطلب در یک مورد استثناء دارد و آن توبه از شرک است؛یعنی کسی که از شرک توبه کند و اسلام بیاورد همه گناهانش اعم از حق الناس و حق الله بخشیده می شود.(4)

4-توبه در مورد گناهانی که شخص آنها را در میان مردم به صورت سنت در آورده و موجب انحراف آنها از راه حق شده است. و گناه کسانی که به سنت عمل کنند و یا به خاطر آن گمراه شوند ،به عهده کسی است که آن سنت را پایه گذاری کرده است.توبه ی این شخص به درگاه الهی پذیرفته نمی شود؛زیرا گناه وآثارش به گونه ای است که او هرگز قادر نخواهد بود آنها را از بین ببرد.(5)

کلام آخر:

خداوند به عنوان خالق و هستی بخش می دانست که اگر انسان به حال خود رها شود در پرتگاه شقاوت قرار می‌گیرد بنابراین توبه را وسیله ای برای نجات آدمی قرار داد.

پی نوشت ها:

1- بحارالانوار، ج 6، ص 35.

2-المیزان،ج1،تلخیصی از ص239-244.

3-نساء، آیه 17و18.

4-المیزان،ج1،ص250.

5-همان.

منابع:کتاب آموزه نجات از دیدگاه علامه طباطبایی،مصطفی آزادیان

کتاب اخلاق و تربیت های اسلامى، مرکز تحقیقات اسلامی سپاه



تاريخ : چهارشنبه هفتم دی ۱۴۰۱ | 17:2 | نویسنده : سید مهدی ژیان سید احمدی

از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم روایت شده: هر کس سوره واقعه را قرائت نماید نوشته می شود که او از گروه غافلان نیست.از امام باقر علیه السلام روایت شده: هر کس هر شب پیش از خواب سوره واقعه را قرائت کند در حالی خداوند را دیدار می کند که چهره اش مانند ماه شب چهاردهم می درخشد. از امام باقر علیه السلام روایت شده: هر کس هر شب پیش از خواب سوره واقعه را قرائت کند در حالی خداوند را دیدار می کند که چهره اش مانند ماه شب چهاردهم می درخشد.



تاريخ : چهارشنبه هفتم دی ۱۴۰۱ | 17:2 | نویسنده : سید مهدی ژیان سید احمدی

محل زندگی مشترک پیامبر (صلی الله علیه و آله) و همسرش خدیجه بوده است. این خانه مورد عنایت مسلمانان و یکی از بهترین مکان های مکه شناخته می شده است. در نقشه ای که از این خانه در دست است، مصلای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و مولد فاطمه (سلام الله علیها) در آن مشخص شده است. متاسفانه این محل نیز توسط دولت سعودی تخریب گردید و تنها با اصرار شهردار مکه، مدرسه ای برای حفظ قرآن، به جای آن ساخته شد. گویا بعدها این مدرسه هم از میان رفته است.



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه هفتم دی ۱۴۰۱ | 17:1 | نویسنده : سید مهدی ژیان سید احمدی

داستان ساخت مسجد لاکمبه(The Lakemba Mosque) در سیدنی استرالیا به دهه ۱۹۶۰ برمی‌گردد. آن زمان خانه کوچکی در محل فعلی این مسجد از سوی انجمن مسلمانان لبنان خریداری شده بود و به عنوان نمازخانه مورد استفاده قرار می‌گرفت. این خانه اوایل دهه ۱۹۷۰ تخریب و ساخت ساختمان فعلی آغاز شد. ساخت و ساز این مسجد پنج سال به طول انجامید و در نهایت در سال ۱۹۷۷ تکمیل شد.



ادامه مطلب