علی بن الحسین (ع) ملقب به امام سجاد (ع) امام چهارم شیعیان است که امامت ایشان بعد از واقعه عاشورا و شهادت امام حسین (ع) آغاز شد. امام باقر (ع) درباره دلیل نامگذاری پدرشان به عنوان «سجاد» فرمودند: «پدرم، هیچ یک از نعمت های الهی را یاد نمی کرد، مگر آنکه سر به سجده می نهاد. هیچ حادثه ناگواری از او رد نمی شد، جز آنکه سجده می کرد.هیچ نیرنگ حیله گری از او دفع نمی گردید، مگر آنکه سر به سجده می نهاد. از هیچ نماز واجبی فراغت نمی یافت، مگر اینکه به سجود می رفت.هرگز موفق به اصلاح و آشتی بین دو نفر نمی شد، جز آنکه سجده شکر به جای می آورد. بنابراین نشانه های سجود در تمام اندام سجده اش آشکار بود از این رو ایشان را «سجاد» نامیدند».
چرا امام سجاد را بعد از کربلا شهید نکردند؟
امام سجاد(ع) در روز عاشورا به دلیل بیماری شدید در بستر بودند و نتوانستند در برابر لشکر یزیدیان در کنار پدر بزرگوارشان امام حسین (ع) بجنگند. البته در آن ایام برخی قصد داشتند که امام سجاد (ع) را به شهادت برسانند، اما بیماری ایشان آنقدر وخیم بود که حتی میگفتند: «همین بیماری او را کفایت میکند».

پس از واقعه کربلا و به اسارت رفتن حضرت زینب (س) و اهل بیت شهدای کربلا، لشکر عمر بن سعد حضرت سجاد (ع) را نیز همراه اسرا به کوفه و پس از آن شام بردند. در کوفه حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) خطبه خواندند و امام سجاد (ع) مردم کوفه را به خاطر عهدشکنی نکوهش کردند. ایشان فرمودند: «ای مردم! شما را به خدا سوگند میدهم، آیا شما برای پدرم نامه ننوشتید و آنگاه بی وفایی نکردید؟! آیا با او عهدها و پیمانهای محکم نبستید و سپس با او پیکار کرده و او را به شهادت رساندید؟! وای بر شما! چه کار زشتی انجام دادید، شما چگونه به سیمای رسول الله صلی الله علیه و آله نظاره خواهید کرد، هنگامی که به شما بگوید: فرزندان مرا کشتید، احترامم را از میان بردید، پس، از امت من نیستید». هنوز سخنان امام تمام نشده بود که مردم گریه کنان و ضجه زنان همدیگر را ملامت کرده و به نگون بختی خود، تاسف خورده و اشک ندامت و پشیمانی میریختند.
پس از حضور در شام نیز وقتی یکی از لشکریان به دستور یزدی بر بالای منبر به مدح آل ابی سفیان و مذمت امام علی(ع) و اولادش سخنرانی کرد، حضرت امام سجاد (ع) به بیان فضایل امام علی (ع) و فرزندانش پرداخت. خطبهخوانی حضرت زین العابدین (ع) تأثیر بسیاری بر مردم شام گذاشت؛ چرا که مردم آنجا از ویژگیهای امام علی (ع) و فرزندانشان اطلاعی نداشتند؛ تا جایی که حتی روش و اقدامات معاویه را به عنوان سنت پیامبر (ص) و اسلام میشمردند.
ارثی که امام چهارم برای عاشقان پدرش بر جای گذاشت
امام سجاد (ع) با سخنرانی و خطبههای مختلف درباره اهل بیت (ع) و نحوه شهادت امام حسین (ع) و یارانشان، واقعه عاشورا را زنده نگه داشتند که البته مهمترین آنها در کوفه و شام بود. پس از اینکه امام سجاد (ع) به مدینه منوره مشرف شدند، با توجه به خفقان موجود در آنجا امکان روشنگری و تبلیغ محدود بود و امام نیز تریبونی برای تبلیغ اسلام واقعی نداشتند. برای همین در آن دوره به اشک ریختن در مصیبت شهدای کربلا مشغول شدند و اشک و دعا را ابزاری برای تبلیغ در نظر گرفتند. اشکهای امام سجاد (ع) عواطف افراد را برمیانگیخت و مظلومیت شهدای کربلا را برای مردم ترسیم میکرد. امروزه نیز این روش در عزای امام حسین (ع) به عنوان تبلیغ دین و یاد شهدای کربلا مورد توجه قرار دارد؛ تا جایی که شیعیان در ایام محرم و صفر در مظلومیت سیدالشهدا (ع) و یارانشان اشک ریخته و فرهنگ گریه بر شهیدان کربلا همچنان تأثیرگذارترین اقدام برای پیوند دادن عواطف افراد با هدف سیدالشهدا (ع) به شمار میرود.
امام سجاد (ع) همواره به درگاه الهی سجده کرده و دعا میکردند که یکی از شگفتانگیزترین آثار امام سجاد (ع) رساله حقوق ایشان است. آن امام بزرگوار ۱۴۰۰ سال پیش رسالهای را برای توجه به حقوق همه موجودات زنده در اختیار مردم جهان گذاشت. صحیفه سجادیه نیز که مجموعهای از دعاهای امام چهارم شیعیان و درد دل با پروردگاه هستی است، از آثار ارزشمندی است که انسان را بار دیگر با خداوند پیوند میدهد. دعای سحر مشهور به دعای ابوحمزه ثمالی و زیارت امین الله از دیگر دعاهایی است که مورد توجه شیعیان قرار دارد.

امام چهارم شیعیان، پس از گذراندن حضور در یکی از حساسترین دورههای تاریخ اسلام، توانستند با رفتارشان بر دلهای مردم آن دوران نفوذ پیدا کنند. بر همین اساس، امویان از این وضعیت نگران بودند؛ تا جایی که ولیدبن عبدالملک کینه امام(ع) را در دل داشت و میگفت: «من تا وقتی که علی بن الحسین در دنیا باشد، راحت نیستم». وقتی او زمان حکومت را در دست گرفت، به دلیل کینهای که الز امام (ع) داشت، دستور داد که حضرت سجاد (ع) را مسموم کنند. به همین دلیل هم زهر کشندهای برای نمایندهاش در مدینه فرستاد و دستور داد تا ان زهرا را به حضرت بخوراند.
علی بن الحسین (ع) مسموم شدند و به شهادت رسیدند. مرقد امام سجاد (ع) در مدینه منوره و در قبرستان بقیع در جوار امام حسن مجتبی (ع)، امام صادق (ع) امام باقر (ع) قرار دارد.
منبع: فارس
امام سجاد (ع) فرزند حسین بن علی (ع) امام چهارم شیعیان هستند و مشهورترین القاب حضرت عبارت است از زین العابدین، سجاد، وارث علم النبیین، الخاشع، المجتهد، الزاهد والبکاء.
امام سجاد (ع) در سال 38 قمری دیده به جهان گشود و دوران کودکی خود را در مدینه سپری کردند.از آن زمان که حضرت سیدالشهداء علیه السلام نهضت خویش را آغاز کردند واز وطن خود مدینه خارج شدند همواره امام سجاد(ع) همراه ایشان بودند وپس از فاجعه ی کربلا ایشان همراه دیگر اسیران اردوگاه حسینی به اسیری به کوفه وشام برده شده ودر این سفر با سخنرانی آتشین خود حکومت یزید را رسوا ساختند.
خلفای معاصر زمان امام سجاد (ع) عبارتند از یزیدبن معاویه، عبدالله بن زبیر، معاویه بن یزید، مروان بن حکم، عبدالملک بن مروان و ولید بن عبدالملک.
امام سجاد(ع) در بسیاری از اذهان با ویژگی بیمارگونه بودنشان در حادثه کربلا شناخته میشوند اما باید گفت بروز بیماری امام تنها در کربلا مدت کوتاهی به طول انجامید و ایشان پس از آن بهبود کامل یافته ودر حدود 35 سال هم چون سایرامامان از سلامت جسمی برخوردار بودند. می توان بروز بیماری امام سجاد (ع)در حادثه کربلا را مصلحت الهی دانست واز آن به عنوان الطاف خفیه خداوندی یاد کرد زیرا بیماری حضرت در آن برهه باعث گردید تا وظیفه جهاد از ایشان سلب گشته و وجود مقدسشان از خطر کشتار مزدوران یزید محفوظ بماند وپس از آن بتوانند رشته امامت را تداوم بخشند.
از جمله کارهای مهم حضرت را می توان پیام آوری قیام کربلا توسط ایشان دانست. زیرا حضرت به عنوان تنها بازمانده خاندان حسینی با ابلاغ پیام قیام وشهادت سرخ امام حسین (ع) سعی کردند تا با سخنرانی ها ومناظرات خود به افشای چهره پلید حکومت اموی وبیدار ساختن افکار عمومی مبادرت ورزند.
دوران امامت حضرت سجاد(ع) مصادف با یکی از سیاهترین ادوار حکومت در تاریخ اسلام یعنی حکومت عبدالملک است.عبدالملک که بدون هیچ نوع پرده پوشی به مقدسات اسلام توهین کرده وآشکارا اصول اسلامی را زیر پا میگذارد برای امام سجاد (ع) تنگناهای بسیار شدیدی ایجاد کرد.امام سجاد (ع) نیز به دلیل رعب واختناق شدیدی که در جامعه حکمفرما بود وبا کنترل وتسلط شدیدی که حکومت جبار اموی برقرار ساخته بود میدانستند که قیام در این برهه محکوم به شکست است ونتیجه ای در بر نخواهد داشت به همین دلیل سعی کردند تا با پایداری واقدام عمیق به فکر تجدید حیات اسلام وبازآفرینی جامعه اسلامی باشند. بدین ترتیب ایشان با ایجاد یک سلسله برنامه های ارشادی وفرهنگی- تربیتی مبارزات غیر مستقیم خود را آغاز کرده وسعی کردند تا حرکتی انجام ندهند که حساسیت حکومت برانگیخته شود.
مهمترین فعالیت امام سجاد(ع)در این دوران را می توان در موارد زیر جست وجوکرد:
- زنده نگاه داشتن یاد وخاطره عاشورا برای آنکه مشروعیت حاکمیت اموی از بین رفته وعمق این فاجعه به دست فراموشی سپرده نشود.
- پند وارشاد امت از طریق موعظه با اندیشه درست اسلامی از طریق بحث ومناظره با افراد مختلف.
- کادر سازی وتبیین معارف در کلاس درس دعا .
امام سجاد (ع) با تبیین معارف اسلام در قالب دعا سعی داشتند تا علاوه بر ایجاد پیوند معنوی میان انسان وپروردگار مفاهیم بلند خود را در قالب دعا به افراد عرضه کنند که در صحیفه سجادیه جمع شده است. صحیفه سجادیه امام تنها شامل راز ونیاز ومناجات نیست بلکه ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی وعقیدتی رانیز در برمیگیرد. امام در چندین دعا سعی کردند تا مباحث سیاسی به ویژه مساله امامت و رهبری جامعه اسلامی را مطرح کرده وآن را تبیین کنند.
امام سجاد (ع) علاوه بر موارد فوق به تشکیل یک کانون تربیتی نیز مبادرت کردند. به این صورت که ایشان برای لغو تدریجی بردگی در اسلام سعی کردند با آزادسازی بردگان درسطح وسیع آنها را خریداری کرده مدتی به آنان آموزش دهند وسپس آزادشان کرده وبه صورت انسان های نمونه آنان را وارد جامعه سازند. این بردگان پس از آزادی نیز پیوند معنوی خود را با امام قطع نکرده وبه سهم خود سعی می کردند تا دیگران را تحت پوشش تربیتی قرار دهند.
در خصوص نحوه به شهادت رسیدن امام باید گفت: ولید بن عبدالملک از آنجا که فردی خونریز وظالم بود نتوانست در مقابل امام سجاد(ع) به مماشات بپردازد ودر سال 94 هجری ایشان ا با زهر به شهادت رساند.
وصیت امام به شیعیان
هر کس روح بلندی داشته باشد دنیا را زیر پا خواهد گذاشت وهر آن کس به آنچه خداوند برایش مقدر کرده قانع باشد از بی نیازترین مردم است.
شیعه واقعی کسی است که در راه ما مجاهدت کند وجلوی ظلم وستم به ما را بگیرد. به شیعیان ما ابلاغ کنید که ما شما را از خداوند بی نیاز نمی کنیم و ولایت ما حاصل نمیشود مگر در پرتو ورع وپرهیزگاری.
بدانید سه چیز از عوامل نجات مومن است: حفظ زبان از غیبت، مشغول کردن خود به کاری که منفعت دنیا وآخرت را داشته باشد و مداومت گریه وناله در پیشگاه خدا به خاطر لغزشها وگناهانی که مرتکب شدهاید.
حجتالاسلام دکتر موسی دانش پژوهشگر بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی طی یادداشتی نوشت: زندگی امام سجاد(ع) منحصر به زهد و عبادت نبود و سیاست را هم شامل میشد؛ چرا که سیاست جزئی جدا نشدنی از امامت است. اگر سیاست را به معنای رهبری انسانها، مدیریت جامعه یا کشور بدانیم در آن صورت، امام سجاد(ع) باید اقدامهای سیاسی هم انجام میداد، جامعه را مدیریت کرده و انسانها را رهبری میکرد. پس از کربلا بخش مهم زندگی امام سجاد(ع) سیاسی بود.
در سیره امام سجاد(ع) از همان آغاز صفحاتی از مبارزات آشکار را شاهد هستیم. به عنوان نمونه حضور آن حضرت در کربلا، مواضع او در سخنرانیهایی که در دوران اسارت ایراد کرد و برنامهریزیهایش هنگام رسیدن به مدینه، سه محور مهم در سیره و زندگی امام سجاد(ع) به شمار میروند که باید درباره هر کدام از آنها اندیشید.
امام سجاد(ع) در کربلا کنار پدر بزرگوارش سیدالشهدا(ع) با هدف مبارزه حضور داشت. در کهنترین متن روایت شده از اهل بیت(ع) اسامی افرادی که با امام حسین(ع) در کربلا حضور داشتهاند ذکر شده است.
در کتاب تسمیه من قتل مع الحسین من اهل بیته و شیعته آمده و محدث زیدی و فضیل بن زبیر اسدی رسان کوفی از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) آن را گردآوری کرده است. در این کتاب آمده است: «علی بن الحسین بیمار بود و در حالی که زخمی شده بود، از صحنه جنگ بیرون برده شد. او در پارهای از نبرد حضور داشت. خداوند از وی دفاع کرد و او به همراه زنان به اسارت گرفته شد».
به خاک و خون افتادن امام حسین(ع) در کربلا، رویداد تاریخی بزرگی بود که به آشکار شدن جامعه شیعی و ظهور آن همانند فرقهای برجسته و برخوردار از اصول سیاسی و شیوه دینی، بیشتر از آنچه در دوران امام علی(ع) و پیش از او بود منجر شد و امام سجاد(ع) وارث رهبری شیعیان منتقم آن شد.
شجاعت امام چهارم شیعیان در دوران اسارت در کوفه و شام از لحاظ سیاسی، کمتر از شجاعت در میدان نبرد نبود. او که آن فجایع را دیده بود و مصیبت آن همه شهید را بر دل داشت، چنان مواضع شجاعانه و قهرمانانهای در پیش گرفت که توانست حقانیت دین را به نمایش بگذارد و نقش دیگری از مبارزه را ایفا کند.
امام سجاد(ع) با بیان و بلاغتی معجزهآسا حق را آشکار و به روشنی حجت را بر همگان تمام و نیرنگ حاکمان ستمگر را برملا کرد و پرده از روی فساد، ستمگری و انحرافشان از اسلام برداشت. اثر این نقش بر ضد فرمانروایان تبهکار به مراتب از اثر شمشیر برندهای که امام حسین(ع) در برابر ستمگران انجام داد بیشتر بود زیرا آن حضرت در آن شرایط سخت یاور و مددکاری نداشت. امام سجاد(ع) شاهد نبرد کربلا بود و تمامی صحنههای آن فاجعه را از آغاز تا پایان به چشم دیده بود. امام سجاد(ع) استمرار عینی واقعه کربلا و سخنگوی رسمی آن بود.
آن حضرت گنجینهای سرشار از تمام رشتههای علوم الهی بود. او در عقیده، حقوق، اخلاق، عرفان و حتی در رفتار، شیوه و سنت، نمونه کامل اسلام به شمار میرفت. سخنگوی قرآن و مفسر زنده آیات الهی بود و به همین دلیل وجودش در آن جامعه وحشتناک و قحطیزده برای اسلام، سودبخش و برای مسلمانان امیدوارکننده بود.
امام زینالعابدین(ع) برای دشمنان اسلام از هزاران شمشیر ترسناکتر بود و خواب راحت را از چشمان آنان ربوده بود زیرا بقای اسلام به بقای اندیشهها و ارزشهایش بستگی داشت و دشمنان در تلاشهای خود بر ضد اسلام، تنها همان اندیشهها و ارزشها را نشانه گرفته بودند. بدون تردید هرگاه شخصیتی همانند امام سجاد(ع) در صحنه حضور داشت، بزرگترین سد در برابر کوششهای دشمنان بود.
ادامه و به ثمر رساندن اهداف و پیامدهای واقعه کربلا، سرپرستی خانواده رنجدیده و انجام مسئولیت الهی و تاریخی امامت تنها بخشی از مسئولیتهای آن حضرت بود. سیدالساجدین(ع) به تنهایی تمامی این مسئولیتها را بر دوش کشید و به برکت حکمت و اندیشهاش به بهترین شکل از عهده آنها برآمد.
علاوه بر این موارد امام سجاد(ع) در آن دوران خفقان برای شیعیان با اصحاب خاص خود، کادرسازی انجام داد. آن حضرت در دوران ۳۵ساله امامت خود زحمات بسیاری کشید تا جایی که وقتی در سال ۹۵ هجری قمری حضرت(ع) به شهادت رسید، امام محمدباقر(ع) در میان جمع شیعیان و محبان اهل بیت(ع) قرار گرفت. اگر سیاستهای امام سجاد(ع) و کادرسازی ایشان نبود، تشیع پس از کربلا نابود میشد و این مهم از برکات امامت، جهاد و تلاش چهارمین امام شیعیان است.
کانال حرف حساب در ایتا مطلبی با عنوان یک تذکر مهم درباره عبادات برگرفته از صفحه ۱۳۱ کتاب آزادی معنوی شهید مطهری منتشر کرد:
ما با اینکه صد درصد اعتراف داریم که اسلام «دین اجتماعی» است و دستورات آن حاکی از این است، ولی این سبب نمیشود که ما «عبادت» و «دعا» و «ارتباط با خدا» را تحقیر کنیم.
یکی از گناهان، «استخفاف» نماز، یعنی سبک شمردن نماز است. نماز نخواندن یک گناه بزرگ است و نماز خواندن، اما نماز را خفیف شمردن، بیاهمیت تلقی کردن، گناه دیگری است.
در آیه ۳۲ سوره «نجم» در این زمینه آمده است که:
«الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ ۚ إِنَّ رَبَّکَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ ۚ هُوَ أَعْلَمُ بِکُمْ إِذْ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ ۖ فَلَا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ ۖ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَیٰ»
"کسانی که از گناهان بزرگ و زشت کاریها جز لغزشهای کوچک دوری میکنند (مورد آمرزشاند) یقیناً آمرزش پروردگارت گسترده و وسیع است. او به شما از هنگامی که شما را از زمین به وجود آورد و از هنگامی که در شکم مادرانتان جنین بودید، داناتر است؛ پس خودستایی نکنید. او به کسی که پرهیزکاری پیشه کرده است، آگاهتر است"
همچنین امام علی(ع) در این رابطه فرمودند:
"به خدا سوگند اگر کره زمین را به من دهند تا برای گرفتن پوست جوی از دهان مورچهای مرتکب گناه شوم این کار را نخواهم کرد"(نهجالبلاغه خطبه۲۲۴)
امام علی(ع) فرمودند:
"بدترین گناه، گناهی است که انسان آن را سبک یا کوچک بشمارد.(نهج البلاغه حکمت۴۷۷)
در روایات میخوانیم:
"همانا دوست پیامبر کسی است که مطیع خدا باشد گرچه نسبتی با حضرت نداشته باشد و دشمن پیامبر کسی است که نافرمانی خدا کند گرچه از نزدیکان حضرت باشد.(وسائل، ج۱۵، ص۲۳۸)
بعضی عوامل، گناهان صغیره را به کبیره تبدیل میکند، از جمله:
اصرار بر گناهان صغیره، سبک شمردن گناه، شادی هنگام گناه، گناه از روی طغیان، مغرور شدن به مهلتهای الهی، آشکارا گناه کردن، گناه بزرگان و افراد برجسته.
آثار گناه
قساوت دل، سلب نعمت، رد دعا، تغییر رزق، محروم شدن از بعضی عبادات نظیر نماز شب، بلای ناگهانی، قطع باران، ویرانی خانه، رسوایی و خواری، کوتاهی عمر، زلزله، فقر و ناداری، اندوه و بیماری، تسلط اشرار که برای هر یک از این آثار، آیات و روایاتی وارد شده است.
راههای جبران گناه
نماز، استغفار، انفاق، حل مشکلات مردم، کار نیک، دوری از گناهان کبیره، ایمان و عمل صالح، شرکت در جنگ و جهاد، سلام کردن، طعام دادن و نماز شب.
منبع: ایسنا
.: Weblog Themes By Pichak :.
