تاريخ : چهارشنبه هفتم دی ۱۴۰۱ | 17:12 | نویسنده : سید مهدی ژیان سید احمدی

توبه از هر نوع گناهی به نوع گناه بستگی دارد. به عنوان مثال توبه از ترک واجبات به این است که واجبات ترک شده، قضاء شود. و یا مثلًا توبه از دزدی به این محقق می شود که اموال مردم رد گردد و حلالیت طلبیده شود. و یا توبه از فحشاء و منکرات به استغفار عنداللَّه است، و لذا کسی که مرتکب چشم چرانی شده و یا بدن نامحرمی را لمس نموده و بر او بوسه زده و... قضاء و قصاص و تقاص صحیح نبوده بلکه اینها خود گناهی غیرقابل قیاس با گناه اول هستند.

گناهانی که به نوعی حاوی حق الناس هستند، استغفار از آنها به این است که حق مردم باز داده شود و درهمی از آن باقی نماند.

علی بن حمزه از اصحاب امام صادق علیه السلام می گوید: دوستی داشتم که در دستگاه بنی امیه نویسنده بود، از من ملاقات با امام صادق علیه السلام را طلب کرد. من اجازه گرفتم، وقتی وی نزد حضرت آمد و گفت: مال زیادی بدست آورده ام و مقید به حلال و حرام نبوده ام. اکنون چه کنم و راه نجاتم چیست؟

امام علیه السلام فرمود: اگر بنی امیه امثال شما را نمی یافتند که کمکشان کنند، حقّ ما را غصب نمی کردند. اگر راه نجاتی بگویم انجام می دهی؟ عرض کرد: آری!

امام فرمود: هرچه بدست آورده ای از آن چشم بپوش، آن را که صاحبش می شناسی رد کن و آنکه نمی شناسی صدقه بده، من بهشت را برای تو ضامن می شوم. وی لختی سر بزیر افکند. براستی در دو راهی سختی واقع شده و دل کندن از همه اموال آنهم در آن حال بسیار بسیار دشوار بود. سپس سر بلند کرد و با شهامت گفت: انجام می دهم. وقتی به کوفه برگشتیم تمام اموالش حتی لباس هایش را رد نمود و به فقراء رساند. ما پولی جمع کردیم و برای او لباس گرفتیم. وی هنگام مرگ و در حال احتضار به من گفت: یا علی وفی لی واللَّه صاحِبُک، دوستت به من کمک کرد، وقتی به خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم، همینکه آن حضرت چشمش به من افتاد، فرمود:

«یا علی وَفَّینا وَاللَّهِ لِصاحِبِک»

به خدا سوگند به عهدمان با دوستت عمل کردیم. عرض کردم آقا او هم در لحظات آخر حیاتش همین را گفت.