تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۸۶ | 18:48 | نویسنده : سید مهدی ژیان سید احمدی
22 ـ «وليز» (از بزرگترين نويسندگان انگليسى):هر دينى كه با مدنيت و تمدن در هر دوره و زمان سير نكند، آن را بى پروا به ديوار بزنيد.براى آنكه دينى كه پهلوبهپهلو با تمدن سير نكند براى پيروان خود، لهو و شر و اباطيل است و آنها را به سوى تباهى مىكشاند و دين حقى كه با تمدن همگام است، اسلام است و هر كس بخواهد اين معنى را دريابد به قرآن و محتواى آن از لحاظ علم و قانون و نظام اجتماعى مراجعه كند.پس (قرآن) كتاب دينى و علمى اجتماعى و اخلاقى و تاريخى است...و اگر كسى به من بگويد كه اسلام را تعريف كن، مىگويم اسلام يعنى تمدن واقعى بشر.
23 ـ «رود ويل» نويسنده انگليسى:اروپا بايد فراموش نكند كه مديون قرآن محمدى(صلى الله عليه وآله) است; زيرا قرآن بود كه آفتاب علم رادر اروپا طلوع داد.
24 ـ «گوته» شاعر و نويسنده بزرگ آلمانى (1832 ـ 1779):قرآن اثرى است كه خواننده در ابتداى امر به موجب سنگينى عبارات آن رميده مىشود و سپس مفتون جاذبه آن و بالاخره بىاختيار مجذوب زيباييهاى بىپايان آن مىگردد.
25 ـ «لادين كوبولد» انگليسى در كتاب به سوى خدا:براستى قرآن را زيبايى خيره كننده است كه زبان از تقرير و خامه از تحرير آن عاجز است.زيبايى، گيرايى، شيرينى و نظم صحيح كه تأثير آن را هيچ كتابى ندارد.اين كتاب از بسيار خواندن كهنه نمىشود و كلمات با وزن صحيح دارد ولى در آن سجع وزنى پيدا نيست.شيرينتر از شعر است و اين اعجاز فقط از آنِ قرآن است.
26 ـ «توماس كارلايل» دانشمند معروف و مورخ مشهور اسكاتلندى درباره قرآن:اگر يك بار به اين كتاب مقدس نظر افكنيم حقايق برجسته و خصايص اسرار وجود طورى در مضامين جوهرى آن پرورش يافته كه عظمت و حقيقت قرآن بخوبى از آنها نمايان مىشود، و اين خود مزيت بزرگى است كه فقط به قرآن اختصاص يافته و در هيچ كتاب علمى و سياسى و اقتصادى ديگر ديده نمىشود.بلى خواندن بعضى از كتابها تأثير عميقى در ذهن انسان مىگذارد ولى هرگز با تأثير قرآن در خور مقايسه نيست.
27 ـ بانو «ستان رانى تنس» هلندى:محتواى اين كتاب آسمانى كاملاً با خِرَدْ و فطرت بشرى مطابقت دارد و از مطالب زننده و خلاف عقل بكلّى پاك است.قرآن درباره زنان داورى عادلانهاى دارد و برخلاف برخى از مرامها و اديان كه جنس زن را تا به سر حد بردگى تنزل دادهاند و ارزشى براى او قائل نيستند، وى را از مزايا و حقوق انسانى برخوردار ساخته و مقام شامخى براى او منظور داشته است.
28 ـ دكتر «مارديس» به دستور وزارت خارجه و وزارت فرهنگ فرانسه 63 سوره از قرآن را در مدت نُهْ سال با رنج و زحمت متوالى به زبان فرانسه ترجمه كرد كه در سال 1926 منتشر شد.وى در مقدمهاش مىنويسد:سبك قرآن بىگمان سبك كلام خداوند است، زيرا اين سبك كه مشتمل بر كنه وجودى است كه از آن صادر شده، محال است كه جز سبك و روش خداوندى باشد...از كارهاى بيهوده و كوششهاى بىنتيجه است كه انسان در صدد باشد تأثير فوقالعاده اين نثر بىمانند را به زبان ديگر ادا كند، مخصوصاً به فرانسه كه دامنهاش بسيار محدود است.
29 ـ بانو «واگليرى» دانشمند ايتاليايى:كتاب آسمانى اسلام نمونهاى از اعجاز است.قرآن كتابى است كه نمىتوان از آن تقليد كرد.نمونه سبك و اسلوب قرآن در ادبيات عرب سابقه ندارد.تأثيرى كه سبك قرآن در روح انسان ايجاد مىكند ناشى از امتيازات و برتريهاى آن مىباشد.چطور ممكن است اين قرآن كار محمد(صلى الله عليه وآله) باشد و حال آنكه معتقديم محمد(صلى الله عليه وآله) يك مرد عرب و درس نخوانده بود.ما در اين قرآن ذخاير و اندوختههايى از علوم مىبينيم كه مافوق استعداد و ظرفيت باهوشترين و متفكرترين اشخاص است.و...قويترين سياست بايد در مقابل قرآن زانوى ناتوانى به زمين بزنند.
30 ـ «سر ويليام» مورخ انگليسى (1905 ـ 1819):قرآن كتابى است آكنده از دلايل سرشار منطقى.ومسائل بىشمار علمى آن بلندترين گفتار با براهين كامل قطعى درباره وجود خداوند راهنمايى بر عظمت آفريننده بىهمتا با ما سخن آغاز مىكند.قوانين قضائى و حقوقى، دستورهاى حياتى و زندگى، مقررّات مذهبى و دينى طورى در آن با عبارات روان تنظيم شده كه خواننده را تحت تأثير سحرآورى قرار مىدهد.
31 ـ «رادول» كشيش مسيحى:اين حقيقت را بايد شناخت كه قرآن شايسته بزرگترين مدح و منقبت است.چرا كه فكر خداشناسى را به طرزى مناسب و با توجه به قدرت و علم و تقدير عمومى و وحدت الهى در ميان مىنهد.اعتماد و اطمينانى كه قرآن به خداوند يكتاى آسمان و زمين تلقين مىنمايند، عميق و پر حرارت است.در اين كتاب اشتياق اخلاقى عالى و ژرف و خرد و هوشمندى مغزدار وجود دارد و در عمل به اثبات رسانيده كه در آن عوامل و عناصرى است كه مىتوان ملل قدرتمند و امپراتورى با عظمت را بر پايهاش بنا نهاد.
32 ـ «كلارستون» نخستوزير متعصب انگلستان قرآن را به مجلس عوام انگلستان برده و گفت:تا اين كتاب (قرآن) باشد سيادت انگلستان در ممالك اسلامى محال است.
33 ـ «جان ديون پورت» در كتاب عذر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن مىنويسد:قرآن به اندازهاى از نقايص مبرّا و منزه است كه نيازمند كوچكترين تصحيح و اصلاحى نيست، و ممكن است از اوّل تا به آخر آن خوانده شود بدون آنكه انسان كمترين ناراحتى از آن احساس كند.باز مىنويسد: ساليان دراز كشيشان از خدا بىخبر ما را از پى بردن به حقائق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن محمد(صلى الله عليه وآله)دور نگهداشتند، امّا هر قدر كه ما قدم در جاده دانش گذارهايم، پردههاى جهل و تعصب نابجا از بين مىرودو بزودى اين كتاب توصيفناپذير عالم را به خود جذب كرده و تأثير عميقى در علم جهان كرده و عاقبت محور افكار مردم جهان مىشود.
34 ـ «دينورت» مستشرق:واجب است اعتراف كنيم كه علوم طبيعى و فلكى و فلسفه رياضيات كه در اروپا رواج گرفت، عموماً از بركت تعليمات قرآن است.و مامديون مسلمانانيم، بلكه اروپا از اين جهت شهرى از اسلام است.
35 ـ «نولدكه» دانشمند و خاورشناس مشهور آلمانى و نويسنده كتاب (تاريخ قرآن):قرآن با منطق علمى و روش اطمينان بخش وقانع كنندهاى كه دارد دلهاى شنوندگان خود را به سوى خويش توجه داد و آنها را طرف خطاب قرار مىدهد.همواره بر دلهاى كسانى كه از دور با آن مخالفت مىورزند تسلط يافته و آنها را به خود مىپيوندد.فضيلت قرآن با داشتن سادگى و بلاغت خاص خود به اوج كمال رسيده است.اين كتاب توانست از مردمى وحشى و بىتربيت، ملتى متمدن ايجاد كند كه تعليم و تربيت دنياى خويش را بر عهده گرفتند.
36 ـ «سديو» مستشرق فرانسوى (1893 ـ 1817):قرآن مجموعهاى است كه از آداب و حِكَم چيزى را فروگذار ننموده است.اساس اين كتاب مقدس بر عدل و احسان و حكمت قرار گرفته و جامعه بشرى را به سوى فضايل انسانيت و كمال، راهنمايى مىنمايد.معارف درخشان اسلام و احكام قرآن موجب سرشكستگى بلكه كورى چشم عيبجويان و دشمنان اوست.در عظمت اين كتاب مقدس و آورنده آن همينقدر كافى است كه بگوييم اعراب وحشى و باديهنشين را با نداشتن هيچگونه امتياز و داشتن هرگونه رذايل اخلاقى به درجه سعادت بلكه در رديف معلمين بشريت در آورده است.
37 ـ «پرنس ژاپونى بورگيز» مورخ ايتاليايى:مسلمين همينكه در پيروى قرآن و خواندن آن و عمل به قوانين و احكامش سستى نشان دادند نيروى سعادت و فرشته سيادت نيز با اين بىاعتنايى از آنها دور شد و آن همه عزت و قدرت و خرسندى و عظمت از افق حيات آنها رخت بربست و به جايش اهريمن اسارت و بندگى جانشين شد.دشمنان از اين فرصت استفاده كردند و بر آنها تاختند و حلقهوار چون ميكروبهاى اجتماع آنها را در ميان گرفتند و آنها را به روزگار كنونى اسير و مقيد ساختند.آرى اين همه بدبختيها و تيره روزيهاى مسلمين از مراعات نكردن قوانين قرآن بوده.در اين امر بزرگ هيچ گناهى متوجه اسلام (قرآن) نيست آيا حقيقتاً چه ايرادى را مىشود برآيين پاك گرفت!
38 ـ دكتر «موريس» فرانسوى:محققاً قرآن بهترين و برترين كتابى است كه قلم صنع و دست هنر ازلى براى بشر ظاهر ساخته است.
39 ـ پرفسور ادبيات عرب و استاد تاريخ تمدن اسلام در دانشگاه ناپل ايتاليا بانو دكتر «لورا واكيسا واگليرى» رسالهاى به نام پيشرفت سريع تعاليم اسلام نوشته كه در قسمتى از آن چنين آمده است:ما در اين كتاب (قرآن) گنجينههايى از دانش را مىبينيم كه مافوق استعداد و ظرفيت باهوشترين اشخاص و بزرگترين فيلسوفان و قويترين رجال سياسى است.
40 ـ دانشمند معروف آنتروپولوژى (انسان شناسى)، استاد دانشگاه ايالت پنسلوانيا «كارلتون اس كون» آمريكايى در كتاب خود به نام كاروان مىنويسد:يكى از مزاياى عظيم قرآن بلاغت آن است. قرآن هنگامى كه درست تلاوت شود چه شنونده و به لغت عرب آشنايى داشته باشد و آن را بفهمد يا نداشته باشد و آن را نفهمد تأثير شديدى در او گذاشته در ذهنش جاگير مىشود. اين مزيت بلاغتى قرآن ترجمه شدنى نيست.
با توجه به اينكه ذكر سؤال و معما مىتواند كمك شايانى به تفهيم مطلب مورد نظر بنمايد، سعى نموديم بخش سوم را به ذكر برگزيدهاى از معماهاى قرآنى اختصاص دهيم باشد كه مورد نظر خوانندگان عزيز قرار گيرد.
23 ـ «رود ويل» نويسنده انگليسى:اروپا بايد فراموش نكند كه مديون قرآن محمدى(صلى الله عليه وآله) است; زيرا قرآن بود كه آفتاب علم رادر اروپا طلوع داد.
24 ـ «گوته» شاعر و نويسنده بزرگ آلمانى (1832 ـ 1779):قرآن اثرى است كه خواننده در ابتداى امر به موجب سنگينى عبارات آن رميده مىشود و سپس مفتون جاذبه آن و بالاخره بىاختيار مجذوب زيباييهاى بىپايان آن مىگردد.
25 ـ «لادين كوبولد» انگليسى در كتاب به سوى خدا:براستى قرآن را زيبايى خيره كننده است كه زبان از تقرير و خامه از تحرير آن عاجز است.زيبايى، گيرايى، شيرينى و نظم صحيح كه تأثير آن را هيچ كتابى ندارد.اين كتاب از بسيار خواندن كهنه نمىشود و كلمات با وزن صحيح دارد ولى در آن سجع وزنى پيدا نيست.شيرينتر از شعر است و اين اعجاز فقط از آنِ قرآن است.
26 ـ «توماس كارلايل» دانشمند معروف و مورخ مشهور اسكاتلندى درباره قرآن:اگر يك بار به اين كتاب مقدس نظر افكنيم حقايق برجسته و خصايص اسرار وجود طورى در مضامين جوهرى آن پرورش يافته كه عظمت و حقيقت قرآن بخوبى از آنها نمايان مىشود، و اين خود مزيت بزرگى است كه فقط به قرآن اختصاص يافته و در هيچ كتاب علمى و سياسى و اقتصادى ديگر ديده نمىشود.بلى خواندن بعضى از كتابها تأثير عميقى در ذهن انسان مىگذارد ولى هرگز با تأثير قرآن در خور مقايسه نيست.
27 ـ بانو «ستان رانى تنس» هلندى:محتواى اين كتاب آسمانى كاملاً با خِرَدْ و فطرت بشرى مطابقت دارد و از مطالب زننده و خلاف عقل بكلّى پاك است.قرآن درباره زنان داورى عادلانهاى دارد و برخلاف برخى از مرامها و اديان كه جنس زن را تا به سر حد بردگى تنزل دادهاند و ارزشى براى او قائل نيستند، وى را از مزايا و حقوق انسانى برخوردار ساخته و مقام شامخى براى او منظور داشته است.
28 ـ دكتر «مارديس» به دستور وزارت خارجه و وزارت فرهنگ فرانسه 63 سوره از قرآن را در مدت نُهْ سال با رنج و زحمت متوالى به زبان فرانسه ترجمه كرد كه در سال 1926 منتشر شد.وى در مقدمهاش مىنويسد:سبك قرآن بىگمان سبك كلام خداوند است، زيرا اين سبك كه مشتمل بر كنه وجودى است كه از آن صادر شده، محال است كه جز سبك و روش خداوندى باشد...از كارهاى بيهوده و كوششهاى بىنتيجه است كه انسان در صدد باشد تأثير فوقالعاده اين نثر بىمانند را به زبان ديگر ادا كند، مخصوصاً به فرانسه كه دامنهاش بسيار محدود است.
29 ـ بانو «واگليرى» دانشمند ايتاليايى:كتاب آسمانى اسلام نمونهاى از اعجاز است.قرآن كتابى است كه نمىتوان از آن تقليد كرد.نمونه سبك و اسلوب قرآن در ادبيات عرب سابقه ندارد.تأثيرى كه سبك قرآن در روح انسان ايجاد مىكند ناشى از امتيازات و برتريهاى آن مىباشد.چطور ممكن است اين قرآن كار محمد(صلى الله عليه وآله) باشد و حال آنكه معتقديم محمد(صلى الله عليه وآله) يك مرد عرب و درس نخوانده بود.ما در اين قرآن ذخاير و اندوختههايى از علوم مىبينيم كه مافوق استعداد و ظرفيت باهوشترين و متفكرترين اشخاص است.و...قويترين سياست بايد در مقابل قرآن زانوى ناتوانى به زمين بزنند.
30 ـ «سر ويليام» مورخ انگليسى (1905 ـ 1819):قرآن كتابى است آكنده از دلايل سرشار منطقى.ومسائل بىشمار علمى آن بلندترين گفتار با براهين كامل قطعى درباره وجود خداوند راهنمايى بر عظمت آفريننده بىهمتا با ما سخن آغاز مىكند.قوانين قضائى و حقوقى، دستورهاى حياتى و زندگى، مقررّات مذهبى و دينى طورى در آن با عبارات روان تنظيم شده كه خواننده را تحت تأثير سحرآورى قرار مىدهد.
31 ـ «رادول» كشيش مسيحى:اين حقيقت را بايد شناخت كه قرآن شايسته بزرگترين مدح و منقبت است.چرا كه فكر خداشناسى را به طرزى مناسب و با توجه به قدرت و علم و تقدير عمومى و وحدت الهى در ميان مىنهد.اعتماد و اطمينانى كه قرآن به خداوند يكتاى آسمان و زمين تلقين مىنمايند، عميق و پر حرارت است.در اين كتاب اشتياق اخلاقى عالى و ژرف و خرد و هوشمندى مغزدار وجود دارد و در عمل به اثبات رسانيده كه در آن عوامل و عناصرى است كه مىتوان ملل قدرتمند و امپراتورى با عظمت را بر پايهاش بنا نهاد.
32 ـ «كلارستون» نخستوزير متعصب انگلستان قرآن را به مجلس عوام انگلستان برده و گفت:تا اين كتاب (قرآن) باشد سيادت انگلستان در ممالك اسلامى محال است.
33 ـ «جان ديون پورت» در كتاب عذر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن مىنويسد:قرآن به اندازهاى از نقايص مبرّا و منزه است كه نيازمند كوچكترين تصحيح و اصلاحى نيست، و ممكن است از اوّل تا به آخر آن خوانده شود بدون آنكه انسان كمترين ناراحتى از آن احساس كند.باز مىنويسد: ساليان دراز كشيشان از خدا بىخبر ما را از پى بردن به حقائق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن محمد(صلى الله عليه وآله)دور نگهداشتند، امّا هر قدر كه ما قدم در جاده دانش گذارهايم، پردههاى جهل و تعصب نابجا از بين مىرودو بزودى اين كتاب توصيفناپذير عالم را به خود جذب كرده و تأثير عميقى در علم جهان كرده و عاقبت محور افكار مردم جهان مىشود.
34 ـ «دينورت» مستشرق:واجب است اعتراف كنيم كه علوم طبيعى و فلكى و فلسفه رياضيات كه در اروپا رواج گرفت، عموماً از بركت تعليمات قرآن است.و مامديون مسلمانانيم، بلكه اروپا از اين جهت شهرى از اسلام است.
35 ـ «نولدكه» دانشمند و خاورشناس مشهور آلمانى و نويسنده كتاب (تاريخ قرآن):قرآن با منطق علمى و روش اطمينان بخش وقانع كنندهاى كه دارد دلهاى شنوندگان خود را به سوى خويش توجه داد و آنها را طرف خطاب قرار مىدهد.همواره بر دلهاى كسانى كه از دور با آن مخالفت مىورزند تسلط يافته و آنها را به خود مىپيوندد.فضيلت قرآن با داشتن سادگى و بلاغت خاص خود به اوج كمال رسيده است.اين كتاب توانست از مردمى وحشى و بىتربيت، ملتى متمدن ايجاد كند كه تعليم و تربيت دنياى خويش را بر عهده گرفتند.
36 ـ «سديو» مستشرق فرانسوى (1893 ـ 1817):قرآن مجموعهاى است كه از آداب و حِكَم چيزى را فروگذار ننموده است.اساس اين كتاب مقدس بر عدل و احسان و حكمت قرار گرفته و جامعه بشرى را به سوى فضايل انسانيت و كمال، راهنمايى مىنمايد.معارف درخشان اسلام و احكام قرآن موجب سرشكستگى بلكه كورى چشم عيبجويان و دشمنان اوست.در عظمت اين كتاب مقدس و آورنده آن همينقدر كافى است كه بگوييم اعراب وحشى و باديهنشين را با نداشتن هيچگونه امتياز و داشتن هرگونه رذايل اخلاقى به درجه سعادت بلكه در رديف معلمين بشريت در آورده است.
37 ـ «پرنس ژاپونى بورگيز» مورخ ايتاليايى:مسلمين همينكه در پيروى قرآن و خواندن آن و عمل به قوانين و احكامش سستى نشان دادند نيروى سعادت و فرشته سيادت نيز با اين بىاعتنايى از آنها دور شد و آن همه عزت و قدرت و خرسندى و عظمت از افق حيات آنها رخت بربست و به جايش اهريمن اسارت و بندگى جانشين شد.دشمنان از اين فرصت استفاده كردند و بر آنها تاختند و حلقهوار چون ميكروبهاى اجتماع آنها را در ميان گرفتند و آنها را به روزگار كنونى اسير و مقيد ساختند.آرى اين همه بدبختيها و تيره روزيهاى مسلمين از مراعات نكردن قوانين قرآن بوده.در اين امر بزرگ هيچ گناهى متوجه اسلام (قرآن) نيست آيا حقيقتاً چه ايرادى را مىشود برآيين پاك گرفت!
38 ـ دكتر «موريس» فرانسوى:محققاً قرآن بهترين و برترين كتابى است كه قلم صنع و دست هنر ازلى براى بشر ظاهر ساخته است.
39 ـ پرفسور ادبيات عرب و استاد تاريخ تمدن اسلام در دانشگاه ناپل ايتاليا بانو دكتر «لورا واكيسا واگليرى» رسالهاى به نام پيشرفت سريع تعاليم اسلام نوشته كه در قسمتى از آن چنين آمده است:ما در اين كتاب (قرآن) گنجينههايى از دانش را مىبينيم كه مافوق استعداد و ظرفيت باهوشترين اشخاص و بزرگترين فيلسوفان و قويترين رجال سياسى است.
40 ـ دانشمند معروف آنتروپولوژى (انسان شناسى)، استاد دانشگاه ايالت پنسلوانيا «كارلتون اس كون» آمريكايى در كتاب خود به نام كاروان مىنويسد:يكى از مزاياى عظيم قرآن بلاغت آن است. قرآن هنگامى كه درست تلاوت شود چه شنونده و به لغت عرب آشنايى داشته باشد و آن را بفهمد يا نداشته باشد و آن را نفهمد تأثير شديدى در او گذاشته در ذهنش جاگير مىشود. اين مزيت بلاغتى قرآن ترجمه شدنى نيست.
«بخش سوّم»
ذكر گزيدهاى از معماهاى قرآنى
با توجه به اينكه ذكر سؤال و معما مىتواند كمك شايانى به تفهيم مطلب مورد نظر بنمايد، سعى نموديم بخش سوم را به ذكر برگزيدهاى از معماهاى قرآنى اختصاص دهيم باشد كه مورد نظر خوانندگان عزيز قرار گيرد.
1 ـ سورهاى از قرآن كه همنام يكى از جنگهاى پيامبر(صلى الله عليه وآله)مىباشد.
2 ـ سورهاى از قرآن كه نامش، نام قبيله پيامبر(صلى الله عليه وآله) مىباشد.
3 ـ سورهاى از قرآن كه به نام يكى از اعياد مسلمين است.
4 ـ سورههايى را كه درباره زمانهايى از شبانه روز هستند نام ببريد.
5 ـ سورههايى كه نام آنها از اولين كلمه همان سوره گرفته شده است كدامند؟
6 ـ نام سورههايى كه تعداد آيههاى آن برابر با عدد امامان معصوم(عليه السلام)است ذكر كنيد.
7 ـ سورهاى را نام ببريد كه حرف فاء در آن نباشد.
8 ـ چهار نام ديگر سوره «حمد» را ذكر كنيد
9 ـ اسم چند سوره از قرآن كه اگر از آخر بخوانيم به همان حالت اوّلى خوانده مىشود (مثل درد در زبان فارسى)
10 ـ اسلحه دانشمند نام يكى از سورههاى قرآن است.آن سوره كدام است.
11 ـ نام يك سوره يك حرفى را بيان كنيد.
12 ـ نام دو سوره دو حرفى را بيان كنيد.
13 ـ يكى از سورههاى قرآن كه نام يكى از فروع دين است.
14 ـ چند پيامبر كه نامشان در قرآن ذكر شده و باهم نسبت پدر و پسرى داشتهاند.
15 ـ چند پيامبر را ذكر كنيد كه نامشان نام سورههاى قرآن است.
16 ـ نام مبارك پيامبر چند بار در قرآن آمده است؟
17 ـ اولين آيهاى كه نازل شد كدام است؟
18 ـ آخرين آيهاى كه نازل شد كدام است؟
19 ـ بزرگترين كلمه قرآن كدام است؟
20 ـ اولين حرف و آخرين حرف و كلمه وسط قرآن كدام است؟
21 ـ دو زن نمونه كه نامشان در قرآن ذكر شده كدامند؟
22 ـ كدام سوره از قرآن است كه سفارش شده زنها آن را بيشتر بخواند؟
23 ـ قسمتى از يك آيه در جزء سىام كه اگر از آخر خوانده شود به همان صورت خوانده مىشود.
24 ـ در دو آيه از قرآن تمام 28 حرف از حروف عربى آمده است.آن دو آيه كدامند؟
25 ـ سورهاى از قرآن كه در تمام آيات آن كلمه مبارك الله وجود دارد.
26 ـ بزرگترين و كوچكترين حيوانى كه در قرآن از آن نام برده شده است.
27 ـ در كدام جنگ 61 جمعيت كره زمين كشته شدند
28 ـ سيد و آقاى سورهها كدام است؟
29 ـ اولين گردآورنده قرآن چه كسى بود؟
30 ـ اولين كسى كه تمام قرآن را حركتگذارى و اعرابگذارى نمود چه كسى بود؟
31 ـ تعداد سورههاى مكى و مدنى را مشخص كنيد.
32 ـ اولين و آخرين سورهاى كه نازل شد نام ببريد.
33 ـ تعداد سورههايى كه ابتدايشان با حروف مقطعه شروع مىشود چند تا مىباشد؟ سه مورد را بيان كنيد.
34 ـ نخستين چاپ قرآن به وسيله غير مسلمين در چه سال و چه شهرى به چاپ رسيد.
35 ـ سورههايى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود مرا پير كردند نام ببريد.
36 ـ نخستين چاپ قرآن از سوى مسلمانان در چه شهر و كشور و زمانى صورت گرفت؟
37 ـ سجدههاى واجب قرآن چند تاست؟
38 ـ سجدههاى مستحبى قرآن چند تاست؟
39 ـ اميدوار كنندهترين آيه قرآن، كدام آيه و در چه سورهاى مىباشد؟
40 ـ كدام آيه از قرآن مىتواند /000/260/1 (يك ميليون و دويست و شصت هزار) ترجمه داشته باشد.نام سوره را نيز ذكر كنيد.
.: Weblog Themes By Pichak :.
